افغانستان جدید؛ آزمونی دشوار برای سازمان همکاری شانگهای

تهران- ایرنا- اجلاس سران شانگهای در حالی روز پنجشنبه (۲۵ شهریور) در شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان آغاز شد که این سازمان در معرض مسایل و شرایط جدیدی قرار گرفته است. یکی از مهمترین اتفاقاتی که در حوزه توجه این سازمان رخ داده، فروپاشی دولت سابق افغانستان و روی کار آمدن طالبان در این کشور است.

روی کار آمدن طالبان در افغانستان با چنان سرعتی رخ داد که بسیاری از تحلیلگران و سیاستمداران را غافلگیر کرد. اما طبیعی است که سرعت این تحولات نمیتواند مانع توجه و تمرکز اجلاس سازمان شانگهای بر وضعیت افغانستان شود؛  چرا که  اغلب اعضای سازمان شانگهای به طور مستقیم و غیرمستقیم در تحولات جاری افغانستان ذینفع و دخیل هستند. بنابراین، هدف محوری یادداشت حاضر این است که چال شهای پیش روی سازمان شانگهای برای برخورد با وضعیت افغانستان را بررسی کند.

به نظر میرسد که برجسته ترین چالش پیش روی سازمان شانگهای در ارتباط با وضعیت افغانستان ابهام و بعضا تعارض مواضع کشورهای عضو در رابطه با شرایط جدید افغانستان است. هرچند افغانستان یکی از اعضای ناظر سازمان شانگهای است اما در اجلاس اخیر، هیچ نماینده ای از افغانستان دعوت نشده و حضور ندارد؛ زیرا عمده کشورهای عضو این سازمان، حکومت طالبان را به عنوان دولت قانونی افغانستان به رسمیت نمی شناسند. بر این اساس، مواضع کشورهای عضو دائم و ناظر سازمان شانگهای را میتوان به سه دسته تقسیم کرد: دسته اول کشور هایی نظیر پاکستان و تا حدودی چین هستند که کم و بیش حامی طالبان بوده و در نشست های رسمی و حاشیه ای اجلاس جاری شانگهای سعی میکنند برای طالبان حمایت بین المللی جلب کرده و رویکرد اعضای این سازمان را نسبت به طالبان تلطیف کنند. دسته دوم، کشورهایی نظیر تاجیکستان و در سطح پایینتری هند و ایران هستند که از وضعیت جاری افغانستان راضی نبوده و به صورت رسمی و غیررسمی خواهان تشکیل حکومت فراگیر با حضور همه قومیت های افغانستان هستند. البته در این بین، تاجیکستان موضع فعال تری داشته و به شدت با طالبان مخالفت کرده است. دسته سوم، کشورهایی نظیر روسیه، ازبکستان، قرقیزستان و قزاقستان هستند که هنوز موضع فعالانه جدی اتخاذ نکرده اند و با حمایت از هر یک از دو موضع بالا میتوانند به شدت اثرگذار باشند. همین تنوع و تعارض مواضع اعضا احتمالا یکی از مهمترین چالش های سازمان شانگهای در رابطه با وضعیت جاری افغانستان باشد.

دومین چالشی که در این زمینه قابل توجه است، شکاف عظیم موجود میان اعضای سازمان شانگهای به لحاظ قدرت و توان اثرگذاری میباشد. این در حالی است که یکی از شروط کارآمدی سازمان های بین المللی، توازن نسبی قدرت میان اعضا یا بلوک های موجود در هر سازمان است. اما در سازمان شانگهای از یک طرف چین و روسیه با فاصله زیاد اثرگذارتر از بقیه اعضا بوده و از سوی دیگر، بلوک بندی قدرتمندی وجود ندارد. بنابراین، رویکرد چین و روسیه در شکل گیری راهبرد سازمان شانگهای در قبال موضوعات مورد توجه آن بسیار اثرگذار است. به نظر میرسد که در حال حاضر نه چین و نه روسیه به تصمیم قطعی در مورد وضعیت افغانستان نرسیده اند. هرچند چین کم و بیش موضع همدلانه ای با طالبان اتخاذ کرده اما به نظر میرسد این موضع بیشتر متاثر از رایزنی های پاکستان است. روسیه نیز علیرغم خوشبینی های اولیه نسبت به طالبان، طی روزهای اخیر مواضع نسبتا ضدطالبانی در پیش گرفته و حتی شناسایی آن را دور از ذهن اعلام کرده است. در نتیجه، این انفعال قدرت های اثرگذار سازمان شانگهای به احتمال زیاد باعث ابهام در موضع و عملکرد این سازمان خواهد شد و تلاش های اعضایی نظیر پاکستان و تاجیکستان نیز کمتر اثرگذار خواهد بود.

سومین چالشی که پیش روی سازمان شانگهای در مورد افغانستان وجود دارد، به ضعف بوروکراتیک و کارکردی این سازمان برمیگردد. هرچند مقابله با تروریسم، افراطی گری و تجزیه طلبی از مهمترین اهداف سازمان شانگهای است و وضعیت جدید افغانستان میتواند محملی برای تشدید این تهدیدها شود، اما قوت کارکردی این سازمان در زمینه مذکور چندان روشن نیست. به عبارت دقیقتر، حتی اگر از تعارض مواضع اعضای سازمان شانگهای و انفعال قدرت های بزرگ این سازمان صرف نظر کنیم، مشخص نیست که در صورت اتخاذ تصمیمی روشن برای مقابله با تهدیدات برآمده از وضعیت جدید افغانستان چقدر امکان عملیاتی سازی آن وجود دارد. این ابهام هم به ضعف کاربردی و عملیاتی سازمان شانگهای برمی گردد و هم به دشواری محیط امنیتی افغانستان؛ محیطی که نیروی نظامی عظیم آمریکا و ناتو و سازمان های دیگر از چاره آن بازماندند و با دست خالی از آن خارج شدند.

آخرین چالش برجسته ای که در اینجا در خور توجه است ناپایداری شرایط افغانستان است. هرچند به نظر میرسد که کم و بیش طالبان بر افغانستان مسلط شده اما از یکسو، رویکردهای مخالف متعدد اعم از داخلی و خارجی در مقابل طالبان شکل گرفته و در حال تقویت است و از سوی دیگر، گویا در بین خود طالبان نیز اختلافات اساسی وجود دارد. اختلافات میان طالبان هم ریشه قومی دارد که دو گروه پشتون درانی و غلجایی را در مقابل هم قرار داده و هم با توجه به رویکردهای درونگرا/ برونگرا، گروه وابسته تر حقانی در مقابل حلقه قندهار قرار گرفته است. همه این موارد در کنار دشواری های حکومتداری به ویژه در شرایط جاری افغانستان باعث شده که اغلب بازیگران بین المللی با احتیاط در مورد افغانستان اعلام موضع و رفتار کنند. در این شرایط، بدیهی است که سازمان شانگهای نیز نتواند به تصمیم مشخصی در مورد شرایط جاری افغانستان برسد.

در مجموع، میتوان نتیجه گرفت که شرایط جاری افغانستان به حدی بر وضعیت و سرنوشت اعضای سازمان شانگهای اثرگذار است که اساسا نمی توانند از آن چشم پوشی کنند و همین امر باعث شده است که به عنوان یکی از دستورکار های اصلی اجلاس اخیر این سازمان مطرح شود. اما به طور همزمان، اتخاذ تصمیم سازمان شانگهای با دشواری ها و چالش های متعددی مواجه است که آن را از تصمیم روشن و عملیاتی باز میدارد.

نویسنده: سید"احمد فاطمی نژاد"؛ استاد روابط بین‌الملل 

سرخط اخبار پژوهش

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha