۱۸ آبان ۱۳۹۹،‏ ۱۵:۳۳
کد خبرنگار: 1501
کد خبر: 84103071
۰ نفر

برچسب‌ها

پروندهٔ خبری

پیامی از نخبگان آمریکایی به ایران

تهران- ایرنا- اول اکتبر ۲۰۲۰ یعنی حدود چهل روز قبل از اعلام پیروزی «جو بایدن» در انتخابات آمریکا، نشریه «فارین‌افرز» مقاله‌ای از سه نویسنده به نام‌های الیسا کاتالانو (Elisa Catalano Ewers)، ایلان گلدنبرگ (Ilan Goldenberg) و خلیق توماس (Kaleigh Thomas) منتشر کرد که به نوعی سیاست واشنگتن در قبال ایران را پس از انتخابات آمریکا (صرف نظر از پیروزی بایدن یا ترامپ) تشریح می‌کرد.

این مقاله دارای دو بخش کلیات و پیشنهاد روش است که بخش کلیات آن در صفحات ابتدایی قرار دارد و در بقیه صفحات، گام‌های طراحی شده در راستای آن کلیات بیان شده است. این گام‌ها که توجه برخی تحلیلگران را به خود جلب کرده، نسبت به خود کلیات از اهمیت درجه دوم برخوردارند.

در بخش کلیات، نگاه آمریکا به ایران، برجام، لابی اسرائیل- عربستان و نقاط ضعف و قوت دو طرف ایرانی و آمریکایی به وضوح بیان شده است. انتشار این تحلیل در یک نشریه معتبر، از نگاه برخی می‌تواند به عنوان پیام علنی و آشکار آمریکا به ایران و یا چراغ سبزی برای کشورمان تلقی شود. در این تحلیل نویسندگان با حفظ ژست ابرقدرتی آمریکا، مشکلات این کشور را در حل مسائل منطقه خاورمیانه با زبان دیگری بیان کرده و پیشنهاد می‌دهند تا آمریکا با امتیازگیری بیشتر از ایران، بر این مشکلات فائق شود.

این نوشته گرچه یک سند رسمی ‌نیست، اما در روابط دیپلماتیک به عنوان یک حرکت پیش دیپلماسی و پیام تلویحی قابل تامل و بررسی است.

در بخش کلیات:

۱-       بیان شده است که این سیاست برای دولت بعدی آمریکا طراحی شده است، اعم از اینکه ترامپ باشد یا بایدن. اما گام‌های پیشنهادی عمدتا با فرض پیروزی بایدن نوشته شده است.

۲- به وضوح نشان می‌دهد این برنامه در سه محور هدفگذاری شده است که با اهداف حقیقی ایران اختلاف چندانی ندارد، (۱. عدم دسترسی به سلاح هسته‌ای ۲. کاهش آسیب‌رسانی ایران به منافع آمریکا در منطقه ۳.  کاهش تنش در منطقه) روشن است که ایران به طور حقیقی با هیچ یک از این سه محور مشکلی ندارد.

۳ - به وضوح اعلام می‌کند که آمریکا دو مسیر موازی را برای تحرک دیپلماتیک خود در نظر دارد و دولت بعدی ایران باید در دو مسیر موازی به فعالیت دیپلماتیک بپردازد. اول: احیای برجام و دوم: منافع منطقه‌ای آمریکا (که با توجه به احتمال بروز ضعف‌هایی در دولت بعدی در بینش صحیح از منافع ملی و توان دیپلماتیک، این سند احتمال می‌دهد که در این زمینه پیشرفت خوبی صورت نگیرد.)

۴ - در تحلیل مزبور، برخی اقدامات نمادین در کاهش تنش بین ایران و آمریکا بیان شده تا نشان دهد آمریکا مایل به انجام اقدامات واقعی‌تر و بزرگتر نیز هست و انتظار دارد ایران اقدامات اولیه و نمادین را به حساب امتیازات بزرگتری که آمریکا آماده واگذاری آن است، نگذارد.

۵- این تحلیل به وضوح به توان نظامی‌، علمی ‌و دیپلماتیک ایران در هماوردی با آمریکا در منطقه و در سطح دیپلماسی بین الملل اذعان دارد.

۶- آمریکا از نگرانی‌های شرکای منطقه‌ای خود یعنی اسرائیل و عربستان ابراز مشکل می‌کند. (بر خلاف نظر نویسندگان این سند، نگارنده معتقدم که همین نقطه ضعف می‌تواند نقطه فشار مذاکراتی ایران بر آمریکا باشد.)

۷- آمریکا به وضوح از بابت مکانیزم موسوم به «غروب آفتاب» مندرج در برجام که باعث لغو خودکار تمامی‌تحریم‌های قطعنامه‌ای می‌شود، احساس شکست می‌کند.

۸- آمریکا از تجربه فشار حداکثری ترامپ در ایران نهایت استفاده را خواهد کرد. ( البته مخالفت‌های داخلی با دولت کنونی ایران، باعث شده تا فشارهای آمریکا در داخل ایران موثرتر از حد واقعی عمل کند. مخالفان با کاهش صبر مردم و پایین آوردن آستانه تحمل و بالا بردن انتظارات، زمینه تاثیرگذاری بیشتر تحریم‌ها را ایجاد می‌کنند و اصرار آنان مبنی بر این که مشکلات اقتصادی ناشی از تحریم‌ها نیست، عملا باعث تضعیف دولت درحال جنگ با آمریکا خواهد شد.)

۹- آمریکا ضمن ابراز توانایی برای انجام تحریم‌های یکجانبه علیه ایران، از اقدامات متقابل تهران در کاهش تعهدات برجامی ‌هراس دارد و مایل است آن را در فضای توافق «بیشتر در برابر بیشتر» جبران یا مهار کند.

۱۰- آمریکا از وتوی اعضای دائم شورای امنیت در برابر اقدامات خود در این شورا در برابر ایران هراسناک است.

۱۱- آمریکا از ضعف احتمالی دیپلماتیک دولت بعدی ایران یا عدم درک رئیس جمهور بعدی ایران از شرایط دیپلماتیک نگران است.

۱۲- آمریکا از احتمال تقاضای خسارت ایران برای خروج از برجام بیمناک است.

۱۳- آمریکا نقطه ضعف خود را در عدم حمایت اسرائیل، عربستان و همچنین حمایت و وحدت نظر هر دو حزب داخلی خود از برجام (یا هر گونه توافقی با ایران) پنهان نمی‌کند. نویسنده، برجام را به لحاظ کارشناسی بی‌نقص می‌داند و دلیل ضربه‌پذیری آن را فشار لابی اسرائیل ذکر می‌کند و می‌خواهد برای عبور از این موانع چاره‌اندیشی کند. (البته چاره‌اندیشی پیشنهادی او این است که ایران به اسرائیل و عربستان امتیازاتی بدهد!)

۱۴- آمریکا از فرصت جویی ایران و ابتکار عمل و فشارهای دیپلماتیک و مهلت گذاری برای حل مسئله عهدشکنی نگران است.

نتیجه: تمایل به قبول واقعیت ایران قدرتمند

این نوشته، نشان دهنده تمایل آمریکا به قبول واقعیت «ایران قدرتمند» است و راه مذاکره را نشان می‌دهد. ایران باید ضمن حفظ ارتباط خود با چین و روسیه، محور مذاکرات احتمالی آینده خود با آمریکا را از مسائل منطقه (که به اسرائیل و عربستان حق مشارکت می‌دهد) به سطح جهانی افزایش دهد تا منافع آمریکا در ارتباط با ایران در سطح منطقه خلاصه نشود و به این ترتیب فشارهای شرکای منطقه‌ای آمریکا در برابر سایر منافع آمریکا کم‌ارزش شود.

همچنین به نظر می‌رسد با توجه به تلاش چند ساله آمریکا در جهت خروج از خاورمیانه و پرداختن به چین، ایران باید از این حالت که سنگر و خط مقدم چین شود، نجات پیدا کند و نقش سنگر کمینی که باعث سرگرمی و اتلاف توان آمریکا در برابر چین می‌شود را بازی نکند.

طرح قبلی ظریف - کری برای برقرای موازنه سه‌جانبه در منطقه که با مخالفت عربستان و اسرائیل مواجه شده بود، باید مجددا احیا شود و با تعهدات متقابل ایران و آمریکا، راه خروج آمریکا از منطقه به سمت آسیای شرقی باز شود. تنها در چنین حالتی است که ایران ضمن حفظ استقلال خود، می‌تواند بازی برد- برد خود با آمریکا و سایر قدرت‌های آتی جهان را ادامه دهد.

نادر نوروزشاد پژوهشگر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 11 =