۸ آذر ۱۳۹۹،‏ ۸:۳۹
کد خبرنگار: 1343
کد خبر: 84125045
۱ نفر

برچسب‌ها

فوتبال ایران و حماسه فراموش نشدنی در ملبورن

تهران- ایرنا- بازی فوتبال ایران و استرالیا در هشتم آذر ۱۳۷۶ خورشیدی یکی از حماسه‌هایی بود که هیچگاه از ذهن ایرانیان پاک نخواهد شد؛ روزی که بازیکنان ایران با دل و جان جنگیدند و مجوز حضور در جام جهانی فرانسه را به دست آوردند.

ظهر سرد پاییزی هشتم آذر ۱۳۷۶ خورشیدی فوتبال روی خوش خود را به ایرانیان نشان داد تا همه ایران را به شادی وادار کند؛ لحظه ای که به قول فرانس پرس «کره زمین یک لحظه سبک تر شد، چون ۶۰ میلیون ایرانی به هوا پریدند» چرا که دنیا به احترام ایران بلند شد، کلاه از سر برداشت و برای مردانی که عرق و غیرت و تعصب را در زمین به نتیجه رساندند، کف زد.

ایران-استرالیا

تیم ملی فوتبال ایران برای صعود به جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه در مرحله پلی‌آف مقابل تیم ملی فوتبال استرالیا قرار گرفته بود. دیدار رفت در یکم آذر ۱۳۷۶ خورشیدی به میزبانی ایران و در ورزشگاه آزادی برگزار شد که این بازی با تساوی یک بر یک به پایان رسید و بازی برگشت می بایست در ملبورن برگزار می شد.

 آخر خط به ملبورن استرالیا ختم می‌شد

در شب قبل از بازی کمتری فوتبال دوستی در ایران می توانست چشم روی هم بگذارد و خیلی چشم انتظار بازی فردا (۸ آذر) نبودند زیرا می دانستند که فردا تیم استرالیا نفس کشیدن را برای تیم ملی فوتبال ایران سخت خواهد کرد. فقط ۱۰ روز تا قرعه کشی جام جهانی فرانسه باقی مانده بود؛ راهی که ۱۸ ماه قبل با پیروزی تاریخی ۱۷ بر صفر برابر مالدیو آغاز شده بود، حالا آخر خط به ملبورن استرالیا ختم می شد.

استرالیا تیمی قدر قدرتی محسوب می شد و هشت بازیکن آنها در فوتبال انگلیس توپ می زدند و مربی آنها یعنی «تری ونبلز» سرمربی سرشناس انگلیسی که با تیم ملی انگلیس به نیمه نهایی جام ملت های اروپا رسیده بود و سابقه هدایت تاتنهام و بارسلونا را داشت. با چنین شرایطی مقابل ایران قرار گرفته بود که تنها به یک تساوی صفر بر صفر نیاز داشت اما ونبلز قبل از بازی گفت: «فکر می کنم برای برد باید بازی کنیم حتی اگر که صفر – صفر هم بشود مطمئن هستم خوشحال می شویم اما ما می دانیم که بازی کردن برای مساوی خیلی خطرناک است» و والدیر بادو ویرا هدایت ایران را برعهده داشت و موظف بود تا ۳ دیدار تیم ملی ایران در مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۸ را مربیگری کند.

تیمی که بیش از همه چیز به دلگرمی نیاز داشت

اما در ایران همه چیزی متفاوت بود، همه در تکاپوی عجیبی افتاده بودند؛ فرار از مدرسه، کلاس دانشگاه و کار تا تعطیل کردن بسیاری از مغازه ها و ... چیزی عادی جلوه می کرد. تمام مردم ایران با هر شرایطی که بود، تلویزیون یا رادیوی خود را آماده کردند تا شاهد و شنوای این بازی حساس باشند و همه یکصدا برای حمایت از تیمی که بیش از همه چیز به دلگرمی نیاز داشت، آماده بودند.

فضای وحشتناک و کشنده در ملبورن

در ملبورن استرالیا کار عجیب و غریبی در حال شکل گرفتن بود؛ انگار در ملبورن افتتاحیه جام جهانی برگزار می شد. در این روز ۹۸ هزار تماشاگر پرتوقع به ورزشگاه رفته بودند؛ رژه قهرمانان ملی، ورود چتربازان و سر و صدای کَر کننده، فضای ورزشگاه را به صورت عجیبی وحشتناک و کشنده کرده بود. قبل از بازی در ورزشگاه تک تک تیم هایی که تا آن لحظه به جام جهانی صعود کرده بودند با پرچم های آن کشورها معرفی شدند و منتظر بودند که خودشان به عنوان تیم سی و دوم به جام جهانی فرانسه صعود کنند.

اما در همان میان بازیکنان تیم ملی قوتبال ایران هم بودند که با نگاهی خاص به این حرکت ها، خودشان را برای بازی گرم می کردند و معلوم نبود که در دل هم کدام از آنها چه می گذشت و به چه می اندیشیدند.

شروع بازی

ساعت یک بعدازظهر روز شنبه هشتم آذر ۱۳۷۶ خورشیدی با ساعت‌های اداری شنبه‌های دیگر کمی تفاوت داشت. روز اول هفته یک اتفاق بسیار مهم قرار بود، تمام مردم ایران را تحت تاثیر قرار دهد. مردم ایران در این ساعت شاهد حضور ملی‌پوشان ایران در استادیوم ملبورن کریکت برای مصافی مهم و هیجان‌انگیز بودند؛ دیدار برگشت تیم ملی ایران و استرالیا در مرحله پلی‌آف مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه.

با همه اینها در هوای ۱۵ درجه بالای صفر ملبورن، ساندرو پل، سوت آغاز مسابقه را به صدا درآورد و با شروع بازی به نظر می آمد که بازیکنان استرالیا به لحاظ فیزیکی و روانی در اوج خودشان قرار دارند. در ۶۰ ثانیه ابتدایی بازی، استرالیا ۲ فرصت گلزنی را از دست داد و تا دقیقه چهار استرالیا حداقل می بایست سه گل به ایران می زد و موقعیت ها پشت سر هم خراب می شدند.

استرالیا به دروازه ایران هجوم می آورد تا در اول کار بتواند نبض بازی را در دست بگیرد اما روحیه‌ای که به ملی‌پوشان تزریق شده بود، نگذاشت ایران در دقایق اول تسلیم استرالیا شود. وقتی از روحیه صحبت می‌کنیم، یعنی مهار توپ با یک دست توسط احمدرضا عابدزاده که در حضور ۸۰ هزار تماشاگر استرالیایی با خنده و آرامش خود به عنوان کاپیتان تیم، دلگرمی فوق‌العاده‌ای به هم‌تیمی‌هایش می‌داد.

چیزی برای از دست‌دادن وجود نداشت

قفل دروازه ایران در دقیقه ۳۲ شکسته شد و «هری کیول» مهاجم جوان آن روزهای استرالیا، توانست دروازه ایران را باز کند و استرالیا را یک بر صفر پیش بیندازد. ایران در ادامه به قول جواد خیابانی چیزی برای از دست دادن نداشت و باید تمام توان خود را برای بازگشت به بازی ارایه می‌کرد  اما تلاش ایران در نیمه اول بی‌ثمر بود تا ایران در ۴۵ دقیقه اول بازی یک بر صفر بازنده به رختکن برود. در نیمه دوم دروازه تیم‌ملی زودتر از تصور باز شد و «آئورلیو ویدمار» سه دقیقه پس از شروع نیمه دوم، گل دوم استرالیا را به ثمر رساند تا همه چیز به نفع استرالیا باشد.

ورق برگشت

ورق هنگامی برگشت که تکه های از هم پاشیده پازل روحی ایران را «پیتر هور» جیمی جامپ استرالیایی که بارها در روند مسابقات مختلف اخلال ایجاد کرده بود، به هم چسباند. او وارد زمین شد و تور دروازه ایران را پاره کرد تا این کارش برای ایران خوش یمن باشد. عابدزاده دروازه بان و کاپیتان تیم ملی ایران در همین خصوص، سال های بعد گفت: تماشاگر دیوانه آن‌ها پرید تور دروازه مرا پاره کرد. اگر او را می‌زدم جو و ذهن بازیکنان تیم ملی به هم می‌ریخت. بازیکنان استرالیا هم جری‌تر می‌شدند که بیا، کاپیتان ایران هموطن مرا را زده و هیچ فکر نکرده طرف قاطی دارد. در آن لحظات بهترین کار همانی بود که انجام دادم. پشتک زدن و خندیدن تا همبازیانم جری شوند و حرکت تماشاگر استرالیایی آن‌ها را عصبانی کند. خدا را شکر که دو گل زدیم و صعود کردیم.

بازی بعد از این نقطه عطف ادامه پیدا کرد. حالا همه به دنبال این بودند که ایران، غیرت خود را نشان دهد. این لحظه بود که ورق برمی‌گشت. این تیم ایران بود که موقعیت‌سازی می‌کرد. انگار تیم ملی ایران قدرت بلامنازعی بود که در مخمصه‌ای به نام پلی‌آف جام جهانی گیر کرده است.

هیچ چیز غیرممکن نبود

اما هیچ چیز غیرممکن نبود. تمام ناممکن‌ها به وقوع پیوست، آن هم جایی که هیچکس فکرش را نمی‌کرد. تیم ایران در زمین باید کار می‌کرد و روی زمین به دروازه حریف یورش می‌برد. ورود ابراهیم تهامی به بازی برای ایران خوش یمن بود و چند ثانیه بعد خداداد عزیزی با تمام توانش به محوطه جریمه استرالیا حمله کرد و تا آنجایی که ممکن بود، توپ را به سمت دروازه برد و در نهایت کریم باقری که در بازی رفت غایب بود، گل اول ایران را به ثمر رساند.

گل اول زده شده بود و بازیکنان ایران روحیه ای دوچندان داشتند، جواد خیابانی گفت: «زدن گل دوم آب سردی است بر پیکر تماشاگران حاضر در ورزشگاه.» تا اینکه بالاخره این آب سرد ریخته شد. به این صورت که «مارک بوسنیچ» دروازه بان استرالیا شروع مجدد خود را انجام داد و کریم باقری با ضربه سر توپ را به نیمه زمین استرالیا روانه کرد. آنجا علی دایی منتظر بود که توپ را تصاحب کند. او پاس گلی داد که هیچ وقت فراموش نمی‌شود. غزال تیزپای آسیا در موقعیت تک به تک با دروازه‌بان قرار گرفت و او را مقهور خود کرد تا با گل دوم ایران، تیمی که حتی خوش‌بین‌ترین کارشناس‌ها هم به صعودش امیدی نداشتند، حالا در راه صعود به جام جهانی قرار بگیرد.

۹۰ دقیقه به اتمام رسیده بود و داور وقت اضافه را ۸ دقیقه اعلام کرد؛ اتفاقی که در یک مسابقه فوتبال بسیار کم‌سابقه است اما انگار قرار بود، اتفاقات کم‌سابقه دست به دست هم دهند و یک رویداد بی‌نظیر را رقم بزنند. استرالیا دیگر توان و قدرت اوایل بازی را نداشت و مقهور مطلق انگیزه و غیرت ایرانی‌ها در زمین شده بود. داور به ساعت خود نگاه کرد. این یعنی پایان بازی نزدیک بود و خوشحالی مردم ایران تا ثانیه‌هایی دیگر طنین‌انداز می‌شد. آخرین موقعیت استرالیا راه به جایی نبرد و ضربه دروازه برای ایران اعلام شد. عابدزاده هم خودش می‌دانست با ضربه به توپ، بازی به اتمام خواهد رسید. ضربه عابدزاده همان و سوت داور بازی همان. ایران به جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه صعود کرد.

آدم گیج می‌شود

ونبلز بعدها گفت که گیج شده بودم، آدم گیج می شود، اولش آدم نمی داند که چی شده است اما یکی ۲ روز بعد شرایط عادی تر می شود و آدم باید خودش و بقیه را جمع و جور کند و این کار آسونی نیست چراکه همه شدیداً ناامید شده اند.

هری کیول ستاره نسل طلایی  فوتبال استرالیا بعدها گفت: درحالی‌که ۲-صفر جلو بودیم بازهم مساوی کردیم و نتوانستیم به جام جهانی برویم و این شکست برای همیشه در ذهن من باقی می‌ماند و باعث شرمندگی است.

فاستر دیگر بازیکن استرالیا سال های بعد گفت که از آن موقع به بعد دیگر بازی را ندیدم. یک روز فیلم بازی را به پسرم دادم و گفتم این را ببین و چیزی هم ازش بهم نگو.

سرخط اخبار پژوهش

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha