روابط ایران و افغانستان با تاکید بر اندیشه سیاسی افغانستان

تهران- ایرنا- روابط ایران و افغانستان در طول تاریخ با توجه به همسایه بودن و مشترکاتی که در حوزه تمدن دارند، با فراز و نشیب‌ هایی همراه بوده و در حال حاضر، مردم افغانستان توقع دارند که ایران همچون گذشته در عرصه‌ های مختلف نقش قوی‌ و مثبت‌ خود را داشته باشد.

نشست مجازی «برزخ قدرت در افغانستان؛ تحلیلی بر بازگشت طالبان» با حضور «احمدرضا طاهری» عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی زاهدان، «جیلانی فرهاد» کارشناس مسایل افغانستان و سخنگوی پیشین استانداری هرات و «سعید باقری خاروانی» دانشجوی دکتری روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد. در ادامه متن سخنان جیلانی فرهاد و سعید باقری خاروانی را می خوانیم:

روابط ایران و افغانستان با تاکید بر اندیشه سیاسی افغانستان

متن سخنان جیلانی فرهاد

روابط ایران و افغانستان در دولت موقت طالبان

جیلانی فرهاد در مورد روابط ایران و افغانستان و نقش ایران در بازسازی و چگونگی روابط در سه دهه گذشته گفت: ایران و افغانستان در طول تاریخ با توجه به مشترکاتی که در حوزه تمدنی و روابط شان با فراز و نشیب هایی داشته اند، اگرچه عوامل آشکار و پنهانی که این فراز و فرودها را رقم زده و بر همگان واضح است اما به هیچ عنوان این فراز و فرودها سبب نشده که دوستی و برادری بین ۲ ملت کم شود بلکه برعکس روز بروزگسترش پیدا کرده و مستحکم شده است، به گونه ای که روابط بین مردمان ۲ کشور طوری که هیچ قدرتی قادر نخواهد بود که این دوستی و برادری را کم کند و هرچند که مداخله درونی و داخلی در امور افغانستان صورت می گیرد اما این همکاری و این روابط و پیوندها به جای اینکه ضعیف شود، برعکس، قوی تر می شود.

 ایران و افغانستان و نقش رسانه ها در بازتاب اخبار

سخنگوی پیشین استانداری هرات اظهار داشت: ایران از سال ها پیش میزبان میلیون ها افغانستانی است و مردم افغانستان نیز قدردان این میزبانی شایسته هستند و توقع دارند همکاری ها بیشتر گسترش پیدا کند و مشترکاتی که وجود دارد باید به عنوان یک فرصت در جهت تقویت همکاری ها و حتی پیوندها انجام شود. مردم افغانستان در ایران هیچگاه خود را بیگانه احساس نمی کنند و قدردان میزبانی مردم ایران  هستند. اما متاسفانه گاهی در حوزه رسانه، شاهدیم در نشریات ۲ کشور ایرانی هراسی و افغانستانی ستیزی  رقم می خورد که وظیفه این ۲ ملت بزرگ است که به گونه ای جدی در حوزه های فرهنگی کار کنند. به عنوان مثال ایران که در اوایل شرایط جدید در افغانستان، حضور قوی و جدی در حوزه های مختلف داشت  که کمتر رسانه ها به این موضوع توجه نشان دادند اما اگر کوچکترین نشانه یا انتقادی به سمت ایران می شد این رسانه ها بودند که بزرگنمایی می کردند و اگر یک مهاجر افغانی در ایران دچار تخطی می شد این را به پای شمار زیادی از هموطنان ما می نوشتند و این سبب می شد که افغانستانی ستیزی رشد کند. نباید فکر کرد وقتی رسانه ها به این قبیل موضوعات می پردازند طبیعی است، بلکه ما به عنوان کسانی که کارگزاران مسایل در افغانستان بودیم می دانیم عوامل بسیار جدی پشت این رویدادها بودند که اجازه نمی دادند  روابط بین ۲ کشور خوب شود و برعکس هر روز به این اختلافات دامن می زدند.  

گسترش روابط اقتصادی دو کشور

کارشناس مسایل افغانستان در مورد روابط اقتصادی میان ایران و افغانستان توضیح داد: در اوایل سال ۱۳۸۰ سطح همکاری های اقتصادی میان ایران و افغانستان، ۱۰۰  میلیون دلار در سال بود در حالیکه یک سال قبل از سقوط نظام جدید این روابط و این همکاری ها به سه میلیارد دلار در سال رسیده بود که افزایش سرسام آوری داشت. بدین ترتیب قدرت هایی که در منطقه هستند، می بینند که این گونه روابط در حال افزایش است و به ویژه اگر از بعد اقتصادی یا سیاسی ببینند طبیعتا برایشان خوشایند نیست. پس تلاش خواهند کرد این گونه روابط مختل شود و اینچنین هم کردند. به عنوان مثال وقتی که ایران در بازسازی افغانستان سهم داشت بر اساس یک پروژه قانونی برای ساخت یک جاده و بزرگراه، شرکت ایرانی برنده شد اما قدرت های منطقه مداخله کردند و تحریم ها را بهانه ساختند و اجاز ندادند که ایران در بازسازی آن جاده سهیم شود. اینگونه مداخلات سبب شد که طبیعتا ایران کمی دلسرد شود.

جیلانی فرهاد در ادامه افزود: در موارد هم هنگامی که زمینه و مشارکت دوستان ایرانی در امور بازسازی و عمرانی مساعد بود متاسفانه تعلل هایی به دلیل منافع اقتصادی در شرکت های خصوصی صورت گرفت. مثلا وقتی که کارخانه سیمان هرات امور بازسازی اش به ایران واگذار شد حدود ۲۰ سال تعلل صورت گرفت و هیچگونه سرمایه گذاری در راستای احیای این کارخانه مهم صورت نگرفت. این حس بدبینی را در بین مردم به وجود آورد. یا اینکه مثلا خط آهن هرات که در داخل افغانستان با همکاری ایران ساخته می شد سال ها کار آن متوقف شد و این سبب توقف همکاری ها شد.

صادرات ایران به افغانستان

سخنگوی پیشین استانداری هرات در مورد صاردات ایران به افغانستان گفت: در حوزه اقتصادی اگر ۹۰ درصد نیازمندی بازار هرات و حوزه غرب افغانستان از طریق ایران تامین شود می تواند صادرات انواع کالاها و یا سرمایه گذاری ایرانی ها در هرات سودآور باشد و هم پیامدهای مثبت این می تواند تاثیرات خوبی در سرمایه گذاری ها داشته باشد. مردم افغانستان، بدون هیچ گونه دغدغه ای، محصولات ایرانی را مصرف می کنند. شاید در حال حاضر نگرانی داشته باشند از مصرف محصولات مشابه خارجی به دلیل مسلمان بودن و پایبندی به اعتقادات و باورها و حلال و حرام بودن انواع محصولات غذایی و همچنین به دلیل ارزان قیمت تر بودن محصولات ایرانی. خوب است که ایرانی ها هم در این راستا توجهی داشته باشند.  

تحولات سیاسی افغانستان و عملکرد ایران

کارشناس مسایل افغانستان در مورد تحولات سیاسی افغانستان و عملکرد ایران خاطرنشان ساخت: بعد از تحولات اخیر در جغرافیای افغانستان شاهد رویکرد مثبت ایران در داخل افغانستان بودیم. سفر هیئت بلند مرتبه به هرات و کابل  فصل جدیدی از همکاری ها را رقم زد و نشان داد که جمهوری اسلامی ایران بدون در نظر داشتن اینکه در افغانستان چه کسی حاکم است، ملت و مردم افغانستان مهم است و می خواهند گره ای از مشکلاتشان را بگشایند. در همین راستا احداث خط لوله گاز در مرز ۲ کشور و سرمایه گذاری های بیشتر در حوزه ترانزیت و حمل و نقل زمینی، این امیدواری را در بین مردم خسته افغانستان بوجود آورد که به یاری خداوند سبب خواهد شد که تداوم این روند آنگونه که مردم توقع دارند و آنگونه که به نفع هر ۲ کشور است، شرایط رقم بخورد تا شاهد وضعیت بهتری باشیم.

