۳ دی ۱۳۹۹،‏ ۹:۲۳
کد خبرنگار: 2521
کد خبر: 84156629
۱ نفر

برچسب‌ها

درباره سیروس طاهباز

تهران- ایرنا- سیروس طاهباز از جمله نویسندگان و مترجمان معاصر شناخته می‌شود که نام او به خاطر خدمات خالصانه فرهنگی و ادبی‌اش در زمینه چاپ، نشر و ترویج آثار نیما یوشیج و انتشار مجله‌های مختلف و فعالیت‌های ثمربخش او در پیشبرد ادبیات کودکان در تاریخ فرهنگ و ادب ایران ماندگار شد.

داستان‌نویسان نمی‌نویسند تا طرز فکری را منتقل کنند یا نتیجه‌ مطالعاتشان را گزارش کنند، آنها زبان را به کار می‌گیرند تا مخاطب را وادارند بیندیشد که نوآوری آنها واقعی هستند که مکان‌هایی که می‌آفرینند در واقعیت وجود دارند و شخصیت‌های که خلق می‌کنند، انسان‌های واقعی هستند. آنها ما را فرا می‌خوانند تا به دنیای کتاب‌هایشان قدم بگذاریم و بااینکه بیشتر برای سرگرم کردن مخاطب می‌نویسند در نوشته هایشان به حقایقی اشاره می‌کنند که واقعی هستند. اگر نویسندگان این مسوولیت و رسالت را به بهترین وجه انجام دهند و دنیایی خلق کنند که برای ما هم آشنا و الهام‌بخش باشد، اثبات می‌کنند که نویسنده بزرگی هستند و بر دنیا اثر می‌گذارند. از جمله این نویسندگان می توان به سیروس طاهباز اشاره کرد، ادیب گرانقدری که در طول زندگی اش چند بار، جوایز مختلف ادبی را از آن خود کرد که جایزه سیب طلایی دوسالانه براتیسلاوا برای کتاب «باز هم زندگی کنیم» یکی از این جوایز است.

سیر زندگی سیروس طاهباز

سیروس طاهباز در روزهای نخستین زمستان ۱۳۱۸ خورشیدی در بندرانزلی چشم به جهان گشود. او از همان سال های نوجوانی و جوانی به دنیای نویسندگی علاقه مند شد و به طرف ادبیات جذب شد. او از دوران نوجوانی عاشق ادبیات بود و بعد از راه اندازی مجله آرش بیش از همیشه به شعر، هنری که بیشترین وقتش را صرف آن کرد، پرداخت. طاهباز نخستین تجربه ادبی خود را با انتشار نشریه ادبی آرش آغاز کرد. او فاصله سال‌های ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۷ خورشیدی مدیریت انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را بر عهده داشت.

طاهباز بزرگ‌ترین افتخار زندگی‌اش را کار روی آثار نیما می‌دانست در روزهای جنگ و زیر بمباران، تهران را ترک نکرد زیرا اعتقاد داشت: «اگر قرار است دست‌نوشته‌های نیما که در خانه‌ ماست نابود شود، همان بهتر که من هم با آنها بروم.» گردآوری بیش از ۲۰ هزار برگ از دست‌نوشته‌های نیما و انتشار مجموعه کامل شعرهای نیما اما تنها فعالیت سیروس نبود. او که خود نویسنده بود و دستی هم در ترجمه داشت در طول عمر کاری‌اش آثار برجسته نویسندگان بزرگی همچون جان اشتاین‌بک، ارنست همینگوی، آرتور میلر و ساموئل بکت را به فارسی ترجمه کرد. وی که عاشق ادبیات بود، ۷۰ کتاب از خود برجای گذاشت و چند جایزه مختلف ادبی را از آن خود کرد.(۱)

زندگی ادبی

زندگی ادبی و فرهنگی سیروس را می توان به چهار مرحله تقسیم کرد که هر یک از آنها می تواند گویای عشق، علاقه و خدمات ارزنده اش به ادب و فرهنگ سرزمین ما باشد. مرحله نخست، عشق و شیفتگی فراوانش به ادبیات و به ویژه به ادبیات معاصر بود که به خاطر آن رشته پزشکی دانشگاه را ناتمام گذاشت و اوقات خود را وقف ترجمه و نگارش آثار ادبی کرد. طاهباز سال ششم پزشکی را هم به پایان رسانده بود اما علاقه اش به ادبیات که انگار به ناگهان در او شکوفا شده بود، سبب شد آن چند ماه آخر را همان طور نیمه کاره رها کند و به کار ادبی بپردازد. این خود به نوعی نشانه از خودگذشتگی و ایثار و پیوند درونی به ادبیات است که فقط در تعداد اندکی از ادبیان، نویسندگان و شاعران دنیا یافت می شود.

یکی از نمونه های این ایثار زمانی بود که خانه و زندگی خود را در اختیار ناصر تقوایی گذاشت تا فیلم آرامش در حضور دیگران را بسازد. این فیلم برپایه یکی از داستان های غلامحسین ساعدی ساخته شد.

مرحله دوم، انتشار مجله ادبی آرش و دفترهای زمانه بود. طاهباز افزون بر علاقه به ادبیات از ذوق و سلیقه هنری زیادی برخوردار بود و آثار طراحی، نقاشی و پیکره سازی و دیگر رشته های هنری را خوب می شناخت و خوب تشخیص می داد. ذوق و سلیقه او در کار حروف چینی و صفحه آرایی کتاب هم بی نظیر و در این زمینه ابتکار و نوجویی اش زبانزد همگان بود.

انتشار مجله آرش در ۱۳۴۰ خورشیدی آغاز شد، ایامی که هنوز سرخوردگی های پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ خورشیدی بر جامعه حاکم بود. مجله آرش مجله ای ادبی و پیشرو بود و از لحاظ سیاسی، خط مشی مشخص را دنبال نمی کرد و به مقامات دولتی و نیمه دولتی اتکایی نداشت و هدف آن انتشار آثاری ماندگار و اصیل در زمینه شعر و داستان و نمایشنامه و نقد و پژوهش و نیز نمونه های برجسته ای از ادبیات روز جهان بود.(۲)

مرحله سوم، سرپرستی چاپ و نشر شعرها و نوشته های نیما یوشیج پس از مرگ او بود. نیما وصیت کرد که محمد معین وصی و قیم آثارش باشد اما با نظر جلال آل احمد و موافقت استاد معین کار گردآوری، نسخه برداری، تدوین و چاپ آثار باقی مانده نیما یوشیج به عهده سیروس طاهباز واگذار شد. او با انتشار دومین شماره مجله آرش که ویژه نیما یوشیج بود، صلاحیت خود را برای انجام این کار نشان داد. طاهباز دست نوشته های نیما یوشیج را که بیشتر آنها ناخوانا بود به تدریج و در طول چندین سال بازخوانی کرد و به چاپ رساند. او با گردآوری بیش از ۲۰هزار برگ از دست نوشته های نیما یوشیج در طول ۳۵ سال، انتشار ۲۳ دفتر، توانست مجموعه کامل شعرهای نیما و آثاری درباره او را منتشر کند. «شاعر و آفتاب، بچه ها و کبوترها، باغ همیشه بهار، پیروزی بر شب، یادگار دوست و تک نگاری یوش» بخشی از کتاب های منتشرشده توسط طاهباز هستند.

مرحله چهارم، پیوستن سیروس طاهباز به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود. او افزون بر نگارش و ترجمه چند کتاب در حوزه ادبیات کودکان و نوجوانان، خود در شکل گیری و رشد و توسعه مراکز چاپ و نشر آثار کودکان سهم بسزایی داشت و در این عرصه نیز فعالیت های ثمربخشی انجام داد.

طاهباز به ادبیات کودکان عشق می ورزید و معتقد بود که فقط کودکان راست می گویند. او چندسالی هم در فرهنگسرای بهمن کلاس های داستان نویسی داشت و با علاقه آثار داستان نویسان جوان را می خواند و نظریه های اصلاحی می داد و آنها را راهنمایی می کرد. نام سیروس طاهباز به خاطر خدمات خالصانه و صادقانه فرهنگی و ادبی اش و به ویژه به خاطر چاپ و نشر و ترویج آثار نیما یوشیج و انتشار مجله های آرش و دفترهای زمانه و فعالیت های ثمربخش وی در پیشبرد ادبیات کودکان در تاریخ فرهنگ و ادب ایران ماندگار است.(۳)

آثار برجای مانده از طاهباز

طاهباز در مجله کتاب هفته قصه های گل های داوودی، فرار، مار، یورش و دو خواهر را از جان اشتاین بک ترجمه کرد. ترجمه این قصه ها از زیباترین نمونه های ترجمه است. طاهباز نثری درخشان داشت. در سال های بعد، قصه هایی از ارنست همینگوی ترجمه کرد. او بعضی از ترجمه های خود را با نام کورش مهربان به چاپ رساند. طاهباز در قلمرو ژورنالیسم ادبی، یکی از باذوق ترین، خوش سلیقه ترین و با خردترین ها بود. طاهباز از نخستین اشخاصی به شمار می رفت که به جمع آوری فرهنگ توده پرداخت و جزو نخستین افرادی بود که پیش از انقلاب دست به ترجمه ادبیات مقاوت فلسطین زد و نسبت به شعر گیلکی هم ارادت داشت. اگرچه موضوع توجه او به شعرهای نیما بارها و بارها بررسی شده اما بحث پرداخت به ادبیات مقاومت فلسطین به شدت مغفول مانده است.(۴)

سرانجام طاهباز

این نویسنده برجسته سرانجام در ۲۵ اسفند ۱۳۷۷ خورشیدی در ۵۹ سالگی چشم از جهان فروبست و در آرامگاه نیما به خاک سپرده شد.

منبع:

۱. پژوهش نامه ادبیات کودک و نوجوان بهار ۱۳۷۸ - شماره ۱۶ 

۲. بخارا  فروردین ۱۳۷۸ - شماره ۵ ‏(۳ صفحه - از ۴۵۶ تا ۴۵۸)

۳. کتاب ماه کودک و نوجوان » فروردین ۱۳۷۸ - شماره ۱۸ ، ۱ صفحه - از ۲۴ تا ۲۴

۴. مجله: کودک و نوجوان، اسفند ۱۳۷۹ و فروردین ۱۳۸۰ - شماره ۴۱ و ۴۲ ، ۱ صفحه - از ۱۸ تا ۱۸

سرخط اخبار پژوهش

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 14 =