۱۹ تیر ۱۳۹۰،‏ ۰:۰۱
کد خبر: 9241173
۰ نفر
در آستانه سالروز تاسیس شورای نگهبان قانون اساسی شورای نگهبان به روایت آیت الله مهدوی کنی در کتاب آیت الله محمد مومن ..................................................
خبرگزاری جمهوری اسلامی 90/04/19 سیاسی.شورای نگهبان.خاطرات آیت الله مهدوی کنی تهران - پایگاه اطلاع رسانی شورای نگهبان در آستانه سالروز تاسیس شورای نگهبان، با هدف معرفی بیشتر این نهاد، بخشی از خاطرات آیت الله مهدوی کنی عضو اسبق شورای نگهبان را منتشر ساخت.
به گزارش ایرنا به نقل از پایگاه اطلاع رسانی شورای نگهبان در کتاب -آیت الله محمد مومن <، که انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی در سال 1387 آن را منتشر شده کرده بخشی از خاطرات آیت الله مهدوی کنی درباره شورای نگهبان درج شده است.
در این کتاب آمده است: **از شورای عالی قضائی تا شورای نگهبان وقتی آقای بهشتی و پس از مدتی آقای قدوسی به شهادت رسیدند، حضرت امام ، آقای موسوی اردبیلی را به عنوان رئیس دیوان عالی کشور و آقای ربانی املشی را به عنوان دادستان کل کشور تعیین کردند.
سه تن دیگر از اعضای شورای عالی قضایی نیز به انتخاب قضات، تعیین می شدند ، منتهای مراتب، شرط احراز این سمت، برخورداری از اجتهاد بود و حضرت امام می بایست اجتهاد آنان را تایید کنند. بعد از شهادت آقایان بهشتی و قدوسی ، بنده به عنوان یکی از اعضای شواری عالی برگزیده شدم ؟ ضمن اینکه با حفظ سمت به لحاظ اینکه سرپرست دادگاه های عالی بودم، وظیفه ی تعیین قضات را هم به عهده داشتم .
مدتی بعد، از شورای عالی قضایی بیرون آمدم و از طرف حضرت امام ، به عنوان عضو فقهای شورای نگهبان انتخاب شدم ؟ به این شرح که بعد از سال سوم، قرعه کشی صورت گرفت و سه تن از فقها از شورای نگهبان، خارج شدند.
این افراد عبارت بودند از آقایان: رضوانی ، مهدوی کنی و ربانی املشی و به جای آنان سه نفر دیگر یعنی آقایان محمدی گیلانی و امامی کاشانی و بنده از سوی حضرت امام در نیمه دوم دوره (یعنی از سال چهارم ) انتخاب شدیم . در آن مقطع بنده در تهران بودم و از قضا این ماجرا با افتتاح اولین اجلاسیه ی خبرگان ، همزمان شد . بنده عضو مجلس مزبور هم بودم و در همان مقطع نیز سرپرستی دادگاه عالی انقلاب از ما تحویل گرفته شد که در اصل ، پایان همکاری بنده با قوه ی قضائیه در دادگاه عالی انقلاب و شورای عالی قضایی ، با شروع کار من در شورای نگهبان که 24 یا 25 تیر 1362 بود، مقارن شد.
مجلس خبرگان رهبری هم در همان ایام در روز پنجشنبه آغاز به کار کرد و پنج روز هم به درازا کشید. روز چهارم مجلس مزبور که مصادف با یکشنبه بود ، نخستین روزی بود که بنده در جلسه ی شورای نگهبان هم شرکت کردم.
**بفرما خدمت به اسلام کن گفتنی است که بنده عضو خبرگان تدوین قانون اساسی نبودم ؟ اما در شورای نگهبان در زمان حیات حضرت امام (ره )، عضویت در خبرگان رهبری داشتم . در ششمین سالی که عضو شورای نگهبان بودم ، حضرت امام رحلت فرمودند. وقتی ایشان در شب 14 خرداد 1368 از دنیا رفتند، حدود 40 روز از دوره ی نخست عضویت ما در شورای نگهبان باقی مانده بود. بنده قصد داشتم که در دوره ی دوم، از عضویت خودداری کنم. حتی دوره ی نخست نیز تمایلی به این کار نداشتم ؟ ولی حاج احمد آقا خمینی به بنده تلفن کردند و ابراز کردند که خوب است بنده عضو عضو شورای نگهبان باشم ؟ لذا کسی را به عنوان واسطه ، خدمت امام فرستادم اجازه بگیرند که بنده در قم مشغول کارهای علمی باشم. حضرت امام (ره )، اجازه نفرمودند . حاج احمد آقا به بنده گفت : وقتی به امام عرض کردم که آقای مومن می خواهند درس بخوانند. فرمودند: - می خواهد درس بخواند که چه ؟ برای اینکه خدمت به اسلام بکند ؟ خب ! این سفره ی گسترده ! بفرما خدمت به اسلام کن ! < خلاصه اینکه بنده ناگهان شنیدم که ابلاغم را رادیو خواند ؟ با اینکه خودم راضی نبودم ؟ ولی امر امام لازم الاطاعه بود. شش سال از این ماجرا گذشت و امام دار فانی را وداع گفتند.
**من مسلم گرفته بودم که شما هستید در اوایل رهبری حضرت آیت الله خامنه ای بازهم مترصد بودم که از شورای نگهبان کناره گیری کنم ؟ ولی شرایط را مناسب ندیدم. البته مقام معظم رهبری هم چیزی به ما نفرموند . ما در شورای بازنگری قانون اساسی و درگیر آن بودیم که ناگهان پاسدارها خبر دادند که ابلاغ بنده را در خصوص انتخاب مجدد برای عضویت در شورای نگهبان از رادیو خوانده اند. بنده خدمت آیت الله خامنه ای عرض کردم که شما با بنده صحبتی در این خصوص نفرمودید .
فرمودند : -من مسلم گرفته بودم که شما هستید<.
در دوره ی دوم عضویت در شورای نگهبان هم تا سال 1374 به درازا کشید .
برای دوره ی سوم ، بنده نامه ای خدمت آقا نوشتم که ایشان موافقت کننده بنده در شورا نباشم ؟ ولی به هر حال مورد قبول واقع نشد و از اطراف هم از طریق دفتر مقام معظم رهبری و نیز آقای هاشمی رفسنجانی و همچنین خود فقها و حقوقدانان شورای نگهبان فشار آوردند و حتی برای مقام معظم رهبری نامه نوشتند که مومن حتما باید عضو شورای نگهبان باشد! به نظر می رسد که ما از هر طرف برای قبول این مسئولیت های حکومتی احاطه شده ایم و امیدواریم که خیر باشد.
**مشکلات انتخابات مجلس سوم در تهران مسئله دیگری که در نظام جمهوری اسلامی در دوره ی عضویت ما در شورای نگهبان به وجود آمد و برای ما مشکل ایجاد کرد، مسئله ی انتخابات مجلس سوم درتهران و برخی از شهرستان ها در زمان وزارت کشور آقای محتشمی بود. در مقطع برگزاری انتخابات ، بنده عضو هیئت مرکزی نظارت بر انتخابات بودم.
اعضای مزبور پنج نفر بودند که رئیس نظارت در آن مقطع آقای امامی کاشانی بود . دوستان در آنجا اصرار داشتند که بنده در هیئت مرکزی نظارت باشم و به پیشرفت کارها کمک کنم. در آن حال ، آقای محتشمی در جمع ما حاضر شدند و عنوان کردند که خوب است آئین نامه ای در کار باشد و مذاکره ای برای هماهنگی صورت گیرد. منتها متاسفانه مطالبی غیر از آنچه صحبت شده بود ، خدمت امام به صورت کتبی منعکس شد که برخی از این نامه ها را هنوز هم بنده در اختیار دارم . بنده از یادآوری برخی از آن مطالب می گذرم.
آقای محتشمی طلبه ای بودند که از نظر سنی از من پایین تر بودند . ایشان وقتی در قم بود، با آقای سید مصطفی شاکری، هم بحث بود . بعد ایشان به نجف رفت . طلبه ای مودب بود و با من سلام و علیک گرمی داشت. در نجف هم که بودم ، در شمار طلبه های درس امام و نزدیک به ایشان بود و خیلی مودب برخورد می کرد.
در ماجرای انتخابات تهران انتظار داشتیم ، ایشان با همان صفا و صمیمیت ظاهر شود که چنین نشد و متاسفانه مطالبی را برخلاف آنچه مطرح شده بود ، به صورت کتبی برای حضرت امام نوشت و ما در آن مقطع ، بسیار دچار زحمت شدیم وقتی انتخابات مجلس سوم برگزار شود، گزارش هایی داشتیم که آرای برخی از کاندیداها را با آنکه در صندوق انداخته شده بود ، نخوانده اند. اما در ذهن حضرت امام مسئله به این شکل جلوه داده بودند که شورای نگهبان می خواهد انتخابات تهران را بی جهت، ابطال کند. ظاهرا یک روز هنگام عصر بود که خدمت حضرت امام رسیدیم . ایشان فرمودند : - به من گفته اند که شورای نگهبان می خواهد انتخابات تهران را باطل کند<.
**بازداشت ناظران شورای نگهبان ! آقای امامی کاشانی مطالبی گفتند و دکتر مدنی از حقوقدانان شورای نگهبان نیز مطالب شان را بیان کرد.
من هم در آخر صحبت کردم و به امام عرض کردم : - شورای نگهبان اصلا تصمیم بر ابطال انتخابات ندارد و ما انتخابات تهران را صحیح می دانیم. منتها دو مطلب در کار است. در حدود 30 شعبه از شعب اخذ رای ، ناظرین ما را دستگیر و زندانی کرده اند . وقتی در این شعب، ناظر شورای نگهبان را حبس کرده اند، ما حق داریم که دست کم احتمال سوء نیت بدهیم . نهایتا ممکن است تنها همین چند صندوق را باطل کنیم. گزارش هایی هم از ناظرین صندوق های دیگر ( که حدود 600 صندوق است ) به ما رسیده است که دال بر وجود تخلفاتی است که در این صندوق ها صورت گرفته است . برای مثال در یک شعبه ، ظاهرا آقای باهنر دوهزار و خرده ای رای داشته است ؟ ولی تنها دو رای برای ایشان منظور شده است . ما این صندوق های مشتبه را می خواهیم بازشماری کنیم و در این بازشماری ممکن است نتیجه آرا، جابه جا شود و خلاصه اینکه ، واقع ، معلوم گردد.< **تاکید امام (ره ) بر حق شورای نگهبان وقتی بنده این مطالب را خدمت امام عرض کردم، ایشان فرمودند: - حق شورای نگهبان است که چنین کند و باید شما این کار را انجام دهید ؟ منتها آنچه من می گویم ، این است که کار به شکلی انجام شود که به روزی که برای برگزاری مرحله دوم انتخابات میان دوره ای اعلام شده است ، لطمه نخورد<.
ما گفتیم : -بسیار خوب <. بنا شد صندوق ها در اختیار ما قرار گیرد.
در این حال مرحوم حاج احمد آقا ابراز کرد که خوب است یک فرد هم از دفتر امام بر این بازشماری نظارت داشته باشد .
من گفتم : - شاید این کار دون شان دفتر امام باشد ؟ ولی در عین حال اشکالی ندارد<.
بنده در همان حال به نوار ضبط صوتی که در حال ضبط صدای محفل بود ، نگاه کردم و دیدم که نوار در حال اتمام است . این بود که صحبت هایم را کوتاه کردم . از طرف دفتر، آقای محمدعلی انصاری برای این نظارت انتخاب شد.
در نهایت هم صندوق ها در اختیار شورای نگهبان قرار نگرفت ! تصور بنده این است که وزارت کشور و آقای انصاری باهم هماهنگی کردند و نگذاشتند که صندوق های شبهه دار در اختیار شورای نگهبان قرار گیرد.
در نهایت ، حضرت امام را وادار کردند که نامه ای برای شورای نگهبان بنویسند و اعلام کنند که انتخابات تهران ، صحیح برگزار شده است و صحت آن را اعلام کنید! به نظر ما نمی بایست مسئله به این شکل انجام می شد و خاتمه می یافت. وقتی بنده در حضور امام مطالبم را عرض کردم ، کاملا مشخص بود که بیان بنده در خصوص تصمیم شورای نگهبان ، موثر واقع شده است. شاهدش اینکه امام فرمودند که صندوق ها در اختیار شورای نگهبان قرار گیرد.
حتی وقتی از محضر حضرت امام خارج شدیم ، مرحوم حاج احمد آقا به عمد نزد بنده آمد و به لحاظ اینکه از قدیم در قم با هم آشنا بودیم و رابطه ای بین ما وجود داشت، ابراز کرد: - به جده ام حضرت زهرا(س ) ما به امام نگفته بودیم که شورای نگهبان می خواهد انتخابات تهران را باطل کند. من نمی دانم این مطلب از کجا در ذهن امام رفته است <.
من گفتم : - حالا از هر جا که رفته است، دیگر مسئله ای نیست. مهم این است که امام به شورای نگهبان حق دادند که به وظیفه ی قانونی اش عمل کند<.
غافل از اینکه صندوق ها را در اختیار ما نمی گذارند. ما حتی برای اینکه صندوق ها را تحویل بگیریم ، برخی از اعضای حقوقدان شورای نگهبان همچون شماره 067 ساعت 18:28 تمام

سرخط اخبار سیاست