مردان و زنان سیاست خارجی بایدن و چالش های پیش رو

تهران - ایرنا- واشنگتن پست روز چهارشنبه در گزارشی نوشت: چالش‌های مهم جهان حل و فصل نشده باقی خواهد ماند چون سیاست خارجی بایدن همان الگو و گفتمان دولت اوباما است که امتحان خود را پس داده است.

"جاش راگین" نویسنده  ستون دیدگاه واشنگتن پست در این مقاله به شرح زیر می نویسد:
تیم سیاست خارجی "جو بایدن"؛ کم و بیش همان تیم سیاست خارجی "باراک اوباما" است.اما امروز چهار سال از وقتی که تیم سیاست خارجی اوباما کاخ سفید را ترک کرد و رفت می گذرد و دنیا در این چهار سال پیچ و تاب‌های زیادی خورده است و رخدادهای جهان خبر می دهد که واقعیت دنیا بطور کل با چهار سال پیش فرق کرده است.

وی با طرح این سوال که آیا همان تیم سیاست خارجی چهار سال پیش می تواند خودش را با واقعیت‌های امروز دنیا انطباق بدهد یا برای او در بر روی همان پاشنه می چرخد؟ می گوید : تیم انتقالی بایدن دارند فهرستی از مقامات دولت برای انتصاب در حوزه امنیت ملی و سیاست خارجی را تهیه می کند. این تیم در همین هفته معرفی خواهد شد.

"وندی شرمن" مثل سابق در پست معاونت وزیرخارجه، ویکتوریا نولاند" در پست معاون وزیرخارجه در امور سیاسی، . " جان فاینر" در پست معاون مشاور امنیت ملی قرار خواهند گرفت. این مطلب را نشریه "پولیتیکو" نیز در شماره روز سه شنبه خود به نقل از منابع آگاه اعلام کرده است.

همه این نام‌ها آشنا هستند چون همه آنها مقامات ارشد تیم سیاست خارجی اوباما را تشکیل می دادند.

شرمن؛ معاون وزیر خارجه در امور سیاسی بین سالهای 2015-2011 بود. او سرپرستی تیم مذاکره کننده آمریکایی در گفت وگوهای هسته ای ایران را برعهده داشت.

نولاند؛ افسر بازنشسته دستگاه دیپلماسی آمریکاست که از سال 2013 تا دولت "ترامپ"، مقام ارشد امور اروپا-روسیه وزارت خارجه بود.

فاینر؛ در گذشته خبرنگار بود و در پستهای متعددی در تیم امنیت ملی دولت اوباما کار کرده است. او به هنگامی که بایدن معاون رئیس جمهور بود، در دفتر او کار می کرد و مدتی هم رئیس دفتر "جان کری" وزیر خارجه دولت اوباما بود.
در هر حال می بینیم که بایدن در واقع با این انتصاب‌ها خواسته است همان الگوی سیاست خارجی اوباما را احیا کند. نیروها همان ها هستند اما فقط جابجا شده اند.

"آنتونی بلینکن"؛ فرد در نظر گرفته شده برای پست وزارت خارجه بایدن، قبلا معاون وزیر خارجه بود.

"جِیک سالیوان"؛ به عنوان مشاور امنیت ملی بایدن معین شده است. او در دولت اوباما؛ مشاور امنیت ملی معاون اول رئیس جمهور بود که همان بایدن بود.

" جان کری"؛ دوباره به عضویت "کمیته اصول شورای امنیت ملی" در آمده است. او قبلا هم وقتی که وزیر خارجه بود عضو همین کمیته بود. کری این بار در مقام فرستاده ویژه بایدن در امور تغییرات اقلیمی به عضویت این کمیته در آمده است.

"سوزان ای. رایس"؛ دوباره به بال غربی تیم سیاست خارجی وزارت خارجه برگشته است و رئیس "شورای سیاست داخلی" بایدن شده است. انتصابات درون وزارت دفاع هم از همین الگو پیروی می کند.

حالا با این الگوی انتصاب‌ها، تقریبا اطمینان حاصل شد که مدیریت در حوزه امنیت ملی آمریکا با رفتن ترامپ، بطورکل زیر و رو خواهد شد و کار به افراد کاردان سپرده خواهد شد. گرچه شایسته سالاری، اصل اولیه در تصدی هر مدیریتی است، اما اصل کافی نیست.

مسئله این است که تیم دولت "اوباما" هنوز که هنوز است بعد از گذشت چهار سال و ثمر دادن حاصل و نتیجه کار آن دولت و دولت بعدی؛ همچنان نمی خواهند قبول کنند که به خصوص تیم سیاست خارجی دولت اوباما ضعف‌های بزرگی داشته است.
همان افرادی که شاکله اصلی سیاست خارجی پر از عیب و ایراد اوباما را ساختند و آن نتایج فاجعه بار را رقم زدند و از آن سیاست‌های ناپخته و خام دفاع کردند؛ امروز هم همانها دوباره در مصدر کار قرار می گیرند. این افراد حتی حاضر به گردن گرفتن گناه و قصور خود نیستند، چه برسد به آن‌که بخواهند و یا اگر هم بخواهند، بتوانند آن سیستم پر از عیب و ایراد را اصلاحش هم بکنند.

فقط یک چشمه از این ناپختگی و نابلدی تیم دولت بایدن را می توان در انتصاب "جان کری" به سمت فرستاده ویژه رئیس جمهور در امور تغییرات آب و هوایی مثال زد.

کری؛ ماه گذشته در اولین مصاحبه اش بعد از انتصابش به این مقام به شبکه رادیویی " NPR"  در واشنگتن گفت: " آمریکا باید موضوع تغییرات جوی و لزوم همکاری کردن در این زمینه را از اولویت‌های درجه اول خود در روابط آمریکا-چین قرار بدهد".

رسانه های چینی که بازوی پروپاگاندای حکومت و حزب حاکم کمونیست هستند، این پیشنهاد را در هوا قاپیدند و با خوشحالی از آن استقبال کردند.

" تام رایت" ستون نویس مجله "آتلانتیک" در این باره نوشت: " کری با این پیشنهاد، یک هدیه دلچسب به چین داد. این کشور مدتهاست که خواستار تنظیم مجدد روابط با آمریکا  است، منتها تنظیم مجددی که خواست پکن است، نه خواست واشنگتن. آن تنظیم روابطی که چین از آن صحبت می کند؛ تعاملی است که نه کاری به توسعه طلبی های نظامی و نه کاری به تجاوزهای اقتصادی این کشور دارد، و نه اصلا کاری به موضوع بنیادین " حقوق بشر" و رفتارهای ظالمانه و سرکوبگرانه آن حکومت در داخل دارد.

البته مسئولان دولت انتقالی بایدن در خفا؛ خودشان به این حقیقت اعتراف دارند که جهان 2021 ، جهان 2016 نیست. همه چیز فرق کرده است. پس باید نگاه‌ها و تفکرات و رویکردها نیز عوض بشود.

این مقامات معتقدند؛ وقتی تیم بایدن همه اش بطور کامل معرفی شد، آن موقع صداهایی از گوشه و کنار شنیده خواهد شد حتی از زبان کهنه سیاستمداران؛ بر این اساس که باید سیاست‌ها و رویکردها عوض بشود.
یکی از این چهره ها؛ "جِیک سالیوان" است که روز یکشنبه در مصاحبه با شبکه خبری "سی ان ان" CNN  مسائلی را مطرح کرد که کاملاً مغایر با رجزخوانی هایی بود که در دولت اوباما مطرح می شد و لحن هماهنگ شدن با پکن را داشت.

سالیوان گفت:" بایدن می خواهد قبل از تعامل مشترک با پکن، ابتدا با متحدانش در اروپا و آسیا مشورت و صحبت کند تا همه با همفکری هم یک اهرم فشار پیدا کنند و با آن چین را متقاعد کنند که دست از این رفتارهای نادرست تجاری و سوء استفاده های تجاری اش بردارد".

وی تاکیدش بر این بود:" بایدن عقیده اش این است که آمریکا مشترکا با اروپا با چین وارد تعامل بشود".

به هر حال حضور سالیوان و فاینر در فهرست کابینه بایدن؛ خبر از آن می دهد که یک نسل از سیاستمداران آمریکایی دارد تغییر می کند و نسل جوانتر دارد روی کار می آید. البته جوان‌های دیگری هم در صف رقابت برای ورود به کاخ سفید در انتظار نشسته اند، با این اوصاف، قدیمی تر ها همچنان سلطه و دست بالا خواهند داشت. همین کهنه سیاستمداران هستند که اجازه هیچ تغییری را نه در ترکیب کابینه و نه در سیاست‌ها و رویکردها را نمی دهند. بنابراین امیدی هم به تغییر الگوهای کهنه نمی رود.

چشم انداز تغییر و تحول در سیاست‌های دولت دمکرات آنقدر ضعیف و کم نور است که حتی ترقی‌خواهان حزب دمکرات هم که علنا لیست نامزدهای خودشان را برای کابینه منتشر رده اند ، تا امید هستند. همیشه همینطور بوده است و همواره همه جناح‌هایی که  لیست منتشر می کنند، نتیجه معکوس گرفته اند.
به هر حال؛ چالش سخت آزار دهنده و بی‌شماری در انتظار بایدن و تیم سیاست خارجی اش است.یکی از همین چالش‌های سخت و مشکل؛ توافق هسته ای ایران است که بایدن قول داده است به آن بر می گردد. بایدن حتی اگر هم به قصد غنی تر کردن توافق هسته ای بخواهد به آن برگردد؛ بازهم کار سهل و آسانی پیش رو نخواهد داشت.

سیاستی که ترامپ در قبال توافق هسته ای داشت؛ آنقدر شلوغ و سفت و محکم است که عبور از آن راحت نیست.

چین و کره شمالاز دیگر چالش های پیش روی بایدن است برای مثال برنامه های هسته ای و موشکی پیونگ یانگ در طول این سال‌ها پیشرفته تر و غیرقابل حل تر از همیشه شده است.

چالش مهم دیگر؛ ویروس کروناست که بر روی همه مشکلات داخلی و بین المللی در سطح جهان سایه افکنده است و آنها را سخت تر و پیچیده تر کرده است.

در این مقاله آمده است که تیم بایدن ادعا می کند که سه اولویت اصلی را سرلوحه وظایفش قرار خواهد داد:
1 - درست کردن ائتلافهای بین المللی.
2 - تعامل مجدد با سازمانهای بین المللی.
3 - اعاده حرمت دیوان سالاری (بوروکراسی) حرفه ای.

اگر هدف فقط همین‌ها باشد، این تیم، ظاهرا" تیم مناسبی است. اما این‌ها همه اش اهداف دم دستی و سهل الوصول است. چیدن این میوه ها اصلا کار سختی نیست چون شاخه اش از درخت پایین افتاده است و آماده چیدن است.
اما از این مرحله به بعد است که کار سخت می شود. تیم سیاست خارجی اوباما؛ تیم مشهوری بود و شهرتش را مدیون آن روحیه عملگرایی (پراگماتیسم) اش می دانست. اما آن پراگماتیسم به درد واقعیت‌های امروز دنیا نمی خورد. محیط استراتژیک امروز دنیا کاملا متفاوت از چهار سال پیش است.

مکتب فکری سیاست گذاری اوباما بر محور " صبوری و تأمل " و "ملاحظه کردن" استوار بود. بی دلیل نبود که تمام آن سیاستگذاری‌ها بعد از گذشت مدتی کم، نتیجه عکس داد. حل معضلات استراتژیک امروز دنیا؛  "قاطعیت" می خواهد.
سیاست گذاری اندیشه مآبانه و ملاحظه کارانه اوباما در سیاست خارجی؛ معضلات جهانی را حل نکرد، بلکه سرپوش بر آن گذاشت و صورت مسئله را پاک کرد. 

سیاست گذاری آشفته و بی کفایت ترامپ در سیاست خارجی؛ رهبری جهانی و قدرت نفوذ آمریکا را از دست داد. حالا بایدن می ماند و آن ناپختگی ها و راه سخت و پرسنگلاخی برای چیره آمدن بر تمامی این مشکلات پیش رو دارد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 8 =

سرخط اخبار جهان