اولويت هاي رئيسي در حوزه سياست خارجي

تهران- ايرنا- سيد ابراهيم رييسي اهم برنامه هاي خود در حوزه سياست خارجي و در قالب دولت كار و كرامت را در صورت پيروزي در دوازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري تبيين كرد.

به گزارش ايرنا، مشروح اين برنامه ها كه در پايگاه اطلاع رساني انتخاباتي اين نامزد انتخابات رياست جمهوري انتشار يافته، به شرح زير آمده است:

** درحوزه سياست خارجي، با توجه به اصول سه گانه ترسيمي رهبر معظم انقلاب (عزت، حكمت و مصلحت) محورهاي اساسي، عبارت خواهد بود از:
1- امنيت از موضع اقتدار
2- صلح از موضع قدرت
3- مذاكره و ديپلماسي از موضع عزت و منفعت

** برجام
كشور آگاهانه و با هدف راستي آزمايي صداقت و رفتار آمريكا و غرب به «روند مذاكرات هسته اي» ورود كرد. برخلاف آنچه مردم ما انتظار داشتند نتيجه مذاكرات هسته اي از سال 92 تاكنون به رغم عبور از برخي خطوط قرمز، نتوانست گشايش وعده داده شده را در هزينه هاي زندگي و معيشت مردم ايجاد كند؛ بالعكس مردم شاهد تحميل تحريم هاي مازاد و ظالمانه و بدتر شدن وضع زندگي و كسب و كار خود هستند.
ما مثل قاطبه مردم ايران با اين نحوه مذاكره بدون نتيجه كه نتوانست منافع ملي ايران و رفع مشكلات و دغدغه هاي مردم را محقق كند، موافق نبوده ايم اما تداوم اين معامله را تنها در گرو التزام و تعهد عملي، مسؤولانه و برابر همه طرف هاي مذاكره كننده برجام مي دانيم. اقدامات غيرقانوني بويژه از جانب آمريكا در وضع تحريم هاي مازاد و نامربوط تا اين مرحله پايبندي طرف پيشنهاد دهنده مذاكرات را مخدوش نموده و انگيزه ها و مقاصد بدخواهانه آنها را براي مردم آشكار كرده است. آنها نه تنها خواهان به رسميت شناختن حقوق فناوري و اقتصادي ايران نبوده اند، بلكه اكنون روشن شده كه هدفشان از مذاكرات هسته اي فقط خلع يد از ايران و تحميل خواسته هاي مازاد و نامشروع بر مردم ما بوده است. در صورت اعتماد مردم در انتخابات به ما، در دفاع از حقوق ملت ايران قوياً اين «نقض عهدها» را كه خلاف متن و روح توافق و معاهدات بين المللي است پيگيري مي كنيم و هيچگونه تعهدي را نيز در قبال ساير توافقات مكتوب و غيرمكتوب پنهان و فرابرجامي دولت يازدهم نخواهيم پذيرفت. اجراي درست برجام و واكنش متناسب به زياده خواهي هاي هر طرف خارجي دستور كار ماست؛ لذا:
1- ما برجام را به مسير اصلي آن بازخواهيم گرداند.
2- اجازه نمي دهيم برجام به ابزار زياده خواهي و باج گيري از ملت ايران تبديل شود.
3- اجراي برجام را به نحوي مديريت مي كنيم كه انجام تعهداتمان با گرفتن حق مان برابري كند و متوازن شود.
4- بر هر طرف يا طرف هايي كه برجام را نقض كند، هزينه هاي مازاد تحميل مي كنيم.
5- به دشمنان مردم ايران و كشور اجازه نمي دهيم كه همزمان هم مسير «تعامل» و هم مسير «فشار» را پيش ببرند.
6- سياست «تعامل و فشار»ي كه مردم تاكنون شاهد آن بوده اند يك بازي «برد-باخت» براي ملت ما رقم زده است؛ ما اين مسير را به نفع مردممان باز مي گردانيم.
7- نحوه اجرا و پيشبرد برجام، تحميل شدني و حقوق مردم ايران، خوردني نيست.
8- دوران واگذاري امتيازات يكجانبه از جيب مردم ايران به بيگانه براي حفظ بقاي سياسي ديري نمي پايد و خيلي زود به پايان خط مي رسد؛ چرا كه اين مسير با ماهيت ظلم ستيز انقلاب اسلامي و روح عزت خواه ملت ايران در تعارض است.

** نفوذ منطقه اي ايران
قدرت و نفوذ منطقه اي ايران، آيينه انقلاب اسلامي و روح عزت خواه و عدالت طلب مردم ماست كه بر پيوندهاي قوي و ارزش هاي مشترك معنوي، فرهنگي و ديني ملت هاي منطقه استوار است. اين نفوذ معنوي و سياسي، امنيت ملي و روح دوستي و مودت را در منطقه اسلامي ما حفظ و تقويت نموده و بويژه از سوي ملت هاي زخم ديده از خنجر تروريسم صهيوني و به ظاهر تكفيري همواره مورد استقبال قرار گرفته است.
1- نفوذ منطقه اي ايران ضامن امنيت و رفاه كشور و مردم ما بوده و فداكاري هاي فرزندان اين ملت در آن سوي مرزها براي آسايش امروز و فرداي اين سرزمين است.
2- قدرت بازدارندگي ايران (اعم از موشكي) قابل مذاكره نيست.
3- صلح، ثبات و همزيستي پايدار در منطقه ما در سايه انسجام ملت و قدرت نيروهاي مسلح ما به دست مي آيد.
4- سالهاي قبل از برجام، اين دستاوردهاي بزرگ دفاع هشت ساله بود كه با قدرت بازدارندگي و حضور مؤثر منطقه اي خود، از تهديدات خارجي اعتبارزدايي كرد و آمريكا و غرب را سر عقل و ميز مذاكره آورد.
5- اين حضور مردم و قدرت و نفوذ ثبات ساز ايران در منطقه بوده كه سالهاست سايه جنگ را از سر ملت ايران برداشته و دشمن را از قلمروهاي ما دور نگه داشته است؛ اكنون اين گسترش نفوذ معنوي و سياسي همياري جويانه در منطقه است كه صلح و ثبات را در مقابل هجمه بي امان غرب و صهيونيزم همچنان حفظ كرده است.
6- نفوذ و حضور منطقه اي ايران مهمترين عامل درهم كوبي تروريسم تكفيري و آزاد سازي سرنوشت ساز شهرهاي بزرگي همچون حلب و موصل بوده كه همواره مورد استقبال و حمايت همسايگان و ملت هاي منطقه بوده است.
7- توانمندي هاي اساسي منطقه اي ايران در نقش ظرفيتي براي همكاري ها و ترتيبات دسته جمعي امنيت منطقه اي است؛ در عين حال در مقابل دشمني هاي راهبردي و ائتلاف سازي هاي خصومت آميز، سدي نفوذناپذير است.
8- ما، هر دست دوستي براي همكاري هاي منطقه اي و امنيت دسته جمعي را به گرمي مي فشاريم و در راستاي صلح و ثبات منطقه اي از آن استقبال مي كنيم.

** ديپلماسي اقتصادي
برخورداري از يك ديپلماسي فعال و پويا، ضرورت حل مشكلات اقتصادي داخلي است. ديپلماسي اقتصادي با تحرك بخشيدن هدفمند به مراودات و مناسبات متوازن و متناسب با همه كشورهاي برخوردار از ظرفيت هاي فني، تجاري، اقتصادي و علمي بايد بتواند به عنوان يك بازوي اقتصاد مقاومتي توليد محور با هدف رشد صادرات ملي بويژه از جانب بخش خصوصي و مردمي عمل كند. اولويت بخشي به كشورهاي همسايه و در حوزه پيراموني بويژه در آسيا از ضروريات فعال سازي بخش اقتصادي كشور و حركت همه جانبه براي خروج از ركود، بيكاري و تورم است. ايجاد توازن در مناسبات اقتصادي و تجاري با اروپا و آسيا بويژه روابط با قطب هاي آسيايي مثل كره، ژاپن، چين، روسيه و هند بسيار مهم اند.
1- فقدان دستور كار اقتصادي مشخص و منسجم دولت در سال هاي اخير براي حل مشكلات مردم، سياست خارجي و روابط اقتصادي خارجي را نيز عملا در خلاء رها كرده و روابطي نامتوازن و نامتناسب را براي كشور رقم زده است.
2- فقدان برنامه عمل اقتصادي و يك ديپلماسي اقتصادي فعال، عملاً زمينه را براي جنگ اقتصادي مالي آمريكا و شركايش عليه مردم ايران و زندگي روزانه آنها بازگذارده و همزمان عمليات نفوذ دشمن را تشديد كرده است.
3- در حال حاضر ظرفيت هاي اقتصادي و تجاري بسياري با كشورهاي گونا گون مغفول مانده و مناسبات اقتصادي ايران با بخش هاي مختلف جهان نامتوازن و يكسويه رها شده است.
4- ظرفيت همكاري هاي اقتصادي و تجاري با همسايگانمان در منطقه نه تنها عاملي براي تثبيت صلح و ثبات جمعي است بلكه در جهت رفع ركود، بيكاري و تورم داخلي و بهبود معيشت و كسب و كار مردم نقش مهمي ايفا مي كند.
5- ما با گسترش همكاري هاي اقتصادي و تجاري متقابلاً سودمند با قدرت هاي اقتصادي آسيايي، روابط اقتصادي كشور را از حالت يكسويه، تحميلي و پنهانكار (قراردادهاي محرمانه) كه عمدتاً به سود طرفهاي خارجي است، بيرون مي آوريم.
6- ديپلماسي فعال اقتصادي لازمه يك اقتصاد مقاومتي، توليد محور و صادراتي است كه مي تواند و بايد مزيت هاي نسبي ايران را نقد كند.
7- موافقتنامه هاي اقتصادي تجاري ترجيحي خصوصاً با همسايگان و با كشورهاي آسيايي، آمريكاي لاتين و آفريقايي براي شرايط كنوني ما فرصت آفرين است و سدي در برابر جنگ اقتصادي و تحريم هاي فعلي و آتي آمريكا و شركا عليه ايران است.
8- فقدان ديپلماسي اقتصادي، غفلت از كار با خيل عظيم بازيگران و اتلاف وقت كشور با دلمشغولي هاي كاذب برجام، عامل روابط خارجي نامتوازن موجود و تشديد كننده بسياري از مشكلات مضمن معيشتي و رفاهي است كه در حال حاضر مردم ما با آن دست و پنجه نرم مي كنند.

** مناسبات هدفمند خارجي
ارتباطات و مراودات هدفمند با همه قدرت هاي بزرگ و كوچك، لازمه يك ديپلماسي با دستاوردهاي محسوس و فراگير است. پيشبرد گفت وگوهاي مستمر با همه بازيگران منطقه اي و جهاني جهت پيشگيري از خطرات، تهديدات و بهره جويي از فرصتها و ايجاد شرايط مغتنمي كه از طريق اقدامات پيشگيرانه و پيش دستانه راهبرد محور، بتواند امنيت و منافع ملي و حقوق و رفاه شهروندان ما را بيش از پيش تأمين كند، نياز امروز و فرداي سياست خارجي كشور است. همكاري نزديك و متقابلاً سودمند با همه همسايگان و بسترسازي دراز مدت براي آن، با هدف حفظ دستاوردها و تعميق صلح و ثبات منطقه اي، اولويت اول است.
ارتباطات هدفمند خارجي در كليه سطوح كاري با كشورها كه برجام و تعامل سازنده با غرب نتوانست انجام دهد و نتيجه معكوس به بار آورد، مي تواند ضمن تأمين منافع ايران در جهت برخورد با ايران هراسي و اسلام هراسي به نفع مؤثري عمل كند. در مناسبات هدفمند خارجي هيچ كشوري چه كوچك و چه بزرگ نبايد و نمي تواند از جدول محاسباتي ما خارج شود و هركدام داراي سهمي به تناسب از كنش و وا كنش متقابل سودمند است.
1- سياست خارجي بدون راهبرد و بدون شناخت از ماهيت سياست بين الملل سيال كنوني ما را به متغيري از اقدامات و سياست هاي ديگران مبدل كرده و در وضعيت انفعال، واكنش و اغلب سكوت كشانده تا تنها سيماي مبادي آداب بودنمان را به هزينه همه مردم ايران حفظ كنيم.
2- صرف تماس، گفت وگو و لبخند را نمي توان بدون درك شرايط متحول زيست بين المللي و تبعيت از يك استراتژي هدفدار ملي، ديپلماسي كارآمد به حساب آورد؛ ديپلماسي كارآمد با دستاوردهاي محسوس آن براي همگان شناخته مي شود.
3- ما ضمن حفظ روابط مان با اروپا و مجموعه غرب، همزمان آن را با گسترش همه جانبه روابط مان با ساير كشورها و قدرت هاي متوازن و فعال خواهيم ساخت.
4- اولويت راهبردي ما، كار و مراوده با همسايگان و كشورهاي دوست خواهد بود؛ ما ظرفيت هاي همسايگي را در يكي از راهبردي ترين مناطق جهان از نو احيا مي كنيم؛ اين رويكرد هم امنيت و هم منافع اقتصادي و تجاري ايران را به نفع مؤثرتري تأمين خواهد كرد.
5- ارتباطات خارجي ما نه تأثيرپذير از دستور كار و تبليغات ديگران، كه مبتني بر اولويت منافع اقتصادي و امنيتي ايران خواهد بود.
6- تعاملات سياسي و همپوشاني و هم افزايي ظرفيت هاي اقتصادي تجاري با مجموعه ها و بلوك هاي اقتصادي منطقه اي و آسيايي، آنهم در شرايط انتقال مراكز تصميم گيري جهاني از غرب به شرق را با جديت و با هدف ارتقاي منافع ملي دنبال مي كنيم.
7- روابط خارجي ايران را با هدف رفع گرايشات ايران هراسي و اسلام هراسي كه توطئه مشترك صهيونيزم و غرب افراطي است، از نو بازتعريف مي كنيم. دوراني كه كشورها موضع تخاصم راهبردي عليه ايران اتخاذ كنند و يا به فضاي ايران هراسي و اسلام هراسي به طور مستقيم و غير مستقيم دامن بزنند و همزمان از منافع ناشي از تعامات اقتصادي با ايران بهره مند شوند به سر آمده است؛ جمهوري اسلامي ايران ديگر كشوري براي سواري رايگان ديگران نخواهد شد.
**1023**1504**1551**خبرنگار: ابوالقاسم تيموري**ناشر: علي پاينده

سرخط اخبار سیاست