منوچهر آشتیانی؛ جامعه شناسی آرمان خواه و پرشور

تهران-ایرنا-اسماعیل خلیلی» عضو هیأت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی در هفتمین همایش روز ملی علوم اجتماعی در پنل مربوط به میراث علمی زنده یاد منوچهر آشتیانی گفت: آرمان خواهی که آشتیانی آن را وام می‌گیرد و تا پایان عمر برای آن می‌کوشد، امری به نام عدالت و آزادی است.

پنل سوم هفتمین همایش وبیناری روز ملی علوم اجتماعی با محوریت گرامی داشت میراث علمی استاد فقید «منوچهر آشتیانی » شامگاه پنجشنبه ۱۳ آذر با همکاری انجمن جامعه شناسی ایران، موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم و دبیرخانه دائمی روز علوم اجتماعی برگزار شد. اعضای پنل « محمد توکل» جامعه شناس و استاد دانشگاه تهران، «میثم سفید خوش» استادیار دانشکده الهیات و ادیان دانشگاه شهید بهشتی، «رضا نساجی» جامعه شناس و «اسماعیل خلیلی » جامعه شناس وعضو هیأت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی بودند. همچنین دبیر این پنل اسماعیل خلیلی بود.

بخشی از مهمترین موضوعات مطرح شده در این پنل به شرح ذیل است:

سخنران نخست این پنل محمد توکل بودکه گفت: منوچهر آشتیانی از پیشروان جامعه شناسی معرفت در ایران بود و از سال ۱۳۵۴ به این سو بیشترین تعداد کتابهایش منتشر شده است. گرچه قبل از آشتیانی کسانی مانند نراقی در زمینه جامعه شناسی معرفت فعالیت می‌کردند اما اولین کتاب در این حوزه را منوچهرآشتیانی در سال ۱۳۵۴ نوشت. هر چند وی پس از مدتی کتاب را به دلیل برخی نارسایی‌ها جمع کرد تا تکمله آن را منتشر کند. آشتیانی پس از کنار رفتن از دانشگاه شهید بهشتی بیشترین تعداد تالیفات را داشت و به نحوی این کنار رفتن برایش سبب خیر شد. به نحوی می‌توان گفت عمده آثار آشتیانی در ۲۰ سال اخیر به چاپ رسیده است. تالیفات وی با قلمی شیرین نوشته شده و از ویژگی‌های بارز وی پرکاری بود. کلاس‌های درسش پر شور و پر جاذبه بود و پس از سن ۷۰ سالگی و بازنشستگی کامل تالیفات وی حاکی از انرژی، علاقه و جدیت است.

وی همچنین گفت: آشتیانی علاقمند به دیالوگ و گفت و گو بود و طرف مقابل را مهم می‌انگاشت و در مورد تکالیف دانشجویان بادقت نکات لازم را پانویس می‌کرد و این خصلت برجسته‌ای است که اگر نگوییم نادر اما کمیاب است.با وجود تمام اوصاف من به آشتیانی نقدهایی نیز دارم که از آن جمله نقدهایی به دیدگاه وی است. وی دیدی علمی و لیبرالی نداشت بلکه دیدی در چارچوب چپ داشت. نقد دوم من به کارهای آشتیانی این است که جامعه شناسی شناخت که حوزه کار وی است همان جامعه شناسی معرفت نیست. زیرا جامعه شناسی معرفت چیزی فراتر از جامعه شناسی شناخت است و منظور از جامعه شناسی معرفت همان جامعه شناسی دانش یعنی  sociology of knowledge است در حالیکه جامعه شناسی شناخت  sociology of cognition است.نقد سوم من نسبت به مرحوم آشتیانی در این است که تسلط وی به زبان آلمانی بسیار بود و همین امر روی فکر ایشان تاثیر داشت. درست است که شکل گیری جامعه شناسی معرفت در آلمان بود اما بحث‌های مربوط بدان در فرانسه وآمریکا گسترش یافت که کمتر به چشم آشتیانی آمد.

دومین سخنران این پنل میثم سفید خوش بود. وی به مفاهیمی مثل فلسفه و جامعه شناسی اشاره کرد و گفت: جامعه شناسی معرفت منوچهر آشتیانی آمیزه‌ای از هر دو امر یعنی فلسفه و جامعه شناسی بود. وی فلسفه را مبنایی را برای جامعه شناسی و دانش خود قرار داده بود.آشتیانی به فلسفه علاقه داشت و کلام وی فلسفی بود. به نظر می‌رسید با مفاهیم فلسفی رابطه‌ای شخصی و رمانتیک داشت و حتی در خاطراتش از این ربطه صحبت کرده است. به عبارتی در نوشته‌هایش سعی کرده است دست فلسفه را رو کند. آشتیانی در نزد برخی از فیلسوفان زمانه‌اش فلسفه خواند. هم به آن می‌نازید و هم از دستاوردهای آن در فهم مسائل اجتماعی بهره می‌گرفت.وی در الیهات فوق العاده بود و به افکار الهیاتی با خوانشی مدرن توجه داشت. اما چیزی که در سویه‌های الهیاتی آشتیانی هویدا است این است که از سویی توجهات‌اش منتقدانه و از سویی با لحنی دلچسب سخن می‌گفت، گویی که از اعماق جانش برمی‌خاست.

رضا نساجی به عنوان سومین سخنران این پنل در خصوص منوچهر آشتیانی گفت: وی کسی بود که در دانشکده علوم اجتماعی درباره نقد علوم اجتماعی و وضعیت سیاسی ایران سخنانی پر شور داشت. دو مدرک دکترا داشت و در تلویزیون بارها درباره مسائل اجتماعی ایران صحبت‌هایی کرده بود. او در جوانی سیاست را رها کرده بود و تحصیلات‌اش را فشرده کرد تا زود فارغ التحصیل شود. در دوران انقلاب هم نقشی سیاسی نداشته است و یا اگر داشت بسیار محدود بود.او هیچ وقت کنشگر سیاسی نبوده و نمی‌توانست باشد. معتقد بود بی‌توجهی نسبت به علوم انسانی بسیار است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 7 =

سرخط اخبار پژوهش