تداوم وابستگی خاورمیانه وشمال آفریقا به حمایت های نظامی قدرت های بزرگ

تهران- ایرنا- ارزیابی جامع «مرکز مطالعات بین المللی و راهبردی» حاکی است: واشنگتن هنوز جایگاه قدرت غالب خارجی را در خاورمیانه و شمال آفریقا دارد؛ اگرچه پویایی‌های امنیتی منطقه در دهه گذشته کاملا تغییر کرده است اما دگرگونی‌ها در آینده نیاز به حمایت نظامی خارجی آمریکا ،روسیه و چین را برجسته می‌سازد.

 «آنتون کوردسمن» تحلیلگر شناخته شده «مرکز مطالعات بین المللی و راهبردی» (CSIS)  گزارش مبسوطی را در قالب یک کتاب با عنوان «تغییر پویایی نظامی منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا» منتشر کرد. کتابچه پژوهشی این اتاق فکر آمریکایی ضمن بررسی تغییرات در هر یک از کشورهای این منطقه، نقش قدرت های خارجی و طیف گسترده ای از فشار های نظامی و غیرنظامی را ارزیابی کرده است.

به اعتقاد کوردسمن، هر یک از این مولفه ها محیط امنیتی منطقه را تغییر می دهند. در این کتاب همچنین نقش کمک های امنیتی کشورهای خارج از منطقه نیز مورد ارزیابی قرار گرفته است.

تمرکز اصلی این تحقیق این واقعیت را برجسته می کند که ایالات متحده در روابط امنیتی خود با هر یک از کشورها در خاورمیانه و شمال آفریقا و حتی با کشورهای خارج از این منطقه با چالش های بزرگی روبرو است. اگرچه واشنگتن هنوز جایگاه قدرت غالب خارجی را در منطقه دارد، اما پویایی های امنیتی خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA) در دهه گذشته کاملا تغییر کرده و در آینده نه چندان دور هم وقوع دگرگونی قابل پیش بینی است.

به صورت خلاصه در این کتاب می خوانیم: 

تغییرات گسترده خاورمیانه از سال ۲۰۱۱ تاکنون

در ابتدای سال ۲۰۱۱ بیشتر کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا در صلح بودند و به نظر می رسید پایدار هستند. کشورها در شمال آفریقا هم که تحت سلطه رهبران مستبد قرار داشتند در صلح بودند،منازعه اعراب و اسرائیل هم به سطوح پائینی از درگیری میان اسرائیل و فلسطین محدود بود. مصر به عنوان یک قدرت بزرگ منطقه ای عملکرد پایداری را داشت. به نظر می رسید که افراط گرایان اسلامی هم در عراق شکست خورده اند. ایران هم تسلیحات مدرن و به روزی را که تهدیدکننده باشد در اختیار نداشت. دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس در شورای همکاری (GCC) هم متحد شده بودند. اگرچه یمن نیز در فقر به سر می برد و نمی توانست نیازهای بسیاری از مردم خود را تامین کند، اما همچنان باثبات به نظر می رسید. براساس استانداردهای جهانی هزینه های نظامی و میزان خرید تسلیحات در منطقه بالا بود، ولی آن ها تنها فشار محدود و اندکی را بر دوش اقتصادهای داخلی کشورها تحمیل می کردند.

اما امروز هیچ یک از گزاره های فوق صحت ندارند. رقابت منطقه ای، افراط گرایی و مجموعه ای از خیزش ها و درگیری های سیاسی که روزگاری بهار عربی خوانده می شدند، منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا را به آشفته بازاری سرشار از پراکندگی تبدیل کرده است. به نظر می رسید الگویی نسبتا پایدار از تحولات امنیت ملی و حمایت های خارجی از تحولات سیاسی در سال ۲۰۱۱ آغاز شد که اکنون تبدیل شده است به صحنه بازیگری قدرت های محلی، جنگ های داخلی، نبردهای نوین با جریان های افراطی، جنگ های بزرگ داخلی در برخی کشورها همچون لیبی، سوریه و یمن و تحولات در ایران.

بسیاری از حکومت های اقتدار گرای عرب منطقه به جای تغییر مسیر به سوی دموکراسی، رویکردهای استبدادی خود را تشدید کردند. تلاش برای اصلاح حاکمیت و اقتصاد، بسیار کمتر از نیازها کشورهای منطقه صورت گرفت. ایران اکنون به عنوان یک قدرت نظامی بزرگ در منطقه خلیج فارس ظاهر شده است. حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ در کنار جنگ این کشور برای شکست افراط گرایی و پایان دادن به درگیری های جناحی در عراق به نظر می رسید در سال ۲۰۱۱ پایان یافته است، اما درگیری جدیدی برای مبارزه با داعش بروز کرد و عمر کمک های امنیتی را که به صورت مشارکت مستقیم ایالات متحده در نبردی فعال حضور داشتند، دو دهه ای کرد.

در حالیکه ایالات متحده از کمک های امنیتی و تیپ های تازه تاسیس امنیتی برای ایجاد بازیگران غیردولتی خود در سوریه بهره می برد، بازیگران غیردولتی همچون حزب الله، نیروهای بسیج مردمی عراق و حوثی ها به تهدیدهای مهمی برای واشنگتن تبدیل شدند. دیگر قدرت ها همچون روسیه هم برای پشتیبانی از بازیگران غیردولتی در لیبی و سوریه با ارسال نیروهای جنگی از فرصت استفاده کردند. 

جایگاه مولفه های داخلی و خارجی در منطقه

تغییرات مهم دیگری هم در حوزه نقش آفرینی قدرت های خارجی در این منطقه ایجاد شده است. قدرت های اروپایی همچنان در مدیترانه و شما آفریقا فعال هستند. انگلیس و فرانسه هنوز در خلیج فارس نقش دارند اما نقش آن ها موقتی بوده وتوانایی های آن ها به آرامی در حال افول است. روسیه اما دوباره خود را به عنوان یک قدرت بزرگ و رقیب ایالات متحده و اروپا در منطقه مطرح کرده است و نقش مهمی را در لیبی و روسیه و به ویژه در زمینه تامین تسلیحات ایفا می کند. چین به عنوان یک قدرت بزرگ جهانی و یک رقیب بالقوه در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا نقش آفرین شده است. گزارش هایی مخابره شده ،نشان می دهند ممکن است چین نقش اصلی امنیتی را در کنار ایران بر عهده بگیرد. همچنین ترکیه نیز در لیبی، سوریه و عراق تحرک نظامی فعالی را دارد.

همه این دگرگونی ها هنوز در جریان هستند و دولت بایدن اکنون باید برای بازسازی و اصلاح کمک های امنیتی و وضعیت استقرار نیروهای نظامی ایالات متحده در منطقه تصمیم بگیرد آن هم درست در زمانی که آمریکا تاکنون نتوانسته است استراتژی جامع یا رویکردی را در مورد کمک های امنیتی خود پیدا کند و ثبات و امنیت را به منطقه بیاورد.

همزمان نیروهای امنیتی و نظامی در هر یک از کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا از نظر اندازه، ساختار و وضعیت نیروها به شدت متغیر هستند. هر یک از کشورهای این منطقه باید رویکرد مخصوص به خود را برای ایجاد سیستم های نوین فرماندهی، مهار، مدیریت نبرد، ارتباطات ایمن و وابستگی به سیستم های فضایی ایجاد کنند. پیشرفت در نرم افزارهای نظامی و استفاده از هوش مصنوعی درکنار دیگر جنبه هایی که آمریکا عملیات مشترک/پردامنه می نامد، باید دنبال شود. 

تاکنون بیشتر شرکای امنیتی پیشرفته تر آمریکا –مراکش، تونس، مصر، اسرائیل، اردن، کویت، بحرین، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی-  با درجاتی متفاوت به حمایت ایالات متحده وابسته بوده اند به ویژه آن ها از پشتیبانی فرماندهی و ناوگان کاخ سفید در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا برای حمایت از نوسازی نیروها، عملیات در زمان صلح و انجام عملیات های پیشرفته بهره برده اند.

با این حال بسیاری از این کشورها ظرفیت و توانایی برای دریافت نسخه های پیشرفته چنین تلاش هایی از سوی آمریکا را ندارند. فقط سه قدرت عمده خارجی یعنی چین، روسیه و آمریکا وجود دارند که می توانند طیف گسترده ای از توانایی های مورد نیاز نیروهای کشورهای منطقه را برای همکاری در سطوح بالا، ارائه دهند.

وابستگی بیشتر کشورهای منطقه به حمایت نظامی 

نتیجه نهایی پژوهش آن است که هنوز تغییرات عمده ای در نیروهای امنیتی و امنیت داخلی همه کشورهای منطقه و در همه جنبه های پشتیبانی خارجی و کمک های امنیتی در جریان است. علاوه بر این، در حالی که بسیاری از کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا هنوز مبالغ هنگفتی را برای نوسازی و توسعه نیروهای نظامی و تسلیحات کلیدی خود هزینه می کنند، به نحو چشمگیری  توجه خود را بر عرصه های مبارزه با افراط گرایی، ضدتروریسم و امنیت داخلی متمرکز کرده اند. در نتیجه این امور وابستگی آن ها به ایالات متحده، روسیه و چین و دیگر نیروهای خارجی پیوسته در حال افزایش است و در آینده نیز به صورت نامحدود این روند ادامه خواهد داشت.

تغییرات تقاضاهای جدیدی را به رویکردهای امنیتی ایالات متحده تحمیل می کند. بسیاری از کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا بر دستیابی به موشک های بالستیک و کروز پیشرفته، طیف گسترده ای از تسلیحات هدایت شونده دقیق، سیستم یکپارچه دفاع هوایی و موشکی مستقر روی زمین و دیگر پیشرفت ها در فناوری و تاکتیک های نظامی تمرکز کرده اند. عملیات منطقه خاکستری، جنگ های ترکیبی در کنار حضور شورشیان و گروه های جدایی طلب به منابع دیگری برای دگرگونی ویژگی های نظامی کشورهای منطقه تبدیل شده اند. بسیاری از شرکای استراتژیک ایالات متحده به طور کلی به کمک های امنیتی بیشتری برای بازسازی، تجهیز، اطلاعات و عملیات های ضدتروریستی، ضد افراط گرایی و تقویت نیروهای ضدشورش خود نیازمند هستند.

اندیشکده «مرکز مطالعات بین المللی و راهبردی» (CSIS) خود را یک مرکز پژوهشی دو حزبی و غیرانتفاعی معرفی کرده که به مهمترین چالش های جهان می پردازد. این مرکز در سال ۱۹۶۲ تاسیس شد و هدف خود را ارایه تفسیری از دورنمای امنیت ملی آمریکا بیان می کند.

انتشار این مطلب به معنای تائید محتوای آن نیست.

سرخط اخبار پژوهش

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha