۲۸ اسفند ۱۳۸۵،‏ ۰:۰۱
کد خبر: 9747449
۰ نفر
نگاهی به روایت های مردم شناسانه از سنت های نوروزی # تهران، خبرگزاری جمهوری اسلامی 28/12/85 داخلی.اجتماعی.نوروز از:ماهرخ غلامحسین پور از آغاز خدا بود و کلمه بود، "هابیل" بود و "قابیل" بود ، پیش از آن "حوا" بود که در خیال بهشت قدم می زد، حسرت کوچه باغهای بهشت حوا را در این کره خاکی دلتنک کرده بود. خداوند باریتعالی تحمل اشکهای حوا را نداشت، به زمین و آسمان دستور داد شکفته و تازه شوند. نوروز شد و زمین خاکی اهورایی شد و لبخند روی لبهای زیبای حوا شکفت و کوچه باغهای بهشتی دوباره از نو تازه شدند. زیستن و آفرینش از نو پیدا شد و اهریمن و تاریکی از خانه زمین رخت بربست و آدمی فروتنانه در برابر باریتعالی سجده کرد. جهان در ششمین روز فروردین و عید بود که به کمال رسید و آفرینش آن پایان یافت رسید.در این روز بود که خداوند از آفرینش آسوده خاطر شد و روز اول را "نوروز" به نام خداوند یا همان (هرمزد) و روز ششم را به نام "خرداد" یا همان (امشاسپند) نامگذاری کردند. "ارباب خودم سلام علیکم ، ارباب خودم سرتو بالا کن ، ارباب خودم بزبز قندی ، ارباب خودم چرا نمیخندی ...." صدای جار و آواز "حاجی فیروز" یا همان "عمو نوروز" خودمان است، عمو نوروزی که متاسفانه کمتر کودک ایرانی او را می شناسد، همان کودکانی که شبهای کریسمس هوای "پاپانوئل" می کنند و این اسطوره غربی را به خوبی می شناسند. عمو نوروز با لباس قرمز و صورت سیاه شده توی کوچه پس کوچه های "شاه حمزه" و "پامنار" چه غریبانه دایره می زند. این گونه می گویند که تاریخ برگزاری جشن های نوروزی به چندین هزار سال پیش از مهاجرت آریاییها و به سرزمین باستانی ایران برمی گردد. آن گونه که باستان شناسان و اسطوره شناسان می گویند، الهه باروری (اینانا) که همسر "تموز" یا "دموزی" است، هوس می کند به زیرزمین برود، اما خواهر او که فرمانروای زیرزمین و بسیار حسود است، دستور می دهد که تمام جواهرات الهه باروری را بگیرند در آخرین مرحله ی گذر وی از زیر زمین، حتی گوشت تن الهه را هم می گیرند و پس از آن دیگر نه درختی می روید و نه گیاهی زنده می ماند. توافق می کنند حاجی فیروز را با دنبک و دایره و نی لبک به جای الهه ، به زیر زمین بفرستند تا الهه باروری دوباره به زمین بازگردد و عنصر رویش و باروری در زمین از نو زنده شود. پس از این تاریخ، نوروز ، جشن زندگی دوباره بهار و طبیعت و آفرینش مجدد زمین و آسمان و جشن بازگشت مجدد به زندگی شد. نوروز یا همان روز نو، زمان نو شدن و تجدید حیات در طبیعت و زندگی روزمره است. این روز ، روز آغاز رستاخیز مردگان و زندگان و نیز آغاز یک زندگی نوین و فصل مرک و وداع سرما و پلشتی و رویش عاشقانه گیاه است. در این فصل است که رستنی ها سر برمی آورند و مردم همراه با تغییر در طبیعت، با خانه تکانی ، غبار روبی و پلشتی زدایی از خانه و کاشانه خود و شکستن کوزه های سفالین و کهنه قدیمی ، سفید کردن دیوارهای چرکین خانه و نو کردن جامه و لباس، از سیاهکاری و پلشتی رو برمی گردانند و زندگی را از نو آغاز می کنند. در این روز است که همه چیز از کهنگی به نو شدن می رسد. در این روز است که مردم اغلب اوقات خود را در خانه ها و یا در میان اعضای خانواده و خویشاوندان می گذرانند وشبچرانی کرده،به مهربانی و رفع کدورتها می پردازند.
پس از تحویل سال نو، گمان بر این است که نخستین کس که پای در خانه می گذارد، پیام آور تندرستی ، نیرو ، شادکامی و فزونی است. در این روزها مردم به شادمانی و پایکوبی ، بازیها و نمایشهای گوناگون می پردازند. در سالهای قدیم نیز دراین روز مراسم کشتی پهلوانی ، اسب دوانی و نیز نمایش مبارزه میان ناتوانی و توانایی و مرک و زندگی برگزار می شد. یک مردم شناس معتقد است:دلیل تقدس عید نوروز آن است که این فرهنک و سنت دیرینه نه تنها پیش از اسلام و توسط ایرانیان و زرتشتیان باشکوه هر چه تمام تر برگزار می شد، بلکه پس از اسلام نیز توسط شیعیان پذیرفته و مقبول واقع شد. دکتر"نادر کریمیان سردشتی" گفت: قرآن هرگز خط بطلان بر صاحبان ادیان دیگر نکشیده است و از زرتشتیان نیز در ردیف صاحبان کتاب نام برده است و این دین در قرآن نیز به رسمیت شناخته شده است و این تایید افتخاری برای ایرانیان محسوب می شده است. وی افزود: در بین زرتشتیان پیش از اسلام، اعیاد نوروز و مهرگان دارای اهمیت ویژه ای بود که همراه با اعمال و رفتارهای مذهبی اجرا می شد و دارای آداب ویژه ای بود. این مردم شناس تصریح کرد:این عید اگر چه صبغه دینی نداشته است، اما این مراسم در روایات اهل تشیع به علت توجه قرآن به دین زرتشت و اعمال و مناسک این دین که با لفظ اهل کتاب از آن نام برده است، دارای ارزش و اهمیت ویژه ای بوده است. کریمیان سردشتی اظهار داشت: در احادیث نیز از قول امام صادق (ع) روایت شده است که "چون نوروز شود غسل کن و پاکیزه ترین جامه های خود را بپوش و به بهترین بوهای خوش خود را خوشبو گردان و در آن روز روزه دار". این استاد دانشگاه با اشاره به این که نوروز جزء محدودترین مناسک و اعیاد پیش از اسلام بود که هرگز محبوبیت خود را از دست نداد و روز به روز نیز بیش از گذشته مورد توجه مردم قرار گرفت، گفت: درباره نوروز و توجه به آن به کرات در کتابهای احادیث شیعه سخن گفته شده است. دکتر "کتایون مزداپور" نیز با اشاره به آیین های بسیار زیبایی که در ایام نوروز برگزار می شود، اظهار داشت: یکی از زیباترین رسمهای کهن زرتشتی در ایام عید نوروز افروختن آتش پیش از دمیدن آفتاب در روز اورمزد از ماه فروردین بوده است. این مردم شناس توضییح داد: در دل تاریک شب، بر روی بام کاهگلی خانه ها دانه دانه شعله های آتش سر برمی کشید و تقابل آسمان سیاه با شعله های آتش سرکشی که رو به آسمان زبانه می کشید، صحنه بسیار زیبایی را می آفرید. "این آتش برای آمرزش روح درگذشتگان افروخته می شد و در این موسم رسومات بسیاری وجود دارد که با هدف آشتی میان افراد و نیز همراهی و همپایی فرهنگی در میان اقوام و باورهای گوناگون برگزار می شد". یک مردم شناس دیگر نیز در خصوص آیین های نوروزی گفت: در این روز است که سفره هفت سین یا "خوان نوروزی " با حضور تمام اعضای خانواده گسترده می شود و هفت فرشته مقرب نیز از جهان مینوی به زمین فرود می آیند تا گرد نفاق و کدورت میان اعضای خانواده به صلح و دوستی و همبستگی مبدل شود. "علی بلوکباشی" افزود: در روز سیزدهم ، بعد از 12 روز که اعضای خانواده به دلجویی از هم پرداخته،به اجرای مراسم شادمانی و پایکوبی همت می گمارند سرانجام روز پیوستن به جامعه و حیات اجتماعی فرا می رسد. وی گفت: مردم، در روز سیزده، با گردشهای دسته جمعی و پناه گرفتن در دامن طبیعت و در آب انداختن سبزه های نوروزی، به بازی و شادی اجتماعی می پردازند. این مردم شناس افزود: با نگاهی به روایات دانشمندان سده های اولیه اسلامی در می یابیم که بیشتر بنیادهای جامعه و فرهنک شهرنشینی در نوروز بنا شده است و قهرمان و پدیدآورنده این فرهنک مدنی نیز "جمشید شاه" بود. وی ادامه داد: در کتب تاریخی آمده است که " آفتاب را دو دور است و یکی آن که 365 روز و ربعی از شبانه روز به اول دقیقه حمل بازآید، لیک در سال بعد بدین دقیقه نیامد و چون جمشید شاه آن روز را درک کرد و به احتساب آورد، آن روز را نوروز نام نهادند و جشن گرفتند. وی جمشید را "اسطوره رام کننده حیوانات ، نخستین حفرکننده چاه و قنات و نیز نخستین معمار" معرفی کرد و گفت: این جمشید بود که آتش را کشف و فلزات را استخراج کرد و هم او بود که فکر صنعتگری را در ذهن بشر ایجاد کرد. بلوکباشی به این نکته نیز اشاره کرد که: هم جمشید بود که چندین شهر ساخت و کشتی بر آبهای روان انداخت ، به داد نشست و نیز هم "جم" فرمانروای هفت اقلیم بود که زمین را آباد کرد و آفریدگان را ایمنی بخشید و داد گسترد. وی افزود: وجود تخت جمشید می تواند موید این ادعا باشد، زیرا تخت جمشید برای اقامت دائمی پادشاهی چون جمشید بسیار کوچک بود و این محل فقط مکانی برای اجرای آیین های نوروزی و جشنهای تشریفاتی نوروز و مهرگان بود و نمایندگان سایر ملتها نیز از مرز "سیحون" تا هندوستان در این مراسم با شکوه شرکت می کردند. در کتابهای تاریخی ذکر شده است که "جمشید از پروردگارش درخواست کرده بود تا این سرزمین را از سه عنصر پلید سپاه دشمن ، سال بد و دروغ بر حذر دارد و به این سرزمین برکت ، صلح و آرامش عطا کند". اجتمام/1777/1654

سرخط اخبار فرهنگ