مفاهیم؛ نقشی اثرگذار در سخت‌جانی یک فرهنگ دارند

تهران- ایرنا- در نشست تخصصی «نقش علم و فناوری پویا در فرهنگ» عنوان شد: برای سخت‌جانی یک فرهنگ که باعث تاب‌آوری آن فرهنگ می‌گردد، مفاهیم اهمیت بسیاری دارند؛ در این معنا کمیت مفاهیم نشان می‌دهد که درباره مشکلات بسیاری اندیشیده شده و راه‌حلی برای آنان در نظر گرفته شده است.

به گزارش یکشنبه ۲ آذر، نشستی با عنوان «نقش علم و فناوری پویا در فرهنگ» به همت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شد.

در این نشست که به دبیری فریبرز بیات (پژوهشگر اجتماعی سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش) برگزار گردید، رضا منصوری فیزیک‌دان، سیاست گذار علم و استاد بازنشسته دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف به توضیح و تبیین نقش علم و فناوری پویا در فرهنگ پرداخت.

وی در ابتدا و در تعریف فرهنگ بیان کرد: فرهنگ دانش و منش انسانی مورد توافق جامعه در هر زمینه است؛ از پوشش گرفته تا نوع غذا و خوراک و منشی رفتاری در قبال تغذیه.

وی در ادامه و با اشاره به داستان کافی شاپ و قهوه خانه ها و سیر مصرف قهوه و چای در ایران و جهان و تحولات فناوری و فرهنگی که حول محور این موارد صورت گرفته است، مواجهه ایرانیان امروز را نوعی مواجهۀ متصلب خواند و عنوان کرد:

ما در مثالی مانند مصرف قهوه و شیوه تولید و مصرف آن سیر تاریخی عناصر فرهنگی و سنت آن را نمی شناسیم و صرفا آن را به عنوان ماده‌ای وارد می کنیم؛ این مواجهه نوعی از تصلب فرهنگی است چرا که مثلا نمی دانیم که اسپرسو و آمریکانو و... چه هست و چه کاربردی دارد.

وی در ادامه به ذکر مثالی دیگر پرداخت و تاریخچۀ نان کروسان را که امروز در ایران به عنوان یک خوراکی محبوب صبحانه از آن یاد می‌شود را مطرح ساخت و به این نتیجه رسید که تا چه اندازه آگاه بودن به مسائل فرهنگی مهم است.

این مثال ها را می شود به عناصر بیشمار فرهنگی (پوشش و منش فکری و رفتار) تعمیم داد؛ مواردی که بر تولید فرهنگ اثرگذارده‌اند و بر روان ما در طول تاریخ موثر بوده‌اند. امروز مفاهیم فرهنگی ما وارداتی است؛ از اصطلاحات ورزشی و فوتبالی و غذا و پوشش و ... همه از جای دیگری آمده اند و ما معمولا آنها را به کار می بریم بدون این که بدانیم چه هستند؛ فکر ما در ایران در پذیرش مفاهیم و عناصر فرهنگی جدید قفل است و صرفا آنان را می پذیریم و استفاده می کنیم.

منصوری یادآور شد: این پذیرش اختراع، تفکر و منش جدید لزوما چیز بدی نیست و این البته خوب است چرا که نشان از فرهنگ منعطف ما در طول تاریخ است اما پذیرش مفاهیم متصلب باعث بسته شدن ذهن و تفکر قالبی می شود در نتیجه خلاقیتمان را از دست می دهیم و این یکی از ضعف های ما است.

تعدد مفاهیم قدرت فرهنگی را نشان می‌دهد

منصوری در توضیح اهمیت مفاهیم در قدرت یافتن یک فرهنگ، تصریح کرد: همه ما اصطلاح توسعه پایدار را شنیده ایم اما مفهومی دیگر یعنی تاب آوری در دهه اخیر جای آن را گرفته است؛ این تاب آوری در معنای فرهنگی به این نکته اشاره دارد که یک فرهنگ سخت جان است و به راحتی متزلزل نمی شود؛ هر عامل بیرونی هم وارد آن شود آن را تبدیل به چیزی برای خودش می سازد و این ویژگی ای است که ما از قبل داشته ایم؛ مثال آن هم زبان فارسی است که یکی از عناصر تاب آور ما محسوب می شود که در طول قرن‌ها خود را حفظ و احیا کرده است.

برای سخت جانی یک عنصر فرهنگی که باعث تاب آوری آن عنصر گردد، مفاهیم اهمیت بسیاری دارند؛ در این معنا مفاهیمی که حول آن شکل می گیرد و کمیت و تعداد آنان نشان از این دارد که در این باره مشکلات بسیاری اندیشیده شده و راه حلی برای آنان در نظر گرفته شده است.

وی افزود: موضوعی که نشان دیگری از ضعف های ما است چرا که فرهنگ امروز ما به لحاظ مفهومی و تعداد مفاهیم بسیار کاهیده شده است.

منصوری در ادامه با تعریف مفاهیمی چون دانش، علم و معرفت توضیح داد: دانش مستقل از علم است؛ اگرچه در عرف ایران این دو را مترادف می گیریم اما این گونه نیست. دانش علمی یک چیز است و معرف چیزی دیگر. معرفت دانشی داریم و معرفتی غیر از دانش و ... دانش علمی چیزی خاص است و علم فراتر از دانش است و هر دوی این ها روش و آداب و مفاهیم و زبان و مدیریت خاص خود را دارند و روش ارتباط آنان با اجزای دیگر جامعه متفاوت است.

بخشی از کار علمی متقاعد کردن سیاستمداران و مردم به برخی از موارد ضروری است؛ فناوری مفهومی بسیار وسیع است که طیف وسیعی از کاربردها داخل و خارج از علم را در بر می گیرد.

وی گفت: تعداد اصطلاحات علمی و فنی که در یک سال ساخته می شود چیزی حدود یک میلیون است؛ همچنین در فناوری ها سالانه چندین میلیون اصطلاح خاص ساخته می شود. در اینجا ما با چنین مجموعه ای روبرو هستیم. اصطلاحات طب سنتی و مدرن را (فارغ از ارزش گذاری) مقایسه کنید؛ تنوعی که در این بین وجود دارد نشان از تلاش انسان در تاریخ حضور در کره زمین دارد.

باید کوشش کنیم جلوی تصلب فرهنگی و فکری را بگیریم

مولف کتاب‌های توسعهٔ علمی ایران، ایران ۱۴۲۷، ایران را چه کنم؟ در ادامه با اشاره بر گستره قدرت هوش مصنوعی‌ها در عرصه‌های مختلف از اطلاعات عمومی گرفته تا تخصصی‌ترین حوزه‌های پزشکی مانند مغز و اعصاب و آمار و ارقام عظیم تخصیص داده شده به تحقیق و توسعه در کشورهای دیگر (دوهزار میلیارد دلار در سال)، گفت: این فناوری ها بر فرهنگ ما در مختصاتی بسیار گسترده اثرگذارند و آنچه که تهاجم فرهنگی خوانده می‌شود که من آن را مکش فرهنگی می‌نامم امری بدیهی است؛ البته نفس این مکش مشکل نیست و مشکل زمانی است که ما به این مکش فرهنگی خو بگیریم که متاسفانه در چند دهه اخیر خو گرفته ایم.

ما در ساخت مفاهم متصلب هستیم و کلمات را بدون درک عمیق به کار می بریم و این در ادامه باعث ساقط شدن فرهنگ است چرا که چنین فرهنگی محدود شده است و ما در حال ساقط کردن این فرهنگ به دلیل محدود کردن آن هستیم. مثال آن هم این است که فرهنگ را به چند مفهوم خاص فروکاسته ایم.

وی افزود: ما این فرهنگ را به دلیل فناوری (که کرونا هم به آن دامنه زده) که به آن احتیاج داریم مکیده ایم و پای تهاجمی مطرح نبوده است. هر فرهنگ نیازهایی دارد که آن را از جایی برطرف کرده و خود را می سازد و علم و فناوری امروز با روش هایی که ابداع می کند بر روان اثر می گذارد.

باید کوشش کنیم جلوی تصلب فرهنگی و فکری را بگیریم و در مواجهه با هر عامل اثر گذار ضمن مکش آن بدون انفعال آن را بر اساس فرهنگ خودمان را به کار بگیریم و این موضوع شدنی است.

توسعه ایران باید مبتنی بر زبان علم باشد

منصوری در ادامه تصریح کرد: امروز بحث بر سر این است که آیا عقلانیت و خلاقیت را گسترش داده و یا محدود کرده ایم؟ چرا که هردو، طیف گسترده ای از مصداق  ومعنا دارند که بعد از انقلاب گسترده شده است؛ اما نکته نگران کننده این است که کدام دو طیف در بخش سیاسی ما غالب است؛ یک سر این موضوع بر نازل بودن عقلانیت و خلاقیت است و سر دیگر همراه با عقلانیت و خلاقیت است.

این موضوع ممکن است بین مدیران و پژوهشگران کلنجار ایجاد کند که راهش گفتمان و فرهنگسازی و صحبت و بحث برای رسیدن به راه حل است و نه مخالف سرسختانه. راهش وجود دارد همچنان که در این چند دهه بعد از انقلاب وجود داشته است. توسعه ایران باید مبتنی بر زبان علم باشد. موضوعی که در دهه شصت داشتیم و در دهه هفتاد رو به افول گذاشت.

وی در پاسخ به این پرسش که در چنین شرایطی چگونه می‌توان به باز اندیشی و بازسازی عناصر فرهنگی دست یافت، عنوان کرد: اصل این است که بپذیریم باید از رویدادهای علم و فناوری برای پرورش سنت های خود در مذهب، موسیقی، نقاشی، عرفان ایرانی، نوع تفکر طبی و روش غذاخوردن و لباس و ...استفاده کنیم.

منصوری گفت: پرورش دادن به معنی به روز کردن است و نه نابود کردن. می شود با تامل باعث پرورش عناصر شویم که نسلی خلاق به عمل بیاید اما امروز داریم خلاقیت را به اسم حفظ فرهنگ سنتی می کشیم و این ناشی از بسیط اندیشی سیاستمداران ما است که با دنیای پیچیده امروز ناآشنا هستند.

زندگی مطلوب برای هر جامعه این است که بداند در گذشته خودش چه بوده است و پس از این آگاهی از توسعه تاب آور صحبت کند؛ بر این اساس چگونگی حفظ گذشته اصل نیست و پرورش ریشه‌ها اهمیت دارد. باید به آینده پایدار فکر کنیم که پرورش گذشته بخشی از این روند است. باید مسئله روز و موارد کوتاه مدت را دید تا بتوان برای آینده و درازمدت چاره اندیشی کرد. اما متاسفانه مفاهیم مغشوش است و بودجه تحقیقات در ایران در تاب آوری ما بسیار اثرگذار است.

روش علمی نوع تفکر است

نویسندۀ کتاب‌های ایران آینده از نگاه سه اندیشمند ایران امروز: حسن عشایری، موسی غنی‌نژاد، رضا منصوری، معماری علم در ایران، ایران در قرن ۱۵/۲۱ در پاسخ به این پرسش که عملکرد نظام آموزشی ما در ایجاد چنین شرایطی را چگونه می‌بیند، گفت: نظام علمی و آموزشی ما (که نظام فرهنگی بحثی جداست) کمترین توجه را به رشد خلاقیت جوانان و مردم دارد و این قطعی است؛ در سند تحول آموزش و پرورش صحبت از دور شدن از حافظه محوری و خلاقیت محوری شده و این بسیار نکته مهم و قابل تقدیری است اما در عمل کاربرد آن بسیار ناچیز است؛ البته این به معنای خلاف عمل کردن آموزش و پرورش و دانشگاه نیست چرا که در این سیستم آدم های خوب و دلسوز فراوان است اما به نسبت کل سیستم اندک اند و توان کمی دارند؛ نکته این است که بخش سیاست گذار کمترین توجه را به این بخش خلاقیت پرورش و تاب آورکردن آن دارد.

منصوری در ادامه این پرسش را که با توجه به این که جامعه ما دارای فرهنگ دینی است، مسئله توجه به دانش علمی با فرهنگ دینی ما چیست؟ و آیا می توان گفت در فرهنگ دینی امروز ما کج فهمی هایی وجود دارد که موجب تقابل دانش علمی با فرهنگ دینی است؟ چنین پاسخ داد: این موضوع جدید نیست و در طول تاریخ بشر و برای تمام مذاهب بوده است؛ اگر به مقالات و حرف‌های من مراجعه کنید می بینید که همواره گفته ام که من تقابلی در این جریان نمی بینیم. تقابل آنجاست که حرف یک آدم علمی به جای حرف علم قرار می‌گیرد و این یک خطای بزرگ است.

در حقیقت علم یک روش تفکر است و ارزش سنجی نمی کند؛ اگر افراد نظر می دهند این نظر شخصی است و نه زبان علم و ما حتی در دانشگاه هایمان متوجه این نکته نبوده ایم که روش علمی نوع تفکر است.

وی افزود: جوامع از این روش استفاده می کنند تا عناصر فرهنگی خود را پرورش دهند؛ در این میان این نوع تفکر باعث اعتقادات شخصی می شود که گاهی دینی یا غیردیدنی است اما این که چه پرورش داده شود بستگی به فرد و جامعه دارد. ما متاسفانه این موضوع را تقابل دیده ایم و این اشتباه تاریخی ما است و باید از این عبور کنیم. باید این دوره را طی کنیم تا به جایگاهی برسیم که پرورش فرهنگ دینی به کمک فرهنگ علمی باعث رشد گردد.

نباید در حد مصرف کننده فناوری باشیم؛ باید قدرت و جایگاه مفاهیم را درک کنیم تا به خلاقیت برسیم. خلاقیت به معنای نفی دین نیست و درک گوهر وجودی انسان و چیزی است که خدا آن را به ما ارزانی کرده.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =