۱۸ تیر ۱۳۸۸،‏ ۰:۰۱
کد خبر: 9303911
۰ نفر
بازخوانی نقشه دشمن در انتخابات دهم ریاست جمهوری # خبرگزاری جمهوری اسلامی 88/04/18 سیاسی.دشمن.انتخابات دفتر پژوهش و بررسیهای خبری-رضا گرمابدری:انتخابات دهم ریاست جمهوری ، دشمن را به طمع انداخت تا جایی که گمان می برد از رهگذر این انتخابات می تواند آنچه که طی سی سال گذشته از دسترسی به آن بازداشته شده بود را به دست آورد و هزینه سنگین و جبران ناپذیری را به نظام وارد کند. مجموعه رخدادهای پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم و در حین آن و پس از آن به سبب متفاوت بودن با انتخابات گذشته انتخابات ریاست جمهوری دهم را از ویژگی خاصی برخوردار ساخت. در انتخابات گذشته این امکان وجود داشت که با پایان انتخابات و مروری ساده بر آنچه گذشت، پرونده انتخابات را بست، حال آن که به سبب ویژگی های انتخابات دهم ریاست جمهوری نمی توان این گونه عمل کرد و به سادگی از موضوع انتخابات گذشت. انتخابات دهم دشمن را به طمع انداخت تا جایی که گمان می برد از رهگذر این انتخابات می تواند آنچه که طی سی سال گذشته از دسترسی به آن بازداشته شده بود را به دست آورد و هزینه سنگین و جبران ناپذیری را به نظام وارد کند. به سبب اهمیت این انتخابات لازم و ضروری است که این انتخابات به منظور کشف نقاط مبهمش بارها مورد بازخوانی قرار گیرد. در هر صورت از رهگذر این انتخابات نظام متحمل خساراتی شد و منافعی نیز به دست آورد و مناسب است با بازخوانی دقیق و سنجیده بر میزان منافع حاصل از آن بیفزاید. نوشتار حاضر درصدد پرداختن به این مهم است. از بازخوانی این انتخابات مشخص می شود که دشمن از چهار سال پیش کار خود را شروع کرد و در آستانه انتخابات توان رسانه ای اش را در خدمت این امر گذاشت و از رویکرد برخی گروه های سیاسی در داخل بهره برد تا با قرار دادن مردم در برابر نظام و هزینه کردن مردم به نفع موسوی و سازماندهی اراذل و اوباش بتواند به خواسته خود برسد، اما هوشیاری رهبری و به میدان آمدن به هنگام و موقعیت شناسی مردم که با وفاداری به نظام عجین شده بود مانع تحقق اهداف دشمن شد. چهار سال پیش انتخابات سال 84 فضای جدیدی را در برابر مردم ونظام قرار داد. از سال های پیش از آن منتقدین و مخالفین نظام که حرکت نزولی را برای نظام ترسیم کرده بودند، با استناد به انتخابات 2 خرداد 76 اعتقاد داشتند که نظام اسلامی با هر انتخابات ریاست جمهوری یک گام از کانون اصلی انقلاب دورتر می شوند تا جایی که می گفتند پس از خاتمی گزینه بعدی خارج از دایره نظام خواهد بود. این دیدگاه که از سوی داخلی ها مطرح شده بود دشمنان خارجی نظام را به وجد آورد و آنها را امیدوار ساخت که با پیشه کردن صبر و تحمل به زودی روزی را خواهند دید که رئیس جمهور ایران فردی خارج از دایره نظام باشد. از این رو آنها هم تحولات عرصه سیاسی ایران را با کنجکاوی و دقت رصد می کردند. آنها منتظر بودند که این تحول بزرک در انتخابات سال 84 صورت پذیرد اما برخلاف تصور آنها و منتقدین و مخالفین داخلی نظام فردی انتخاب شد که به کانون اصلی انقلاب بسیار نزدیک بود. احمدی نژاد فردی بود که به فرموده مقام معظم رهبری انقلاب را به مسیر اصلی اش بازگرداند. طبیعی بود دشمنان خارجی و منتقدین و مخالفین داخلی حضور چنین فردی را در مسند ریاست جمهوری تحمل نکنند. امر واقع شده دقیقا برخلاف تحلیل و پیش بینی کسانی بود که در داخل و خارج مقابل نظام ایستاده بودند. از این رو مخالفت و دشمنی با احمدی نژاد به عنوان فردی که با آمدنش تمامی آرزوهای آنها را برباد داد کاملا طبیعی بود. در طی چهار سال گذشته آنها هیچ گاه مخالفت خود با احمدی نژاد را انکار نکردند و بلکه برعکس آن را به روشنی و وضوح آشکار می کردند تا برای انتخابات سال 88 ذهن مردم را نسبت به احمدی نژاد آلوده سازند. آنها در همراهی با دشمنان نظام و احمدی نژاد لحظه ای درنک نکردند. دشمنی با احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور محبوب با نزدیک شدن به پایان دوره ریاست جمهوری بیشتر می شد و در واقع برنامه های اصلی برای انتخابات سال 88 تدارک شده بود. در این چهار سال رسانه های دشمنان خارجی و منتقدین و مخالفین داخلی بی محابا علیه احمدی نژاد و عملکردش فعال بود. رسانه ها پس از انتخاب احمدی نژاد در انتخابات نهم ریاست جمهوری در سال 84 با شعارهای انتخاباتی که سر داده بود و نشان می داد احمدی نژاد رئیس جمهوری اصولگرا است که به مبانی اصیل انقلاب و آرمان های بنیانگذار جمهوری اسلامی و منویات رهبری پای بند است، رسانه های خارجی و داخلی امواج حمله خود علیه احمدی نژاد را آغاز کردند. با افزایش عمر دولت احمدی نژاد و آشکار شدن بیشتر پای بندی احمدی نژاد به شاخص های انقلاب دشمنی با وی عمیق تر و حجم حملات بیشتر شد تا جایی که هر اقدام داخلی و خارجی احمدی نژاد با حمله از سوی رسانه های داخلی و خارجی مواجه می شد. البته این حملات در حالی انجام می گرفت که بر محبوبیت خارجی و داخلی احمدی نژاد افزوده می شد. کسانی که در مقابل احمدی نژاد ایستاده بودند این نکته را قبول داشتند اما سکوت و مدارا را به نفع خود نمی دیدند لذا با وجود نتایج منفی تهاجم به احمدی نژاد همچنان به تخریب وی ادامه می دادند تا موسم انتخابات فرا رسد و آنها بتوانند با استفاده از این فرصت روند تخریبات را متحول سازند و احمدی نژاد را از چشم مردم بیندازند. در تخریب احمدی نژاد برخی گروههای سیاسی داخلی جایگاه ویژه ای داشتند. گروه های سیاسی آنچه که دشمنان خارجی را در تخریب و حمله به دولت احمدی نژاد امیدوار می ساخت مواضع برخی ازگروه های سیاسی مانند حزب مشارکت، سازمان مجاهدین، کارگزاران، مجمع روحانیون مبارز و... بود. شیوه تقریبا مشترک دشمنان خارجی و گروه های سیاسی ذکر شده به حدی به هم نزدیک بود که می شد حدس زد آنها در آینده نزدیک در بحث تخریب دولت و موضع انتخابات به یک نقطه مشترک که یک پروژه براندازی را شکل خواهد داد، به هم می رسند. هنگامی که موسوی ورود خود به عرصه انتخابات را اعلام کرد و خاتمی از حضور در انتخابات کناره گرفت، گروه های سیاسی یاد شده از اولین گروه هایی بودند که پس از یک دوره مخالفت با موسوی از وی حمایت کردند. حمایت آنها از موسوی یک حمایت معمولی و در حد تبلیغات عادی نبود. آنها در برنامه ریزی های منتهی به براندازی نقش برجسته و محوری داشتند. اعترافات دستگیرشدگان این گروه ها شاهدی است بر نقش مخرب و براندازانه آنها علیه نظام در حمایت از موسوی و همداستان شدن با بیگانگان. حمایت آنها از موسوی و ایفای نقش براندازانه آنها در برنامه تبلیغاتی موسوی آن چنان کلیدی و دارای اهمیت بود که اگر آنها از موسوی حمایت نمی کردند به طور قطع انتخابات در حال و هوای دیگری برگزار می شد و احتمالا مسائل پس از انتخابات آن طوری که رخ داد واقع نمی شد. برجسته ترین نکته در طرح براندازانه خارجی ها و داخلی ها قرار دادن مردم در برابر نظام بود که می بایست توسط سرباز زدن موسوی در برابر نتایج انتخابات صورت می گرفت. مردم در برابر نظام در طرح براندازی مردم ابزار اصلی بودند. براندازان با دو گزینه که انتخاب هر یک برای آنها پیروزی محسوب می شد حرکت نهایی خود را شروع کردند گزینه اول پیروزی موسوی بود و گزینه دوم شکست موسوی و اعتراض آنها نسبت به نتیجه انتخابات. چه بسا در ابتدا گزینه دوم برای آنها جذاب تر و مهم تر بود زیرا به زعم آنها با محقق شدن گزینه دوم براندازی صورت می گرفت اما با تحقق گزینه اول آنها ناچار بودند به تعامل بانظام بپردازند و مسئله دوم خرداد در این راستا برای آنها تجربه مثبتی نبود. در هر صورت آنچه که پیش آمد گزینه دوم بود. موسوی در اعتراض به نتیجه انتخابات از حامیانش خواست تا در مورخ دوشنبه 25 خرداد به میدان انقلاب بیایند و به سوی میدان آزادی راهپیمایی کنند. حضور قابل توجه هواداران موسوی در دوشنبه مذکور باعث شکل گیری یک توهم بزرک در نزد وی و یاران حلقه اولش شد. آنها بر این گمان بودند که می توانند در هر لحظه ای که اراده و اعلام کردند این جمعیت را به خیابان بکشانند و در راستای هدفی که بسیاری از این جمعیت از آن بی اطلاع بودند، سوء استفاده کنند و مردم را در برابر نظام قرار دهند و از آن به عنوان یک ابزار فشار بر نظام سود برند. اما آنچه که موسوی و دوستانش از آن بی خبر بودند میزان هزینه ای بود که هواداران مردمی موسوی حاضر بودند پرداخت کنند. هزینه هواداران برای موسوی بسیاری از هواداران مردمی موسوی که از رنک سبز استفاده کردند و پرشور به دنبال تبلیغ از موسوی بودند، مستقیم و غیرمستقیم با موسوی از دریچه دوران دفاع مقدس که موسوی نخست وزیرش بود آشنا شدند و چه بسا افراد موجهی که به همین خاطر از وی حمایت کردند، تعداد قابل توجهی نیز به دلیل منتقد بودن نسبت به دولت نهم به موسوی روی آوردند این دو گروه که تعدادشان بسیار زیاد بود با نظام مشکلی نداشتند و در موضوع ریاست جمهوری نظرشان موسوی بود. در حالی که موسوی و دوستان برنامه ریزش دچار این توهم شده بودند که آنها یعنی مردم هوادار به سبب مشکل داشتن با نظام از وی حمایت کردند و حاضرند این مسیر را به هر جایی که منتهی شود ادامه دهند. این موضوع را نیز نباید انکار کرد که برخی از مخالفین نظام و حتی آنهایی که به موسوی هم رای ندادند در فراخوان راهپیمایی وی حضور پیدا کردند اما بخش غالب جمعیت هوادار موسوی را کسانی تشکیل می دادند که با نظام مشکل نداشتند. این جماعت پس از راهپیمایی روز دوشنبه در تجمعات بعدی کمتر شرکت کردند و پس از شرکت در دو سه تجمع به درخواست موسوی راهشان را از موسوی جدا کردند و نشان دادند آنها حداکثر هزینه ای را که برای ریاست جمهوری موسوی پرداخت می کنند یک برک رای و شرکت در دوسه تجمع مسالمت آمیز است، اما در این میان بودند گروه اندکی به نام اراذل و اوباش که از آنها به شیوه دیگری استفاده شد. اراذل و اوباش اراذل و اوباش یکی از گروه هایی هستند که بواسطه برخورداری از پاره ای ویژگی ها مانند فهم پائین، جسارت بالا، خصلت مزدوری و ... به راحتی مورد سوء استفاده قرار می گیرد. در تاریخ معاصر ایران اراذل و اوباش نقش آفرینی های خاصی داشته اند مانند استفاده از آنها در کودتای 28 مرداد سال 1332 که زمینه ساز شکست حرکت خیزشی مردم شد. استفاده دربار شاه از این گروه در روند انقلاب اسلامی که این مرتبه با هوشیاری مردم اراذل و اوباش به شدت سرکوب شدند. حضور سازماندهی شده آنها در حوادث 18 تیر سال 1378 که این بار نیز مردم و نیروهای انتظامی حرکت برنامه ریزی شده آنها را به شکست کشاندند و در آخرین مرحله نیز اقدام مزدورانه آنها در حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم است که توسط نیروهای انتظامی، امنیتی و بسیج سرکوب شدند. استفاده این چنین از اراذل و اوباش در حرکت های ضد امنیتی ایجاب می کند تا نظام به منظور مصون ماندن از این امور چاره اندیشی اساسی کند تا دچار غافلگیری نشود موتور محرک اقدامات تخریبی در حوادث اخیر در

سرخط اخبار سیاست