۱۹ آبان ۱۴۰۰،‏ ۹:۱۵
کد خبرنگار: 2521
کد خبر: 84533125
T T
۰ نفر

برچسب‌ها

 غزالی مشهدی؛ شاعری اخلاق‌مدار با اندوخته‌های حکیمانه

تهران- ایرنا- مولانا غزالی مشهدی از شاعران عارف پیشه و نامدار سده دهم هجری به شمار می‌رفت که برخلاف شاعران معاصر خود، سبک پیچیده هندی را شیوه کار خود نساخته و از زبانی بسیار ساده و روان در شعر سود جسته که از این جهت قابل اعتنا است.

ادبیات فارسی همواره در مسیر تکامل خود با تحولات و دوره بندی‌های زیادی همراه بوده است و این دوره ها زمان ظهور شاعر یا نویسندگانی بزرگی محسوب می شود که توانستند مسیر آفرینش های ادبی را دگرگون کنند. از این میان می توان از دوره ای یاد کرد که از سده دهم هجری آغاز می شود، این دوره به لحاظ گسترش زبان و ادبیات فارسی به داخل شبه قاره هند در نتیجه مسافرت یا مهاجرت تعداد زیادی از شعرای فارسی زبان به آن سامان حائز کمال اهمیت است. در جمع این کاروان ۷۰۰ و چندتنی که به هند مسافرت یا مهاجرت کردند، سیمای غزالی مشهدی شاعر بلندآوازه درباره شاه تهماسب صفوی بیش از دیگران درخور توجه است. او در هجرت بی بازگشت خود چیزی جز قریحه و ذوق شاعری به همراه نداشت.(۱) 

غزالی‌ مشهدی‌ از شـاعران عـارف‌پیشه‌ سده دهم هجری است. او از جمله شاعرانی به شمار می رود که توانست در خلال اشعار خود به طور تـعریض‌آمیز یا در لباس طنز کمبودها، نابسامانی‌ها، وضعیت‌ ناآرام درهم ریخته و نابهنجار عصر خود را نـشان دهد.  

در همان زادگاهش به تحصیل‌ و فراگرفتن‌ علوم و ادب پرداخت به هنرها آراسته شد و شاعری آغاز کرد و در همان دوران جوانی بود که از نیِ کلکش همه شهد و شکر می‌ریخت به دربار شاه تهماسب صـفوی راه‌ یافت‌. سرانجام او در دربار شاه تهماسب دوام نیاورد و از بیم جان و آزار بدخواهان روی به هندوستان نهاد و بیشتر دوران شهرت و برخورداری ادبی خود را در آن‌ سرزمین‌ گذراند. نخست به دِِکن رفـت‌ امـا در آن‌جا نیز اخترِ مرادش چنان‌که باید ندرخشید تا آن‌که علی قلی‌خان مشهور به خان‌زمان که از امرای بزرگ بود، قدر وی بدانست. در این‌ زمان‌ بـه مـلک‌الشعرایی مـفتخر شد و ۶ سال آخر عمر را در دربار آن پادشاه مـقتدر ادب ‌دوست با سربلندی‌ به‌ سر برد. او نخستین شاعری است که در دولت گورکانی هند مرتبه‌ ملک‌الشعرایی‌ یافت‌ و با شاعران بلندپایه‌ دربار اکبری مـعاشر و مـجالس بـود.

آثار غزالی مشهدی

آثـار غـزالی شـامل نظم‌ و نثر و کلیات اشعار او شامل غزلیات، قصاید و چند مثنوی اسـت. مجموعه‌ غزل‌هایی که‌ به‌ استقبال از۲۰ غزل حسن دهلوی ساخته است. گنج اکبری که شامل قـصایدی در سـتایش‌ جلال‌الدین اکبر سروده و سـنت‌الشعرا نام دارد. همچنین آثـار الشـباب که مـجموعه‌ کوچکی از غزل‌ها، قطعه‌ها و رباعی‌ها به نام آیینه‌ جمال است. مشهد انوار، مرآت‌الصفات و قدرت آثاری هستند که این هر سـه مـثنوی بـه پیروی از مخزن‌الاسرار نظامی سروده شده و گویا مثنوی‌های دیگری نیز به پیروی از خمسه‌ نظامی‌ داشته‌ اسـت. با توجه به حجم آثارش، او را باید در گـروه شـاعران پرکـار قرار داد. با خواندن شعر او به این نکته دست‌ می‌یابیم‌ که او شاعری  توانا و دارای‌ زبانی‌ فـصیح است.

غزالی بـه شـعر چند بُعدی‌ حافظ، توجه‌ ویـژه‌ داشـته‌ و تـحت تـأثیر طـنزهای‌ اجتماعی حافظ تعریض به زاهد و صـوفی در غزلیاتش بسیار و یـکی از خـصیصه‌های‌ برجسته‌ شعرش‌ همین‌ طنز اجتماعی است. آثار غزالی مشهدی در کتابخانه های مختلف جهان از جمله ایران، بنگلادش، پاکستان، ترکیه، انگلستان، فرانسه و دیگر کشورها به صورت نسخه های خطی پراکنده است.(۲)

دلق‌ کوته‌آستین ای زاهد ابـله چــه ســود دست باید کرد کـوته، آسـتین کوته چه سود/ در طریق‌ بندگی‌ اخلاص‌ می‌بایــد درست رشته ی تسبیـح یا زنّار تـَه‌ بـر تَه‌ چـه‌ سـود...

طنز در شعر غزالی‌ مشهدی

با انـدکی تـأمل در شـعر غزالی‌، می‌توان دریافت که‌ یکی‌ از ابعاد و ویژگی‌های بنیادین‌ شعر او طنز است. بنیاد طنز و انـتقاد غزالی بر پایه‌ مبارزه با ریا و ریاکاری است‌ و او مانند حافظ «کاری‌ترین سلاح خود یـعنی‌ طـنز را وقـف‌ مبارزه‌ با آن می‌کند» در سراسر غزل‌های او کمتر غزلی‌ را می‌توان‌ دید که حداقل یـک‌ بـیت‌ از آن غـزل، تعریضی طنزگونه به زاهد، محتسب، صوفی، شیخ و ... نداشته باشد.

هرچند که غزالی مشهدی‌ در غزل‌، پیـرو پیـشینیان خـود بوده و حتی می‌گویند جا پای‌ بابافغانی‌ گذاشته‌ اما در طنزهای اجتماعیِ خود تـحت تـأثیر حافظ بوده است، چون‌که در دیوان حافظ طنز یکی از کارسازترین ابزارهای بیانی است و حافظ که از همه امکانات و ظـرفیت‌های زبـان، به سود سخن خویش، بهره می‌جوید، از این ابزار کارآمد نیز بارها بـهره جـسته است. اما باید گفت اوضاع نـابسامان و ریـاآلود جامعه‌ غزالی هم دستِ کمی از روزگارِ‌ مـحتسب‌زده‌ حـافظ نداشته است زیرا که هم حکومت‌های حاکم بر هند آن زمان که غزالی در آن نـواحی مـی‌زیسته و هم ایران دوره‌ صفویه از حـضور زاهـدان، واعظان، صـوفیان و ... کـه دیـن‌ و مذهب‌ را دستاویزِ رسیدن به منافعِ دنـیوی قـرار داده بودند، خالی نبوده است.(۳)

شخصیت‌های مورد انتقاد

شخصیت‌های مـورد انـتقاد غزالی مشهدی، همگی بدون نام و نوعی تیپ شخصیتی هستند و غزالی، هرگز در حقِ آن‌ها، کـلمات مـستهجَن به‌کار نبرده است‌. از این نـظرگاه، طـنزِ غزالی را مـی‌توان بـا طـنزِ حافظ مقایسه کرد. شـخصیت‌های مورد انتقاد در دیوان غزالی مشهدی عبارتند از: زاهد، واعظ، ناصح، صوفی، مولوی، دانـشمند، مـحتسب‌ و محدث‌. این شخصیت‌ها در واقع بخش‌های مـهمی از نـهاد حـاکم‌اند که در مجموع قـدرت سـیاسی و اجتماعی اصلی را در آن روزگار تشکیل می‌ دادند. غزالی اندیشه‌ها، رفتارها و گفتارهای این افراد را که‌ گاه با یـکدیگر تـعاملی گـسترده و پیوندی استوار داشتند، نقد می‌کند. شعر غـزالی مـانند شـعر حـافظ، نـقد جـامعه‌ای ‌است‌ که در آن فاصله‌ میان ادعا و عمل بسیار زیاد است و ریاکاری و تظاهر به‌ رعایت‌ شرع‌، جایگزین همه ارزش‌های اخلاقی شده است.(۴)

یکی از تیپ هایی که در طول تاریخ اجتماعی ایران، چهره‌ای محسوس و پُررنگ دارد، زاهد اسـت. مـی‌توان گفت زاهد در آثار بـیشتر طـنزپردازان از نیشِ‌ انتقاد و طنز مصون نمانده است. غزالی نـیز هـم‌چون حـافظِ رند، زاهد را بیش از دیگر ریاکاران و مفسدان جامعه‌، هدف‌ قرار داده است زیرا زاهد باید پارسا و پرهیزگار باشد و آنـچه ‌ ‌وظـیفه‌ حقیقی‌ اوست و ادعا می‌کند، ترک دنیا و توجه به آخرت در سایه‌ پرداختن به عـبادت اسـت و انـتظار مردم‌ نیز از زاهد و عابد چنین ویژگی‌ها و نشانه‌ها است. غزالی هم‌چون دیگر مردان خدا، غرور و خودبینی را بزرگ‌ترین آفت و مانع پیمودن راه حـق دانـسته زیـرا مبارزان با نفس و سالکان طریقت در صدد اصلاح‌ خویشند اما غرور زاهدان به چاه گمراهی مـی‌انجامد:(۵)

تـکفیر حریفان مکن ای زاهدِ خودبین کز نکته‌ی توحیــدِ تـو بِـه زندقـه‌ی مـا/ بـی‌خودم مـن از لب خوبان و زاهد از غرور من از این می سرگرانم او ازآن ساغر خراب

دیگر نمونه‌های طنز در غزل غزالی که ناصح و واعظ هدف تیر طنز واقع می‌شوند. در چنین مواردی او بـا توجه بر دوگانگی‌ها و ناسازگاری‌های میان شخصیت و رفتار و گفتار شخص، غزالی همچون حافظ به طنز متوسل شده است.

منابع

۱- انوری، حـسن(۱۳۸۶) طـنز حـافظ، ماهنامه‌ی فرهنگی، سیاسی‌، اجتماعی، ادبی فردوسی، ش:۵۳‌-۵۲‌، صص،۲۲-۲۰

۲- انوشه، حسن(۱۳۸۱) فرهنگنامه ی ادبـی فـارسی، چاپ دوم، تهران: وزارت فرهنگ و انتشارات اسلامی.

۳- چناری، عبدالامیر(۱۳۸۴) طنز در شعر حافظ، پژوهشنامه ی علوم انسانی، ش۴۶-۴۵، صص۵۱-۳۹‌.

۴- حافظ، شـمس‌الدین مـحمد(۱۳۶۹) دیـوان، به اهتمام محمد قزوینی و قاسم غنی، مقابله و کشف‌الابیات رحیم ذوالنور، چاپ اول، تـهران: زوّار.

۵- حـسن‌لی، کـاووس(۱۳۸۵) چشمه‌ی خورشید، چاپ نخست، شیراز: نوید شیراز.

سرخط اخبار پژوهش

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha