پیروزی ترامپ یا بایدن برای اروپایی‌ها به چه معناست؟

لندن – ایرنا – نتیجه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا هرچه باشد، این کشور با تندروی‌های «دونالد ترامپ» در به کارگیری سیاست‌های یکجانبه‌گرایانه، دیگر شریک قابل اعتمادی برای اتحادیه اروپا نیست و حتی به فرض پیروزی نامزد حزب دمکرات و بازگشت او به تمام پیمان‌های سیاسی و اقتصادی زمان «باراک اوباما»، بعید است سیاستمداران قاره سبز تمام تخم مرغ های خود را در سبد احتمال به قدرت رسیدن یک رئیس جمهوری خوب بگذارند که ممکن است چهار سال دیگر عوض شود.

به گزارش ایرنا، شاید هیچ منطقه‌ای در جهان بیش از اتحادیه اروپا منتظر نتیجه انتخابات آمریکا نباشد. اتحادیه اروپا بزرگترین شریک تجاری آمریکا است. این اتحادیه با آمریکا یک تراز تجاری مثبت در حد ۱۵۳ میلیارد یورو دارد. به این معنی که میزان صادرات اروپا به آمریکا در طی یک سال ۱۵۳ میلیارد یورو بیشتر از واردات از آمریکا است. 

رقابت تجاری و نبرد تعرفه‌هایی که دونالد ترامپ با اروپا آغاز کرده، برای اقتصاد منطقه اروپا ناخوشایند بوده است. ترامپ در ماه می ۲۰۱۹ در سخنانی گفت اروپا در روابط تجاری خیلی بدتر از چین با ما رفتار کرده است. 

در بسیاری از مسائل دیگر نیز رابطه اتحادیه اروپا با آمریکا در زمان ترامپ به سردی گراییده است. از جمله باید به  تهدید به خروج از ناتو، تهدید به خروج از سازمان تجارت جهانی، خروج از یونسکو و معاهده  پاریس در مسائل زیست محیطی، هر دو در سال ۲۰۱۷ اشاره کرد. همچنین آمریکا از تعدادی از توافقات تسلیحاتی با روسیه خارج شده است که به طور مستقیم امنیت اروپا را در خطر  قرار می دهد. 

اروپایی‌ها آرزوی بازگشت به دوران اوباما را دارند. اوباما و معاون او «جو بایدن» که اکنون شانس ورود به کاخ سفید را دارد، با اتحادیه اروپا رفتار بهتری داشتند. اوباما حتی در ماجرای برگزیت به انگلیس توصیه کرد که در تجارت اولویت آمریکا اتحادیه اروپا است و انگلیس در صورت خروج از این اتحادیه با برود به «ته صف». 

آمریکا ممکن است اتحادیه اروپا را در مسائل اقتصادی به عنوان یک واحد درنظر بگیرد اما در نظر سیاسی هرگز اتحادیه اروپا از دید آمریکا یک واحد منسجم نبوده است. به عبارتی آمریکا نه تنها تلاشی نمی کند که اروپا را به عنوان یک واحد سیاسی شناسایی کند، که حتی سعی دارد در جهت مخالف آن حرکت کند. به عنوان مثال آمریکا حتی قبل از بر سر کار آمدن ترامپ نیز شهروندی اتحادیه اروپا را به رسمیت نمی شناخت. 

از سوی دیگر آمریکا در پیمان‌های سیاسی و امنیتی با کشورهای اروپایی به طور جداگانه وارد گفتگو می‌شود. این به تنهایی می‌تواند یکپارچگی اتحادیه اروپا را به خطر بیندازند. اکنون کشورهای اروپای شرقی و به‌ویژه حوزه بالکان که خود را در معرض تهدید روسیه می دانند، بیشتر به ضمانت امنیتی آمریکا و ناتو پشتگرم هستند تا تضمین امنیتی اتحادیه اروپا. در واقع اتحادیه اروپا ارتش و نیروی دفاعی مستقل و جدی ای ندارد. به‌همین ترتیب اتحادیه اروپا در تصمیم‌گیری‌های سیاسی بسیار کند و بدون قطعیت عمل می کند، البته اگر اصلاً بتواند به یک توافق سیاسی بین اعضای خود برسد. 

نتیجه انتخابات آمریکا هرچه باشد، قطعاً شکاف‌های داخل اتحادیه اروپا را شدیدتر خواهد کرد. برخی کشورهای حامی ترامپ و برخی حامی بایدن خواهند بود. از جمله کشورهای اروپای شرقی مانند مجارستان و لهستان علاقه بیشتری به دولت ترامپ داشته‌اند تا دولت‌های قبلی آمریکا. 

ترامپ نه تنها به خلاف اتحادیه اروپا سیاست‌های دست راستی این دو کشور را محکوم نکرده، که با آنها روابط نزدیکتری برقرار کرده است. به عنوان مثال سال گذشته سال بسیار پرباری برای روابط بین آمریکا و لهستان بود تا جایی که آمریکا با این کشور قرارداد لغو روادید امضا کرد. 

اروپا نگرانی دیگری هم دارد. آمریکا و چین به ترتیب بزرگترین شرکای تجاری اتحادیه اروپا هستند. اروپا نگران آن است که تحت فشار آمریکا مجبور به شرکت در نبرد تجاری با چین بشود. این نبرد ممکن است برای آمریکا سودمند باشد، اما برای اتحادیه اروپا زیان‌بار خواهد بود. 

اتحادیه اروپا خود را در نوستالژی نظم پس از جنگ جهانی دوم می یابد که می توانست از مزایای متحد بدون قید و شرط آمریکا بودن و ساختار سیاسی جنگ سرد حاکم بر آتلانتیک شمالی سود ببرد. اکنون آن چهارچوب بهم خورده و بعید است حتی با تغییر رئیس جمهوری آمریکا نیز تغییر جدی‌ای در آن حاصل شود. 

اروپا شاید دوست داشته باشد، اما در عمل دیگر نمی تواند وانمود کند که متحد آمریکا است. اکنون اتحادیه اروپا بیشتر یک رقیب محسوب می شود تا متحد. این موضوع را به کرات می توان در سخنان ترامپ علیه اتحادیه اروپا ملاحظه کرد. 

حتی با بر سر کار آمدن نامزد حزب دموکرات در آمریکا نیز بعید است تغییر عمده‌ای در این ساختار جدید حاصل شود. رئیس جمهوری جدید آمریکا چرا باید از راهی که حزب جمهوری خواه و ترامپ رفته اند برگردد؟ ترامپ راه را باز کرده و هزینه آن را پرداخته است و معنی ندارد حزب دموکرات بخواهد بدون گرفتن امتیاز قابل توجهی به وضعیت سابق برگردد. 

آمریکا شریک قابل اعتمادی برای اتحادیه اروپا نیست

از زاویه دید اتحادیه اروپا نیز آمریکا دیگر شریک قابل اعتمادی نیست. اروپا نمی تواند هر چهار سال یک بار نگران این باشد که آیا در آمریکا یک رئیس جمهوری «خوب» بر سر کار خواهد آمد یا نه. حتی در صورت پیروزی بایدن در انتخابات باید منتظر واکنش شدیدتری در رئیس جمهوری بعدی آمریکا بود. 

ترامپ خود واکنشی بود به انتخاب اوباما به عنوان اولین رئیس جمهوری سیاه پوست. حال پس از پیروزی فرضی بایدن، که بدون مناقشه نخواهد بود، باید منتظر واکنش تندتری در بین رای دهندگان آمریکایی برای انتخابات ۲۰۲۴ بود. در آن صورت هیچ بعید نیست که فردی حتی تند از ترامپ به قدرت برسد. به همین دلیل، اروپا نمی تواند تمام تخم مرغ های خود را در سبد احتمال به قدرت رسیدن یک رئیس جمهوری خوب بگذارد. 

اروپا اکنون بر سر دوراهی فاصله گرفتن از آمریکا است. فاصله گرفتن و استقلال سیاسی از آمریکا یا باقی ماندن در حوزه قدرت این کشور، هر دو برای اتحادیه اروپا هزینه خواهد داشت. از سوی دیگر آمریکا نیز مستقل از اینکه چه کسی در انتخابات پیروز شود، هرگز یک اروپای مستقل را تحمل نخواهد کرد. بنابراین بدون توجه به نتیجه انتخابات، راهبرد آمریکا در برابر اتحادیه اروپا پیشگیری از تبدیل شدن آن به یک قدرت مستقل سیاسی خواهد بود. 

به نظر می رسد اروپایی ها بیشتر مایل به تحمل فشار اقتصادی آمریکا باشند تا فشار سیاسی. برای حفظ این شرایط اروپایی ها تلاش خواهند کرد خود را برای آمریکا «مفید» نشان بدهند. بازی کردن نقش میانجی در مناقشات جهانی و منطقه ای، به عنوان مثال در گفتگو با ایران، می تواند یکی از این عرصه های مفید بودن اروپا باشد. به همین دلیل شاید اروپا تلاش کند بحران های جدیدی خلق یا تعریف کند. به عنوان مثال نزدیک شدن آمریکا و روسیه برای اروپا ناخوشایند خواهد بود. اروپا سعی خواهد کرد جلوی این نزدیکی را بگیرد. 

برجام عدم استقلال سیاسی اتحادیه اروپا را فاش کرد

همچنین باید توجه کرد که موضع اروپا در برابر توافق اتمی با ایران از چشم ناظران جهانی مخفی نمانده است. این ماجرا به خوبی عدم استقلال سیاسی اتحادیه اروپا را حتی برای اعضای آن روشن کرد. همه بازیگران عرصه سیاست بین الملل پس از این، عدمِ استقلالِ سیاسیِ اتحادیه اروپا را به عنوان یک فاکتور در محاسبات خود وارد خواهند کرد که این نیز به نوبه خود نتیجه وخیمی برای حفظ موجودیت و یکپارچگی اتحادیه اروپا خواهد داشت. 

به عنوان جمعبندی باید اضافه کرد که نتیجه انتخابات آمریکا ممکن است در کوتاه مدت تفاوتی برای اتحادیه اروپا ایجاد کند و به همین دلیل قابل درک است که سیاستمداران اروپایی بیشتر تمایل به پیروزی جو بایدن داشته باشند. اما باید دانست که بازگشت به مناسبات زمان اوباما غیر ممکن خواهد بود. حال که ترامپ هزینه ها را داده است، دولت بعدی بدون گرفتن یک امتیاز عمده، به وضعیت زمان اوباما باز نخواهد گشت. 

از سوی دیگر هیچ تضمینی وجود ندارد که حتی با پیروزی جو بایدن در ۲۰۲۰، در انتخابات ۲۰۲۴ با رئیس جمهوری تند روتری مواجه نباشیم. جو بایدن همین حالا هم برای ریاست جمهوری بسیار پیر است و بعید است بتواند در سال ۲۰۲۴ در صورت حیات، توان رقابت داشته باشد. «کاملا هریس» معاون مونث، نیمه هندی و نیمه سیاهپوست او نیز ممکن است رای دهندگان سفید پوستِ جمهوری خواه آمریکا را بیشتر به سمت انتخاب یک بدل تندروتر از ترامپ تحریک کند. 

در واقع به هیچ عنوان بدیهی  نیست که رقیب ترامپ در صورت پیروزی، بلافاصه به همه پیمان‌های سیاسی و اقتصادی زمان اوباما بازگشته و به عنوان مثال به نبرد تعرفه‌ها با اتحادیه اروپا پایان دهد. 

با این دلایل، به نظر نمی رسد در دراز مدت، نتیجه انتخابات آمریکا برای اتحادیه اروپا خیلی تعیین کننده باشد. البته در کوتاه مدت از پیروزی بایدن استقبال خواهد شد. 

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =