۷ بهمن ۱۳۹۹،‏ ۱۴:۵۵
کد خبر: 84199834
۰ نفر

برچسب‌ها

آمبولانسی آژیرکشان از لای کلماتم می‌گذرد

فیض شریفیI شاعر، نویسنده و منتقد
آمبولانسی آژیرکشان از لای کلماتم می‌گذرد

تهران- ایرنا- عباس صفاری شاعر معاصر که امروز (سه‌شنبه، هفتم بهمن) بر اثر بیماری کرونا درگذشت، یک شاعر حرفه‌ای بود که با چند کتاب، در جامعه ادبی ایران بر سر زبان ها افتاد.

فیض شریفی در این یادداشت اختصاصی برای گروه فرهنگی ایرنا نوشته است: عباس صفاری را از دفتر شعر دوربین قدیمی و اشعار دیگر می شناختم. او با این کار جایزه ی شعر کارنامه را ربود. 
بعد از آن هم کبریت خیس را سرود. این هم گل کرد. رفت چاپ هیجدهم، باز هم جایزه گرفت. هرچند من به تمام جوایز دنیا مشکوک ام اما وقتی کبریت خیس و بعد خنده بر برف  یا در برف را خواندم فهمیدم که با یک شاعر حرفه ای و کارکشته و استخوان خرد کرده، رو به رو شده ام. خنده بر برف اش شکیل تر و ساختارمند تر بود. یعنی زبان گفتار و عاطفه اش نسبت به  کبریت خیس کم تر بود.
هر شاعری انگار در دفتری خودش را خالی می کند و در دفترهای دیگر کم می آورد. 
شاعران و نویسندگانی که کوچ اجباری و یا اختیاری به دیار دیگری دارند عمدتا بعد از مدتی به جای شعر گفتن و داستان نوشتن به خاطرات و خطرات دوران جوانی برمی گردند. عباس صفاری اما از این لون نبود. او دائما در حال شکار بود چه در ینگه ی دنیا و چه در ایران. همین دو سال پیش ایران بود. در نمایشگاه کتاب او را در آغوش کشیدم. 
او مدام در رفت و برگشت بود. 
عباس صفاری درد خزه ی کف جوی را داشت :
گفتم : نه پای رفتن 
نه رای ماندگاری 
درد خزه ی کف جوی این است. 
گفت : آری. ..

فیض شریفی: شاعر، نویسنده و منتقد

او جرعه جرعه آن قدر عقب می رفت که بعد از شام سر از نخلستان های مهتابی بین النهرین در می آورد و در حوالی نیمه شب از ابدیتی برهنه و بی مرز حرف می زد:

صاحبخانه ی میهمان نواز 
به سیگار می گوید میخ تابوت 
پس با یک حساب سرانگشتی 
تابوت من باید چیزی باشد 
شبیه تخت خواب ناشده ی مرتاض ها 
عجالتا اما 
باید برای دوربین  لبخند بزنم.
 

در رگرگه های اشعار عباس صفاری ،مرگ رخنه کرده است. او مثل فروغ فرخ زاد، و مثل بسیاری از شاعران ملهم، مرگ خود را پیش بینی می کند و به طنز می گوید :
اگر می دانستی 
از آن روزهای باداباد 
به آدرس سابقت تک و توک 
هنوز نامه می رسد 
و با مهر " گیرنده مرده است " بر می گردد 
انگار باورشان نمی شود 
بی هیچ نقشه و توشه ای 
سرت را گذاشته و مرده باشی 
تو هم که دیگر 
جان به جانت کنند خبر را 
تکذیب نخواهی کرد.
 

صفاری ،مرگ را امضای زندگی می دانست. به قول هدایت : اگر مرگ نبود آیا آن را آرزو نمی کردیم .
با این حال نوبت صفدری نبود. او در هر زندان دنیا زندانی فراموش شده ای و در هر گورستان جهان عزیز به خاک سپرده ای داشت. تنها بود مثل ماه که کوتاه تر از تنهایی او دیواری پیدا نکرده بود. 
 عباس صفاری، شاعر و ترانه‌سرا امروز (سه‌شنبه، هفتم بهمن) در سن ۶۹ سالگی بعد از مدتی تحمل بیماری کرونا در بیمارستانی نزدیک محل زندگی‌اش در کالیفرنیای آمریکا درگذشت.

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 8 =

سرخط اخبار فرهنگ