۴ بهمن ۱۳۹۹،‏ ۹:۲۵
کد خبرنگار: 1018
کد خبر: 84194160
۰ نفر

برچسب‌ها

پروندهٔ خبری

پزشک یزدی: آرامش، سهم ما نیست؟

یزد- ایرنا- سوم آذرماه امسال از خاطرات یک پزشک فوق تخصص ریه در مواجهه با صحنه‌های تلخ کرونایی نوشتیم؛ از شنبه تلخی که هرگز فراموش نخواهد کرد؛ روزی جانگداز و جانسوز که شاهد سه صحنه تلخ، غم‌انگیز و تاسف بار بوده و به اتفاق دیگر حاضران در بیمارستان، اشک ریختند.

دکتر "فاطمه سادات آقایی میبدی" از صحنه‌های رقت‌باری گفت که در آنها کرونا مرگ عده ای از عزیزان ما را رقم زد و او شاهد جدایی مادر از فرزند جوانش، زنی از شوهرش و مادری از فرزند خردسالش بود.

و حالا این پزشک فوق تخصص که طی یکسال گذشته از صبح خروس‌خوان تا آخر شب را در حال ویزیت بیماران کرونایی بوده است نگران بود، نگران از اینکه کرونا با غفلت و سهل‌انگاری ما بازگردد.

او گفت دیگر طاقت و تحمل دیدن صحنه های دلخراش کرونایی را ندارد و دیگر نمی تواند شاهد مرگ زنی بر روی دستان شوهرش و مادری در آغوش پسرش باشد .

خانم دکتر که خبرهایی از دورهمی‌های اداری و خانوادگی و مراسم های مختلف جمعی در یزد و دیگر شهرستان های استان به گوشش رسیده نگران است و هشدار می‌دهد که ممکن است عواقب این سهل انگاری‌ها باز دامان ما را بگیرد و اگر این بار بگیرد سخت‌تر از قبل خواهد بود!

"سلام به همه مردم یزد؛ از دویدن های داخل بیمارستان شهید صدوقی در ۱۰ ماه گذشته، تازه به اندکی آرامش رسیده بودیم که باز اندک اندک خبرهای عذاب آور کرونایی از راه رسید!

هنوز پینه‌های کف پایم ترمیم نیافته و باز خبر از دورهمی و مجلس ختم و عزاداری و سهل انگاری ها به گوش می رسد!

به اسفند و فروردینی که گذشت فکر می کنم که اصلا و حتی لحظه‌ای آرامش نداشتیم و حالا دوباره اسفند و فروردین امسال! خدا به خیر گرداند!

به همسرم می‌گفتم سال ۹۹ را نه بهارش فهمیدم و نه تابستان و پاییزش؛ و الان زمستان رسیده و دوباره نگران اسفند و فروردین امسال هستم!

هنوز در حال جمع کردن پس لرزه‌های کرونای مهر و آبان هستیم که خبرهای ناخوشایندی به گوش می رسد و حالا دوباره هر شب چند بیمار تب دار جدید به جمع ما اضافه می شود!

برای آنهایی که از پیش ما رفتند دستمان کوتاه هست اما برای آنهایی که هستند و هنوز دارند تاوان کرونای گذشته را پس می دهند دلم می سوزد.

به یاد "بی‌بی" خانمی افتادم که مهرماه از کرونا نجات یافته بود اما هنوز نفس تنگی دارد و مدام برای ویزیت مراجعه می کند، او برای مهمانهای تولد نوه‌اش، انار دانه کرده! کمی فکر کنید!

هنوز به یاد دختری هستم که داغ مادر بر دل دارد، همه موهای سرش ریخته و هنوز شبها از داغ مادر خوابش نمی برد؛ کاش پلاسما زودتر برای او پیدا شده بود، آمده بود که برایش آزمایش بنویسم تا بتواند پلاسما اهدا کند برای بقیه آدمها !

خانمی که ۲ نفر از فامیل‌های خود را به دلیل کرونای پاییز از دست داده و دلش تنگ مراسم شهادت حضرت فاطمه(س) شده، رفته تا با پروتکل بهداشتی روحش را صیقل دهد ولی با ازدحام مردم برای ناهار نذری مواجه شده و حالا با تب، برگشته، دقیقا سه روز گذشته بله فقط سه روز؛ و اینگونه هست که  تر و خشک با هم می سوزند.

خانم ۵۰ ساله‌ای بعد از پرستاری پدر کرونایی خود مبتلا به کرونا شد و حالا نفس هایش به شماره افتاده و در icu با مرگ دست و پنجه نرم می کند در حالی که وظیفه فرزندی را به طور کامل به جا آورده است.

۲ پیر زن و پیرمرد کرونایی را بی‌طاقت و بی‌حال و بی‌اشتها در یک اتاق دیدم که فرزندانشان از مراقبت و پاداری آنها امتناع کردند! به خودم گفتم آخرالزمان شده، نمی دانم شاید هم حق داشتند!

این چند شب گذشته را به یاد خیلی از خاطرات تلخ و شیرین گذشته افتادم؛ خواهشم از مردم یزد این است که دیگر این صحنه ها را رقم نزنند که دیگر طاقت دیدن جدایی عزیزی را از عزیز دیگر خود نداریم.

کادر درمان دیگر نه توانی برایشان مانده که به کار گیرند و نه آهی که با ناله سودا کنند، دیگر جانی نمانده تا با کرونا بجنگند و دیگر رمقی ندارند که چونان گذشته در تکاپو باشند؛ آنچه فعلا بر جا مانده جسمی نیمه جان و روح و روانی زخم خورده از جنگی نابرابر با کروناست.

تحمل صحنه های دلخراش مرگ عزیزانمان را نداریم و من به سهم خودم دیگر طاقت دیدن چهره‌های پژمرده و نحیف همکاران خودم را در لباس های تنگ و نفس‌گیر و ماسک های عذاب آور ندارم.

کادر درمان، شب و ‌روز خود را در کنار بیماران سپری کردند تا دم و بازدم مبتلایان به کرونای همچنان "ممد حیات و مفرح ذات" باشد.

خانم دکتر آقایی به اینجا که رسید به آمارها هم اشاره کرد و گفت: تا همین ۲ هفته قبل، فقط یکی دو تا بیمار بستری کرونا داشتم ولی اکنون حدود ۱۰ بیمار کرونایی دارم و هر روز هم بر تعداد بیماران سرپایی افزوده می شود.

او از مردم خواست: بهمن و اسفند را در پیش رو داریم؛ باید همچنان به محدودیت ها پایبند باشیم، از دورهمی‌ها پرهیز کنیم، مراسم های جمعی را تعطیل نماییم، ماسک بزنیم و کادر درمان را دریابیم که اگر غیر از این باشد در مقابل خدا مسوولیم و حق‌الناسی سنگین بر گردن ما خواهد بود.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 7 =

سرخط اخبار استان‌ها