پژوهشگر دینی: عداوت، در تضاد با عدالت است

تهران- ایرنا- پژوهشگر دینی گفت: عداوت، خشم و غضب آورده و حلم و خویشتنداری را از بین می‌برد و این از بین رفتن خویشتنداری، در تضاد با عدالت است.

به گزارش روز سه شنبه خبرنگار فرهنگی ایرنا، محمدسروش محلاتی، در بیستمین شب از مجموعه نشست‌های «دین و چالش‌های اخلاقی جامعه امروز» که به همت انجمن اندیشه و قلم برگزار می‌شود، به طرح بحث با موضوع «اخلاق عدالت و اخلاق عداوت» پرداخت.

وی با اشاره به تناسب عنوان کلی نشست‌های «دین و چالش‌های اخلاقی جامعه امروز» که در شبهای ماه مبارک دنبال می شود، گفت: موضوع این نشست یکی از این چالش های اخلاقی است و آن دو نوع از اخلاق یعنی اخلاق عدالت و اخلاق عداوت است.

به تناسب وفات امیر المونین این موضوع را با بیانات این حضرت دنبال می کنیم؛ بشر در زندگی خود ناچار با دشمنان و مخالفانی مواجه می شود و زندگی بشر هرگز خالی از درگیری ها و خصومت ها نیست.

محلاتی با اشاره به داستان هابیل و قابیل بیان کرد: تا همیشه تاریخ این درگی ریها بوده و خواهد بود ولی آنچه اهمیت دارد این است که چگونه می توان این درگیری ها را در قالب ارزش های اخلاقی قرار داد، محدود و کنترل کرد و به تعبیری خصومتی که با عدالت سازگار بوده و در زیرمجموعه عدالت قرار گیرد مهم است.

این مسئله ای است که در مکاتب اخلاقی مطرح بوده و ما امشب از دیدگاه امیر المونین این مسئله را دنبال می کنیم. یکی از حساسیت های کتاب اسمانی ما قرآن حساسیت در رعایت عدالت در خصومت ها و درگیری هاست و این مهم که عداوت ها انسان را از عدالت خارج می سازد.

وی تصریح کرد: سوره مائده آخرین سوره ای است که بر پیامبر (ص) نازل شده است؛ یعنی در زمانی که مسلمانان مشکلات با کافرین را پشت سر گذارده و دیگر در موضع ضعف نیستند؛ در واقع در زمان نزول این سوره مسلمانان در اوج قدرت هستند و در این شرایط خداوند در سوره مائده یک نگرانی را دوبار مطرح می سازد و هر دو بار هم با این آیه شریفه آغاز می شود که مبادا هرگز دشمنان شما و دشمنی ها موجب این شود که شما از عدالت خارج شوید و در دشمنی ها زیاده روی کنید.

هم تعبیر آیه با تاکیدی که دارد، هم تکرار مضمون در سوره مائده و هم نزول این تاکید و بیان در اواخر عمر پیغمبر و هم قدرت مسلمانان و هم تهدیدی که در پایان آیه آمده است، همگی نشان می دهد که مسئله چالش عدالت و عداوت تا چه اندازه مهم است و در این که انسان در عداوت ها قهرا از مسیر عدالت می لغزد و خود عداوت ها یک عامل انحراف از عدالت است، اهمیت مسئله را می توان تشخیص داد.

وی افزود: در این آیات تاکید می شود که مبادا گروهی که دسته بالا قرار دارند از جایگاه خود منحرف شوند؛ یک تهدید جدی برای مسلمانان است که اگر تقوا پیشه نکنید و در عداوت حد نگه ندارید، مبادا تجاوزی از شما سر بزند که خداوند شدید العقاب است.

آیه با آن تاکید آغاز می شود و با این تهدید پایان می شود که این خطر جدی است؛ مبادا عداوتی که گروهی با شما داشته اند موجب شود که شما از عدالت خارج شوید و عداوت باعث خروج از جاده عدالت و انصاف نشود. تقوا داشته باشید که به عدالت نزدیک تر است

محلاتی گفت: ولی زمینه خروج چیست؟ زمینه خروج دشمنی ها و عداوت هایی است که وجود دارد؛ خروج از اخلاق زمینه انحراف عدالت است و انسان را به ظلم و تجاوز می کشاند ولی در همین زمینه کلامی هم از امیر المونین(ع) در نهج البلاغه هست که می گوید: کسی که ورود در میدان مخاصمه و در صحنه دشمنی پیدا می کند نمی تواند تقوای خود را حفظ کند و هرکه وارد این میدان می شود به ناچار تقوای خود را از دست می دهد.

امیر المونین در نهج البلاغه می فرماید: لا یَستَطیعُ أن یَتَّقِیَ اللّه َ مَن خاصَمَ؛ یعنی کسی که ستیز می کند، نمی تواند از خدا پروا داشته باشد.

وی افزود: مرحوم جمال خوانساری از کلمات قصاری که از امیر المونین بیان می کند می گوید: توانایی و استطاعت پرهیزگاری خدا را ندارد کسی که خصومت و جدال با مردم کند چرا که چنین کسی نمی شود که در حرام ها نیفتد. یعنی خصومت ها زمینه ای است برای کار خلاف اخلاق و تقوا.

محلاتی در ادامه با اشاره به ترجمه نهج البلاغه از مرحوم شهیدی و مکارم شیرازی افزود: وقتی انسان ها در میدان مخاصمه وارد می شوند اخلاق را فراموش کرده و نمی توانند حد و حدود را رعایت کنند.

این کلام امیر المونین بسیار هشدار دهنده است که انسان در برخی از موارد نباید به تقوای خود اعتماد داشته باشد.یعنی تقوای ما انسان های معمولی این گونه است و در سطح عالی و افرادی مانند امیر المونین حساب فرق می کند چون این حوزه برای انسان های معمولی لغزنده است و انسان های با تقوا را هم به زمین می زند.

محلاتی پس از ذکر این مقدمه به تفسیر انواع عداوت ها پرداخت و بیان کرد: این خصومت ها در سطح فردی و خرد تا سطح کلان و ملی و بین الملل وجود دارد و برخی از اهم این موارد در ادامه خواهد آمد.

مورد اول این است که عداوت، انسان را به دشنام گویی وا می دارد. ادب را از زبان انسان می گیرد و انسان در مواجه با خصم و دشمن از کلمات و تعبیراتی استفاده می کند که درست نیستند و این کلام از سوی عداوت می آید و از سوی دیگر تقوای زبانی می رود. وقتی خشم کنترل زبان را می گیرد هشدار اول امیر المونین این است که ما در برابر دشمن باید بایستیم و از حقوق خود دفاع می کنیم و این موضوع توجیه عقلی دارد اما وقتی یارانش در برابر معاویه شروع به ناسزا می کنند می گوید این رفتار هیچ توجیهی ندارد و اینجا عداوت ما را در مقابل عدالت قرار می دهد. در نتیجه امیر المونین به اصحاب خود تذکر دادند که دفاع از حق مجوز دشنام گویی به دشمن نیست و من دوست ندارم یارانم اهل ناسزاگویی باشند. آن هم در حالی که این افراد به معاویه دشنام گفتند.

وی افزود: خوب است که تحقیقی در این زمینه صورت گیرد و دشنام گویی های جمهوری اسلامی به سران سایر کشورهای دیگر جمع شوند و همچنین دشنام گویی های سایر کشورها به ما جمع شود تا معلوم شود که رتبه ما در دنیا چندم است؛ خبیث و شارلاتان و ... از تعابیری است که ما به کرات برای نامیدن دشمنانمان استفاده می کنیم و یا تعابیری که توسط مسئولین از ظاهر آدم ها و نه رفتارشان می شود (که فلان آدم با آن قیافه بدترکیبش) جالب توجه است و باید دید چنین رویکردی اخلاقی است؟ و ما مجاز به این کار هستیم؟ کلام امیر المونین این بود که بدگویی نکنیم.

این پژوهشگر دینی ادامه داد: مورد دوم این است که در عداوت و دشمنی و مقابله و درگیری با همه حقوق انسان مقابله شود یعنی انسان از هر شیوه استفاده کند تا برای انتقام همه حقوق دشمن را سلب کند.

وی با اشاره به جنگ صفین، بستن آب را نشانه ای از اشتباه دشمن دانست که امیرالمونین که آب را پس گرفت و در مقابل آن را برای سپاه شام باز کرد.

این که فکر کنیم دشمن هیچ حقی ندارد یکی از نشانه هایی است که عداوت، عدالت را ضائل می سازد. شاید بهترین توصیف منظوم این داستان در اشعار مرحوم شهریار است که به زیبایی سروده است:

شنیدم آب به جنگ اندرون معاویه بست

به روی شاه ولایت چرا که بود خسی

علی به حمله گرفت آب و باز کرد سبیل

چرا که او کسِ هر بی کس است و دادرسی

سه بار دست به دست آمد آب و در هر بار

علی چنین هنری کرد و او چنان هوسی

فضول گفت که ارفاق تا به این حد بس

که بی حیایی دشمن ز حد گذشت بسی

جواب داد که ما جنگ بهرِ آن داریم

که نان و آب نبندد کسی به روی کسی

غلام همّت آن قهرمان کون و مکان

که بی رضای إلاهی نمی زند نَفَسی

تو هم بیا و تماشای حقّ و باطل کن

ببین که در پی سیمرغ می جهد مگسی (کلیات دیوان شهریار، تحت عنوانِ «حقّ و باطل»)

در نتیجه باید گفت که عداوت لغزنده است و موجب می شود که انسان نتواند خود را در مرز اخلاق نگه دارد و این خاصیت عداوت است.

محلاتی ادامه داد: مورد سوم بر مبنای عقلانیت و دیدن حقوق و مسائل جامعه است اما عداوت چون با احساسات و طغیان و خشم و عصبانیت همراه است در بسیاری از موارد مانع این عقلانیت می گردد.

وی با مثال دیگری از امیر المونین در رویارویی با ابوسفیان بر دوری عداوت از عدالت تاکید کرد و گفت: کسی که تمام وجودش را عداوت ها گرفته است نمی تواند فکر و تدبیر کند و مصلحت ها را ببیند؛ موضوعی که امیر المونین به ابوسفیان تذکر می دهد که برای ورود به صحنه درگیری باید قدرت و حامی داشته باشد و اگر ندارد سرجایش بنشیند. مبارزه اصل نیست و باید منطق پشت آن باشد و همچنین اهدافی داشته باشد نه این که صرف درگیری خود هدف باشد.

یکی از ویژگی های عدوات این است که فرد راحت تحریک می شود و محرک های بیرونی آن هم محرک های شیطانی راحت می تواند او را از عدالت دور می کند.

این استاد دانشگاه تاکید کرد: مسئله چهارم این است که عداوت کار را به جایی می رساند که انسان برای زدن دشمن، خود را می زند در صورتی که عدالت به انسان می گوید که صیانت از خود داشته باش و در میدان مبارزه نیازمند زره هم هست.

وی با اشاره ای دیگر به بیانات امیرالمونین(ع) گفت: انسان نباید از جان خودش هزینه دهد و این عداوت با عدالت سازگار نیست.

مورد پنجم این است که عداوت انسان را معمولا در حالت افراط و زیاده روی قرار می دهد، درحالی که اعتدال در عدالت است و امیر المونین در پاسخ به این سوال که متقین چه کسانی هستند گفتند: متقین کسانی هستند که وقتی نسبت به کسی بغض دارند ظلم و زیاده روی نمی کنند چرا که کینه باعث شود در هر مناسبتی خشمی و طعنی نسبت به دشمن خود داشته باشم.

وی افزود: وقتی نسبت به کسی بغض داریم از تعادل خارج شده و این خشم درهرجایی خود را نشان می دهد و انسان از تسلط بر نفس خارج شده و کسی که تسلط بر نفس ندارد، نمی تواند تقوا داشته باشد.

مورد ششم این است که عداوت ها اجازه اعتراف به حقیقت را کند، می کند اما عدالت یعنی حق را همانگونه که هست بگوییم و بپذیریم. یعنی هرجا به نفع دشمن است به رو نیاریم و هر زمان از دشمن حرف می زنیم بر نقاط ضعف او تاکید کنیم.

محلاتی ادامه داد: اما متقی کسی است که اعتراف به حق دارد و این رفتار نشانی از عدالت است و لاپوشانی و اعتراف پس از آبروریزی با تقوا سازگار نیست. عداوت اینجا در مقابل عدالت قرار می گیرد و تقوا اعتراف به حق قبل از شهادت دیگران است.

مورد هفتم این است که عداوت، خشم و غضب آورده و حلم و خویشتنداری را از بین می برد و این از بین رفتن خویشتنداری در تضاد با عدالت است.

وی در ادامه به عفو عمومی امیر المونین پس از جنگ اشاره کرد که به تعبیری از عفوی که پیامبر نسبت به اهل مکه داشت مهمتر بود چون می دانست که اینها عمال و مریدان معاویه خواهند بود.

عداوتی با عدالت سازگار است که شخص تصمیم گیرنده در مقام فرماندهی دشمن در جبهه مقابل با باطل چنین قدرت روحی ای داشته باشد وگرنه کسی که خشم و غضب بر او مستولی است قلبش اجازه بخشش نمی دهد و در چهره عصبانیت دارد، در عمل عدالت را از بین می برد.

این استاد دانشگاه یادآور شد: عداوت ها سبب می شود که انسان نسبت به زیردستان خشم و غضب ابراز کرده و آنها را از دم تیغ بگذراند؛ چنین فردی نمی تواند در جامعه عدالتی که بر مبنای رعایت خقوق مردم هست را عملی سازد. امیرالمونین خیرخواهی را ویژگی صاحب منصب ها می داند و پاکی در دامان و جیب و زندگی پاک و صبوری و بردباری را از خصایص اساسی آنان می شمارد.

ملاک یک فرمانده نظامی در سنجش حلم او دیرتر خشمگین شدن است و نظامی ای ارزش دارد که دیرتر خشمگین می شود و بر اعصاب خود تسلط دارد.

محلاتی در انتها تصریح کرد: عدوات انسان را هول می دهد اما عدالت گاهی هول می دهد و گاهی متوقف می سازد و مهار را می کشد و احساس عداوت ها این اجازه را نمی دهد که منطق حکم کند اما کسی که دنبال عدالت است روی ترمز می زند. عدالت با هیجان همراه نیست و عقل را مقدم می داند.

سرخط اخبار فرهنگ

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 15 =