غائله کنگره؛ پرده ای که از تناقض آمریکا کنار رفت

تهران-ایرنا-حوادث کنگره و اشغال آن به دست طرفداران ترامپ بیش از آنکه یک حادثه خلق الساعه و زاییده تحولات انتخاباتی یا مطالبه گروهی باشد، نمایشی واقعی از تناقضاتی بود که سالهاست خودآگاهی جمعی آمریکایی ها را با لایه ای از غرور پوشانده است.

«این که گفته شود "ما آمریکایی ها، اینگونه نیستیم"، یک افسانه آشکار است؛ بحران کنگره نشان داد که آمریکایی ها، فاقد یک درک مشترک از گذشته و اکنونِ سیاسی خود هستند.»

عبارت بالا را نشریه آمریکایی «فارن پالیسی» نه فقط در واکنش به حوادث کنگره بلکه در رد انکار همیشگی و استانداردهای دوگانه ای آورده است که به عنوان «ارزش های آمریکایی» از آن سخن ها گفته شده و مقاله ها و کتاب ها نوشته شده اما تناقضات این ارزش های ادعایی به مطالبه ای جمعی برای اصلاح مسیر منجر نشده است؛ حداقل تا زمانی که حوادث کنگره و نظیر آن، طرفداران ارزش های آمریکایی را دچار «شوک» نکرده باشد.

واقعیت این است که حوادث کنگره آن گونه که بسیاری از جمله سران اروپایی توصیف کردند «شوک آور» نبود. صریح تر باشیم اتفاق کنگره فقط نتیجه تحرک طرفداران ترامپ برای آن چیزی که «احقاق حق» می نامند نیست، بلکه حاصل تناقضاتی است که دهه ها زیر خاکستر پنهانکاری رسانه ها، آتش جنبش های نژادپرستانه و حقوق بشر گزینشی را به جای ارزش های آمریکایی داغ تر می کرد.

**فشردن گلوی سیاه پوستان و آزادی عربده کشان سفیدپوست در کنگره

آمریکایی های معترض به نژادپرستی ساختاری و خشونت ضد سیاهپوستان با گاز اشک آور، گلوله های پلاستیکی و گاهی اوقات با قتل پاسخ داده می شوند؛ با این حال در روز چهارشنبه، روزی که جهان آن را فراموش نخواهد کرد، دسته دیگری از معترضان به انتخابات آزاد، سر از سالن های کنگره در می آورند و با هجوم به دفاتر، تندیس ها را از بین می برند و حتی با برخی از افسران امنیتی عکس سلفی می اندازند.

این همان استاندارد دوگانه در شیوه اجرای قانون بسته به نژاد افراد است. با صلح جویانی که به زندگی سیاهان اهمیت می دهند با خشونت رفتار می شود، آنها آشوبگرند. در مقابل، از آنهایی که دموکراسی ایالات متحده را نادیده می گیرند، دفاع می شود. این نابرابری، علاوه بر تعمیق شکاف های اجتماعی، پیامدهای نامطلوبی برای دموکراسی دارد؛ این بار، جنایت های آمریکایی در کشتار غیرنظامیان فلوجه عراق نیست که بشود با سانسور رسانه ای آن را میان ویرانه های جنگ و صفیر گلوله ها دفن کرد؛ این غفلت چندین ساله، حالا اعضای کنگره آمریکا را از ساختمانی تحت شدیدترین تدابیر امنیتی فراری می دهد و پایه های ارزش های آمریکایی را در کنگره می لرزاند.

**مساله مهاجرت یا نوع مهاجران؟         

چند روز پیش الهان عمر عضو سیاه پوست مجلس نمایندگان آمریکا در توییتی خطاب به سناتور تد کروز (حامی تندرو ترامپ) که تلاش می کرد وفاداری خود را به ترامپ ثابت کند گفت:«بابون ها از محل تولدشان دورتر نمیروند. ضرب المثل ماسایی!»

منظور الهان عمر این بود که طبیعی است تد کروز از ترامپ حمایت کند، زیرا تفکر ترامپ، خاستگاه تندروی های نژادپرستانه کروز است.

استفاده از لفظ بابون (نوعی میمون) را برخی دستمایه حمله به الهان عمر کردند با این بهانه که «اگر تد کروز همین را به الهان عمر می گفت و او را به میمون تشبیه می کرد باید منتظر شورش چپ ها علیه ترامپ در خیابان های نیویورک می بودیم و کروز متهم به نژادپرستی می شد.»

استدلال مخالفان الهان عمر، مثل اصل مهاجرستیزی ترامپ، خود ناشی از معیاری دوگانه و بازی گزینشی با استانداردها است. هر گونه رویکرد نژادپرستانه ای در آمریکا، صرفنظر از اخلاقی یا غیراخلاقی بودن اصل نژادپرستی، باید برآیندی از پاسخ به سوالات زیر باشد:

آیا آمریکا اساسا کشور مبتنی بر قابلیت های بومیان آن است؟ صرفنظر از اینکه چگونه می توان تمدنی را بر استخوان های بومیان و ساکنان اصلی آن (سرخپوستان) بنا کرد و آن را صاحب ارزش های ممتاز دانست،آیا می توان تاریخ معاصر آمریکا را حاصل دستاورد جماعتی غیر از کاشفان مهاجر دانست؟ آیا مهاجرت فقط از سوی سفید پوستان و چشم روشن های اروپایی مجاز است و دیگران مهاجر غیرمجاز به شمار می آیند؟

مثلا آیا می توان ادبیاتی بر اساس نوع و گونه مهاجران وضع کرد مثلا به مهاجران سفید پوست بگوییم «مهاجر» و به سایر مهاجران بگوییم «متجاوز»؟

می توان چنین نتیجه گرفت که مساله مهاجرت در آمریکا نه نفس مهاجرت بلکه نوع نژاد مهاجر است. طرح موضوع خرابکاری مهاجران واتهام زنی به آنان برای فرافکنی مسائل داخلی حتی در کشوری که اساس آن را بومیان هم بنا کرده باشند ناشایست و نژادپرستانه است چه رسد به کشوری مانند آمریکا که تاریخ جدید و اساس شکل گیری آن به دست مهاجران بوده است.

**از کشتار فلوجه تا تروریسم کنگره

این استاندارد دوگانه درباره تعریف تروریسم و تفکیک تروریست ها به خوب و بد نیز در سال های اخیر بر کسی پوشیده نیست و شاید لازم بود که اف بی آی به دست خود گزارشی درباره تحرک مسلحانه طرفداران ترامپ برای به آشوب کشاندن ۵۱ مرکز ایالت های آمریکا در روز ۲۰ ژانویه و مراسم تحلیف جو بایدن تنظیم کند تا تبعات این تبعیض در تعریف تروریسم، در داخل مرزهای آمریکا نیز احساس شود؛ هر چه باشد تروریسم خانگی آمریکا نتیجه همین استانداردهای دوگانه و دموکراسی گزینشی است.

طنز قضیه این است که حالا، در یک روز و همزمان با اینکه دولت ترامپ، کوبا را حامی تروریسم معرفی می کند، کنگره و تیم در حال تشکیل جو بایدن، باید نگران گروه مسلح ده ها هزار نفری در داخل آمریکا باشند که قرار است در اقدامی تروریستی، مراسم تنصیب رئیس جمهور جدید را تداعی کننده کشتار فلوجه عراق کنند.

اخبار مرتبط

سرخط اخبار جهان

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha