۱۵ اسفند ۱۳۸۳،‏ ۰:۰۱
کد خبر: 9229826
T T
۰ نفر
"بزرگان" از لبنان "کوچک" چه می خواهند # بیروت، خبرگزاری جمهوری اسلامی 15/12/83 خارجی.لبنان.اجتماعی لبنان کوچکترین کشور غرب آسیا بعد از بحرین با ده هزار کیلومتر مربع مساحت و جمعیت چهار میلیون نفری بیش از نیم قرن سابقه درگیری و جنک ویرانگر داخلی (1975 ـ1990) دارد و شاهد تجاوزهای مکرر رژیم اشغالگر قدس بوده است. دخالت های "بزرگان" اعم از بیگانگان و "دیگران" در لبنان ظرف نیم قرن گذشته به هرج و مرج، کشتار، ویرانی و عقب ماندگی اقتصادی این کشور منجر شده است. در نتیجه این دخالت ها، هر گروه و حزب و دسته سیاسی در داخل لبنان هم به دنبال دستیابی به اهداف جناحی و تامین منافع و خواسته های شخصی خود رفته است. مقصر اصلی این وضعیت نه مردم لبنان که دیگران بوده و هستند. با پایان یافتن جنک داخلی لبنان و برقراری یک دوره آرامش نسبی در نواحی مرکزی، شمالی و شرقی، دولت ها بویژه دولت "رفیق حریری" نخست وزیر فقید توانستند حاکمیت سیاسی و استیلای خود را بر این کشور بازیابند و بخش مهمی از خرابی های ناشی از جنک داخلی را بازسازی کنند و وارد دوران "تثبیت و توسعه" شوند. مقاومت ملی و اسلامی لبنان نیز در جنوب این کشور توانست نیروهای اسراییلی را به زانو درآورد و آنها را به خروج از این کشور مجبور کند. اما جامعه دمکرات، متنوع و چندصدایی لبنان بویژه حکومت این کشور که تابع شرایط زمانی و مکانی خاورمیانه و تابع اهداف و سیاست های "بزرگان" است و متناسب با تصمیم گیری های بازیگران منطقه ای و بین المللی در تغییر و تحول بوده و هست یکبار دیگر و از شش ماه پیش دستخوش تنش سیاسی شد. به باور کارشناسان در بیروت این تنش در اثر یک "کج سلیقگی سیاسی" یعنی تمدید دوره ریاست جمهوری "امیل لحود" و با فشار "دیگران" به وجود آمد در حالی که چندان ضرورت نداشت وی را که شش سال بر این مسند تکیه زده است، برای سه سال دیگر هم در این جایگاه نگه داشت. به اعتقاد کارشناسان، این تمدید در حالی صورت گرفت که شخصیت های مختلف مسیحی و همفکر و رای رییس جمهوری و همسو با سیاست های سوریه در لبنان همانند "سلیمان فرنجیه" وزیر کشور در کابینه مستعفی وجود داشتند و می توانستند به این منصب برسند و به این طریق بهانه به دست قدرت های بزرک مانند آمریکا و فرانسه نیفتد. برغم مخالفت های آشکار و پنهان برخی نمایندگان مجلس ملی لبنان و اعضای هیات وزیران به ریاست حریری، دوره ریاست جمهوری امیل لحود شهریور گذشته با 96 رای موافق در مجلس تصویب و تمدید شد. این اقدام، بهانه و فرصت طلایی را در اختیار قدرت های بزرک بویژه آمریکا که در حالت سردرگمی ناشی از جنک و بحران عراق بسر می برد، قرار داد تا به سراغ حزب بعث سوریه بیاید و این کشور را از طریق لبنان زیر فشار روزافزون قرار دهد. در پی تمدید دوره ریاست جمهوری لبنان بلافاصله قطعنامه 1559 شهریور گذشته و با فشار آمریکا و فرانسه با 9 رای موافق در شورای امنیت تصویب شد که بر خروج ارتش های بیگانه و خلع سلاح گروه های شبه نظامی در لبنان تاکید کرده است. هر چند در این قطعنامه از کشور و گروه مشخصی نام برده نشده است اما بیشتر ناظران در بیروت معتقدند که منظور ارتش سوریه، گروه های فلسطینی مستقر در اردوگاه ها و نیز نیروهای مقاومت اسلامی شاخه نظامی حزب الله است.
با تمدید دوره سه ساله ریاست جمهوری لحود، مخالفان تمدید بویژه اعضای فراکسیون "همبستگی ملی" وابسته به حزب سوسیالیست ترقیخواه دروزی به ریاست "ولید جنبلاط" در مجلس و نیز شماری از وزیران به اعتراض ادامه دادند. به دنبال آن، "مروان حماده" عضو فراکسیون یادشده و وزیر اقتصاد و بازرگانی کابینه حریری که در اعتراض به موضوع تمدید استعفا کرده بود در دهم مهرماه گذشته در جریان انفجار خودروی بمب گذاری شده در غرب بیروت ترور شد. حماده و راننده خودرو بشدت مجروح شدند اما محافظ وی جان باخت و شماری از رهگذران در ساحل غربی بیروت نیز زخمی شدند. رییس و اعضای حزب سوسیالیست ترقیخواه لبنان از جمله مروان حماده در نخستین واکنش به این سوء قصد، سازمان های امنیتی لبنان و سوریه را متهم کردند و خواستار شناسایی و افشای نام عاملان این حادثه و مجازات آنان شدند برغم گذشت پنج ماه هنوز هیچ شخص و گروهی مسوولیت این اقدام تروریستی را به عهده نگرفته و نتیجه تحقیقات رسمی درباره این اقدام هم منتشر نشده است. همزمان با ترور حماده گزارش "کوفی عنان" دبیرکل سازمان ملل در مورد اجرا نشدن مفاد قطعنامه 1559 شورای امنیت منتشر و این شورا در نشست 28 مهرماه با صدور بیانیه ای بار دیگر خواستار خروج ارتش سوریه از لبنان شد. دو روز پس از صدور این بیانیه، رفیق حریری که گفته می شود موافق اجرای مفاد قطعنامه مزبور و مخالف تمدید دوره ریاست جمهوری لحود و تصویب "قانون جدید انتخابات" بود استعفا کرد و عمر کرامی از شخصیت های سیاسی اهل تسنن از شمال لبنان در سی ام مهرماه مامور تشکیل کابینه جدید شد. اعضای کابینه وی که بیشتر آنان هواداران رییس جمهوری، نخست وزیری و رییس مجلس ملی لبنان بودند در 16 آبان گذشته با آرای ضعیف از این مجلس رای اعتماد گرفت و پس از آن موج مخالفت های داخلی و فشارهای خارجی ضد دولت گسترش یافت. این فشارها بخصوص پس از سفر بهمن ماه "تری رود لارسن" نماینده جدید کوفی عنان و ناظر بر اجرای قطعنامه 1559 به لبنان تشدید شد و در 26 همین ماه حریری و 17 نفر دیگر از جمله محافظانش در غرب بیروت کشته شدند. این بار نیز مخالفان داخلی و خارجی دولت های لبنان و سوریه، انگشت اتهام خود را متوجه سازمان های امنیتی این دو کشور کردند و موفق شدند افزون بر گرفتن موافقت برای ورود اعضای کمیته تحقیق بین المللی درباره ترور حریری و تشویق قشرهای مختلف مردم به اعتراض و اعتصاب سراسری ومستمر، کابینه کرامی را وادار به استعفا کنند. با این وصف اگر بخواهیم مجموع اهداف کلان بازیگران، سازمان ها و کشورهای بزرک اعم از بیگانگان و غیر آنان در لبنان را ظرف ماه های گذشته و نیز افق مبهم پیش رو را تجزیه و تحلیل کنیم باید به مسایل زیر اشاره نماییم: الف: تحمیل صلح به سوریه قدرت های بزرک مانند آمریکا و اتحادیه اروپا باور دارند که با تمسک به اهرم لبنان می توانند صلح مورد نظر خود میان اسراییل و سوریه را بر این کشور تحمیل کنند. تاکنون دو موضوع موجب عقیم ماندن این طرح و سیاست شده است: یکی اصرار و پافشاری سوریه بر موضع گیری های قبلی و تن ندادن به صلح ناعادلانه و بدون ضمانت و دوم وجود نیروهای مقاومت اسلامی شاخه نظامی حزب الله که توانست با فرسایشی کردن جنک در جنوب لبنان رژیم صهیونیستی را از این منطقه بیرون براند. ب: جداکردن ارتباط گفت وگوهای لبنان - سوریه با اسراییل به باور قدرت های بزرک مرتبط بودن روند مذاکرات لبنان و سوریه با اسراییل در گذشته، جریان به اصطلاح صلح خاورمیانه را پیچیده و ناکام کرد بویژه که سوریه دارای اهرم های فشار در لبنان و جنوب آن است. از دید آنان مرتبط بودن سوریه و لبنان تاکنون قدرتی در مقابل اسراییل ایجاد کرده که به سود هر دو کشور بوده و هست و مصلحت اسراییل و حامیان آن این است که بین آنان جدایی باشد و قدم اول پایان دادن به حضور همه جانبه سوریه در لبنان و انتقام از آن کشور است. زیرا بزعم قدرت های بزرک، سوریه با مواضع سیاسی و عملی خود تا حد زیادی توانسته در مقابل نفوذ اسراییل به جهان عرب، حل مساله فلسطین و نیز بحران عراق سد و مانع ایجاد کند. از اینرو قطع ارتباط و نفوذ سوریه در لبنان و فشار بر مقام های دمشق تنها بخاطر لبنان نیست بلکه بخاطر حل مساله عراق و تامین منافع اسراییل است. ج: تضمین امنیتی شمال اسراییل رژیم صهیونیستی به دو دلیل در مرزهای شمالی با لبنان آسیب پذیر است: نخست به این دلیل که هنوز بخش های جنوب شرق این کشور یعنی کشتزارهای شبعا را در اشغال دارد و از اینرو هیچگاه از آتش خشم و انتقام لبنانی ها در امان نخواهد بود. دوم به این دلیل که مبارزه با اسراییل و جنبش سیاسی صهیونیسم جنبه اعتقادی و تکلیفی برای برخی گروه های فلسطینی مستقر در لبنان و نیز حزب - الله پیدا کرده و هر لحظه امکان حمله به نیروهای اسراییلی یا شهرک های صهیونیست نشین در شمال فلسطین اشغالی وجود دارد. بنا بر این قدرت های بزرک از جمله آمریکا که متاثر از گروه های فشار صهیونیستی می باشند درصدد تضمین های کافی و بین المللی مبنی بر حمله نکردن نیروهای حزب الله و توقف حملات گاه و بیگاه توپخانه ای و موشکی این حزب در واکنش به تجاوزهای اسراییل و خلع سلاح کامل حزب الله هستند. د: لغو حق بازگشت آوارگان فلسطینی به میهن آمریکا، اسراییل و فرانسه در پی آنند که با فشار بر لبنان این کشور را وادار کنند طرح اسکان دایم نزدیک به 400 هزار پناهنده فلسطینی مستقر در 12 اردوگاه را بپذیرد و موضوع و حق بازگشت پناهندگان به کرانه باختری و نوار غزه را فراموش کند. اسراییل با دستیابی به این هدف، قادر خواهد بود ضریب امنیتی خود و توان بالقوه سرکوب دشمنانش را به شدت افزایش دهد. ح: ایجاد فتنه در میان گروه های لبنانی رژیم اشغالگر قدس و پشتیبانان آن تمایل چندانی به وجود دولت و جامعه مقتدر، یکپارچه توسعه یافته در لبنان ندارند و ثبات، امنیت و آرامش داخلی این کشور نیز چندان به سود اسراییل نیست. یکی از اهداف اسراییل از بین بردن ایده ضد صهیونیستی در میان کشورها و گروه های اسلامی موجود در خاورمیانه است و در زمان حاضر این ایده در بین برخی مسلمانان بویژه شیعیان جنوب لبنان و حزب الله این کشور متجلی است و با اعتقادات دینی آنان پیوندی عمیق دارد. از دید آمریکا و اسراییل آنها اگر بتوانند از طریق نفوذ و فشار بر سوریه و لبنان این ایده و اعتقاد را از حزب الله بگیرند می توان گفت به پیروزی بزرک و مهمی دست یافته اند و در حال حاضر راه های رسیدن به این هدف را در سوریه و لبنان جستجو می کنند. ی: انحراف افکار عمومی از بحران عراق فشارهای داخلی افکار عمومی آمریکا، اروپا، آسیا و خاورمیانه بر مقام های کاخ سفید در ارتباط با ادامه یافتن بحران عراق زیاد است و تداوم ناامنی، ترور و کشته شدن سربازان آمریکایی در این کشور برای ملت ها در درازمدت قابل پذیرش نیست. آمریکا و متحدانش تاکنون با شگردهای متنوع سیاسی و تبلیغاتی و روش های مختلف، بحران عراق را طبیعی جلوه داده اند و افکار عمومی را کم و بیش قانع کرده اند اما تا چه مدت می توان افکار عمومی را این گونه توجیه کرد. از اینرو مقام های کاخ سفید قصد دارند به این بهانه که سرنخ تحولات منفی و ناامنی ها در عراق به بازماندگان حزب بعث در سوریه می رسد انظار را از مسایل عراق و آینده آن به سوریه و "موضوع سیطره نیروهای این کشور بر لبنان" منتقل و متمرکز کنند که تاکنون موفق بوده اند. روش آمریکایی ها در رویارویی با تحولات خاورمیانه در دوره جدید تکیه بر "اصل تبلیغ کلام حق با اراده باطل" بوده و هست. این اصل در دنیای جدا افتاده از اخلاق و معنویت جواب می دهد. خاورم 2087/ 265

سرخط اخبار سیاست