۲ مهر ۱۴۰۰،‏ ۸:۲۹
کد خبرنگار: 3015
کد خبر: 84479902
۱ نفر

برچسب‌ها

 ابعاد گمشده معنا در نشانه‌شناسی روایی کلاسیک

تهران- ایرنا- ابعاد گمشده معنا در نشانه‌شناسی روایی کلاسیک نوشته مرتضی بابک معین توسط انتشارات علمی و فرهنگی در ۲۶۶ صفحه به چاپ رسید. این اثر در ۲ فصل به مباحثی همچون نظام معنایی تطبیق یا رقص در تعامل و مساله هویت و تعامل خود با دیگری می‌پردازد.

نشانه شناسی در دهه شصت تحولاتی را پشت سر می گذارد که آن را از نشانه شناسی که به شدت ساختارگرا بود، جدا می کند. در این دهه نشانه شناسی شهرت چندان خوبی ندارد و به نوعی آن را با ساختارگرایی «سفت و سخت» دهه شصت مقایسه می کنند، یعنی فرمالیسم علمی و تقلیل گرایی که تاریخ، جامعه و زندگی را در پرانتز می گذارد و به کلی از امر واقع و «زندگی» می برد. اما نباید این تصویر را چندان درست دانست. می دانیم که در پنجاه سال همه چیز تغییر کرده است و نشانه شناسی نیز متحول شده است. در دوره ای که شعار اصلی گرماس بازتاب بسیار گسترده ای پیدا کرد: «خارج از متن رستگاری وجود ندارد»، به ندرت بین نشانه شناسان افرادی پیدا می شدند که خارج از متون ساده ای مانند قصه ها، داستان ها و ضرب المثل ها، به ماجراجویی های دیگری بپردازند. اما امروز نشانه شناسان به هزاران مساله از این نوع می پردازند، تنها و تنها به این دلیل که «معنی می دهند» و باز می دانیم موضوع نشانه شناسی فقط و فقط «معناست». این بخشی از سخنان مرتضی بابک معین در خصوص نشانه شناسی روایی کلاسیک است.

درباره مولف

مرتضی بابک معین در رشته زبان و ادبیات فرانسه تحصیلات خود را به پایان برد. از جمله فعالیت های علمی پژوهشی وی می توان به ارایه ۴۵مقاله علمی و تالیف چندین کتاب و ترجمه اشاره کرد از جمله این آثار می توان به زیبایی شناسی نفی در آثار مالارمه، پروست زیر ذره بینی دیگر، آرا اندیشه ها و روش شناسی و... اشاره کرد.

معرفی کتاب

مولف در کتاب حاضر به ۲ شکل تعاملی متفاوت می پردازد: نخست، نظام معنایی(عمل) یا کنش برنامه مدار بر روی چیزهایی که بر اصل نظم و قاعده مبتنی است و دوم نظام معنایی که سوژه ها بر اساس اصل «نیت مندی» در ارتباط با یکدیگر قرار می دهد. براساس این مقدمه کوتاه باید گفت که نویسنده کتاب را به دو فصل تقسیم می کند. فصل نخست با عنوان نظام معنایی تطبیق یا رقص در تعامل به مباحثی همچون چهار نظام معنایی، از برنامه مداریت تا مجاب سازی، راهبرد و استراتژی، چالش در نظام مجاب سازی، قاعده و نظم در بطن بی قاعدگی، دو گونه برنامه مداریت، دو گونه انگیزه، نظام معنایی تطبیق و دو شکل حساسیت، خطرهای احتمالی و خطرهای حتمی، نظام تصادف، دو شکل شانس و اقبال، خوانش مکالمه و گفت وگو با نظام های معنایی، دو فرایند معنا دادن به جهان، مساله خطر و مفهوم استراتژی، گذر از نظم به آشوب، جامعه و مساله فضا مندی نظام های معنایی و اشکال آموزشی، اشکال تعامل، مکان ورطه، نظام مکانی شبکه ای، مکان به مثابه بافتاری پیوستار، لغزش مهار شده و مساله خلق زیبایی در شعر، از چیز به ابژه، به سوی درک تازه ای از مفهوم استراتژی می پردازد.

فصل دوم با عنوان «مساله هویت و تعامل خود با دیگری» است از مهم ترین مباحث این فصل می توان به پذیرش هویتی، هنجار عینی و هنجار ارزشی، خاموشی نشانه ای، سر در گمی نشانه ای، چهارگونه جابجایی، رهگذر برنامه مدار، رهگذر مسوول و مسافر کنجکاو، طرد هویتی، مساله تولید تفاوت، شکل گیری چهار سبک زندگی در تعامل با گروه مرکزی مرجع، سبک زندگی اسنوب، سبک زندگی داندی، سبک زندگی خرس، سبک زندگی آفتاب پرست، تفاوت دو نظام سلیقه در سبک های زندگی خرس و داندی، هنجار عینی و هنجار ارزشی، مساله هنجارها و کاربرد صحیح، بیش تصحیحی نشانه ای، خاموشی نشانه ای، چهار سبک زندگی و پدیده های امنیت و عدم امنیت نشانه ای، چهارگونه جابه جایی، رهگذر برنامه مدار، نظام غیاب در مکان، مسافر کنجکاو و... اشاره کرد.

درون مایه و محتوای کتاب

نویسنده فصل نخست را بر چهار نظام معنایی برنامه مداریت، مجاب سازی، تصادف و تطبیق معرفی می کند. اساس بحث کتاب، تاکید بر نظام معنایی تطبیق است که نخستین بار توسط اریک لاندوفسکی مطرح شده است. در نظام روایی کلاسیک، دو نظام برنامه مداریت و مجاب سازی توسط گرماس مطرح شده بود. هرچند او در کتاب «در باب نقصان معنا» به دو نظام تطبیق و تصادف  می­ پردازد، اما اریک لاندوفسکی که می­ توان او را یک نشانه شناس پسا گرماسی به حساب آورد، با تاکید بر ابعاد گمشده معنا، نظام معنایی تطبیق را به شکل موشکافانه تری مورد واکاوی قرار می ­دهد. کتاب حاضر ضمن معرفی نظام معنایی تطبیق، تلاش می‌کند این نظام معنایی را در حوزه ها و گفتمان های متفاوت مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. به تعبیر دیگر، کارآیی این نظام معنایی را در گفتمان های متفاوت دنبال می‌کند.

مولف در فصل دوم کتاب به ارایه برخی از الگوهایی می‌پردازد که اریک لاندوفسکی در حوزه نشانه شناسی اجتماعی مطرح کرده است. پایه و اساس فصل دوم بر این مهم استوار است که اساسا هویت و این همانیت، همیشه با مفاهیم غیریت و دیگربودگی معنا پیدا می‌کند. همین اندیشه بنیادی سبب می‌شود تا اریک لاندوفسکی چهار استراتژی متفاوت برخورد (من) غالب مرجع را در ارتباط با (دیگری) مغلوب مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد و با تغییر زاویه دید از (من) غالب مرجع به (دیگری) مغلوب، چهار سبک زندگی اسنوب، داندی، خرس و آفتاب پرست را از یکدیگر تشخیص ­دهد. ابعاد گمشده معنا در ۲ فصل گسترده ضمن معرفی این الگوهای اجتماعی سعی دارد تا ضمن تجزیه و تحلیل موشکافانه این الگوها، مثال هایی را نیز ارایه دهد.

سرخط اخبار پژوهش

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha