اشعار مولانا؛ دیباچه ای از صلح و دوستی

تهران- ایرنا- مولانا از شاعران و ادیبان نامدار و بزرگ ایران زمین است كه با خلق اشعار، غزلیات و حكایت هایی زیبا و دلنشین مرزهای جغرافیایی را درنوردید و با برخورداری از اندیشه هایی نافذ با نگارش دایره المعارف هایی ماندگار، آرمان شهر صلح و دوستی را در انظار بشر ترسیم كرد.

به گزارش گروه اطلاع رسانی ایرنا؛ همایش 2 روزه مولانا با موضوع «صلح از نظرگاه مولانا» و با همكاری سه كشور ایران، تركیه و افغانستان در هشتم و 9 دی، در كتابخانه ملی برگزار خواهد شد. این آیین از سال 1390 هر ساله به مناسبت بزرگداشت مولانا جلال‌الدین محمد بلخی به همت موسسه فرهنگی هنری سروش مولانا برپا می‌شود.

در همایش امسال مولاناشناسانی چون محمدعلی موحد، مصطفی ملكیان، امیر اكرمی، حمیدرضا توكلی و مهدی سالاری‌نسب از ایران، حجابی قرلانقیچ، عدنان قارا اسماعیل اوغلو و علی تمیزال از تركیه، اسدالله شعور، سرو رسا رفیع‌زاده، شكوفه اكبرزاده از افغانستان و نورعلی نور اف از تاجیكستان سخنرانی خواهند كرد.

پژوهشگر گروه اطلاع رسانی ایرنا به منظور بزرگداشت مقام فرهنگی و ادبی مولانا به گفت وگو با «حسینعلی قبادی» استاد زبان و ادبیات دانشگاه تربیت مدرس و رییس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی پرداخت.

** جهان عاری از خشونت از دیدگاه مولوی
نفی خشونت در آرمان شهر صلح، پیام محوری ادبیات تعلیمی فارسی به شمار می‌آید. بنای ادبیات عرفانی بر ژرف‌كاوی، غور و غوص آدمی در شناخت ژرفای نفس، لایه‌های روح و ماهیت خویشتن او و نیازها و چالش‌های وی استوار است. از این نظر، تاریخ ادبیات ایران، گنجینه‌هایی بسیار دارد كه در مقایسه كلّی با ادبیات جهان، غنی‌تر و غالباً عمیق‌تر به نظر می‌رسد.

ادبیات فارسی قطع‌نظر از بخش‌های عرفانی كه محوری‌ترین درونمایه آن تعالی روح و كمال وجود آدمی را تشكیل می دهد، سویه دیگر ادبیات فارسی یعنی وصف، حكمت و اندرزها آن نیز بیشتر حاصل تعامل و آمیزه فرهنگ‌ها، باورها، آیین‌ها، اسطوره‌ها، كهن الگوها و آموزه‌های دینی در جغرافیایی بسیار بزرگ و برجوشیده از كنش‌های طوایف گوناگون به شمار می رود كه خود ظرفیت‌ها و پیام‌هایی بلند از چالش‌های مداوم انسان‌هایی متفكر، بزرگ و ادیب را با خود به تمام انسان‌ها در همه عصرها منتقل می‌كنند و پیام پرجاذبه ای برای جهانیان خواهد داشت.

از دیدگاه مولوی تا وقتی خود انسان به مقام سلم، آرامش و سكونت نرسیده باشد نمی‌تواند دستگیر دیگران باشد. چنان كه توماس آكومپیس قدیس معروف مسیحی انسان‌ها را به سه دسته تقسیم می‌كند: افرادی كه با خود و دیگران در صلح می‌مانند و نیز شماری كه نه با خود در صلحند و نه دیگران را مجال آسایش می‌دهند و برخی دیگر كه با خود در صلح‌اند و می‌كوشند تا دیگران را به آرامش رهنمون كنند. به واقع مولانا به این مقام رسیده است.

** ژرف اندیشی در مثنوی؛ حاصل روح فعال و حقیقت بین
ژرف اندیشی و اصالت تجربه زندگی در مثنوی حاصل روح فعال، حقیقت بین و شخصیتی است كه این جرات را به انسان می دهد كه كلام او را عمیق ترین متن عرفانی منظوم ادب فارسی به شمار آورد. در عصر مدرن نیز ده ها تن از دانشمندان و ادب دوستان جهان چون هانری كربن، نیكلسون و آنه ماری شیمل و ... تمام عمر خویش را در كند و كاو و فهم لایه‌های فنی و درك لذت شهودی و عرفانی آثار سهروردی و مولوی مصروف داشته‌اند.

دلیل عمده و نقطه مركزی این جاذبه‌ها صلح مداری، انسان دوستی، تساهل و مدارا به شمار می رود كه میوه و نتیجه نگاه اشراقی، شهودی، اسطوره‌ای و عرفانی است. اگر بنا باشد یك پیام از مجموعه سخنان روح بخش مولوی استخراج شود و به واسطه همان، مولوی؛ انسانی بی مرگ، بی‏مرز و جهانی شناخته شود، پیام صلح و دوستی اوست. مولوی، صلح را راز تمام آرامش و انسانیت می داند و اعتقاد دارد كه هر فردی كه ارزش صلح را درك كند به آرمانشهر انسانی خواهد رسید.

** شرط امنیت بخشیدن به دیگران؛ رسیدن به مرز آرامش و صلح
از دیدگاه مولوی، شرط امنیت بخشیدن به دیگران آن است كه خود گوینده به مرز آرامش و صلح جاودان رسیده باشد. زیرا ریشه ایمان در احساس امنیت و زیستن در فضای امن حاصل از ایمان و یقین است. با توجه به قرائن موجود، مولوی خود به این مقام رسیده بود. مولوی با نگرش كیهانی و جهان بینی انسانی خود بهشت دنیای آخرت را به جنت وجود این جهان پیوند می زند و می فرماید:
من كه صلحم دائماً با این پدر این جهان چون جنتستم در نظر

در یك نگاه كلان، می‏توان عوامل و دلایل ایجابی عنایت به زیست‌جهانِ مصلحانه را از دیدگاه مولوی در هفت اصل سِلم درون، زیست جهان شهودی، گفت وگومندی و مدارا‌جویی، عبور از خود و منیّت، نگاه عاشقانه به هستی و همذات پنداری با كیهان و طبیعت، درك درست اولویت زندگی و درك زیان‌های خشونت و فریب‌های خشونت طلبی طبقه‌بندی كرد.

** خودبینی؛ عامل گرایش به خشونت
او از جمله عوامل گرایش انسان به خشونت را در این می‏داند كه انسان، دچار وهم ناشی از خودبینی می‌شود؛ بنابراین به اموری دل می‌بندد كه شایسته تعلق نیستند. توصیه مولوی آن است كه انسان به كمك قوه استدلال و عقل به مبارزه‏ آن برود تا از شادی زدگی ناشی از خشونت و قدرت طلبی رها شود و بداند كه آنچه امروز اسباب شادی انسان است؛ فردا اسباب غم و فراق او خواهد و برای برهانی كردن این ادعا؛ انسان را به گذشته‏اش ارجاع می‏دهد و می‏گوید:
زانـچه گشتی شاد، بس كس شاد شد آخـر از وی جـست و همـچون بـاد شد
از تو هم بجهد، تو دل، بر وی منِه پیـش از آن كـو از تـو بجـهد، تو بـجـه

لذا در تحلیل رفتار انسان به خشونت‌مداران ظاهر‌بین هشدار می‏دهد كه از تكیه بر اسباب ظاهری و عوامل بیرونی پرهیز كنند و به عمق ضمیر و نهان خویش رجوع كنند.

آدمی همواره در درون خود مبارزه 2 نیروی خیر و شر را نظاره می‏كند. از طرفی، عقل او را به ترك لذات دنیوی و پست و كوشش برای صلح و مدارا هدایت می‏كند و از جهتی دیگر نفس، او را به سمت شهوانیات و خواسته‏های زودگذر دنیا و در نتیجه خشونت گرایی بر می‏انگیزد. عارفان، صوفیه و حكما، منشأ تمام اعمال ناپسند را نفس‏اماره می‏دانند. از آنجا كه نفس‏اماره جلوه‏های گوناگون دارد، برای غلبه بر آن باید جنبه‏های متغیر آن را بشناسیم. مولوی تشبیهات مختلفی برای نفس‏اماره به كار بسته است.
صد زبان و هر زبانش صد لغت زرق و دستانش، نیاید در صفت
مدّعیِ گاو نفس آمد فصیح صد هزاران حجت آرد ناصحیح
شهر را بفریبد الا شاه را ره نتاند زد شهِ آگاه را
نفس را تسبیح و مصحف در یمین خنجر و شمشیر اندر آستـین
سوی حوضت آورد بهر وضو واندر اندازد تو را در قعر او

عوامل خشونت زایی از دیدگاه مولوی شامل 10 اصل ابزار انگاری عالم، نادانی و توهم زدگی، پرهیز از خرد جمعی، فخر فروشی، حسد‌ورزی، بی‌توجهی به حقیقت عالم، افراط به خوشگذرانی و مصرف زدگی و نداشتن قناعت، شهوت پرستی، شهوت گرایی و خودخواهی فردگرایانه است.

پژوهشم**2059**9131