اکبر رادی؛ ترانه‌ تنهایی و روشنی‌بخش محفل ساده و صمیمانه‌ی ماست

تهران- ایرنا- هیئت مدیره‌ی بنیاد اکبر رادی به مناسبت سیزدهمین سال‌روز درگذشت استاد اکبر رادی، در پیامی نوشت: رادی ترانه تنهایی محفل صمیمانه ماست.

به گزارش روز چهارشنبه گروه فرهنگی ایرنا از روابط عمومی مؤسسه‌ی فرهنگی هنری استاد اکبر رادی، هیات مدیره بنیاد اکبر رادی به مناسبت سیزدهمین سالروز درگذشت اکبر رادی پیامی را منتشر کرده است. 

در این پیام آمده است: رادی بزرگ، اکنون پس از سیزده سال کتاب‌هایت، ترانه‌ی تنهایی و روشنی‌بخش محفل ساده و صمیمانه‌ی ماست. امروز «از پشت شیشه‌ها» و «روزنه‌ی آبی» به «پلکان» فردا می‌نگریم که «لبخند باشکوه آقای گیل»، لحظه‌های‌مان را مسرور کند و ما را از شب روی سنگ‌فرش خیس، عبور دهد و برای‌مان آهنگ‌های شکلاتی و ملودی شهر بارانی را تا ابد بنوازد در روی صحنه‌ی آبی. یادت را آهسته با گل سرخ، در دقیقه‌ی اکنون گرامی می‌داریم و با منجی در صبح نمناک تعمق می‌کنیم.

اکبر رادی در ۱۰ مهر ۱۳۱۸ در شهر رشت زاده شد. فرزند سوم بین شش برادر و خواهر بود. پدرش حسن و مادرش ام‌ّالبنین نام داشت. چهار سالِ اول ابتدایی را در دبستان عنصری رشت گذراند. در سال ۱۳۲۹، به‌علت ورشکستگی پدر، که یک کارخانهٔ کوچک قندریزی داشت، به‌همراه خانواده به تهران مهاجرت کرد. دو کلاس آخر ابتدایی را در دبستان صائب تهران گذراند و دورهٔ متوسطه را در دبیرستان فرانسوی رازی به سال ۱۳۳۸ به پایان رساند. وی در همین سال وارد دانشگاه تهران شد و به تحصیل در رشتهٔ علوم اجتماعی پرداخت. بعد از اخذ مدرک کارشناسی، تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد را در همان دانشگاه آغاز کرد، اما پس از مدتی آن را نیمه‌کاره گذاشت و بعد از طی دورهٔ تربیت معلم در سال ۱۳۴۱، به کارِ معلمی روی آورد.

رادی شغل معلمی را از کلاس سوم دبستان مدرسهٔ بامشاد و سپس ششم دبستان مدرسهٔ شهرام در جنوب شهر تهران آغاز کرد و طی ۳۲ سال، به تدریس ادبیات در دبیرستان، ادبیات نمایشی انستیتو مربیان امور هنری، نمایشنامه‌نویسی مقطع کارشناسی دانشگاه تهران و نمایشنامه‌نویسی پیشرفتهٔ کارشناسی ارشد دانشگاه هنر تهران پرداخت. وی در سال ۱۳۷۳ بازنشسته شد. 

رادی در پنجم دی‌ماهِ ۱۳۸۶ درگذشت. او پیش از مرگ یادداشتی به بهرام بیضایی نوشت با نام «تو آن درخت روشنی» که در ویژه‌نامه‌ای دربارهٔ بیضایی در همان زمستان چاپ شد. روز مرگ رادی که مصادف با تولّد بیضایی بود، بیضایی یادداشتی در سوگ وی نوشت و مرگ او را به بستگان و همسر او تسلیت گفت. در این یادداشت رادی را به «سرچشمه‌ای» مانند می‌کند و شکوهِ نوشته‌هایش را به «غرّش رودی . . . که از زیر سرانگشتان وی جاری بود». بیضایی همچنین نمایش افرا (۱۳۸۶) را به رادی تقدیم کرده‌است.

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 10 =

سرخط اخبار فرهنگ