مشکل دقیقا درون خود ماست؛ محور «نیم نگاهی به خودمان»

تهران- ایرنا- کتاب «نیم‌نگاهی به خودمان؛ جستارهایی پیرامون فرهنگ و جامعه ایرانی» به قلم جبار رحمانی محور این موضوع می‌چرخد که مسئله اصلی نه در بیرون ما، که دقیقا درون ماست و بحران‌هایی که جامعه و طبیعت ایرانی را به قهقرا کشانده، ناشی از عملکرد انسان ایرانی (چه یک فرد عادی و چه یک مقام مسئول) است.

 کتاب نیم‌نگاهی به خودمان؛ جستارهایی پیرامون فرهنگ و جامعه ایرانی به قلم جبار رحمانی (انسان‌شناس و استاد دانشگاه) که به تازگی از سوی نشر اندیشه احسان منتشر شده، نوشتاری است که تلاش دارد تا ضمن توصیف شرایط فرهنگی حال حاضر جامعه ایرانی، نواقص آن را به منظور زدودن، برای بهبود شرایط آتی تبیین کند.

رحمانی در این کتاب ضمن توضیح گستردگی و پیچیدگی فرهنگ و پدیده های فرهنگی، تلاش برای توصیف و تحلیل آن را صرفا گمانه زنی‌هایی خاص در برهه‌ای مشخص از تاریخ می بیند که ادعای شناخت همیشگی و متقن را به درستی رد می کند.

وی در ادامه توضیح می دهد که شناخت جامعه ایرانی از دید این کتاب شناخت برخی از ابعاد و وجوه زندگی ما و مکانیسم و فرایندهایی است که زندگی را نه تنها در سطوح خرد روزمره بلکه در کلان ترین وجه ساخته اند.

وی اینگونه توضیح می دهد: این نوشتارها از یکسو گاه به ساختارهای کلان و عمیق اشاره دارند و گاه به الگوهای ریز تعامل میان فردی در خردترین سطح زندگی؛ اما در پس همه آنها تلاشی است برای شناخت جریان زندگی در این جامعه. البته نی توان ان را صرفا نوعی آسیب شناسی فرهنگ ایرانی دانست، هرچند وجود آسیب شناختی و مسئله شناختی در آن برجسته است اما مسئله اصلی در پس این جستارها آن است که ما چگونه جامعه و زندگی مان را از خلال کنش های ریز فردی و ساختارهای کلان اقتصادی و سیاسی می سازیم و از این رو برای بهبود و تغییر هم نباید صرفا منتظر معجزه ای از آسمان برای شفای ساختارهای سیاسی و اقتصادی باشیم بلکه تغییر باید در همه سطوح و مهمتر از همه از خودمان شروع شود.

تاکید بر شناخت عمیق بحران های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و طبیعی حال حاضر جامعه ایرانی و گفت و گو در باب آنها به عنوان راهی برای نجات و رهایی یکی از اساسی ترین توصیه هایی است که هدف و ماهیت این نوشتار را برجسته می سازد.

رحمانی در مقدمه این کتاب توضیح می دهد:

جستارهایی که در این کتاب آمده، بخشی از تاملات من به عنوان یک انسان شناس در جامعه ایرانی است، تاملاتی که در قالب جستارهایی نوشته شده و پیشتر در مجلات، کتاب ها و روزنامه  و خبرگزاری ها منتشر شده اند. این جامعه فرصت ها و پتانسیل های فراوانی برای ساختن داشته و دارد و البته این روزها حال بد جامعه ناشی از عملکردهای فاجعه بار ما به عنوان مردم و مسئولان است. به همین خاطر ایده اصلی این جستارها آن است که مسئله اصلی نه در بیرون ما، که دقیقا در درون ما و از دل ما برخواسته است. بحران هایی که طبیعت ایرانی را به قهقرا کشانده است، در اصل ناشی از عملکرد انسان ایرانی (چه یک فرد عادی و چه یک مقام مسئول) است. از این رو در همه اینها سعی کرده ام ریشه های این وضعیت را نه در بیرون بلکه دقیقا در درون و در ساحت اندرونی جامعه ایراانی جست وجو کنم. هرچند نمی توان نقش مسائل بین المللی را نادیده گرفت اما تاکید خاص من بر عوامل درونی به دلیل سهم جدی این عوامل در تغییر و اصلاح نیز هست (ص.۹)

این کتاب در ۶ بخش با تیترهای متنوع به رشته تحریر درآمده است:

بخش اول: فرهنگ، هویت و وقدرت در ایران (مسئلۀ نظریه هویت در ایران، تحلیلی بر فرهنگ ایران در چهار دهۀ اخیر، بحثی در باب ریشه‌های الگوهای فرهنگی ایرانیان، آسیب شناسی اجتماعی آسیب زده و آسیب زا در ایران امروز، بحران در کجاست؟، هویت صاحب منصب ایرانی، قبیله گرایی اخلاقی در ایران امروز، فرهنگ و شخصیت در اصفهان)؛ بخش دوم: الگوهای بنیادین فرهنگی در میان ایرانیان (ابهام در تعاملات ایرانیان، در باب مفهوم قسمت و تقدیر در فکر و فرهنگ ایرانی، نخبگی و مسئله رابطه با مردم، در باب تنهایی و لزوم بازگشت تنهایی آیینی به زندگی ما، در باب امر عمومی و فضای عمومی در فرهنگ ایران، در بی قانونی قانون، کار نشد نداره، جامعه ایرانی به مثابه جامعه ای مضطرب و ناامن)؛ بخش سوم: پدیده چند فرهنگی در ایران (پیرامون چندفرهنگی در ایران: از تهدید تا ضرورت، مسئله اقلیت ها در فرهنگ و سیاست ایران، چرا از زبان های محلی می هراسیم؟ مسئله شکاف نسلی _تفاوت نسلی، خوزستان: حال آیندۀ ایران)؛ بخش چهارم: خانواه و زن در فرهنگ ایران (نگاهی به الگوهای بنیادین تعامل در خانواده ایرانی، زنان، فراسوی دوگانۀ اندرونی/بیرونی، جشن بلوغ: در میانۀ بدن و شرع)؛ بخش پنجم: خنده و شادی در فرهنگ ایرانی (جوک و فرهنگ خنده، شادبود یا شادنبودن؛ معضل فرهنگ ما، گردشگری و نشاط اجتماعی)؛ و بخش ششم: بحران در جامعه و طبیعت ایرانی (بحران طبیعت و بحران فرهنگ در جامعۀ ایران، شاهدان سقوط/عاملان سقوط، پیرامون بحران آب و روایت‌های ناروا در باب آن، لزوم تبدیل شدن آب به هستۀ مرکزی ایدئولوژی جامعه و سیاست ایرانی، خاکسترهای برباد رفته، زمینه های فرهنگی تخریب میراث فرهنگی).

در بخشی از این کتاب تحت عنوان «کار نشد نداره» آمده است:

نظام های فرهنگی برای آنکه بتوانند آموزه های کلیدی هر زمینه ای را برای کنشگران منتقل کنند از استعاره ها و نمادهای فرهنگی خاصی استفاده می کنند که می توان از آنها به عنوان نمادهای کلیدی فرهنگ یاد کرد... یکی از ااستعاره هایی که معمولا همه ما در زندگی با آن مواجه شده ایم و دیگران به ما گوشزد کرده اند: «کار نشد نداره» است؛ در موقعیت هایی که ما به امر لاینحل رسیده ایم، نقطه ای که احساس می کنیم تلاش ها بی نتیجه است و به پایان خط رسیده ایم، این گزاره به ما گفته می شود...«کار نشد نداره» به ما نشان می دهد که قواعد قابل دور زدن هستند، آنها را می توان به گونه ای بازتفسیر کرد که مشکل ما را حل کنند یا اینکه اگر امکان بازتفسیر در راستای حل مسئله ما را ندارند، آنها را دور بزنیم و خیلی محترمانه و ضمنی نقض کنیم... در کل می توان گفت «کار نشد نداره» بیانگر یک بحران اخلاقی است که عضو جامعه ما دائما با آن دچار است، چون یا قانونی را داریم که شمول دقیق ندارد و نیاز ما را پاسخ نمی دهد و بلکه مسئله ساز هم هست (غیراخلاقی بودن قانون، چون نیاز مردم را رفع نمی کند بلکه مانع هم می شود) یا اینکه کنشگران برای رسیدن به خواسته های غیرقانونی از طریق غیراخلاقی از هر راهی استفاده می کنند تا به نتیجه مطلوب برسند. به همین دلیل این گزاره دال بر بحران عقلانیت قانون در کارآمدی و بحران اخلاقی کنشگران در اجرای قانون است.

کتاب نیم نگاهی به خودمان؛ جستارهایی پیرامون فرهنگ و جامعه ایرانی به قلم جبار رحمانی در شمارگان ۵۰۰ نسخه از سوی نشر اندیشه احسان روانه بازار کتاب شده است.

سرخط اخبار فرهنگ

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha