۱۶ بهمن ۱۳۸۴، ۰:۰۱
کد خبر: 9767262
T T
۰ نفر
پرونده هسته ای ایران در ستون تحلیلی مطبوعات داخلی # تهران ، خبرگزاری جمهوری اسلامی 16/11/84 هسته ای.آژانس.قطعنامه.شورای امنیت. صدور قطعنامه شورای حکام و گزارش پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل موضوع مقاله های پنج روزنامه آفتاب یزد، ایران، جام جم، رسالت و کیهان قرار گرفته است. روزنامه آفتاب یزد در ستون سرمقاله باعنوان "استفاده از همه ظرفیتها" به بررسی وضعیت جدید پرونده هسته ای ایران پرداخته است. سرمقاله نویس روزنامه در مورد گزارش پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت می نویسد: "شکستن سنت اجماع و تن دادن کشورهای بانفوذ به "تصویب با رای اکثریت" به جای "اجماع" نشان داد که قدرتمندان جهانی در مقابله با حق قانونی ایران برای دسترسی به تکنولوژی هسته ای، مصمم هستند و رای مثبت کشورهایی همچون روسیه، چین و هند به این قطعنامه نیز نشان داد که بسیاری از کشورها، علیرغم برخی شعارها و ادعاها، تنها در روش برخورد با یکدیگر متفاوت هستند و لذا ملت ایران باید بیش ازپیش به قدرت خود برای احقاق حقوق ملی تکیه کند. ... عدم مخالفت آفریقای جنوبی و اندونزی که اخیرا طرف مذاکره مقامات وزارت امور خارجه ایران بودند و نیز رای مثبت هند به قطعنامه ضد ایرانی نشان داد که با طرف های مذاکره با ایران، از صداقت کافی برخودار نیستند و یا بعضی مسوولان و رسانه های ایران دچار خوش بینی مفرط هستند به طوری که تا آخرین لحظات نیز برانتقال خوش بینی های خود به جامعه اصرار دارند، که نتیجه هر دو فرض یکی است". نویسنده در ادامه معتقد است: "البته عدم حاکمیت منطق بر برخی مجامع جهانی، چیزی از تاثیر آنها بر سرنوشت کشورها و ملت ها نمی کاهد واگر در این مقطع، حداکثر هوشیاری را به خرج ندهیم و از همه ظرفیت های موجود استفاده نکنیم، قطعا هزینه های زیادتری بر کشور و مردم تحمیل خواهد شد. در چنین شرایطی ملت وظیفه دارد به هر طریق ممکن، عزم ملی خود را به نمایش بگذارد و پیام خویش را به جهانیان مخابره کند که هیچ کس حق ندارد یک ملت را از حقوق طبیعی محروم نماید". نگارنده با اشاره به دفاع آحاد مردم از حق برخورداری ایران از انرژی هسته ای معتقد است: "اگر تصمیم گیران اصلی پرونده هسته ای، با تغییر روش گذشته، فراخوان عمومی بدهند و در مرحله تصمیم سازی از تمام ظرفیت کارشناسی داخلی استفاده کنند، بی شک عبوراز مرحله حساس فعلی باکمترین هزینه ممکن و حداکثر دستاورد متصور امکان پذیر خواهد بود. علاوه بر به میدان آوردن نخبگان و طلب همیاری آنها برای به میدان آوردن مردم و نمایش عزم ملی، دولت مردان ایرانی وظایف دیگری نیز به عهده دارند. آنها بایستی بامرور گذشته، عوامل پیروزی ساز را شناسایی و اقدامات و اظهارات منجر به تضعیف موقعیت ایران و تقویت مواضع دشمنان رانیز شناسایی نمایند. آنها باید ابتدا خود را قانع و سپس به اقناع ملت بپردازند که آیا واقعا برخی از موضعگیری های آنها به ویژه نسبت به مسایل مرتبط با سایر کشورها در شرایط فعلی ضرورت داشته یا نه ؟ آنها باید خود و مردم را قانع کنند که تکرار برخی مواضع که بهانه های کافی به دست مخالفان ایران داده و می دهد، تا ایران را جنگجو معرفی و هدف فعالیت هسته ای را دسترسی به سلاح هسته ای برای رسیدن به آن اهداف آرمانی معرفی نماید، هیچ هزینه و تاثیری بر سرنوشت پرونده هسته ای نداشته و یا اگر تاثیری داشته است، دستاورد آن اظهارات بیش از هزینه های مربوطه بوده است". در ادامه مطلب آمده است: "دبیر شورای عالی امنیت ملی، هفته گذشته در مصاحبه با رسانه های داخلی و خارجی به نکته مهمی اشاره داشت: "در عالم سیاست گاه باید از ظرفیت های دشمن نیز استفاده کرد" اکنون باید از گوینده این عبارت هوشمندانه سوال کرد که آیا این منطق در مذاکرات هسته ای هم مورد توجه قرار گرفته است ؟ دکتر حسن روحانی درآخرین گزارش خود از پرونده هسته ای چنین آورده بود: "مدعی اصلی علیه ایران درموضوع هسته ای، آمریکااست و قابلیت این کشور برای مقابله یا مصالحه در این مورد، به مراتب بیش از دیگران است". کسی که معتقد است باید از ظرفیت دشمن نیز برای پیشبرد اهداف ملی بهره گیری کرد، آیا اکنون بنا ندارد توصیه سلف خود در شورای عالی امنیت ملی را مورد توجه قرار دهد؟ تحلیلگر روزنامه آفتاب یزد در پایان می نویسد: "مسوولان پرونده هسته ای می توانند مطمئن باشند که دسترسی به فن آوری هسته ای، خواسته ای ملی است و مردم حاضرند هزینه های ضروری و نه هزینه های ناشی از بی دقتی در اظهارات و اقدامات برخی مسوولان را بپردازند". روزنامه ایران در ستون سرمقاله با تیتر "اینک، ایران مدیریت می کند" اوضاع پرونده هسته ای را مورد ارزیابی قرار داده است. نگارنده کیفیت رای کشورها به قطعنامه شورای حکام راچنین تحلیل می کند: "این که شورای حکام رای به "گزارش" و نه "ارجاع" پرونده ایران به شورای امنیت که خواست اول قدرت های فشار بود، داد و نتوانست به اجماع برسد، ابتدا به این معنی است که غربی ها قادر نشدند به رغم همه تلاش ها،اعضای شورای حکام را به "ارجاع" پرونده ایران به شورای امنیت متقاعد کنند و دوم، کانال های دیپلماتیک همچنان باز است و این گزارش دهی به معنی ورود دیپلماسی به مرحله تازه ای در دو زمین شورای حکام آژانس بین المللی انرژی هسته ای و شورای امنیت است، اما محور اساسی همچنان شورای حکام خواهد بود". مفسر روزنامه ایران با مرور بر راه طی شده در چندسال گذشته می نویسد: "از همان ابتدا که دور تازه فشارها به شورای حکام برای برخوردی سیاسی با پرونده ایران شروع شد، تحلیلگران مطرح ساختند که این فشارها برای آن به ایران وارد می شود که قدرتهای بزرک قادر به برقراری تعاملی سازنده با این کشور در تعاملات جهانی و منطقه ای مانند عراق، افغانستان و فلسطین اشغالی نیستند و اصرار ایران بر حق مردم فلسطین در انتخاب حکومتی برخاسته از آرای آنها به ایران امکان می دهد تا بازی را مدیریت کند وگر نه ایران عضو پیمان ان.پی.تی و متعهد به آن است و هیچ گزارشی تاکنون دایر بر انحراف برنامه های آن از پیمان، ارائه نشده است و اگرایران این موضع را نمی داشت، هم شورا و هم کشورهای بزرک، مانند برزیل، هند، پاکستان، مصر، کره جنوبی و مهمتر از همه اسرائیل با انباری از سلاحهای هسته ای، چشمان خود را به روی برنامه های هسته ای آن می بستند". سرمقاله نویس روزنامه ادامه می دهد: "در آینده باید دید دبیرکل آژانس که بارها بر عدم انحراف برنامه های هسته ای ایران از پیمان ان.پی.تی تاکید کرده، تا چه حد قادر است فشارهای سیاسی را از سازمانی تخصصی که در راس آن قرار گرفته است، دور کند و وجاهت و اعتبار این سازمان تخصصی را قربانی مطامع سیاسی برخی قدرتها نکند". پیش بینی تحلیلگر روزنامه در مورد آینده پرونده ایران چنین است: "شورای امنیت به دلایل عدیده نمی تواند برای رسیدگی به پرونده برنامه های هسته ای ایران، دارای صلاحیت باشد که عمده دلیل آن عدم تخلف ایران از مقررات و پیمانهای جهانی است. ایران در همکاری گسترده با آژانس، اثبات کرده است که هیچ برنامه پنهان هسته ای ندارد و آنچه به دنبال آن است، صرفا بهره برداری صلحآمیز از انرژی هسته ای می باشد و این حق همه کشورهای عضو پیمان ان.پی.تی از جمله ایران است". در ستون یادداشت روزنامه جام جم نیز موضوع هسته ای ایران با تیتر "لزوم تدوین سیاسی هسته ای ملی" مورد بررسی قرار گرفته است. یادداشت نویس روزنامه بامروری بر شیوه رفتار غرب با عراق و لیبی و کره شمالی معتقد است : "پس ایران برخلاف کره شمالی نه حیاط خلوت چین و روسیه محسوب می شود که این کشورها بخواهند خطر برخورد سیاسی با غرب را به جان بخرند. چنان که همراهی پکن و مسکو با غرب در صدور قطعنامه علیه ایران این موضوع را ثابت کرد و نه می توان با تهدید یک حمله هسته ای آن گونه که کره شمالی از آن سخن می گوید به فشارهای غرب پاسخ داد، چرا که اصولا در دکترین امنیت ملی کشور دستیابی به سلاحهای هسته ای جایی ندارد لذا: 1ـ دستیابی به راه حلی که هم حقوق حقه جمهوری اسلامی ایران را در داشتن فناوری صلحآمیز هسته ای ایران به شورای امنیت وارد فاز جدیدی شده دور کنند، ضروری است. تهران باید با حرکتی هوشمندانه هم از دادن بهانه به طرف مقابل برای تشدید سخت گیری های سیاس جلوگیری کند و هم عزت و اقتدار ایران حفظ شود. لذا اگر قرار است تعلیق ها شکسته شود تمامی جوانب امر سنجیده شود. 2ـ سیاست نگاه به اروپا باتوجه به رویکرد غیرقابل پذیرش 3کشور اروپایی و سیاست نگاه به شرق با توجه به رای موافق هند، چین و روسیه به قطعنامه شورای حکام علیه ایران نشان دهنده این مهم است که هر دو سیاست غیرقابل اتکاست و ایران نیازمند سیاست هسته ای جدیدی است، سیاستی که می توان آن را بر پایه نظر و خواست مردم کشورمان بنیان نهاد. هر چند که مردم با حرکتهای اخیر خود بر این امر صحه گذاشته اند که جمهوری اسلامی ایران نباید از حق خود در داشتن فناوری صلحآمیز هسته ای کوتاه بیاید. 3ـ با توجه به این که روسیه همچنان بر طرح خود تاکید دارد. لااقل برای برون رفت از بن بست فعلی بررسی جدی این طرح در کوتاه مدت و نه بلند مدت بی فایده نیست. خصوصا این که می توان در عوض پذیرش این طرح تضمین های بیشتری چه از روسیه و چه از اروپایی ها دریافت کرد. نیروگاه بوشهر هنوز کامل نشده و به ناچار به کمک روسیه نیاز داریم. فقط این همسایه راهبردی می تواند کشور را در گامهای بعدی یاری کند". روزنامه رسالت هم در ستون سرمقاله باتیتر "پایان بازی اتمی" می نویسد: "قطعنامه دیروز شورای حکام درباره پرونده صلحآمیز هسته ای، به بازی اتمی سی ماه غرب با فعالیت هسته ای و اعتبار و پیشرفت ایران اسلامی پایان داد". نگارنده در ادامه می نویسد: "قطعنامه دارای آثار و پیامدهای زیر است: - خروج اروپا از دور مذاکرات اتمی - منتفی شدن طرح غنی سازی اورانیوم در خاک روسیه - تضعیف بیش از پیش جایگاه حقوقی و فنی آژانس اتمی - ایجاد سوال و تردید جدی درباره جایگاه و استقلال عمل کشورهایی مانند روسیه، چین و هند در عرصه روابط بین الملل و در نزد افکار عمومی به ویژه ملت های مسلمان - تضعیف پیمان ان پی تی - ایجاد مشکلات و موانع جدی در مسیر همکاری اتمی تهران با جامعه جهانی و آژانس - ضرورت بررسی خروج ایران از پیمان ان.پی.تی - لغو همکاری های داوطلبانه برپایه مصوبه مجلس شورای اسلامی مفسر روزنامه معتقد است "با این حال و با قطعنامه سیاسی و غیر حقوقی شورای حکام، تکلیف دولت و ملت ما با بازی اتمی غرب مشخص و روشن است: - با لغو همکاری های داوطلبانه پایان این بازی رسما اعلام شود - بازرسی های آژانس اتمی از تاسیسات هسته ای کشورمان محدود شود - غنی سازی اورانیوم که خواست و اراده سیاسی ملت است از سر گرفته شود - در راهپیمایی 22 بهمن ملت بزرک و رشید ایران اسلامی یکصدا و برای بار دیگر حمایت خود را از غنی سازی اورانیوم در خاک ایران اعلام کند" روزنامه کیهان هم در ستون یادداشت روز با تیتر "نقطه، سر خط" به ارزیابی قطعنامه دیروز آژانس پرداخته است. ارزیابی یادداشت نویس روزنامه از اقدام اخیر شورای حکام چنین است: "این اتفاق از منظر منافع ملی ما بی اهمیت تر ازآن است که بخواهد بدل به مسئله اول امنیت ملی و سیاست خارجی ایران شود، اگرچه می توان پیش بینی کرد رسانه های خارجی و بوق چی های داخلی آنهاچنین هدفی را تعقیب خواهند کرد". تحلیلگر روزنامه درادامه معتقد است: "اما اکنون سوال این است که آیا ایران الزام حقوقی برای پذیرش چنین درخواستی از جانب دبیرخانه داشته است ؟ بانیان قطعنامه خوب می دانند تنها چیزی که ایران به آن متعهد است، این است که در مقابل قصورهای خود "اقدامات اصلاحی" انجام دهد و این کار را به سرعت و با وسواس تمام انجام داده و تاییدیه آن را در نوامبر 2004 از شورای حکام گرفته است". "از چه چیز سخن می گوییم ؟ نزاع میان ما و غربیان یک مسئله فنی- حقوقی نیست که با امثال این استدلال ها بتوان آن را حل و فصل کرد، اگر چنین بود همان روزها و هفته های اول ماجرا فیصله یافته بود. اکنون باید خداوند را شاکر بود که شمشیر داموکلس شورای امنیت بالاخره فرود آمد. برای ایران موقعیتی بهتر از این نمی توانست دست دهد که در آن آشکار شود غرب در مقابل ایران تا چه حد ناتوان است. تهدید شورای امنیت شاید کمی هراس انگیز بود اما اجرای عملی این تهدید فقط یک مضحکه خواهد بود و چه خوب که این صحنه خوشمزه هرچه زودتر آراسته شود". تحلیلگر روزنامه کیهان معتقد است: "غرب اکنون وارد فاز برخورد باایران شده است. این برخورد البته هرگز به درگیری (تحریم یا...) نخواهد انجامید اما تا سر حد درگیری ادامه خواهد یافت ؟ درست در آستانه برخورد، می توان پیش بینی کرد که معامله ای صورت بگیرد. معامله ای که به ناچار از فرمول "برد- برد" تبعیت می کند و پیش فرض نهفته در پس آن این است که هیچ یک از دو طرف علاقه ای به درگیری ندارند و هزینه های آن را غیرقابل تحمل می دانند. درفاز برخورد، ویژگی اصلی این است که هر طرف اول کوتاه بیاید، باید تمام هزینه منازعه را بپردازد. پس چاره ای جز مقاومت نیست. شکل مقاومت در فاز برخورد نیز لاجرم باید از الگوی "گام های متقابل" تبعیت کند، یعنی در مقابل هر قدم غرب متناسب با آن ما باید قدمی برداریم. جمهوری اسلامی ایران این الگو را به طور کامل طراحی کرده است. غربی ها خوب می دانند ما اهرم های بسیاری "خصوصا در منطقه" داریم که هنوز حتی به آنها دست هم نزده ایم. اما آنها بعید است جز این آخرین تیر که هدر دادند، چیز دیگر در ترکش داشته باشند. 1353/ 1747
۰ نفر