۱۹ بهمن ۱۴۰۰،‏ ۱۱:۰۵
کد خبر: 84643191
T T
۰ نفر

برچسب‌ها

سرگردان میان ژانرها و سبک‌ها

ندا الماسیان طهرانی I عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران
سرگردان میان ژانرها و سبک‌ها

تهران- ایرنا- رویا و بابک در بحبوحه‌ مهاجرتشان با دختری مرموز به‌نام زیبا آشنا می‌شوند، این آشنایی و اتفاقات بعد از آن، داستان فیلم را رقم می‌زند و اسراری را درباره‌ رویا برملا می‌سازد، رازهایی که باعث می‌شود شخصیت‌های ماجرا، جایشان با یکدیگر عوض شود.

فیلم بی رویا اولین فیلم بلند آرین وزیر دفتری است که تهیه‌کنندگی آن به‌صورت مشترک بر عهده سعید سعدی و هومن سیدی بوده است. این فیلم سینمایی قصه‌ای درباره هویت را روایت می‌کند و از نظر کارگردانش، ژانر فیلم بی رویا معمایی است و فضایی رازآلود دارد. البته که نظر کارگردان فیلم محترم است اما معتقدم که وزیر دفتزی یکبار دیگر میبایست در تعریف ژانر برای اثرش بازنگری کند. بی رویا فیلمی معمایی نیست.

همانگونه که اثری روانشناختی نیست و آن توضیحات پایانی فیلم قبل از تیتراژ، مانند تیرخلاصی است که به فیلم زده می شود. در پایان فیلم برای ما از بیماری اسکیزوفرنی گفته می شود و ذهن مخاطب را به این سمت و سو می برد که نکند ما با فیلم روانشناسانه مواجه بوده ایم و خودمان حواسمان به این نکته نبوده و بندگان خدا گروه سازنده مجبور شده اند در پایان فیلم این مهم را به ما تذکر بدهند؟ متاسفانه بی رویا از ساختارهای ژانر معمایی پیروی نمی کند همانگونه که از عناصر مهم ژانر روانشناسانه نیز بی بهره است و البته با کمال تعجب نشانه هایی از هر دو ژانر در بخشهای مختلف فیلم دیده می شود همانطور که رد پای قوی و پررنگی را از رئالیسم جادویی در قصه و ساختار شاهد هستیم.

ویژگی ها و عناصری در بی رویا وجود دارد که آن را تا حدی به رئالیسم جادوی نزدیک می کند. که یکی از شاخصه های این سبک این است: «داستان باید در محیطی واقع گرایانه ولی با عناصر جادویی و ماورایی جریان داشته باشد. یکی از دلایل جذابیت رئالیسم جادویی این است که این سبک، مرز بین داستان واقع گرایانه و فانتزی را از بین می برد» با همه این تعاریف اما معتقدم بی رویا هیچکدام از اینها نیست و همه اینها هم هست و همین تضاد تعریف و ساختار است که ساختار و محتوا را به یک شتر گاو پلنگی تبدیل کرده که فقط سبب سرگردانی مخاطب و تماشاچی می شود و بس.

اگر قرار است قصه درباره هویت آدمها باشد (که هست) نیازی به این همه زمینه چینی و ژانر معمایی و درام روانشناسی و اینها نبود و کارگردان می‌توانست خیلی جدی با ادامه دادن و پررنگ تر کردن ماجرای گم شدن شهاب دوست رویا و بال و پردادن به آن در تقابل با ماجرای مهاجرت بابک و رویا فیلمی بسازد که هم ژانرش می توانست مشخص باشد و هم ساختار درست تری می داشت.

بی رویا هم جزو آن دسته از فیلم‌هایی است که هیچ جایی برای دفاع ندارد. شخصیت پردازی ها سنجیده و کامل نیست. چارچوب درام به شدت دچار اشکال است. خرده پیرنگ ها نمی توانند به درستی در مسیر پیرنگ اصلی قرار بگیرند. بازی ها به شدت بد است و طناز طباطبایی و صابر ابر و داود نژاد و مائده طهماسبی نه تنها بهتر نبوده اند که حتی نتوانسته اند همان نقش آفرینی های همیشگی و کلیشه ای خود را نیز ایفا کنند.

تدوین نامناسب که هیچ کمکی به ریتم کند فیلم نمی کند و ... همه و همه سبب شده تا فیلمی بی رمق و چند پاره را به اسم معمایی و راز آلود به تماشا بنشینیم و البته هرقدر حین تماشای فیلم جستجو کردیم و بعد زان هم در ذهن خودمان به کنکاش پرداختیم اثری از معما و راز در بی رویا ندیدیم. وزیر دفتری در اولن تجربه فیلمسازی خود مردود شد و می‌بایست همین مسیر را از نو طی کند تا با فیلم بعدی مجددا مورد ارزیابی قرار بگیرد.

سرخط اخبار فرهنگ

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha