ساواک هیچ حد و مرزی در آزار روحی و جسمی زندانیان سیاسی نداشت

تهران- ایرنا- محمدحسن رجبی می‌گوید: زندان‌های عمده تهران زندان کمیته و اوین بود که بسیار مخوف بودن و ساواک هیچ حد و مرزی در آزار روحی و جسمی زندانیان وجود نداشت.

محمدحسن رجبی فرزند علی دوانی در خانواده ای روحانی و با پیشینه سیاسی در قم متولد شده بود که بعد از مدتی به تهران نقل مکان کرده بودند. برادرهای بزرگتر او سیاسی بودند و در سال های قبل از انقلاب دستگیر و زندانی شدند و به همین دلیل هم برادر کوچکتر که بی تاثیر از آنها نبود طی فعالیت هایی که داشت توسط ساواک دستگیر و در اوایل دهه ۵۰ به زندان محکوم شد. پژوهشگر ایرنا به مناسبت سالروز پیروزی انقلاب اسلامی با این مبارز قبل از انقلاب گفت و گویی انجام داده است که در ادامه می خوانید:

ایرنا: شما چگونه در جریان حوادث سیاسی قبل از انقلاب بودید؟

رجبی: بنده به عنوان دانشجویی که در سال ۵۷ دانشجوی سال سوم دانشگاه بودم در جریان حوادث سیاسی سال های قبل از آن و حتی اواخر دهه ۴۰ بودم.

ایرنا: شما در چه سالی و به چه دلیل دستگیر و زندانی شدید؟

رجبی: از سال ۵۰ به بعد با ظهور گروه ها مبارزه مسلح، هم رژیم پهلوی به شدت بر سرکوب و اختناق خودش افزود و هم تمایل عمومی در میان اقشاری از جامعه به خصوص دانشگاهی و بعضاً دانش آموزی نسبت به اینها پدیدار شد؛ یعنی مذهبی ها و چپ ها. بنابراین اعلامیه های گروه های مسلح دست به دست می چرخید و دفاعیاتشان در زندان ها یا جزوه هایشان خوانندگان زیادی به خصوص در میان دانشجویان پیدا کرد. من هم به دلیل اینکه برادر بزرگترم از فعالان انجمن اسلامی بود و سابقه سیاسی داشت، تمایلات سیاسی پیدا کردم و شروع به مطالعه کتاب های سیاسی و اعلامیه های آن زمان کردم و با دوستانم رد و بدل می کردیم و جلسه های کتابخوانی و کوهنوردی داشتیم تا اینکه یکی از دوستانمان دستگیر و گروه ما لو رفت و من هم در خرداد سال ۵۲ دستگیر شدم.

ایرنا: شما در چه سنی دستگیر و زندانی شدید؟

رجبی: من در ۱۷ سالگی دستگیر شدم و شاید نخستین فردی بودم که در سن کم دستگیر و محکوم شدم تا قبل از من هیچ فردی نبود که با این سن محکوم شود و بعد از من هم افرادی آمدند.

ایرنا: بعد از دستگیری نخستین زندانی که تجربه کردید کجا بود؟

رجبی: من را بعد از دستگیری به زندان کمیته بردند و ۳۸ روز در آنجا بودم که هشت روز در انفرادی و بقیه هم در یک اتاق ۹ متری بودم که ۱۲ نفر دیگر از جمله خسرو گلسرخی شاعر معروف هم حضور داشت. در همان زمانی برخی از شبکه های مسلحانه هم در درگیری با ساواک کشف و متلاشی شدند و همین هم بر شدت عمل ساواک به خصوص در زندان افزود. چون به این نتیجه رسیدند که می توان با شکنجه و شدت عمل بیشتر بر زندانیان سیاسی به موفقیت هایی دست پیدا کنند. به همین دلیل هم بر خشونت بازجوها افزوده شد.

ایرنا: بعد از زندان کمیته شما را به کجا بردند؟

رجبی: بعد از زندان کمیته به مدت یک هفته به قرنطینه منتقل شدم. قرنطینه جایی بود که افرادی که از زندان اوین یا کمیته مشترک می آمدند و باید حتماً محاکمه می شدند به قرنطینه می بردند تا اصلاح و حمام می کردند و چند روزی در آنجا بودند و بعد به زندان قصر می بردند تا دادگاه آنها تشکیل شود.

ایرنا: بعد از قرنطینه به کدام زندان رفتید و به چه مدت محکوم شدید؟

رجبی: بعد از آن حدود پنج ماه هم در بند ۴ زندان قصر بودم که طی ۲ مرحله محاکمه ای که داشتم به ۱۸ ماه محکوم شدم و چون صغر سن داشتم این محکومیت به ۶ ماه تقلیل پیدا کرد.

ایرنا: طی این مدت در زندان کمیته به سر می بردید محیط زندان چگونه بود؟

رجبی: محیط زندان را می توان به ۲ قسمت تقسیم کرد؛ یکی قبل از بازجویی ها و دیگری بعد از آن و دوران محاکمه. زندان عمده تهران زندان کمیته و اوین بود که بسیار مخوف بودن و ساواک هیچ حد و مرزی در آزار روحی و جسمی زندانیان نداشت و به جان زندانی ارزش و اهمیتی نمی دادند. توهین ها و شکنجه ها بسیار زیاد بود و آن چیزی که زندانیان را آزار می داد شکنجه ای بود که به زنان می دادند که صدای ناله ها و فریادهای آنها را همه می شنیدند و بسیار ناراحت کننده بود. لذا روز و شب آرامشی وجود نداشت و همه آرزو داشتند که ای کاش از اینجا خلاص شویم ولو اینکه به زندان قصر برویم و مدت ها آنجا باشیم اما هیچ مشخص نبود که تا کی در زندان کمیته می مانند. مثلا شهید رجایی جزو افرادی بود که ۱۸ ماه در آنجا مانده بود و یا عزت شاهی را در طول ۲۴ ساعت به تخت بسته بودند و هر فردی از ساواک که می رفت به او آزار می رساند.

ایرنا: بعد از زندان کمیته شما را به کدام زندان منتقل کردند و وضعیت آنجا چگونه بود؟

رجبی: بعد از آن من را به زندان قصر بردند. زندان قصر تا قبل از آن زندانیان سیاسی آزادی عملی داشتند. مثلا کتابخانه کوچکی داشت و هر گروه کتاب ها خاص خود را داشتند، زمین بازی داشت و ۲ روز در هفته هم ملاقات وجود داشت و امکان حمام وجود داشت در حالی که ما در طی ۳۸ روز زندانی شدن در کمیته فقط یک بار حمام رفتیم و آن هم خیلی زمانش کم بود. به همین دلیل زندان قصر برای ما ایده آل بود اما با رییسی که برای آنجا تعیین کردند یعنی سرهنگ محرری و رییس بند ۴ هم سرگرد زمانی، آن امتیازها هم برداشته شد و شدت عمل را به جایی رساند تا آنجا که یکی الی ۲ سال بعد اعلام کرد که مذهبی ها نباید نماز صبح بخوانند بلکه آنهایی که ۴۰ سال به بالا هستند باید نماز بخوانند و آن هم باید سندهایی بیاورند که قبل از دستگیری نماز می خوانده اند. به همین دلیل مذهبی ها اعتراض کردند و خبر به مراجع از جمله آیت الله شریعتمداری رسید و اعتراض کردند و این قانون متوقف شد. پس اینها به شخصی ترین رفتار زندانیان کار داشتند و هیچ قانونی وجود نداشت. برای مثال برادر من که ۲ سال محکوم شده بود می بایست آزاد می شد اما یک سال و نیم بعد هم آنجا نگه داشتند و غیر از یک بار ملاقات که پدرم به آنجا رفت دیگر هیچ ملاقاتی نمی دادند.

ایرنا: به عقیده شما چرا چنین برخوردهای سختی آن هم در سال های اوایل دهه ۵۰ با زندانیان سیاسی انجام می گرفت؟

رجبی: چنین سرکوب و اختناقی در زندان وجود داشت و اینها از سایه زندانیان سیاسی می ترسیدند و فکر می کردند با شدت عمل از مخالفت خود دست بر می دارند در حالی که بسیاری از زندانیان سیاسی پس از آزاد شدن با تجربیاتی متفاوت نوعی دیگر از مبارزه را آغاز می کردند.

سرخط اخبار پژوهش

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha