اشغال ایران ضامن موفقیت شوروی و انگلیس در رویارویی با هیتلر بود

تهران- ایرنا- «سیروان خسروزاده» پژوهشگر تاریخ در گفت وگو با ایرنا اظهار داشت: شوروی‌ها که درگیر رویارویی با قوای آلمان بودند در ابتدا از اختصاص بخشی از نیروهای خود برای جنگ با ارتش ایران در تردید بودند اما انگلیسی‌ها به آنان اطمینان دادند که با مقاومت چندانی رو به رو نخواهند شد.

جنگ جهانی دوم که از ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ میلادی به وقوع پیوست، بسیاری از کشورهای دنیا از جمله ایران را درگیر خود ساخت. بسیاری از سیاستمداران بر این باور هستند که با توجه به موقعیّت حساس و راهبردی که ایران در منطقه داشت، اعلام بی طرفی امری محال و امکان ناپذیر بود، چون خواه ناخواه کشورهای در حال جنگ به هر بهانه‌ای در تلاش برای ورود ایران به اتحاد خود بودند. بی شک موقعیت جغرافیایی و وجود راه آهن ایران یکی از دلایل مهم اشغال ایران به وسیله نیروهای متفقین محسوب می‌شد اما عدم انسجام و هماهنگی در ساختار سیاسی پهلوی در آستانه جنگ جهانی دوم باعث شد تا نوعی ناهماهنگی در کشور به وجود آید از این رو رضاخان تقاضای شوروی و انگلیس را برای اخراج آلمانی‌ها از ایران رد کرد، این امر بهانه لازم را به دست این دولت‌ها داد تا سحرگاه سوم شهریور ۱۳۲۰ خورشیدی ایران را از شمال و جنوب اشغال کنند.

اشغال ایران ضامن موفقیت شوروی و انگلیس در رویارویی با هیتلر بود

در این خصوص پژوهشگر گروه اطلاع رسانی ایرنا به گفت وگو با «سیروان خسروزاده» پژوهشگر و نویسنده تاریخ جنگ جهانی اول و دوم پرداخت که در ادامه می‌خوانیم:

ایرنا: توافق انگلیس و شوروی برای اشغال ایران بنا بر چه اهداف و ضرورت­ هایی صورت گرفت؟

خسروزاده: پاسخ به این پرسش کمی طولانی خواهد بود؛ زیرا نیازمند رجوع به گذشته و توضیح پاره ­ای پیشینه ­های تاریخی است. در واقع اتحاد و همکاری این ۲ قدرت زمانی بحث­ برانگیزتر خواهد شد که به یاد آوریم که میان بلشویسم شوروی و نظام سرمایه­ داری بریتانیا زمینه ­ای برای همکاری وجود نداشت. اما آنجا که پای منافع یا به عبارت بهتر، "در معرض تهدید گرفتن منافع" ۲ کشور به میان بیاید، هیچ  اقدامی دور از ذهن نخواهد بود. از این منظر توافق شوروی و انگلیس در ۱۹۴۱ با وجود تفاوت­ ها و تمایزات ایدئولوژیکی که داشت، تا حدودی یادآور قرارداد ۱۹۰۷ روسیه تزاری و انگلیس است که این کشورها به واسطه ظهور قدرت رو به رشد آلمان جوان که تهدیدی علیه منافع آنها محسوب می­ شد، اختلافات عمیق خود را کنار گذاشته و با هم از در اتحاد و ائتلاف درآمدند. در ۱۹۴۱ این وضع یعنی ظهور آلمان در شکلی مخاطره ­انگیزتر، دوباره موجب نزدیکی این ۲  کشور به همدیگر شد و آنان برای مقابله با هیتلر از جمله اقدام به اشغال ایران کردند.

 نباید فراموش کنیم به دنبال به قدرت رسیدن بلشویک ­ها در روسیه در اکتبر ۱۹۱۷، حکومت انگلیس از هیچ تلاشی برای سرنگونی بلشویسم دریغ نکرده بود و روس ­های سفید ضد انقلاب و در صدر آنان ژنرال آنتوان دنیکین با حمایت چرچیل تا ۱۹۲۰ نهایت تلاش خود را برای سرنگون ساختن حکومت انقلابی لنین به انجام رساند. انگلیس در این ارتباط متحمل هزینه ­های مالی کمرشکنی شد و نتیجه ­ای هم بدست نیاورد. این دشمنی کنار گذاشته نشد و با ظهور هیتلر، چرچیل و دیگر دولتمردان انگلیس در ابتدا امیدوار بودند، او که در حکم دنیکینی به مراتب قدرتمندتر و تواناتر بود، در برابر استالین قرار گیرد!  اما در نتیجه وضعیت جدیدی که پس از حمله هیتلر به شوروی در تیر ۱۳۲۰ ایجاد شده بود به این نتیجه رسیدند که بقا و تداوم موجودیت انگلیس به عنوان یک قدرت درجه اول، در گرو محدود ساختن نازیسم است و گام اول چنین برنامه ­ای ممانعت از شکست شوروی در برابر آلمان است. بنابراین چرچیل این ضرورت را تا آنجا جدی یافت که برغم نفرتی که از بلشویسم داشت به اتحاد با استالین روی آورد و از آنجا که در آن مقطع در غرب امکان ایجاد جبهه ­ای جدید علیه هیتلر وجود نداشت، بهترین کار را در تسلط بر راه­ هایی استراتژیک در شرق جهت امدادرسانی به ارتش سرخ شوروی برای مقاومت در برابر هیتلر دانستند و ایران بهترین گزینه ممکن برای این کار تشخیص داده شد آنچنان که بعدها "پل پیروزی" نامیده شد.   

اشغال ایران ضامن موفقیت شوروی و انگلیس در رویارویی با هیتلر بود

ایرنا: بدین ترتیب در سوم شهریور ۱۳۲۰ ایران اشغال شد. بنظر شما دلیل یا دلایل نقض حاکمیت ایران و این تجاوز مشترک چه بود؟ آیا واقعاً هیچ راهکاری جز تجاوز و اشغال ایران وجود نداشت؟

خسروزاده: آنگونه که عرض شد، وضعیت جدیدی ایجاد شده بود و در این وضعیت، فوری­ ترین و حیاتی ­ترین هدف ۲ کشور عبور از بحران پیش آمده و شکست نازیسم بود. در این راستا هیچ ملاحظه ای قابل قبول نبود. آنچنان که همگان می­ دانند، استدلال انگلیس و شوروی برای اشغال ایران، مناسبات دوستانه ایران و آلمان و حضور هزاران! نیروی آلمانی در ایران بود، که شمار واقعی آنان به مراتب کمتر بود. البته باتوجه به اینکه در سال­ های نخست جنگ جهانی اول، واسموس به تنهایی موقعیت انگلیسی ­ها را در جنوب ایران به چالش کشیده بود، نگرانی انگلیسی­ ها از حضور صدها یا هزاران آلمانی که چه بسا افرادی از جنس واسموس هم در میانشان بود، کاملاً طبیعی می­ نمود اما اولاً شرایط با آن زمان بسیار متفاوت بود، ثانیاً اکثریت آلمانی ­های مقیم ایران متخصصان فنی و بازرگانان بودند و ثالثاً حکومت رضاخان هر چند دیر، اما بالاخره حاضر شده بود، بیشتر آنها را که حضورشان غیرضروری بود از ایران اخراج کند. اما واقعیت این بود که انگلیس و شوروی تصمیم خود را گرفته بودند و اشغال ایران مبنا و اساس و در همان حال ضامن موفقیت­ آنان در برنامه ­هایشان علیه هیتلر بود به عبارت روشن تر، جهت تضمین امدادرسانی به ارتش سرخ و مقاومت شوروی در برابر هیتلر، ایران و راه ­های ارتباطی ­آن، می ­بایست اشغال می­ شدند و حضور آلمانی ­ها در ایران صرفاً بهانه ­ای مشروعیت بخش جهت اشغال ایران بود.  اشغال ایران اگرچه نقض آشکار حاکمیت یک مملکت مستقل بود اما برای آن ۲ کشور مساله جدیدی نبود؛ آنان پیشتر در قراردادهای ۱۹۰۷ و ۱۹۱۵ عملاً نشان داده بودند، زمانی که منافعشان ایجاب کند، هیچ ارزشی برای حاکمیت ایران قائل نخواهند بود. آنچنان که در آغاز جنگ جهانی اول برغم اعلام بی­‌طرفی دولت ایران، حاکمیت کشور را زیر پا گذاشتند و در جنگ جهانی باوجود اعلام بی‌­طرفی ایران، باز هم بر همین پایه به اشغال کشور روی آوردند.       

ایرنا: مساله ­ای که بعد از گذشت هشتاد سال همچنان مورد بحث و مناقشه است، عملکرد تاسف­بار ارتش ایران در مقابله با این تجاوز است. بنظر شما انفعال ارتش ایران در برابر تجاوز نیروهای بیگانه چه دلایلی داشت؟

خسروزاده: تحلیل و ارزیابی ارتش ایران و عملکرد آن از زوایایی مختلف قابل بررسی است. ذکر این نکته ضروری است که شوروی­ ها که درگیر مقابله با قوای آلمان بودند در ابتدا از اختصاص بخشی از نیروهای خود برای جنگ با ارتش ایران در تردید بودند اما انگلیسی ­ها به آنان اطمینان خاطر داده بودند که با مقاومت چندانی روبه رو نخواهند شد!  در هر حال، در سوم شهریور نیروی هوایی شوروی در شرایطی اهداف مورد نظر خود در شهرهای آذربایجان را بمباران کرد که نیروی هوایی ایران به لحاظ ساختار ابتدایی ­اش به هیچ وجه توانایی مقابله با هواپیماهای مدرن و قدرتمند شوروی را نداشت و این عامل به نوبه خود در پیشروی موفقیت آمیز قوای شوروی موثر بود. نیروی دریایی ایران هم در سواحل خلیج فارس باوجود لیاقت و توانایی لازمی که در برخی فرماندهان دیده می­ شد در چشم برهم زدنی نابود شد و از جمله دلایل چنین وضعی، ناوهای قدرتمند انگلیسی بود که ناوگان جوان ارتش ایران در برابر آن شانس موفقیت قابل توجهی نداشت. اما صرف نظر از این موارد، واقعیت این است، آنچه با عنوان انفعال ارتش ایران در سوم شهریور ۱۳۲۰ مورد بحث است در واقع عملکرد نیروی زمینی ارتش است که بخش بزرگی از ارتش ایران با ۱۷۰ هزار پرسنل را در شهریور ۱۳۲۰ را شامل می ­شد.

اشغال ایران ضامن موفقیت شوروی و انگلیس در رویارویی با هیتلر بود

با تهاجم قوای ۲ کشور اشغالگر به ایران، ارتش رضاخان از هم گسیخت، گویاترین روایت که عمق نابسامانی و ناکارآمدی ارتش ایران را ترسیم می­ کرد،  اشاره فردوست است به اینکه "لشکر مشهد به گونه­ ای فرار کرد که واحدهای آن از بندر عباس سر درآوردند! " این مشخصه در بیشتر جبهه­ ها حاکم بود. پرسش این است: چرا ارتشی که به مدت بیست سال یک سوم بودجه مملکت را به خود اختصاص داده بود، اینگونه به آسانی از هم گسیخت؟

 در پاسخ به این پرسش باید گفت که اولاً ارتش ایران اساساً نیرویی بود که برای عملیات و رزم داخلی و سرکوب ایلات و عشایر سازماندهی شده بود و مقابله با تهدیدات و نیروهای خارجی برای آن تعریف نشده و به عبارت دیگر پیش بینی نشده بود. رضاخان به شدت تلاش داشت با همسایگان ایران تصادمی پیدا نکند، آنچنان که در قبال حل و فصل اختلافات مرزی با ترکیه بخشش ­هایی کرد که پیامدهای ناگوار برخی از این بخشش ­ها بعد از جنگ جمهوری ­های ارمنستان و آذربایجان در قفقاز مشاهده شد. در حقیقت رضاخان با در پیش گرفتن چنین رویکردهایی تلاش داشت از هرگونه تصادم خارجی جلوگیری کند. بنابراین ارتش ایران فاقد آمادگی و تجربه برای مقابله با تهدیدات خارجی بود.

اشغال ایران ضامن موفقیت شوروی و انگلیس در رویارویی با هیتلر بود

دلیل دوم ناکارآمدی ارتش در سوم شهریور ۱۳۲۰ که بنده به تفصیل در یکی از مقالاتم [۱] مورد بحث قرار داده ­ام و در اینجا زیاد به آن ورود نمی ­کنم، فساد افسار گسیخته­ ای بود که ارتش را از درون پوسانیده بود. در نتیجه این فساد سربازان در پادگان ها مورد تحقیر و اذیت و آزار و انواع تجاوزات بودند و آرزویی جز یافتن فرصتی برای فرار از خدمت سربازی نداشتند. در نتیجه چنین وضعیتی، هیچ باور و اعتقاد وطن پرستانه ­ای در آنان وجود نداشت یا اگر زمانی وجود داشت به محض ورود آنان به خدمت سربازی از میان می­ رفت. در همان حال، بیشتر افسران جزء هم که از زد و بند و تبعیض ­هایی که در ارتقاء یافتن و تعیین محل خدمتشان وجود داشت، ناراضی بودند و انگیزه زیادی برای از خودگذشتگی نداشتند. در پایان باید به فرماندهان ارتش اشاره کرد که در نتیجه حمایت­ های رضاخان به زراندوزی روی آورده بودند و در سوم شهریور حاضر نشدند با به خطر انداختن خود، آنچه را که در طول ۲ دهه حکومت رضاخان اندوخته بودند از دست بدهند. این عوامل دست به دست هم دادند و موجب فروپاشی ارتش ایران در شهریور ۱۳۲۰ شدند.

منابع:

[۱] خسروزاده، سیروان، وضعیت و جایگاه اجتماعی نظامیان در دوره پهلوی اول و تاثیر آن بر واقعه شهریور ۱۳۲۰، تحقیقات تاریخ اجتماعی بهار و تابستان ۹۸

سرخط اخبار پژوهش

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha