از مشکل بهداشت زنان این خطه خبرت هست؟

کرمان- ایرنا- جنس مشکل از نوعی است که نه می‌توان خیلی عریان جار زد و نه سکوت کرد؛ صحبت بر سر روستاهای محروم شرقی‌ترین نقطه استان کرمان است و زنی که خودش از کودکی طعم تلخ یتیمی را چشیده و با آنکه آه در بساط ندارد ضمن حمایت از یتیمان به فکر زنان بی‌سرپرست بویژه حل مشکل بهداشت آنان نیز افتاد.

سه ماه که داشته پدرش فوت می‌کند و او را با پنج فرزند دیگر تنها می‌گذارد؛ خودش اینک ۳۶ ساله است، چهار فرزند قدونیم‌قد دارد و باید خودش هم هزینه‌های خانواده را در روستایشان از طریق خیاطی تامین کند چون شوهرش چندسالی به علت تصادف دچار معلولیت شده و توان کار ندارد.

با همین شرایط اما در طرح کشوری مهرواره محله همدل که با هدف شناسایی و کمک به نیازمندان اجرا می‌شود در سطح استان کرمان رتبه نخست و در کشور رتبه چهاردهم را از آن خود کرده است؛ در زمینه کمک کردن به دیگران آن هم با اولویت تامین سرویس بهداشتی مناسب و بهداشتی و نیز ساخت اتاق برای نیازمندان بویژه زنان بی سرپرست خانوار.

اقدام وی در ساخت سرویس بهداشتی مناسب در سطح کشوری رسانه‌ای شده است و او تلاش کرده با رعایت چارچوب های اخلاقی، هنجارها و رسوم محلی منطقه، در خلال تلاش هایش مشکلی از مشکلات زنان و اهالی این خطه را بی صدا فریاد کند؛ تا هم مشکل حل شود و هم با لحن مناسبی مشکل را جار زده باشد.

«زهرا حسینی زاده» بانوی نیک‌اندیشی که در شهرستان محروم ریگان در یکی از دورترین نقطه های شرقی استان کرمان در مرز سیستان و بلوچستان، بیشتر وقت خود را صرف کمک به نیازمندان بویژه یتیمان و زنان سرپرست خانوار می کند؛ البته این کار را همزمان با تامین هزینه های امرار معاش زندگی خودش انجام می دهد و به نوعی این پیام را هم می دهد که کمک کردن جیب پر پول هم نمی خواهد.

زنی که دغدغه بهداشت بانوان را اینگونه در کانون توجه ها قرار داده است؛ مشکلی که چند سال پیش در یک روستای این شهرستان داشت به بحران تبدیل می شد زیرا آنطور که در گزارش ها آمده به علت استفاده از سرویس بهداشتی غیربهداشتی حدود ۳۰ درصد اهالی یک روستا به نوعی از بیماری هپاتیت مبتلا شدند و با اقدام بموقع متولیان بهداشتی مشکل حل شد.

زنی که وقتی پای صحبتش می نشینی اگرچه از نداشته ها، کمبودها و دردهای سخت و تاسف برانگیز نیازمندان منطقه می گوید اما با هر دردی که روایت می کند، انرژی مضاعفی نیز در درون قلب شنونده می نشاند زیرا نشان می دهد که کمک کردن و بخشیدن تنها نیاز به داشتن پول و ثروت ندارد؛ چیزهای دیگری البته می خواهد.

در سخنانش از زنانی می گوید که برخی از آنان در روستاهایی دورافتاده و محروم حتی از بدیهی ترین امکانات و نیازهای بهداشتی مانند سرویس بهداشتی مناسب هم محروم هستند. زنانی که سرویس بهداشتی یا ندارند یا اگر دارند با چند شاخه درخت نخل در اطراف تنها دو تکه سنگ که روی سوراخ یا چاهی قرارداده شده آن را ساخته اند.

البته کمک رسانی این بانو به این دو بخش محدود نیست و در نتیجه تشکیل گروهی از نیک اندیشان در همان شهرستان تاکنون افزون بر چهار میلیارد تومان اعتبار از خیرین جمع کرده و برای نیازمندان در بخش های مختلف هزینه کرده اند.

از زنانی می گوید که مدعی بوده اند سال هاست آب خنک نخورده اند چون یخچال نداشته اند یا در زمستان کویری آنجا بدون وسایل گرمایشی و در گرمای کویری آن منطقه کرمان بدون کولر، در خانه هایی که بیشتر به خرابه شباهت دارد، گذران زندگی کرده اند.

جرقه کمک رسانی از کجا زده شد؟

خبرنگار ایرنا به سراغ این خانم رفت تا از چگونگی قرارگرفتن در این مسیر برای کمک به نیازمندان بیشتر با او گفت و گو کند و با زندگی اش نیز آشنا شود. این مصاحبه در دو بخش انجام شد، بخشی که خبرنگار ایرنا همراه او در روستاهایی که خانه هایی را برای نیازمندان ساخته بود حاضر شد و بخش دیگری که تلفنی از شهر کرمان جزییات بیشتری از زندگی او کسب و مصاحبه تکمیل شد.

در شرح زندگی اش می گوید که دو دختر و دو پسر دارد و در روستای عباس آباد سردار شهرستان ریگان زندگی می کند.

با شوخی ابتدا می پرسم خانم حسینی زاده شنیده ایم آنقدر مال و منال و ثروت دارید که به دیگران هم کمک می کنید، با لبخند پاسخ می دهد: بله خیلی ثروت داریم؛ همسرم معلول است و نمی تواند کار کند لذا بیکار است و مجبورم با کمک مادرم از راه خیاطی امورات زندگی را بگذرانم.

از چرایی معلولیت شوهرش می پرسم که خود انگار حکایت مفصل و دردناکی دارد که شاید خیلی های دیگر هم مشابه او باشند؛ بیمارانی که پولی در دست و بالشان ندارند و چون ندارند درمانشان آنطور که باید انجام نمی شود و مجبور می شوند زندگی را با معلولیت ادامه دار تر ادامه دهند و طور دیگری زندگی کنند.

می افزاید: سال ۸۵ همسرم که قبل از آن شغل آزاد و کشاورزی داشت تصادف کرد و از قسمت لگن دچار آسیب جدی شد؛ مدتی روی ویلچر بود که گفتند باید از طریق عمل جراحی موادی داخل مفاصلش کارگذاشته شود؛ همان زمان سال های ۸۵ و ۸۶ هزینه عمل سه چهار میلیون بود که چون پول نداشتیم عمل انجام نشد و مجبور شد فقط دارو مصرف کند.

به گفته وی شوهرش مدتی با عصا راه می رفته و الان می تواند مدتی هم بدون عصا راه برود اما توان و امکان کار کردن را ندارد.

از وی می خواهم که درباره چگونگی تامین هزینه های روزمره زندگی و همزمان کمک کردن به دیگران توضیح دهد که ابتدا از کارگاه خیاطی که سال ها پیش با همراهی شش زن همان منطقه راه انداخته بود می گوید و ادامه می دهد با شروع کرونا آن کارگاه را جمع کردند و با کمک سازمان تبلیغات تولید ماسک برای توزیع رایگان در مناطق کم برخوردار را شروع کردند. سپس اصرار دارد که در این لحظه از مادرش و رنج هایش بگوید؛ از مادری که شش فرزند را که به فاصله یک تا دو سال متولد شده بودند در نبود پدر با چرخ خیاطی بزرگ کرد و هنوز درگیر نگهداری و تربیت نوه هایش است.

توضیح داد: سه ماه بیشتر نداشتم که پدرم فوت کرد و مادر با خیاطی هزینه های بزرگ کردن شش فرزندش که آن موقع بزرگترینشان هشت سال و کوچکترین سه ماه داشت را تامین می کرد.

«باحرف شاید آسان باشد، بزرگ کردن شش فرزند توسط یک زن تنها با خیاطی، اما ما از همان زمان با یتیمی بزرگ شدیم ولی مادر نمی گذاشت سختی بکشیم؛ یادم می آید که می دیدم مادرم تا سه صبح خیاطی می کرد و از صبح زود باید جوابگوی مشتری ها می بود».

از نداشتن هایشان در دوران کودکی گفت و روایت کرد: یکبار وقتی خواهرم سوم ابتدایی بود دوستش کفش زیبایی خریده بود و او به خانه آمد و کفش می خواست اما نداشتیم که بخریم؛ از همان زمان با چنین صحنه هایی مواجه بودیم و در ذهنمان بود که روزی بیاید بتوانیم کمک کنیم که دیگران این سختی ها را تحمل نکنند.

«مادر همان زمان که خودمان مشکل شدید مالی داشتیم، به زنان بی سرپرست دیگر روستا یا روستاهای اطراف هم کمک می کرد؛ یا می رفت روستایشان چندروز مجانی می ماند تا خیاطی بهشان یاد بدهد یا از جاهای دیگر چرخ خیاطی برایشان تهیه می کرد و همین کمک های مادر به نظرم جرقه هایی در ذهن ما بچه ها بود».

ورود جدی تر به حوزه نیکوکاری

از چگونگی انتخاب این مسیر در بزرگسالی و ورود جدی به این مسیر می پرسم و می گوید: با ورود به حوزه علمیه این جرقه اجرایی شد آن هم از حدود ۱۱،۱۲ سال قبل؛ وقتی وارد حوزه علمیه شدم سازمان تبلیغات ما را به عنوان مُبلغ برای دوره های آموزشی به روستاها می فرستاد تا کارهای تبلیغی و کلاس های آموزشی قرآن، سبک زندگی، احکام و ... برگزار کنیم که از آنجا وقتی وارد خانه ها می شدیم، مخصوصا زنان بی سرپرست، می دیدیم که چه مشکلاتی دارند؛ زنانی که بدون منبع درآمد و باوجود بچه کوچک معلوم نبود چطور زندگی می کنند.

«از آنجا بود که برای اولین کار، با کمک خواهران طلبه، کارگاه خیاطی راه انداختیم؛ سال ۹۰ چرخ های خیاطی را از روستا به شهر آوردیم و کارگاه راه افتاد و با کمک چند نفر از خانم ها تولید پوشاک را شروع و نیت کردیم اگر کاسبی و درآمد خوب شد، یک پنجم از درآمد را صرف ایتام و نیازمندان کنیم. در آن مدت برای بچه های یتیم مانتو رایگان می دوختیم، یا به دیگر نیازمندان با ۵۰ درصد تخفیف کار ارائه می دادیم و در ادامه برای کار در کارگاه، زنان بی سرپرست را به کار گرفتیم و نیروها را افزایش دادیم».

ادامه داد: زنانی که در کارگاه مشغول به کار شدند زنان بی سرپرست یا افرادی بودند که شوهرانشان زندانی بودند و این کار ادامه داشت تا اینکه با آمدن ویروس کرونا، کارگاه پوشاک را بستیم و به سمت تولید ماسک رفتیم.

به اتفاق خواهران طلبه و آقایان روحانی در ریگان یک محل از سازمان تبلیغات گرفتیم و تولید ماسک راه اندازی شد و ماسک ها رایگان در مناطق روستایی توزیع شد؛ هزینه پارچه ماسک هم از کمک های مردمی تامین می کردیم.

این بانو که فرزند بزرگش پسری ۱۴ ساله است و ۱۸ سال قبل ازدواج کرده ادامه داد: در این زمان و با توجه به عمق محرومیت ها گروهی از خواهران طلبه و آقایان روحانی تشکیل دادیم که کار شناسایی نیازمندان، جمع آوری کمک و تحویل به آنان را انجام می دادیم و اهالی چون به ما اعتماد داشتند کمک می کردند.

وی با تشریح تقسیم کار بین این گروه افزود: اتاقی برای فعالیت های این گروه از طریق سازمان تبلیغات در اختیار گرفتیم و فعالیت هایمان را توسعه دادیم و بین زنان و مردان طلبه تقسیم کار کردیم؛ با طرح مهرواره تعداد ما به ۵۰ مرد روحانی و خواهر طلبه افزایش یابت و فعالیت ها بیشتر شد.

در این تشکیلات من به عنوان مسئول اجرایی انتخاب شدم، خانم ها به دنبال تامین کمک های مردمی با اهالی ارتباط برقرار می کردند و آقایان روحانی نیز در شناسایی نیازمندان همراهی داشتند.زنان بی سرپرست، افراد بیمار، یتیمان و دیگر نیازمندان ذیل این شبکه شناسایی می شوند.

آیا از مشکل بهداشت زنان این خطه خبرت هست؟

زنان بی سرپرست با شرایط خاص

وی گفت: در حین مشکلاتی که گزارش می شد، با خانمی بی سرپرست در روستای شریک آباد ریگان آشنا شدیم که اولویت بیشتری در کمک رسانی داشت؛  ۱۲ سال در چادر زندگی می کرد و هیچ امکاناتی نداشت؛ حدودا ۴۰ ساله بود و در اوج گرمای شدید ریگان و اوج یخبندان زمستان این منطقه در چادر زندگی می کرد.

وقتی روحانیون با او هم صحبت شده بودند می گفت: من فقط خداراشکر کردم که امسال باران نباریده و کمتر اذیت شدم.

از اینجا بود که پیشنهاد دادیم جمع آوری کمک برای ساخت منزلی برای او اجرایی و فراخوان شود که چون روحانیون هم در ساخت کمک می کردند هزینه ها کاهش یافت و ۱۵ تیرماه امسال خانه احداث و تحویل آن زن شد.

سرویس بهداشتی مناسب هم در کنار این خانه برای آن زن احداث و تعدادی جوجه برای پرورش دادن و امرار معاش در اختیارش قرار دادیم.

زن نیازمند روستایی دیگر

حسینی زاده فرآیند حل مشکل خانه زن دیگر سرپرست خانوار در ریگان را اینطور روایت می کند: در مواجهه با خاانم دیگری متوجه شدیم زنی سرپرست خانوار با دخترش در خانه ای کلنگی در روستای عباس آباد سردار که نه برق، آب، گچ یا هر امکانات دیگر دارد زندگی می گذراند و می گفت که ۱۳ سال است آب خنک نخورده و وسایل گرمایشی و سرمایشی نداشته است.

به گفته وی ساخت منزل برای این زن شروع شده و در مراحل پایانی و تکمیل است.

سرویس بهداشتی مشکلی تقریبا فراگیر

از مشکل سرویس بهداشتی بیشتر می پرسم و می خواهم ببینم چقدر فراگیر است که اینطور توضیح می دهد: از مسائلی که با شیوع کرونا از نظر بهداشتی باید بیشتر رعایت می شد، سرویس بهداشتی برای خانم ها بود که یا نداشتند و از سرویس همسایه استفاده می کردند یا داشتند اما دیوار آن با چوب و برگ درخت نخل پوشانده شده بود و بهداشتی نبود؛ مثلا یک سنگ روی چاهی گذاشته شده و از نظر بهداشتی مشکلات زیادی دارد.

به گفته وی ساخت سرویس برای این دسته از زنان نیازمند در روستاهای ریگان شروع شد و تاکنون ۱۲ زن دارای سرویس بهداشتی شده اند که هشت مورد آن در قالب طرح مهرواره سازمان تبلیغات اجرایی شده است.

روی پای زندگی

حسینی زاده می گوید هرروز صبح مسیر روستای محل سکونت تا شهر ریگان را می آید و در دفتر کارش برای مدیریت امور گروه مستقر می شود و عصرها به منزل می رود و با چرخ خیاطی کارش را برای امرار معاش زندگی شروع می کند.

از مادرش بسیار سپاسگزار است که شش فرزند خودش را که بزرگ کرده، حالا چهار فرزند او را هم باید نگهداری کند و می گوید که تنها آرزویش فرستادن مادرش به سفر مکه است.

آرزوی دیگرش این است که هیچ بچه یتیمی نبیند یا اگر می بیند، حسرتی به دلش نداشته باشد.

تاکید دارد که اشتباه است اگر فکر کنیم حتما باید پول داشته باشیم تا به دیگران کمک کنیم؛ با دست خالی هم می توان اراده کرد و مقدمات زندگی برای دیگران را مهیات ساخت اما نکته مهمی دارد و آن هم اینکه باید با عملکرد مناسب، اعتمادآفرینی کرد و مردم به شما اعتماد داشته باشند.

حسینی زاده که می گوید تاکنون افزون بر ۴۰ میلیارد ریال کمک از خیرین با کمک او و همکارانش جمع و برای نیازمندان و ایتام هزینه شده است، هزینه کرد کمک ها را در قالب بخش های زیر اعلام کرد: ساخت دو واحد مسکونی، ساخت ۱۲ سرویس بهداشتی ، کمک های فرهنگی، خرید تبلت برای دانش آموزان نیازمند به تعداد ۵۰عدد، اهدای کارت هدیه به دانش آموزان یتیم، تهیه جهیزیه، ذبح گوسفند و تامین گوشت برای افراد نیازمند،خرید لوازم سرمایشی وگرمایشی و توزیع بسته های معیشتی. 

پای صحبت رئیس تبلیغات اسلامی 

رئیس اداره تبلیغات اسلامی شهرستان ریگان نیز در این زمینه به خبرنگار ایرنا گفت: ظرفیت بسیار خوبی در روستاهای شهرستان ریگان در زمینه شبکه خیرین خواهران جهادی و مبلغ و بسیجیان وجود دارد.

حجت الاسلام محمد صادق نازلی تصریح کرد: خانم زهرا حسینی زاده از طلاب جهادی شهرستان است که شبکه نیکوکاری را در این شهرستان راه اندازی کرد.

وی عنوان کرد:در طرح مهرواره همدل ۱۶میلیارد ریال طرح با همت این خواهر بزرگوار و سایر همکارانش اجرا شد که نمونه بارز آن ساخت منزل مسکونی و سرویس بهداشتی برای نیازمندان است.

رئیس اداره تبلیغات اسلامی ریگان عنوان کرد:مایه افتخار است که از بین ۵۷هزار نفر در طرح مهرواره همدل به عنوان خانم حسینی زاده رتبه برتر استان و رتبه ۱۴کشور را به دست آورد. 

نازلی در عین حال از مردم خواست با شرکت در طرح های نیکوکارانه از طریق ارسال پیامک شماره ۱۶ به سرشماره ۳۰۰۰۲۱۲ از طرح های نیکوکار ریگانی حمایت کنند.

ریگان که در فاصله ۲۸۵ کیلومتری شرق مرکز استان کرمان واقع شده از جمله شهرستان های محروم و با ضریب ۹(آخرین درجه محرومیت) تعریف شده است.

سرخط اخبار استان‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha