۱۹ فروردین ۱۴۰۰،‏ ۸:۵۷
کد خبرنگار: 836
کد خبر: 84283877
۱ نفر

برچسب‌ها

سیاست خارجی بایدن در برابر چین

تهران-ایرنا- با گذشت حدود سه ماه از روی کار آمدن دولت بایدن به تدریج سیاست خارجی جدید آن کشور در موضوع های بین المللی در حال آشکار شدن است. در این مدت رییس جمهوری و سایر مقام های آمریکا به مناسبت های مختلف ضمن ابراز دیدگاه های خود از نحوه اجرای سیاست خارجی آن کشور در مباحث جهانی پرده برداری کردند.

 نحوه مواجهه ایالات متحده با چین برای ناظران و تحلیلگران بسیار حایز اهمیت  است. آمریکا در دوره ریاست جمهوری ترامپ روابط بسیار پر تنشی با چین داشت. اختلافات سیاسی و اقتصادی گسترده، جنگ تعرفه ای، انواع محدودیت ها و تحریم ها بر روابط دو کشور حاکم شد. شیوع پاندمی کرونا و ضربه ای که این ویروس بر جامعه و اقتصاد آمریکا وارد ساخت بیش از پیش بر اختلافات دو کشور افزود. با شکست ترامپ و پیروزی جو بایدن آینده مناسبات آمریکا و چین از اهمیت بسزایی برخوردار است. هر چند چین نیز همچون روسیه از معدود کشورهایی بود که در برابر نتیجه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و پیروزی بایدن با احتیاط برخورد کرد، اما در عین حال دولت چین خواستار تنظیم مجدد روابط پکن و واشنگتن پس از بن بست دو کشور در دوره ترامپ شد.   

مواضع دولت بایدن در برابر چین                              

با بررسی مواضع  بایدن و دولت وی  مشخص می شود که چندان تفاوتی بین دولت فعلی و قبلی ایالات متحده در قبال چین وجود ندارد. دولت جدید نیز کماکان چین را تهدیدی برای آمریکا دانسته و به دنبال مهار چین است. شاید تفاوت دولت بایدن آن باشد که بر خلاف دوره ترامپ این مهار را با ترکیبی از دیپلماسی، مقررات بین المللی و اقدامات هماهنگ با متحدان خود دنبال خواهد کرد.                                                    

بایدن در سخنرانی رونمایی از سیاست خارجی خود  ضمن تاکید بر بین الملل گرایی، ائتلاف سازی، سیاست خارجی دیپلماسی محور و دفاع از ارزش های غربی، به صراحت از تهدید چین در کنار روسیه صحبت کرد تا دقیقا مشخص شود که این دوکشور را کماکان تهدید ایالات متحده می داند. اقتدارگرایی، بلندپروازی های روزافزون برای رقابت با آمریکا، عزم برای ایجاد اخلال و خرابکاری در دموکراسی، سو استفاده های اقتصادی، اقدامات تهاجمی و قهری، و حملات علیه حقوق بشر و دارایی های معنوی و حکمرانی بین المللی از جمله اتهامات بایدن به چین بود. بایدن در سایر سخنرانی های خود نیز چندین بار بر خطر چین تاکید کرد. همچنین دولت آمریکا در سند منتشره امنیتی با عنوان راهنمای موقت راهبرد امنیت ملی، ضمن اشاره به افزایش قاطعیت چین در عرصه جهانی مدعی شد چین تنها رقیبی است که می تواند قدرت اقتصادی، دیپلماتیک، نظامی و فناوری خود را برای اعمال چالشی پایدار بر نظام با ثبات بین المللی ترکیب کند.                                     

مواضع اعلامی وزیر امور خارجه جدید آمریکا نیز مشابه رییس جمهوری آن کشور و به نوعی تهدید دانستن چین به وسیله آمریکاست. بلینکن روابط با چین را بزرگترین آزمون ژئوپلیتیک قرن ۲۱ نامیده و معتقد است که چین تنها کشوری است که دارای قدرت اقتصادی، دیپلماتیک، نظامی و فناوری است و به طور جدی سیستم بین المللی پایدار و آزاد کنونی را به چالش می کشد. وی در جلسه کمیته روابط خارجی سنا نیز گفت بدون شک چین بزرگترین چالش را در مقایسه با سایر کشورهای دیگر متوجه آمریکا کرده است. بلینکن رویکرد سخت گیرانه ترامپ در برابر چین را درست دانسته و تاکید کرد که برای مقابله با پکن اتفاق نظر فراحزبی وجود دارد.                                                                                                                               

مهار چین                                                                                                                   

با توجه به مواضع اعلامی بدیهی بود که در اندک زمانی دولت بایدن مهار چین را به طور جدی آغاز نماید.کمتر از یک هفته از آغاز ریاست جمهوری بایدن، همزمان با افزایش تنش ها میان چین و تایوان، یک ناوگروه آمریکایی وارد دریای چین جنوبی شد.به موازات آن وزارتخانه های مختلف دولت جدید آمریکا نیز ادعاها و مواضع خصمانه دولت ترامپ علیه چین را تکرار کردند. سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا در بیانیه ای مدعی شد ایالات متحده از الگوی تلاش های چین در مرعوب کردن همسایگانش از جمله تایوان نگران است. وزیر دفاع آمریکا نیز در گفتگو با همتای ژاپنی خود تاکید کرد آمریکا در مناقشات دریایی میان ژاپن و چین در دریای چین شرقی از منافع توکیو حمایت می کند. دولت جدید آمریکا نه تنها بر اقدام دولت قبلی مبنی بر لغو همه محدودیت ها در روابط با تایوان صحه گذاشت بلکه برای اولین بار از سال ۱۹۷۹ نماینده دولت تایوان در آمریکا را به مراسم تحلیف ریاست جمهوری آمریکا دعوت کرد. همچنین دولت بایدن اقدام چین در تحریم پمپئو و تعداد دیگری از مقامات آن کشور را محکوم کرد. جو بایدن از دموکرات ها و جمهوری خواهان خواست تا اقدام پکن در تحریم مقامات دولت ترامپ را محکوم کنند. پس از آن رییس جمهوری آمریکا برای ترسیم راهبردی جدید جهت مقابله با چین یک کارگروه ویژه در وزارت دفاع آن کشور ایجاد کرد. بلینکن نیز در تماس تلفنی با همتای فیلیپینی خود ضمن طرح اتهام به پکن درباره اختلاف های سرزمینی در دریای چین جنوبی گفت ایالات متحده برای مقابله با ادعاهای غیرقانونی چین مصمم است. همزمان نماینده جدید آمریکا در سازمان ملل هم گفت که بر روی به چالش کشیدن چین و تقابل با دستور کار دولت پکن تمرکز خواهد کرد.                     

در اواخر اسفند سال گذشته آمریکا در نشستی با سه متحد خود بر همکاری برای تقابل با نفوذ چین در آسیا تاکید کرد. در این نشست بایدن و رهبران کشورهای استرالیا، هند و ژاپن موسوم به گروه چهار در راستای تضمین منطقه آزاد ایندوپاسیفیک و همکاری های دریایی، سایبری و امنیت اقتصادی با یکدیگر توافق کردند تا بدین ترتیب در برابر آنچه چالش های چین می خوانند خود را آماده کنند.دولت بایدن همچنین محدودیت های اعمال شده علیه شرکت هوآوی و شرکت های وابسته را تمدید کرد. پس از این اقدامات سرانجام نخستین دیدار مقام های عالی رتبه آمریکا و چین در روزهای ۱۸ و ۱۹ مارس در آلاسکا برگزار شد. دیداری که با تنش لفظی و انتقادات فراوان دو طرف از یکدیگر همراه بود.                                                                            

اختلافات دو طرف  

 با بررسی مواضع و عملکرد دولت بایدن مشخص است که عمده تمرکز ایالات متحده در این دوره صرف مهار چین خواهد شد تا به زعم آمریکا تهدید چین علیه آن کشور و متحدانش مرتفع شود. عمده اختلافات و نگرانی های آمریکا از چین را می توان در موارد ذیل جستجو کرد:

نگرانی شدید از قدرت فزاینده چین: از منظر بسیاری از تحلیلگران، آمریکا از قدرت فزاینده چین احساس خطر می کند. حتی در بحران کرونا چین پس از یک دوره کوتاه رشد منفی اقتصادی، مجددا با رشد مثبت مواجه شد. در واقع اقتصاد چین به سرعت در حال بهبود و تبدیل شدن به قدرت اول اقتصادی در دنیا می باشد.  پیشروی های اقتصادی چین نگرانی عمده آمریکاست.مضاف بر اینکه رشد اقتصادی چین، نفوذ اقتصادی و سیاسی آن کشور را در اغلب نقاط دنیا به همراه خواهد داشت. ایده هایی چون یک جاده یک کمربند نگرانی های مقام های آمریکایی را بیش از پیش آشکار می سازد. کشوری که به اندازه کافی در جهان معامله و قرارداد داشته و اقتصاد پکن برای بیشتر متحدان واشنگتن به شریکی ضروری تبدیل شده است.                

 جنگ تجاری: دو طرف به ویژه در دوره ریاست جمهوری ترامپ درگیری های مختلفی درخصوص مسایل تجاری داشته و تنش های مختلف از جمله جنگ های تعرفه ای را پشت سر گذاشتند. دولت پیشین آمریکا مدعی بود چین با رقابت های نابرابر و ناعادلانه اقتصادی و تجاری عملا باعث ضربه وارد شدن به اقتصاد آمریکا و اقتصاد جهانی شده است.                                                                                                     

حمایت واشنگتن از جدایی طلبان هنگ گنگ و تایوان: اختلافات سیاسی دو کشور بیشتر متوجه حمایت های آمریکا از تایوان و اخیرا معترضان در هنگ گنگ نشات می گیرد. چین تایوان را جزیی از سرزمین خود می داند و با هرگونه تعامل و ارتباط با آن بوسیله هر کشوری برخورد قاطعی دارد. در این میان آمریکا به عنوان متحد اصلی سیاسی و نظامی تایوان از آن به عنوان اهرم فشاری علیه پکن بهره می برد.                                  

نقض حقوق بشر: ایالات متحده مدعی نقض سازمان یافته حقوق بشر بوسیله چین است. به ویژه منتقد نوع برخورد با اقلیت مسلمان اویغور در استان سین کیانگ است. در پاسخ چین نیز از رفتارهای نژادپرستانه علیه رنگین پوستان در آمریکا انتقاد می کند.                                                                                    

اختلافات در تنگه تایوان و دریای جنوبی چین: آمریکا در اختلافات مربوط به دریای جنوبی چین ورود کرده و به حمایت از متحدان خود در این منطقه و علیه چین می پردازد. حضور نظامی و برگزاری مانورهای نظامی مشترک آمریکا با متحدان منطقه ای همواره واکنش های چین را برانگیخته است. برخی حضور چین در آمریکای لاتین را پاسخ چین به این مداخله ها عنوان کرده اند.                                                         

تهدیدهای سایبری: در چند سال اخیر ورود چین به فناوری های پیشرفته و نوین ضمن بروز نگرانی هایی در میان آمریکا و متحدان غربی اش ادعاهایی در خصوص حملات سایبری از ناحیه چین را به شدت دامن زده است. تلاش آمریکا برای جلوگیری از حملات سایبری به ویژه در زمان برگزاری انتخابات تنش های مختلفی میان دو کشور به دنبال داشته است.                                                                                         

بدیهی است با توجه به افزایش روزافزون قدرت اقتصادی چین، از دست رفتن جایگاه ایالات متحده در نظام بین الملل دغدغه اصلی زمامداران در آمریکا بوده و لذا در زمینه مهار چین تفاوتی میان دولت جدید آن کشور در مقایسه با دولت پیشین وجود ندارد. دولت بایدن نیز با روش هایی دیگر و عمدتا با تکیه بر ائتلاف با متحدان آن کشور درصدد مهار چین برخواهد آمد. گذشت زمان نشان خواهد داد که آیا این مهار موفق خواهد بود و یا اینکه چین قادر خواهد بود به قدرت اول دنیا تبدیل شود.                                                      

سرخط اخبار پژوهش

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 3 =