نیویورک تایمز: آمریکای ترامپ، فاقد جایگاه در جهان است

تهران - ایرنا - نیویورک تایمز در گزارشی با اشاره به دوران چهار ساله ریاست جمهوری ترامپ نوشت: میراث ترامپ‌ یک نظم آشوب زده برای جهان بود و آمریکای ترامپ، فاقد جایگاه در جهان است.

به گزارش دوشنبه ایرنا از نیویورک تایمز، "راجر کوهن" ستون نویس این روزنامه در گزارشی می افزاید: همه چشم ها در دنیا فردا/ سه شنبه/ به سمت به سمت انتخابات آمریکا است،   این فقط یک انتخابات صرف نیست. یک همه پرسی برای سنجش میزان دموکراسی در آمریکا خواهد بود.
دموکراسی آمریکا در طول عمر خود همیشه یک فانوس دیده بان بوده است. حالا اگر همین چراغ راهنما نتواند خودش خودش را اصلاح کند، دیگر هیچ دموکراسی ای اصلاح نخواهد شد.

نیویورک تایمز می نویسد: اروپا سخت نگران است. ترامپ همه بنیان های قاره سبز را در هم کوبیده؛  از "اتحادیه اروپا" بگیر تا "ناتو". همین دو نهاد قدرتمند هستند که اروپای تکه پاره شده از جنگ را به هم چسباندند و آن را به صورت یک مجموعه واحد، دمکراتیک، و آزاد درآوردند.

زمانی همه دنیا برای آمریکا حرمتی بسزا قائل بود و کاخ سفید محور این احترام بود و آمریکا این حرمت گذاری را در تمام دنیا فرماندهی می کرد. اما دیگر نه.

این روزنامه آمریکایی نوشت: دیگر دموکراسی ها به این حقیقت باور ندارند که این به نفع منافع ملی شان است که آمریکای ترامپ را جدی بگیرند. با این رئیس جمهور مسیر خیلی از جریانها تغییر کرد. ریاست جمهوری و عدم صداقت، مترادف هم شدند. همه ائتلاف هایی که بر مبنای حسن اعتماد اعضاء‌ به هم تشکیل شده بودند در شًرف از هم پاشیده شدن هستند.

دیرزمانی اروپا از لزوم "مهار " شوروی صحبت می کرد، حالا زمزمه لزوم مهار آمریکا را سر می دهد.

آمریکای ترامپ، حسن اعتبار و مشروعیتش را که سنگ بنای قدرت تاثیرگذاری و اعمال نفوذش بود، از دست داده است.
متحدان می گویند که آمریکای دوره دوم کاری ترامپ از ناتو خارج خواهد شد. خروج از "سازمان جهانی بهداشت" در دوره اول اتفاق افتاد. امکان خروج از "سازمان تجارت جهانی" هم هست. هیچ سازمان چند جانبه ای در جهان وجود ندارد که ترامپ آرزوی مرگ آن را نکرده باشد.

ارزش هایی همچون آزادی، دموکراسی، آزادی بیان، و حاکمیت قانون که همگی در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم از ارکان پایداری آمریکا بوده اند دیگر موضوعیت ندارند. وحشت یاد و خاطره ویتنام، ابوغریب، و حمایت ناگزیر از رژیم های دیکتاتوری در دوران جنگ سرد، همچنان بر شانه آمریکا سنگینی می کند. اما همه این خاطرات تلخ هم مانع آن نشد که آمریکا بر متحدانش احاطه و نقش رهبری داشته باشد و با آنها همکاری کند. این نقش رهبری فقط مرهون متمتّع بودن از یک ارتش عظیم و یا زرادخانه هسته ای نبود، بلکه مرهون اصول و ارزشهایی مشترک با متحدان و به برکت همکاری کردن با ایشان بود.

آمریکا امروز تحت رهبری رئیس جمهوری که در زندگی شخصی اش هم اعتقاد محکمی به رعایت اصول و ارزشها نداشته،  به یک بازیگر بین المللی بی اعتنا به اصول و ارزشها تبدیل شده است.

بی دلیل نبود که "ولادیمیر پوتین"  فرصت را مغتنم شمرد و لیبرالیسم را یک نظریه " منسوخ شده " اعلام کرد. بی دلیل نبود که "آنگلا مرکل" گفت: " اروپاییان باید دیگر روی پای خودشان بایستند و سرنوشتشان را خودشان در دست بگیرند". بی دلیل نبود که "شی جین پینگ" آنقدر قدرت گرفت که به خود این شهامت را داد که نظام سیاسی کاملا غیر دمکراتیک تک حزبی کشورش را یک مدل جایگزین برای کشورهای در حال توسعه معرفی کند.
بی دلیل نیست که عبارت "رهبر جهان آزاد" که همیشه منحصرا به کشور "‌آمریکا "  اطلاق می شد، امروز به یک مفهوم خنده دار تبدیل شده است.
دولت ترامپ؛ ‌ علی الدوام روابط اثبات شده بین الملل را تخریب کرد.
این شعار ناسیونالیستی "اول؛ ‌آمریکا " آمد و به جای تعهد آمریکا به نهادهای چندملیتی که ضامن ثبات بود، ‌ نشست. به جای نظم جهانی منطبق بر قانون و توافقهای بین المللی نشست که همگی شان با مشقت فراوان بدست آمده بودند. توافقهایی که قربانی این نگرش شدند عبارت بودند از: توافق آب و هوایی پاریس، و توافق هسته ای ایران.
آمریکا امروز به مرز خروج از جامعه جهانی دمکراسیها نزدیک شده است.
ترامپ اصولا با مستبدین و خودکامگانی همچون " پوتین" و " محمد بن سلمان"  دمخور تر است تا با رهبران دمکراسیها مانند "مرکل".
در دوران ریاست جمهوری ترامپ؛ اصل اساسی و مورد احترام "‌رعایت حقوق بشر" از دستورکار آمریکا خارج شد.

در موضوع مهاجرت، ترامپ همیشه با این مسئله مشکل داشته است. مرزهای آمریکا با مکزیک، نماد این روحیه ترامپ است.

"مهاجرت"؛ یک مسئله اساسی و همیشگی جامعه آمریکاست. "مهاجرت" یکی از عناصر اصلی هویت ملی آمریکاست. مظهر تعهد کشور به گشاده رویی است. تجدید دائمی بافت جمعیتی کشور،   منبع منحصر به فرد قدرت آمریکاست.

ترامپ؛ جمعی از فرزندان مهاجران را از والدینشان جدا کرد و ۵۴۵ نفر ایشان هنوز به آغوش خانواده بازنگشته اند. ترامپ؛ ورود اتباع برخی از کشورهای مسلمان را ممنوع کرد و درهای آمریکا را به روی پناهجویان بست و این نظریه را که " ‌آمریکا سرزمین مهاجران است" پایمال کرد.
هاله ای نورانی که زمانی بر سر آمریکا بود و آن را از بقیه کشورها متمایز می کرد، کمرنگ شده است. آمریکای ترامپ؛ عاطفه اش را از دست داد و خودش را به جهانیان "بیرحم" معرفی کرد.

این روزنامه آمریکایی تاکید می کند: آمریکای ترامپ؛ از ایده آمریکایی خودش جدا شد. آمریکایی که به دور خودش دیوار می کشد، دیگر نمی تواند "مشعل آزادی" بر فراز بام خود برافراشته داشته باشد.
این روحیه قوی ناسیونالیستی ترامپ، آسیب هایی وارد کرد.

پاندمی کرونا؛ اولین بحران بزرگ جهانی بعد از سال ۱۹۴۵ است که آمریکا در آن غیبت غیرمجاز داشته است. آمریکایی که می بایست جهان را در مهار کردن ویروس رهبری می کرد، امروز خودش گرفتارترین کشورها در دام ویروس است و بالاترین آمار ابتلا و مرگ و میر ناشی از آن را دارد.

چارچوب دمکراتیک آمریکا مبتنی بر اصول متقن و تثبیت شده است شامل: کنترل شدن دائمی و حفظ تعادل، مطبوعاتی آزاد و فعال و نیرومند، دادگستری مستقل، حمایت از شهروندان. همه این اصول، الهام بخش دموکراسی ها در سرتاسر جهان هستند اما متاسفانه مورد حمله ترامپ قرار گرفته اند.

ترامپ؛ وزارت دادگستری را به تیول و قلمرو شخصی خودش تبدیل کرده است.

جالب است که هیچکدام از این اصول و ارزشها در کشورهای آزاد و دمکراتیکی که آمریکا همه شان را ساخته است از بین نرفته است، شاهد مثال آن کشورهای آلمان، ژاپن، و سرتاسر اروپای مرکزی بعد از فروپاشی شوروی هستند.

اتحادیه اروپا به وحشت افتاده است و نگران است که نمی تواند بدون کمک آمریکا و به تنهایی در برابر روسیه، چین، ‌ و آمریکا بایستد بدون آنکه خللی بر اصول لیبرال دموکراتیک و دفاع از حقوق بشر که مورد احترامش است ایجاد بشود.
چهار سال حکومت ترامپ؛ یک نظم بین المللی فاقد تکیه گاه را به میراث گذاشته است. نظم قدیمی جهان به رهبری آمریکا مرده است و نظم جدید هم هنوز متولد نشده است.

نیویورک تایمز در پایان می نویسد: معلوم نیست ریاست جمهوری "جو بایدن" تا چه اندازه می تواند این جریان خطرناک و آهسته را واژگون کند. به هر حال خسارت وارد شده است و بس سنگین است. نظم سابق جهان هیچوقت برنخواهد گشت.
آمریکا در دوره دوم کاری ترامپ، ‌ یک آمریکای سرگردان جنگ ستیز است که با چین دارای اعتماد به نفس و صاحب ادعا ممزوج می شود و فرزند ناخلف این دو؛ "خشونت" خواهد بود.

قدرت های بزرگ راه خواهند افتاد. دیگر از آن شبکه امن چند جانبه ای که در نیمه دوم قرن بیستم به آرامی ساخته شده بود خبری نیست و این قدرتها از بند آن رها شده اند.
آن ‌آمریکای فانوس راهنما و دیده بان جهان گم شده است، و جهان همچنان تاریک است.

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 3 =