انتخابات ۲۰۲۰ آمریکا نمی‌تواند روی بورس ایران تاثیری منفی بگذارد

تهران- ایرنا- «همایون دارابی» در تحلیل این روزهای بازار بورس و پیش‌بینی روندی که این بازار در روزهای آینده خواهد داشت گفت: در بازار سرمایه ما افتی حدود ۳۵درصدی اتفاق افتاده است. بنابراین بایدن یا ترامپ، هرکدام که رای بیاورند تاثیر منفی روی بورس نمی‌گذارند.

شاخص بورس در حالی در ماه‌های آغازین سال ۱۳۹۹ از مرز ۲ میلیون واحد گذشت که این شاخص در حدود نیم قرنی که از فعالیت بازار سرمایه در ایران می گذرد (از پانزدهم بهمن سال ۱۳۴۶ تا واپسین روزهای اسفندماه ۱۳۸۹) با همه فراز و نشیب هایش فقط به ۵۱۲ هزار واحد رسیده بود. این روند رو به رشد که البته آزادسازی سهام عدالت در سال جاری ، تبلیغات حاکمیت و کارشناسان بورسی، روند تحریم های ظالمانه آمریکا و هجوم ویروس کرونا که باعث شده بود انبوه مردم برای حفظ ارزش پس اندازهای خود از گزند تورم به این بازار پناه آورند شرایطی را رقم زد که به عنوان مثال تعداد کدهای بورسی صادره در امسال حدود ۴ برابر کدهای بورسی صادر شده در تاریخ بورس باشد. ظاهرا  هم مردم و هم مسئولینی که با جذب شدن سرمایه ها به بازاربورس مانع ایجاد تورم های غیرقابل کنترل در بازارهایی مانند سکه و ارز شده بودند از این روند راضی بودند. اما ماه عسل بورسی چندان طول نکشید چرا که با شروع مردادماه بازارسرمایه به تدریج روی دیگر خودش را به سرمایه گذارانی که اغلب تازه وارد و بی تجربه در این عرصه بودند ، نشان داد. روزهای قرمز بورس یکی پس از دیگری از راه رسید ، شاخص به کانال یک میلیون و سیصد هزار واحد عقب نشینی کرد و این بار رفتارهای هیجانی در تشکیل صف های فروش شکل گرفت.

برای تحلیل این روزهای بازار بورس و پیش‌بینی روندی که بورس در روزهای آینده آن را خواهد پیمود با همایون دارابی، کارشناس بورس به گفتگو پرداختیم که شرح آن در ادامه آمده است؛

 علل و عوامل وضعیت نه‌چندان به‌سامان بورس در حال حاضر چیست؟

اگر از ابتدای سال تا الان را نگاه کنیم بازار سرمایه از شاخص۵۵۰ هزارواحد شروع کرده و تا بیش از۲ میلیون واحد پیش رفته است و بعد دچار اصلاح شده و تا ۱ میلیون و ۴۰۰ هزار واحد عقب نشینی کرده است. واقعیت این است که علت آن یکسری تغییرات در سیاستهای کلان صحنه اقتصادکشور بود که در سه ماهه دوم امسال به وجود آمده است. مثلا در سه ماهه نخست امسال سیاست کلی کاهش نرخ بهره بود و برای همین سرمایه گذاری در بازارهای مختلف تشویق شد اما در سه ماهه دوم نرخ بهره تقریبا دو برابر شد بعد در مقطعی آزادسازی سهام عدالت انجام شد؛  یک مقداری سیاست های انقباضی اعتباری نیز رخ داد که باعث شد عرضه و تقاضا به هم بخورد.بعد از این البته در حوزه های مختلف تلاش شد که سهام عدالت، وضعیت اعتباری و مسائلی از این دست ساماندهی شود اما همچنان ۴ تا عامل و ضعیت بازار را تحت فشار قرار داده است . اولین عامل نرخ بهره است که هیچ سنخیتی با وضعیت اقتصادی و شرایط کرونایی ندارد و باید کاهش پیدا کند.

متاسفانه همان طور که آقای همتی رئیس کل بانک مرکزی هم در آخرین پست خود تاکید داشت؛ در عرضه کل در اقتصاد دچار مشکل هستیم و افزایش نرخ بهره حتی تا همین سطح کنونی هم در حال ایجاد بحرانهای عرضه ای در کشور هست یعنی الان برای تولید کننده به صرفه است که تولید نکند سرمایه در گردشش را در بانک بگذارد و بدون نگرانی از دغدغه های مالیات ، تامین اجتماعی و دردسرهای تولید ، بهره بانکی بگیرد. در واقع ما مزد کار نکردن را بیشتر از کار کردن در اقتصادمان قرار داده ایم و این روحیه سرمایه گذاری را در اقتصاد از بین می برد.

مشکل دوم  وجود نداشتن رگولاتوری (کنترل و هدایت بر پایه قاعده، اصل، روش یا قانون) در حوزه نفت و گاز و پتروشیمی است . یکی از بحرانهایی که باعث ریختن شاخص بورس شده بحث صندوق دارا دوم و سهام پالایشگاهی ها بود که متاسفانه دولت تا کنون تن به شفاف سازی روابط اقتصادی وزارت نفت و پالایشگاه ها نداده است و وجود نداشتن یک رگولاتوری باعث تنش های شدیدی بین پالایشگاه ها و وزارت نفت در حوزه تعیین قیمت نفت و فرآورده ها شده است.

مسئله بعد بحث قیمت گذاریهای دستوری است.مثلا بحث قیمت گذاری دستوری در حوزه صنعت خودرو منجربه زیان دهی سنگین این شرکتها شده است. ایران خودرو در ۶ ماه نخست امسال حدود ۱۰ هزار میلیارد تومان زیان شناسایی کرده که ناشی ازاین قیمت گذاری دستوری است . بحث قیمت گذاری فولاد هم پیش آمده بود که خوشبختانه با اعتراض شدید فعالین بازار منتفی شد . باید در نظر داشته باشیم که بحث قیمت گذاری از مسائلی است که در حوزه سیاست اقتصادی ما مسئله ساز شده است.

مسئله دیگر بحث وجود بازارهای موازی است.بازارهایی مثل املاک و مستغلات ، خودرو، سکه و ارز در حال حاضر در حال آتشبازی هستند! این بازارها نقدینگی را به سمت خودشان جذب کرده و بازار سرمایه را دچار کمبود نقدینگی کرده اند.بازارهایی مثل املاک و مستغلات، خودرو، سکه و ارز در حال حاضر در حال آتشبازی هستند! این بازارها نقدینگی را به سمت خودشان جذب کرده و بازار سرمایه را دچار کمبود نقدینگی کرده اند.

مسئله بعدی که باعث فرو رفتن بازار در لاک دفاعی شده - هرچند اهمیتش به موارد بالا نمی رسد- بحث انتخابات آمریکا و تاثیر آن در بازارهای جهانی نفت ، فلزات و طلا ست.

همایون دارابی

این عامل هم باعث شده تا معامله گران بازار سرمایه در حالت احتیاط قرار گیرند و ترجیح دهند که تا زمان روشن شدن نتیجه انتخابات و به نوعی تعیین تکلیف اقتصاد ما در بازارهای جهانی، در بازار نفت و یا مثلا تغییرات احتمالی در تحریم های آمریکاصبر پیشه کنند و آنوقت سر فرصت دست به تصمیم گیری بزنند .فعلا این عوامل در کنارهم کفه بازار سرمایه را نسبت به بازارهای دیگر پایین آورده و باید دید که قیمت سهام در چه سطوحی به ارزندگی کافی می رسند تا معامله گرها شاهد بازگشت بازار باشند.

آیا برآوردی از سرمایه‌های بربادرفته در سه ماهه اخیر در بازار سرمایه وجود دارد؟

واقعیت این است که در بازار سرمایه یا ثروت تشکیل می شود و یا ازبین می رود.یعنی وقتی شما سهامی را ۱۰۰ تومان می خرید و بعد این سهم ۱۰۰۰ تومان می شود شما به ۹۰۰ تومان ثروت در بازار سرمایه دست پیدا کرده اید که اگر این ثروت نقد و تبدیل به پول شود یعنی کسی باشد که حاضر باشد این قیمت را برای سهم شما پرداخت کند شما صاحب ۹۰۰ تومان ثروت شده اید وگرنه این ثروت از بین می رود! خب طبیعتا در حال حاضر حدود ۳۵ درصد ارزش بازار دچار افت شده یعنی حدود ۳۵ درصد از ارزش کل بازار کم شده است.

آیا قوه قضائیه برای مقابله با خاطیان بازار بورس اقدامی کرده است یا نه؟

آیت الله رئیسی در هفته گذشته شعبه ویژه ای را برای رسیدگی به جرائم مالی و بازارسرمایه تعیین کرد که گام بزرگی است. وجود یک شعبه تخصصی برای بازارهای مالی و استفاده از قضات  و دادستان های آشنا با شرایط بازار در این محاکم خبر خوبی است زیرا تا قبل از این اگر پرونده ای این چنینی راهی محاکم می شد متاسفانه در میان پرونده ها و شعب دیگر کمتر فرصت رسیدگی تخصصی پیدا می کرد.اما کلا باید بگویم که وضعیت بازار سرمایه به لحاظ سلامت و شفافیت از بازارهای دیگر بسیار بهتر است و میزان تخلفات و فساد در آن کمتر است . در حال حاضر وضعیت بازار سرمایه به لحاظ سلامت و شفافیت از بازارهای دیگر بسیار بهتر و میزان تخلفات و فساد در آن کمتر است . خود این یکی از نکات مثبت و قدرتمند این بازار است.به همین دلیل هم کمترپیش می آید که نیاز باشد که مسئله ای به قوه قضائیه یا دستگاه های نظارتی ارجاع شود.اما مسئله ای که بیش از این ها اهمیت دارد هماهنگی در سطح اقتصاد کلان است یعنی این که دولت در مسائل اقتصاد کلان به مکانیسم بازار و به مکانیسم ایجاد رونق و توسعه تولید و اشتغال اهمیت بیشتری بدهد . اما چیزی که ما در حال حاضر می بینیم  غیر این است . مثلا سیاست گذاری دولت در نرخ بهره، ضد تولید و ضداشتغال است یا مثلا قیمت گذاری های دستوری باعث شده سود بنگاه های تولیدی روانه  جیب دلالان و واسطه هایی شود که عملا بدون این که سرمایه گذاری خاصی بکنند سود خوبی می برند و متاسفانه بنگاه های ما نه پولی برای پرداخت به کارگرها دارند و نه پولی برای پرداخت به زیرمجموعه ها و نه سودی برای سرمایه گذاری...این ها خطرسازند .به نظر من دولت بایستی به مکانیسمهای بازار و اولویت دهی به تولید و اشتغال اهمیت بدهدتا شاهد شرایط بهتری در این بازارباشیم.

چرا قانون ۲۵ درصد هنگام ریزش قیمت‌ها از سوی ناظر برای بستن نمادها اعمال نمی شود؟

واقعیت این است که شرایط بازار به گونه ای است که ناظر بعضی وقتها چاره ای جز دخالت ندارد. می دانیم که که تعداد زیادی از افرادی که در بازار هستند افراد کم تجربه ای هستند که در یک سال اخیر به این بازار، پا نهاده اند. در واقع بسیاری از هیجاناتی که ما این روزها در بازار می بینیم به بی تجربگی تازه واردها به بورس هم ربط پیدا می کند. ناظر تصمیم می گیرد که از میزان این هیجانات کم کند . باید به ناظر هم حق بدهیم چون به هرحال ناظر آن طرف بازار و میزان فروشها و خرد بودن آنها را هم می بیند. به نظر من یکی از دلایلی که اصلاح این دوره بازار با اصلاح بازارهای قبلی تفاوت کرده و طولانی تر هم شده همین ورود افراد تازه کار و هیجان زده ای هست که در بازارهستند.

پیروزی ترامپ یا بایدن در انتخابات آمریکا هرکدام چه تاثیری ممکن است بر روی بورس ایران برجای بگذارد؟

در آمریکا سیاستهای بلند مدتی هستند که تغییر یک رئیس جمهوری یا ابقای او تاثیر چندانی بر روی آنها نمی گذارد شاید حدود ۵ درصد! من فکر نمی کنم هرکدام ازین دونفر که رای بیاورند تاثیر منفی روی بورس داشته باشد زیرا بازار سرمایه ما قبل این قضایا افتش را کرده است یعنی همان طور که گفتیم افتی حدود ۳۵ درصدی در آن اتفاق افتاده است.البته اگر به بازارهای موازی هم نگاه کنیم بازار سکه را می بینیم که در این بازار قیمت سکه در هفته گذشته از ۱۶ میلیون و پانصدهزارتومان به ۱۳ میلیون و سیصد هزارتومان کاهش پیدا کرده است یعنی یک افت مشابه بازار سرمایه را در آنجا هم می بینیم . کلا بازارها فعلا یک استپ یا توقفی دارند که بیشتر ناشی از جو محافظه کارانه است تا خود انتخابات آمریکاو خریدارها دست نگه داشته اند تا تکلیف مشخص شود. بنابراین من فکر می کنم که اولا تاثیر نتیجه انتخابات آمریکا بر بازار سرمایه ما زیاد نخواهد بود و ثانیا که این تاثیر منفی نخواهد بود.

 یعنی روی قیمت دلار هم تاثیرگذار نخواهد بود؟

قیمت دلار هم از حدود ۳۲ هزارتومان تا حدود ۲۴هزارتومان دچار اصلاح شد و البته بعد یک بازگشتی هم زد ولی مسئله این است که بازار سکه و ارز پیچیدگی خاص خودشان را دارند که به متغیرهایی مثل بالانس ارزی کشور و مسائل دیگر هم ربط پیدا می کنند.ولی با تمام اینها من فکر نمی کنم که نتیجه انتخابات آمریکا باعث شود که مثلا قیمت سکه و ارز خیلی بالا برود و یا بورس پایین بیاید چون این دو تا در یکی دو ماه اخیر در خلاف جهت یکدیگر هم حرکت کرده اند. من فکر می کنم که بسته به نتیجه انتخابات ممکن است جای این دو کمی عوض شود .

چه توصیه‌ای به سرمایه‌گذاران بازار سرمایه دارید؟

با چشم باز شرکت های خوب و با پتانسیل بالا را انتخاب کنند. شرکت هایی که گزارشهای خوبی از شش ماهه اول امسالشان دادند و قادر به تولید و سودآوری بودند قطعا در پایان سال هم می توانند سهامداران خود را راضی نگهدارند.در نهایت این را هم بدانند که اگر شرکتهای خوبی را انتخاب کرده باشند استانداردهای کوتاه مدت بازار نباید برایشان مهم باشد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 0 =