۳۰ آبان ۱۳۹۹،‏ ۱۰:۰۹
کد خبرنگار: 1298
کد خبر: 84116727
۰ نفر

برچسب‌ها

نقادی، بحران و شرافت /خبرنگاری کتاب مولفه عشق را می‌طلبد

مرتضی بریری- کارشناس حوزه ارتباطات، فرهنگ و حقوق
نقادی، بحران و شرافت /خبرنگاری کتاب مولفه عشق را می‌طلبد

تهران- ایرنا- اندیشمندان مختلف در طول تاریخ از فضیلت نقد و نقادی بسیار سخن ها گفته اند، نقد و پروسه نقادی افق معرفت شناختی نوینی را در نظام‌ها و نهادهای تولید معنا می‌گشاید، با استنباط از اندیشه بزرگانی چون رولان بارت می‌توان گفت که «نقد» طفیلی خلق نیست.

به گزارش روز جمعه گروه فرهنگی ایرنا ، مرتضی بریری در یادداشتی نوشت: نقد و پروسه نقادی افق معرفت شناختی نوینی را در نظام ها و نهادهای تولید معنا می گشاید. با استنباط از اندیشه بزرگانی چون رولان بارت می توان گفت که «نقد» طفیلی خلق نیست. چراغی است در پروسه آفرینش؛ ضمن آنکه ماندگاری اندیشه ها را نیز موجب خواهد شد.
ایجاد امکاناتی چون افق های معرفت شناختی نوین از دستاوردهای علوم انسانی در دوران مدرنیته است. نقد رویکردی است که انسان مدرن برای شناخت پیرامون خود از آن بهره می گیرد.
به تعبیر بزرگان علوم انسانی در عصر جدید نقد با بحرانی کردن متن، امکان تجلی حقیقت پنهان را ممکن می کند. به نظر میشل فوکو اندیشمند شهیر فرانسوی، نخستین مشخصه‌ نقد همانا سرپیچی از فرمانبری یا به زبان دیگر «هنر نافرمانی» است. فوکو در تبیین منش انتقادی، تا آنجا پیش می‌رود که آن را هم ارز فضیلت ارزیابی می‌کند.
بنابراین، نقد فضیلت است؛ چون انسان را به حقیقت نزدیک می کند و باعث کشف آن می شود. حقیقت در ذات بازتعریف شده اش، در دوران مدرن برای کشف شدن و از پرده ستر بیرون آمدن، به نقد نیازمند است.
اهمیت مقوله نقد به قدری است که از نحوه مواجهه انسان ها با آن می توان میزان فرهیختگی یک جامعه را دریافت؛ البته اگر نقد پروسه دقیق خود را به معنای واقعی کلمه طی کند در نهایت اعتلای جامعه را موجب خواهد شد.
هفته کتاب دیگری را پشت سر گذاشتیم...
کتاب به معنای واقعی کلمه نیز منشا و اساس اعتلای بشر است؛ کتاب راوی اندیشه هاست و با نقد است که جایگاه اصیل خود را پیدا می کند. اما نسبت ما با نقد چیست؟
پیش از ورود به بحث این نسبت، باید اشاره شود که متاسفانه ما بسیار دیر به حوزه فلسفه نقادی و مباحث تئوریک این عرصه ورود پیدا کردیم، البته ممکن است منابع مطالعاتی چندانی نیز در این موضوع مهم معرفتی نداشته باشیم. شاید به همین دلیل هنوز در کشور ما فرهنگ نقادی نهادینه نشده است. مفهومی که از جریان های نقد در کشور ما مستفاد می شود دو معنای دوستی یا دشمنی است.
وقتی نقد در مواجهه با خالقان اثر چنین سرنوشتی پیدا می کند (البته باید اشاره کرد که هستند استادان و منتقدان برجسته ای که کار نقد را در مسیر صحیح خود پیش می برند) دیگر خود عیان است که سازمان ها و نهادها چه مواجهه ای با نقد خواهند داشت.
خبرنگاران اصیل و شرافتمند، بویژه در حوزه کتاب، هیچگاه نقد را فراموش نکرده اند و کار آنها به تعبیر فوکو، هنر نافرمانی برای کشف حقیقت بوده است. مدیران و مسئولان نیز باید واکنش و نگاه بازی نسبت به نقد داشته باشند و از آن استقبال کنند. این سیره رهبر معظم انقلاب بوده و ما ایده کرسی های آزاداندیشی را از منظومه فکری ایشان داریم.
پذیرش نقد به منزله قدم گذاشتن در مسیر قبول حقیقت است. اینجا به دو ضرورت مهم می رسیم؛ نخست این که خبرنگاران عزیز هرچه بیشتر در راه نقد قدم بردارند، دانش نقادی خود را بالا ببرند و با رویکردهای مختلف نقد آشنا شوند. به عنوان دومین ضرورت لازم است فرهنگ مواجهه با نقد و منتقد از سوی دیگران تغییری بنیادین کند.
اما حال باید پرسید بستر ارائه نقدها، بویژه نقد در حوزه کتاب تا چه میزان در مسیر صحیح خود حرکت می کند؟ اهمیت کتاب و کتابخوانی در کلام بزرگان دین و بزرگان کشورمان از جمله رهبر معظم انقلاب بر کسی پوشیده نیست. سوال اینجاست که مدیران و خبرنگاران ضرورت این امر را نهادینه کرده اند؟ بارها شاهد بوده ایم که گزارش های تخصصی مهمی منتشر شده اما راهی به صفحه اصلی آن رسانه نداشته است؛ این یعنی دیده نشدن کتاب.
البته حلقه های مختلف نشر نیز در این زمینه بی تقصیر نیستند. برخی از آنها یا خبرنگاران را در جریان تازه های نشر و فعالیت های خود قرار نمی دهند یا اگر هم کتاب و خبری برای اهالی رسانه ارسال کنند تنها انتشار یک پیام بازرگانی را از آنها خواهانند و اگر جز این باشد خبرنگار را در لیست سیاه خود قرار می دهند. شاید حجم عمده خبرهای خنثی از انتشار کتاب ها و فعالیت های حوزه  نشر  به همین دلیل باشد. آیا انتشار این دست خبرها کمکی به بهبود وضعیت کتاب و کتابخوانی می کند؟
این عوامل، ناپایداری شغلی خبرنگاران را هم موجب شده است. خبرنگاری شغل پردرآمدی نیست و شاید در این میان درآمد خبرنگاران کتاب از سایر همکاران خود در حوزه های دیگر نیز کمتر باشد؛ اما سختی کار آنان بیشتر است. حتی ممکن است یک خبرنگار حوزه سیاسی امنیت شغلی بیشتری نسبت به برجسته ترین خبرنگاران کتاب داشته باشد. در چنین وضعیتی ادامه دادن شغل خبرنگاری کتاب تنها مولفه عشق را می طلبد. این عشق است که باعث شده دوستان و همکارانم فعالیت در این زمینه را ادامه دهند. نکته مهم این است که به دلیل همین عدم امنیت به تعداد آنها اضافه نشده است. رسانه ها و نهادها نیز در سال های اخیر در  پرورش خبرنگار کتاب ناتوان بوده اند. کاش از تجربیات خبرنگاران پرتلاش فعلی در جهت پرورش (تربیت) نسل جدید خبرنگاران کتاب بهره ببرند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 2 =