تغییر رویکردهای آمریکا؛ امکان یا امتناع

تهران- ایرنا- انتخابات آمریکا طی هفته‌ها و روزهای اخیر مورد توجه رسانه‌ها و افکار عمومی بوده و نگرش‌ها و رویکردهای متفاوتی نسبت به آن شکل گرفته‌است. یکی از پرسش‌هایی که اذهان عمومی را به خود مشغول کرده، این است که چه کسی رئیس‌جمهور ایالات متحده می شود.

در این میان، هر از کسی از زاویه دیدی خاص به ماجرا نگریسته است. با این حال پرسش اساسی این است که با رئیس جمهور شدن نامزد دموکرات یا جمهوری‌خواه چه اتفاقی رخ خواهد داد.

بررسی‌های تاریخی گویای آن است که هر کدام از دولت های آمریکایی که بر سرکار آمده اند، با دولت  و ملت ایران دشمنی و خصومت داشته اند.

این که گمان کنیم یکی از دو قطب انتخاباتی آمریکا می تواند برایمان بهتر باشد ناشی از نگاهی ساده بینانه و کوته نظرانه است.

 بررسی روندها، گویای آن است که دولت های آمریکا با ابزارهایی همچون جنگ تحمیلی از جانب دست نشاندگان خود، تروریسم دولتی و حمایت از گروه های مخالف جمهوری اسلامی، تحریم، جنگ تبلیغاتی، جنگ اقتصادی و ... در برابر اراده ملت ایران ایستاده اند.

رویکرد آمریکایی ها و فشارهای همه جانبه پس از انقلاب اسلامی نشان‌دهنده آن است که منافع خود را در خطر دیده اند و نظام جمهوری اسلامی هزینه استقلال خود را می دهد.

 بر این اساس، رهبر معظم انقلاب اسلامی روز سه شنبه (۱۲ آبان ماه) یادآور شدند که امروز آمریکا همان فرعون مصر و طاغوت روزگار ما است و تاکید کردند هر کس رییس جمهور آمریکا بشود، بر روی سیاست ما تاثیری ندارد. همچنین تصریح کردند که سیاست حساب‌شده جمهوری اسلامی با رفت و آمد اشخاص در آمریکا تغییری نمی‌کند.

همچنین حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی روز چهارشنبه (۱۴ آبان ماه) در جلسه هیات دولت، با تاکید بر اینکه مهم نیست که چه فرد یا حزبی در آمریکا روی کار می آید، اظهار داشت برای ما مهم این است که آمریکا به قانون و تمام معاهدات بین‌المللی و چندجانبه برگردد و به ملت ایران احترام بگذارد.

در این زمینه به ذکر چند نکته می پردازیم؛

۱-نخستین رویکرد دولت های آمریکایی «روحیه استکباری و سلطه طلبانه» است. از این رو آمریکایی ها همواره با ملت ایران دشمنی کرده اند و راهبرد کلان شان، تسلط بر ایران و حفظ منافع در منطقه استراتژیک غرب آسیا بوده است.

در واقع یکی از علل ورود کشورهای قدرتمند برای حضور در مناطق مستعد و ثروتمند دنیا، استعمار و جذب سرمایه های آنان بوده است. این حضور در سه دوره یا مقطع زمانی شکل گرفته است؛ نخست در قالب «استعمار کهن» که به صورت حضور فیزیکی و پایگاه بوده استو بر این اساس دست به تصرف و اشغال فیزیکی سرزمین ها زده می شود دوره بعد «استعمار نو» است، دوره ای که سعی در کنترل کشورها به نفع منافع خود دارند، دوره سوم «استعمار فرانو» است که استعمارگران طی آن درصدد هستند که بتوانند با استفاده از ابزار و تکنولوژی، کنترل نرم افزاری و در واقع فرهنگی و اجتماعی جوامع را به دست بگیرند.

۲-دومین رویکرد «ایجاد وابستگی» در سایر کشورها از جانب دولت های آمریکایی است. بر این اساس آنها همواره به دنبال این استراتژی بوده اند که ما خود را ذیل سیاست ها و اهداف آنها تعریف کنیم. در واقع احترام به استقلال کشورها برای آمریکایی ها تا جایی است که حافظ منافع آنان باشند. همین امر یکی از علل دشمنی آنان در برابر ملت بزرگ ایران است.

۳-سومین رویکرد «مقابله با هویت فرهنگی و دینی » جوامع دیگر است. به گفته «میشل فوکو» اندیشمند فرانسوی «انقلاب ایران روح یک جهان بی روح بود». در واقع انقلاب ایران لرزه بر پیکره دو قطبی سرمایه داری و کمونیسم انداخت و شعار «نه شرقی و نه غربی» گویای نگرشی تازه به انسان در جهان معاصر بود.

یکی از اهداف آمریکایی ها در برابر انقلاب اسلامی، هویت زدایی از انقلاب با ایجاد فشارها و تنگناها بود چرا که انقلاب ایران یک انقلاب فرهنگی بود و این برای نظام سلطه قابل تحمل نبود. از این رو مقابله با هویت فرهنگی و دینی ایران در دستور کار آمریکایی جهت ایجاد استحاله مورد بهره برداری قرار گرفت.

۴- سه رویکرد « روحیه استکباری و سلطه طلبانه»، « ایجاد وابستگی» و « مقابله با هویت دینی و فرهنگی» که راهبردهای اصلی آمریکایی ها محسوب می شوند و همواره با ابزارهای گوناگون از جمله تحریم اقتصادی، فشار سیاسی، جنگ رسانه ای و ... دنبال می شوند. بی شک تا زمانی که آمریکایی ها رویکردهای خود را تغییر ندهند، تفاوتی نمی کند کدام حزب یا فرد بر روی کار آید، زیرا اصول ، شیوه و سیاست آمریکا مبتنی بر همین رویکردها در برابر دولت و ملت ایران است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 1 =