فرهنگ؛ دغدغه‌ای که وجود ندارد

تهران- یک جامعه‌شناس عقیده دارد: آنچه موجب می‌شود که بحث نامزدهای انتخاباتی به سمت مسائل اقتصادی برود این نیست که آنان درک نمی‌کنند که موضوع فرهنگ تا چه اندازه مهم است بلکه قشری که آنان از ایشان رای می‌خواهند، دغدغه‌شان فرهنگ نیست.

یکی از موضوعاتی که در روزهای اخیر و پس از دومین مناظره تلویزیونی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری مورد توجه قرار گرفت و گلایه‌هایی را برانگیخت، عدم توجه کافی به موضوع فرهنگ و مباحث فرهنگی بود؛ آن هم در جلسه ای که قرار بود تا به موضوعات فرهنگی و اجتماعی پرداخته و نامزدهای ریاست جمهوری با تمرکز بر موارد فرهنگی و اجتماعی به بیان برنامه های خود بپردازند.

این عدم پرداخت به موضوع فرهنگ آن هم در شرایطی که قرار است تا برنامه ها و تصمیمات فرهنگی مورد توجه قرار گیرند، موضوعی است که به حاشیه رفتن بیش از پیش فرهنگ و مباحث فرهنگی را نشان می دهد.

پیش تر هم بسیاری از صاحبنظران حوزه فرهنگ و جامعه شناسان در باب به حاشیه رانده شدن فرهنگ و اثرات مخرب این حاشیه نشینی هشدار داده بودند؛ موضوعی که شاید این روزها بیش از پیش این عدم پرداخت مناسب را برجسته ساخته و نیاز جدی به پرداخت به این حوزه را مطرح می سازد.

مهمترین بحران فرهنگی، عدم عقلانیت است

سینا طاهری مدرس دانشگاه روز دوشنبه در گفت وگو با خبرنگار فرهنگی ایرنا و در تحلیل چرایی عدم پرداخت به موضوع فرهنگ در دومین مناظره تلویزیونی در مصداق خاص و عدم توجه به حوزه فرهنگ در سطح کلان جامعه بیان کرد: اصولا نامزدهای انتخاباتی بحث هایی از فرهنگ دارند و این که موضوعاتی چون هویت های فرهنگی مهم هستند؛ مسئله بر سر نقطه ثقل مباحث و موضوعات است که به نظر می رسد این نقطه ثقل در حوزه فرهنگ نیست؛ گویا این که جامعه به نقطه پایه ای و اولیه خود بازگشته است که در حال حاضر پاسخگویی به نیازهای اولیه اهمیت دارد.

 این موضوع در سطح کلی است اما در سطح میانی با طرح مسائلی چون مسئله فضای مجازی و بحث هایی که ذیل آموزش و نوع مدرسه مطرح است، شاهد طرح چنین مواردی هستیم؛ و چون اینها کارکردهای فرهنگی دارد نمی توان گفت که موارد و موضوعات فرهنگی اصلا مطرح نمی شوند؛ ولی موضوع در حقیقت این است که در این بحث‌ها فرهنگ اولویت نیست و به امری فرعی بدل شده است.

وی افزود: خود این موضوع به دلیل شرایط اخیر اجتماعی و سیاستگذاری های کلان امری بدیهی و طبیعی است که در چنین شرایطی جنسی از پوپولیسم شکل می گیرد و جامعه اگر مراقب خودش نباشد، موقعیتی ایجاد می شود که در آن نیازها صرفا به تامین نیازهای اولیه تقلیل می یابد و تشکیل شکل و نوعی از پوپولیسم را می دهد که در نهایت جامعه را به سمت نوعی از موقعیت بغرنج تر سوق می دهد که بستری برای هر نوعی از افراط‌گرایی شده و اندیشه های سیاسی انحصارطلبانه و اقتدارگرایانه را بر جامعه تحمیل می کند.

در درک امر انتخابات نباید صرفا آن را به امر اقتصادی، سیاسی، فرهنگی یا اجتماعی تقلیل دهیم چرا که مسئله یک سیاست جامع و یک نظام تدبیر جامع است که باید در برنامه های انتخاباتی هر گروه یا فرد دیده شود و چون در ایران فرد این کار را انجام می دهد و متاسفانه اسناد دقیقی از برنامه های جامع ایشان منتشر نشده است و صرفا مدعی چندهزار صفحه پشتوانه هستند که از آن بحث می کنند (که این چندهزارصفحه می تواند چند جلد کتاب نامرتبط باشد) ولی موضوع این است که نباید موضوعات را تقلیل داد یعنی به دلیل نیاز اقتصادی نباید تاکید بر آن را خوب یا بد دانست و یا عدم تاکید بر فرهنگ را امری خوب یا بد تعریف کرد.

این جامعه شناس تصریح کرد: باید دیدی جامع داشته باشیم که این خود نشان می دهد که انتخابات نه برای کل جامعه که برای بخشی از جامعه ساماندهی می شود و این موضوع خود امری نادرست است. به همین دلیل نظام انتخاباتی و نظام تدبیر و آنچه به عنوان دولت در ایران تعیین می شود مدام خود را از مدیریت کل جامعه معاف می سازد و دائما به سمت سیاست های پوپولیستی که نیاز دارد تا رای خودش را حفظ کند، می رود.

وی افزود: این منطق غیرقابل سنجش، غیرقابل ارزیابی و غیرقابل برنامه ریزی و در نهایت ممکن است که به امری غیرواقعی ختم شود چرا که وعده ها، وعده هایی عقلانی و محاسبه پذیر نیستند و هیچ سیستمی هم وجود ندارد که بعدها این وعده های گفته شده را ارزیابی کرده و مورد انتقاد قرار دهد.

مشکل فرهنگ سیاسی ما است

این مدرس دانشگاه در ادامه و با اشاره به مشکات سیستماتیکی که در کشور وجود دارد، تصریح کرد: به همین دلیل بحران اصلی در بحران فرهنگ سیاسی در سطح نخبگانی (کارگزاران حکمرانی و انتخاب شدگان برای سمت ریاست جمهوری) است و مشکل این فرهنگ سیاسی عدم مسئولیت پذیری، عدم شفافیت، غیرقابل محاسبه و غیرقابل ارزیابی بودن است. این یک مشکل اساسی است که می تواند مشکلات متعدی را برای کشور ایجاد کند. به همین دلیل حتی اگر کسی بیاید که بهترین برنامه های اقتصادی را برای بهبود مسائل به کار بندد، به دلیل این سازوکارهای بنیادینی که در سایر سازوکارهای سیستم اقتصادی وجود دارد، عملا بن بستی را ایجاد می کند که عدم موفقیت در کارها را به دنبال دارد.

وی افزود: لذا مسئله این نیست که باید به فرهنگ توجه کرد؛ چرا که همان گونه که می توان در مورد فرهنگ و اقتصاد صحبت کرد، این بحث را می توان در خصوص سیاست های اجتماعی، سیاست های سالمندی، سیاست های مناطق محروم و حتی سیاست های اقشاربالادست (چون آنها هم در این جامعه زندگی می کنند و نیازهایی در این جامعه دارند) ادامه داد.

به همین دلیل مسئله حال حاضر ما این نیست که بخشی از سیاست ها (سیاست های فرهنگی) در گفتار و شعارها نیستند یا سیاست های دیگری (اقتصادی) بیشتر هستند بلکه موضوع این است که نظام تدبیر در ایران هنوز نتوانسته است که ظرفیت لازم را بدست آورد تا همه جامعه را ببیند.

طاهری خاطرنشان کرد: مشکل دیگر این است که کسی مسئول نیست. چنانچه بعد از انتخابات سیستمی وجود ندارد تا این نامزدی که انتخاب خواهد شد را بازخواست کند که تا چه حد به وعده های انتخاباتی خویش عمل کرده و مردم را به نتیجۀ اعتمادی که به وی داشته اند، رسانده است. به همین دلیل یک ناامنی شکل گرفته است که در آن آدم ها می توانند وعده بدهند و به این وعده ها عمل نکنند بدون این که اندکی مسئولیت و پاسخگویی در قبال آن داشته باشند.

اصولا همین که تمرکز نامزدهای انتخاباتی بر مسئله اقتصاد است، نشان از وضعیت بحرانی جامعه دارد؛ و این که آدم ها به نیازهای اولیه شان تقلیل پیدا کرده اند. مهمترین مسئله آدم ها چیزی به نام مسکن (سرپناه)، کار و امنیت غذایی است؛ این بدان معناست که سیستم اجتماعی آنقدر ناکارآمد شده است که آدم ها به سطوح اولیه نیازهای خود و بقای زیستی‌شان تقلیل پیدا کرده اند و نامزدهای انتخاباتی هوشمندانه نشان داده اند که نیازهای جامعه را به درستی فهمیده اند. جامعه ای که به نیازهای بیولوژیک خود تقلیل پیدا کند، اصلا این امکان را ندارد که به سطوح بالاتری از فرهنگ فکر کرده یا بخواهد که در مورد آنها کاری انجام دهد.

فرهنگ، دغدغه طبقه متوسط رو به بالای جامعه است

این جامعه شناس در ادامه و در توضیح به حاشیه رانده شدن فرهنگ و موضوعات فرهنگی تصریح کرد: نتیجه موضوع امروز بی توجهی به فرهنگ نیست بلکه در شرایطی که بحران جامعه تامین نیازهای اولیه است، فرهنگ خود به خود از اولویت می افتد.

فرهنگ، دغدغه طبقه متوسط رو به بالای جامعه است؛ طبقات بالا دغدغه شان مسکن نیست و نامزدهای ما هم صندوق رای را که مورد هدف قرار داده اند که طبقه متوسط رو به بالا نیست؛ به عبارت دیگر آنچه موجب می گردد که بحث نامزدهای انتخاباتی به سمت مسائل اقتصادی برود این نیست که آنان درک نمی‌کنند که طبقات بالاتر چه می کنند یا موضوع فرهنگ تا چه اندازه مهم است بلکه قشری که آنان از  ایشان رای می خواهند، دغدغه شان فرهنگ نیست چون این نامزذهای انتخاباتی می دانند که طبقه متوسط رو به بالا و بالا در انتخابات شرکت نمی کنند و رای ایشان تعیین کننده نیست.

وی افزود: به همین دلیل نظام انتخاباتی ما به کف جامعه رفته و در آنجا خودش را با آن قشر همراه می سازد و رو به سوی مطرح ساختن عواملی چون میزان بالاتر پرداخت یارانه و... دارند که هیچ جای دنیا چنین پولی به مردم نمی دهند چرا که پیامد آن این است که اشتغال و انگیزه برای کار را از بین می برد و پیامدهای منفی دیگری خواهد داشت.

در نتیجه مسئله را باید در ساختار سیاسی جست وجو کرد که این ساختار سیاسی چگونه در وضعیت ناکارآمدی خود در حال بازتولید نوع دیگری از ناکارآمدی و استراتژی ناپایدار در درون خودش است و نامزدها دائما در حال تعمیق این وضعیت هستند، چون سبد رای طبقات متوسط و رو به بالا را از دست می دهند در نتیجه مسئله فرهنگی را کنار می گذراند و دوباره به سمت مسائل اقتصادی می روند و این ناکارآمدی بازتولید و شکاف های اجتماعی را عمیق تر می سازد. 

سرخط اخبار فرهنگ

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha