۱۱ آذر ۱۳۹۹،‏ ۱۱:۱۶
کد خبرنگار: 2521
کد خبر: 84124208
۰ نفر

برچسب‌ها

شعله شمع

تهران- ایرنا- کتاب شعله شمع اثر گاستون باشلار فلیسوف و فیزیکدان مشهور فرانسوی، استعاره ها و تصاویر خیال شعله را به تصویر می کشد و براین باور است که مشاهده یک شعله شمع چگونه خواب و خیال‌های شاهدِ خیال پرداز را هر دم نو می‌کند.

چاپ دوم کتاب شعله شمع اثر گاستون باشلار فیلسوف و فیزیکدان مشهور فرانسوی و ترجمه جلال ستاری، با شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۱۰۴ صفحه و بهای ۱۹ هزار تومان توسط انتشارات توس منتشر و روانه بازار نشر شد. چاپ نخست این کتاب در ۱۳۷۷ با شمارگان ۳۳۰۰ نسخه در دسترس مخاطبان قرار گرفته بود.

معرفی نویسنده

گاستون باشلار، فیزیکدان، فیلسوف، منتقد ادبی نامدار و صاحب سبکی است که شیوه و راه و رسمی نو در تفکر و نقد ادبی گشود، بسیار زیبا می نوشت و بیشتر معانی را به کنایه و اشاره می رساند و از این رو جملات و عباراتش به کلمات قصار می مانند یا درست تر بگوییم، نثرش همانند شعر است و در این کتاب کوچک نیز به همان شیوه در خصوص روشنایی شمع و شعله و شب بیداری داد سخن داده است. برای شناخت باشلار باید آثارش و انبوه تفسیرهایی را که بر آنها نوشته اند خواند و این کاری است که علاقه مندان خواهند کرد.

 باشلار ۹ کتاب درباره شعور شاعرانه نوشت و خود را در زمره بزرگان نحله پساساختارگرایی قرار داد. از جمله دیگر کتاب‌های مهم او «روانکاوی آتش» است.

گاستون، خود را فردی می‌دانست که اصول علمی، فلسفی و ادبی را در راستای بدل شدن به یک خواننده خیال‌ها با هم تلفیق کرده است. این کتاب ۶ فصل به ترتیب این عناوین «گذشته شمع، تنهایی خیال پرداز شمع، راست قامتی شعله، تصاویر شاعرانه شعله در زندگانی گیاهی، نور چراغ و پایان سخن» را دارد.

وی پس از آشنایی با رمان‌نویسی به نام هانری بوسکو کتاب «شعله شمع» را نوشته و به او تقدیم می‌کند. بوسکو در اشعار و رمان‌هایش به شیوه‌ای خیالساز طبیعت شکوهمند مدیترانه را ستایش کرده و اساطیر و افسانه‌های کهنسال و فرهنگ مردم حوزه مدیترانه و پرووانس را به زبانی نو و شیوه‌ای بدیع از سر می‌گیرد و احیا می‌کند. باشلار با مطالعه این رمان‌های اسرار آمیز و خیال پردازانه در خصوص روشنایی شمع و شب بیداری خیال پرداز آتش نوشته است.

باشلار در این کتاب در فصول پی در پی کوتاهی خواسته بگوید که مشاهده یک شعله شمع چگونه خواب و خیال‌های شاهد خیال پرداز را هر دم نو می‌کند. شعله از میان چیزهای جهان که خیال پرور و تخیل برانگیزند، یکی از بزرگترین عاملان انگیزش تصاویر خیالی به شمار می رود.

به باور باشلار شعله آدمی را به تصور و تخیل و خیال بازی وا می‌دارد اما به محض خیال پردازی در برابر شعله شمع، مدرکات و مشهودات نسبت به آنچه تصور و تخیل می‌شود، هیچ است. استعاره ها و تصاویر خیال شعله، ارزشی است که به قلمروهای گوناگون تفکر راه می‌یابد.

معرفی کتاب

کتابی همان‌گونه که از اسمش برمی‌آید در باب شعله شمع است، آمیخته‌ای از شعر و فلسفه، گریزی به عرفان و روانکاوی، در باب چیزی که به شب، تیرگی، تنهایی و خیال معنا می‌بخشد و به آن جان تازه‌ای می‌دمد. گویا زیست شعله، زیست اندیشه است. گرویدن و صعودش، سیر اعتلای روح است. شعله مداوم، استوار، مستقل، اما آرام پیش می‌رود، حتی هنگامی که خاموش می‌شود. آنجا که می خوانیم: «... دنباله‌ آرام تنهاییِ شمع، تنهایی در کنار شمع است. هر چیز در دنیا که به خاطر ارزشش دوستش داریم، حقاً زمانی دیگر نخواهد بود و نیست می‌شود یا حق دارد که روزی بخواهد که نباشد اما هر وجود، اندکی از وجود خود، سایه وجود و بودش را در نبود و وجود عدمی خویش، باقی می‌گذارد.»

ایده اصلی کتاب

پیوند شعله خیال و شعله شمع ایده‌ اصلی کتاب است. حیات شعله و حیات خیال، خیالی که با هیچ چیز جز شعله شمع این چنین همزاد نیست. کوچک‌ترین و آرام‌ترین لرزش تاریکی است، می‌لرزد و می‌سوزاند، مدعی گرما و روشنایی آتش‌گونه نیست، متانت و تداومش بسان‌ خیال، که مسیری در میان جان آدمی می‌گشاید، در تاریکی و سکوت راه باز می‌کند. باشلار از صدای شمع سخن به میان می آورد و آن از طریق دست انداختن بر دنیای شعر است. گویا شاعران زبان گویای شعله‌هایند و زبان‌ ِ گویای تخیل! آنجا که خیال‌پردازی‌هایمان را با هم به اشتراک می‌گذاریم و از جهان تنهایی هم آگاه می‌شویم، عالم شعر است.

مسأله‌ نویسنده، بیان واقعیت به یاری غیر واقعیت است. شاعر چنانکه در فصل دیباچه گفته شد، در سایه روشن وجودش، می‌زید و در آن قلمرو، به واقعیت روشنایی می‌بخشد و یا سایه می‌دهد و در این دو کار، هر پرده بیانش لحنی نامنتظر دارد.

چیزی که به قلم درآورده جهان شعله است. موجودیتی تمام، نه یک شی، نه یک رخداد، نه یک پدیده، نه حتی یک مفهوم؛ بلکه یک وجود که در جهان تنیده و به وسعت آن بسط داده‌ شده‌است. جهان به مثابه‌ شعله‌ای است که می‌اندیشد، می‌تپد، می‌جهد، می‌شنود، می‌گوید، می‌سوزاند، ایستادگی می‌کند، تمام می‌شود، از نو می‌رُوید، دود می‌شود و خیال می‌بافد.

نویسنده گویی می‌خواهد شعله را بدان‌گونه که در ادراک شاعران فهم می‌شود دریابد و ویژگی‌هایش را برشمرد. اینکه چگونه موجودیت یک شعله‌، ساختار معنایی و شکلی آن به‌عنوان عنصری زیر بنایی در پدیده‌های گوناگون متبلور می‌شود از نکات اساسی کتاب است. آنجا که شعله‌ وجود آدمی، شعله‌ تنهایی، شعله درخت، شعله گل سرخ و مانند اینها معنا می‌گیرد.

«سکر و مخموری آدمی، پایان شیدایی و شوریدگی درخت رز است.»

نوعی مفهوم‌پردازی و ساختاریافتگی در بخش‌های کتاب وجود دارد، یک محور که می‌توان به کمک آن در هر بخش، با وجود پراکندگی و انتزاعات بی‌شمار، حلقه‌ اتصالی یافت که پیوستگی قطعات را تأمین می‌کند. به‌گونه‌ای اشعار یا رمان‌هایی که در جای‌جای متن در زیر و بم آنها غور می‌کند، مانند ساختار نظری عمل می‌کند که عملکردی وارونه دارد، یعنی برپایه‌ مصداق‌هایی از شعر یا رمان، که آغازگر و قوام‌بخش ایده‌های نویسنده هستند، به سراغ صورت‌بندی ایده‌ها و تبیین‌های خود می‌رود که هر چه بیشتر رو به‌سوی فلسفه و نمادپردازی دارد.

فصل پایانی کتاب با نام «نور چراغ» خاطرات مربوط به زمانی را مرور می‌کند که هرگز فرا نرسیده‌است. خاطراتی که گرچه آشنا اما گریزانند. باشلار نمی‌خواهد لامپ‌ها و کلیدهایشان را ببیند، با اشاره‌ای از سر ناخشنودی، از آن‌ها می‌گذرد و باز درباب شعله‌ چراغ سخن می‌گوید. چراغی یگانه که از آن تو باشد و نه دیگری و معنایش در همین یگانگی و معطوف بودنش به درون است.

نویسنده می گوید: «در دشت پوشیده از برف «چراغ را می‌دیدم و آن چراغ بود که مرا در آن‌جا نگاه می‌داشت. آن چراغ را به‌خاطر من افروخته بودند. پس چراغ من بود. تا آنکه سرانجام تصور کردم انسانی که در شب، بسی دیر هنگام، در پرتو ولرم آن چراغ، شب زنده‌داری کرده، شبیه خود من است و گاه از این شباهت فراتر رفته، می‌پنداشتم که آن‌کس منم که به فکری مشغولم که گرچه فکر و تأمل خود من است ولی برایم دست نیافتنی است.»

نکاتی در خصوص کتاب

کتاب شعله شمع، یادآور دوباره زنده شدن و زیستن برای فردایی دیگر است. نویسنده در پایان کتاب می گوید: آری اگر فقط می توانستیم بنویسیم شاید سپس ممکن بود که بیندیشیم او به سخن نیچه در لطیفه ای خارق عرف و عادت اشاره می کند و می گوید: نخست بنویس و سپس فلسفه بافی کن. اما آدمی در کار نوشتن بسی تنهاست و برگ کاغ سپید نخست آنقدر سپید و خالی است که به راستی نوشتن نمی تواند سرآغاز هستی باشد. این کتاب می خواهد بگوید که از میان همه تصاویر خیال، تصاویر خیال آتش چه ساده و چه پیچیده اعم از خردمندانه و شوریده نشانی از شعر دارند. هر خیال پرداز در خصوص آتش، شاعری بالقوه است. هرگونه خیالبافی درباره شعله خیالبافی ستایشگر شعله است. این ستایش ریشه در گذشته دوردست ما دارد. انسان برای شعله ستایشی طبیعی دارد. شعله لذت بیشتر دیدن را فراتر از آنچه همواره دیده شد، زیبا می سازد و وادارمان می کند که بنگریم.  

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 1 =

سرخط اخبار پژوهش