جیلانی فرهاد در پایان یادآور شد: تعامل سازنده به معنای مداخله نیست بلکه خود عامل تقویت پیوندها و دوستی ها خواهد شد. تعلل سرمایه گذاری ایران هم می تواند تبعات منفی در حوزه های مختلف داشته باشد. حال اگر دولتی در افغانستان سرکار بیاید و بگونه ای با منافع جمهوری اسلامی ایران سر سازگاری نداشته باشد مطمئنا مردم افغانستان این اجازه را نخواهند داد که دولت مستقیم یا غیر مستقیم مداخله ای داشته باشد و این توقع هم مردم افغانستان از مردم و دولت ایرانی با توجه به ثباتی که مردم جمهوری اسلامی ایران در ۴۰ سال گذشته داشته و با توجه به پیشرفت های امنیتی اقتصادی که در این سال ها داشته، دارند و این توقع وجود دارد که جمهوری اسلامی ایران نقش قوی تر و مثبت تر در این حوزه ها داشته باشد.

روابط ایران و افغانستان با تاکید بر اندیشه سیاسی افغانستان

متن سخنان باقری خاروانی

موانع توسعه سیاسی در افغانستان از دریچه اندیشه سیاسی در اسلام

خاروانی در مورد توسعه سیاسی در خاورمیانه گفت: منطقه خاورمیانه از صدسال قبل یا شاید بیشتر درگیر پروسه توسعه سیاسی بوده است. در این باره ۲ نگاه مطرح است: یکی اسلام سیاسی و دیگری خاورمیانه بزرگ. علت و عوامل بحران به این صورت است. علت اول در اسلام سیاسی عدم توسعه عاملی است که بخاطر حضور غرب و سلطه گری و استعمار گری غرب است اما در نگاه دوم خاورمیانه بزرگ، فقدان دموکراسی را علت اصلی بحران و بی ثباتی در منطقه می داند. متاسفانه افغانستان ۴۰ سال است که درگیر جنگ های داخلی است و اگر بخواهیم نگاه اندیشه ای به این بحران داشته باشیم چرا افغانستان در حال صعود و سقوط است و یک وحدت ملی در این منطقه وجود ندارد.

طرح خاورمیانه بزرگ در افغانستان جای خودش را به اسلام سیاسی طالبان واگذار کرد

دانشجوی دکتری روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی در مورد تحولات افغانستان اظهار داشت: باید گفت در سال ۱۳۸۰ خورشیدی، آمریکا با حذف طالبان برای ترویج دموکراسی وارد خاورمیانه شد تا با احیای دموکراسی در این منطقه بتواند بحران را حل کند اما این طرح پس از ۲۰ سال عقیم ماند و مجبور شدند در مردادماه امسال افغانستان را تخلیه و حکومت را به طالبان تحویل دهند. عواملی را که می توان برای این عامل توضیح داد یکی نازسازگاری غرب با واقعیات این منطقه بود. با عدم توجه به همکاری داوطلبانه دولت های خاورمیانه و بی توجهی به سنت های مذهبی و سیاسی جهان اسلام از طرف قدرت های بزرگ، نادیده انگاشتن شان و عزت سیاسی ناشی از استقلال و اراده آزادی فردی و ملی مسلمانان و نهایتا اینکه دموکراسی برای مردم منطقه همانند یک ویترین زیبایی است که قدرت های بزرگ از طریق آن سلطه خودشان را بر منطقه اعمال می کنند. نتیجه این امر این شد که طرح خاورمیانه بزرگ در افغانستان جای خودش را به اسلام سیاسی طالبان واگذار کرد.

معتدل تر شدن اندیشه سیاسی طالبان

باقری خاروانی گفت: می توان دوران اندیشه سیاسی اهل تسنن را به سه دوره تقسیم کرد: یک نص گرایی صحابه، دو دوران تاسیس فقه الخلافه و سه دوران جدید که با گسست از سنت خلافت و نگاه به غرب شکل می گیرد. می شود گفتمان سیاسی طالبان را محصول این دوره دانست که از یک طرف با گسست از پیوند دین و خلافت قدیم و از طرف دیگر تصدی نهاد دولت به منظور اجرای شریعت شکل می گیرد و حرکت سیاسی خودش را بر پایه عقاید اسلامی استوار کرده است. در حالیکه این گفتمان از یک طرف مجبور به رجوع به نصوص دینیه است اما از طرف دیگر به نقد شالوده شکنی و تفسیر آن می پردازد.

وی در ادامه افزود: طالبان امروز محصول اندیشه سلفی در اسلام است که نسبت به دروه قبل کمی معتدل تر شده است. سلفی که واژه ای عربی به معنای گذشته گرایی است و از حیث روش شناسی تفاوت چندانی با سلفی قدیم ندارد. در حالیکه رادیکال تر شده و به سه دسته تقسیم می شود: یک سلفی های جدید نص گرا، دوم سلفی های اجتهادی و سوم سلفی های جهادی. طالبان به دسته سوم تعلق پیدا می کنند و نوعی رادیکالیسم و جهادی گری را باهم ترکیب کرده که ویژگی خاص این گروه است. اصول نظری طالبان را می توان به ۵دسته تقسیم کرد: یک توحید در مقابل شرک قرار می گیرد در نگاه این گروه. دوم تقدم نقد بر عقل، سه رد تعلیل کتاب و سنت، چهار فراوانی استناد به آیه و حدیث و پنج قرار دادن ابتاء در برابر بدعت. اما اصول عملی این گروه به دو قسمت تقسیم می شود: یک بحث دعوت و دوم بحث جهاد. در بحث دعوت امر به معروف و نهی از منکر مهمترین معروف را توحید و خروج از شرک می دانند و جهاد را اساس اسلام معرفی می کنند. این افراد اصرار به تقلید از مجتهد دارند و باور دارند که احکام عملی دین درست را باید از منابع و نصوص اصلی دین و متون مقدس جستجو کرد نه کتاب فقیهان که از این طریق توحید توضیح می دهند. آنچه دارای اهمیت است اجرای نصوص با استناد به جهاد است. یکی از نتایج مهم این بحث در توسعه سیاسی از حیث عمل سیاسی تعطیلی فقه را به همراه دارد و از طرف دیگر این نوع نگاه بازتولید خشونت را به اسم جهاد به همراه دارد که این مساله در مطالعه توسعه سیاسی در افغانستان خیلی اهمیت دارد.

دانشجوی دکتری روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی در مورد دوگانگی در اندیشه طالبان نیز توضیح داد: ما شاهد یک دوگانگی در اندیشه طالبان هم هستیم. دوگانگی در تزکیه و جهاد. طالبان خواستار اصلاح جامعه از طریق اصلاح فرد و بازتنظیم آن بر اساس ایمان درست افراد هستند. با بازگشت به اسلام و متقاعد کردن افراد. نتیجه سیاسی این دوگانگی در حاکمیت شکل می گیرد و آن اینکه حاکمیتی که از آن خداوند است و به انسان منتقل شده و بر اساس قرارداد دولت و ملت شکل می گیرد مورد ترغیب قرار می گیرد و مفهوم امت سیاسی و اجماع دینی جای آن را می گیرد. با این اوصاف یک دوگانگی دیگر هم در تزکیه و جهاد وجود داردکه بعنوان ناسازه هایی که در فکر شکل می گیرند از آنها یاد می شود. یکی عبارت است از توسعه در مفهوم بدعت که مفهومی ناروشن و مبهم است. گاهی با ابزاری دلبخواهانه درتوجیه حمله به مخالفان بدل می شود و دیدگاهی بدبینانه و مخالف مذهبی خود را اهل بدعت و بنابراین دشمن معرفی می کنند که اینجا واژه دشمن و خصم در اندیشه تفکر طالبانی شکل می گیرد و تمام افراد غیر سلفی غیر از کسانی که با آنها همراه است را دشمن می دانند و این برای ثبات و توسعه سیاسی بسیار خطرناک است و باعث می شود که توجهی به قوانین مدنی نشود.

سرخط اخبار پژوهش

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha