درس هایی از بحران قره باغ برای منطقه

تهران -ایرنا- کارشناسان در گفتگو با خبرنگار ایرنا، در بررسی پیامدهای سیاسی بحران قره باغ، تاثیر آن بر تعاملات منطقه ای و مهم تر از همه درس هایی که می توان برای آینده از آن آموخت، بر ضرورت تقویت همگرایی و تعامل منطقه ای برای تداوم آرامش در قره باغ تاکید کردند.

به گزارش روز دوشنبه ایرنا، دوازده روز درگیری و نزاع خونین در قره باغ کوهستانی نگرانی ها را به اوج گرفتن این بحران و تبدیل شدن اش به یک بحران فرسایشی در منطقه بالا برد. حمایت آشکار ترکیه از جمهوری آذربایجان در برابر حمایت سنتی روسیه از ارمنستان؛ این گمانه زنی را در میان تحلیل گران منطقه ایجاد کرده بود که بحران قره باغ به عرصه ای جدید برای رقابت های امنیتی و سیاسی بدل خواهد شد. با عطف به همین نگرانی ها بود که  رئیس جمهوری کشورمان نسبت به بروز یک جنگ منطقه ای در قره باغ هشدار داد و بر لزوم پایان بحران و توجه قدرت های منطقه ای به خطرات افزایش منازعه قره باغ تاکید کرد. در گفتگو با دکتر "نوذر شفیعی" سخنگوی اسبق کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی و دکتر "علی اصغر زرگر" استاد حقوق بین الملل؛ نظراتشان را در خصوص پیامدهای سیاسی بحران قره باغ و تاثیر آن بر تعاملات منطقه ای و مهم تر از همه آینده این منازعه جویا شدیم.

درس هایی  که قدرت های منطقه ای به خصوص جمهوری اسلامی ایران به خاطر هم مرزی با هر دو طرف منازعه  باید از بحران قره باغ بگیرد ، چیست؟
نوذر شفیعی در پاسخ به این سوال گفت:  ۷۰ درصد بحران و جنگ در منطقه خاورمیانه از عراق تا لیبی رخ می دهد. به عبارتی محیط پیرامونی جمهوری اسلامی ایران سرتاسر پر از منازعه، درگیری های قومی و قبیله ای و نزاع های مرزی و جعرافیایی است. حال امروز بحران قره باغ هم به تعداد پرشمار بحران در منطقه افزوده شده است. به همین دلیل چند موضوع، باید در اولویت سیاست خارجی کشورمان باشد. نخست اینکه باید تحولات منطقه ای و جهانی را کاملا پویا و سیال در نظر بگیریم و همواره آمادگی مقابله و مهار بحران را در محیط منطقه ای خودمان داشته باشیم. چرا که اساسا محیط یک محیط منازعه آمیز و درگیری جویانه است.
دوم اینکه رویکرد تعادل بخشی و تعامل گرایی در سیاست خارجی برای مدیریت بحران ها و تلاش برای کاستن از هزینه های بحران بر امنیت ملی و منافع منطقه ای کشورمان از ضروریات است. نباید با کنش ها و واکنش های غیر معقولانه دوستان مان را در منطقه به دشمن تبدیل کنیم.
سوم اینکه باید این اطمینان بخشی در سیاست خارجی ما به کشورهای همسایه داده شود که ایران در تقابل با هیچ کشوری نیست و رویکرد اصلی جمهوری اسلامی ایران، ثبات و صلح منطقه ای است. کما اینکه در صحنه عمل هم ایران همواره حامی صلح و ثبات و آرامش منطقه ای بوده است. در این زمینه فعال بودن دستگاه دیپلماسی و رسانه ای برای انعکاس درست سیاست خارجی کشورمان و روشنگری نسبت به نیات اصلی کشورمان در منطقه که امنیت منطقه بدون مداخله گری بازیگران بیرونی است؛ اجتناب ناپذیر است.

درس  دیگری که در بحران قره باغ آموزنده است؛ میزان ثابت قدمی متحدین است. به عبارتی در تنگناهای امنیتی بهتر می توان از نیات و رویکرد واقعی کشورها رمزگشایی کرد. در این بحران ترکیه به وضوح و آشکار پشت جمهوری آذربایجان قرار گرفت. در برابر روسیه که انتظار می رفت پشت ارمنستان قرار گیرد و از این کشور حمایت کند. در عمل رویکرد بی طرفی در پیش گرفت و اعلام کرد دنبال آتش بس و امنیت در قره باغ است. اساسا روسیه این مناطق را در قلمرو امنیتی خودش می بیند و حاضر نیست به له و علیه کشور دیگری اقدام کند.در این عرصه دستگاه دیپلماسی ایران باید تشخیص دهد که در یک چنین شرایطی باید چکونه دست به ائتلاف و همکاری با قدرت های مهم برای حراست درست از امنیت و منافع ملی زد.
درس دیگر این بحران، لزوم تقویت بعد دفاعی و بازدارندگی نظامی است. در این بحران مشخص شد که ارمنستان به سبب ضعف راهبردی نظامی توان مقابله با جمهوری آذربایجان را نداشت. طبیعی است که رویکرد کشورمان در طی دهه های اخیر که بر تقویت قدرت بازدارندگی کشورمان در برابر تهدیدات بیرونی، اقدامی درست و در راستای امنیت ملی کشورمان بوده است. فرض کنیم که منازعه ای در منطقه شکل گرفته و در این منازعه کشوری که ضعف نظامی دارد مسلما دچار آسیب می شود. امروز خوشبختانه این حس و اعتماد دفاعی در کشور وجود دارد که قادر به مهار هر گونه تهدید بیرونی علیه کشورمان در صورت بروز بحران هاست. البته باید گفت که توان دفاعی نباید یکجانبه و تک بعدی صورت گیرد. تقویت بعد نظامی در کنار تقویت بعد صنعتی و اقتصادی ارزش و اعتبار بیشتری پیدا می کند.


علی اصغر زرگر نیز به این سوال پاسخ داد:  درس های سیاسی برای ایران از این مناقشه آنست که با ورود آشکار و عملی ترکیه به این جنگ از یک طرف ‌و کمک تسلیحاتی اسراییل با توجه به پیمان امنیتی دو کشور، عملا بصورت‌ یک جنگ نیابتی در آمده و در امتداد مرزهای حساس ایران در شمال غربی در جریان است که میتواند بخشی از نیروی مادی وتمرکز فکری دولت جمهوری اسلامی را به چالش بکشد. نباید فراموش کرد که مرزهای ترکیه با ایران‌ و ارمنستان،  مرزهای سازمان نظامی ناتو است و گسترش نفوذ ترکیه و اسراییل به مرزهای غربی ایران در واقع کامل شدن حلقه محاصره ایران‌ توسط آمریکا و اذنابش از غرب- عراق، جنوب-خلیج فارس ، شرق - افغانستان و اکنون شمال غربی ایران که کریدور راه زمینی ایران به شرق و مرکز اروپاست میباشد. از این نظر ایران میبایست در هماهنگی با روسی،  سیاست هوشمندانه ای بدون درگیری مستقیم در جنگ اجرا کند. ایران از دیر باز برای حفظ تعادل در این منطقه اتحاد نانوشته ای را با یونان و ارمنستان( هر دو از مخالفین سیاست های دولت ترکیه) در مقابل سیاست  ترکیه در منطقه داشته است. به نظر میرسد اکنون زمان انست که این اتحاد نانوشته پر رنگتر و فعالتر شود تا ترکیه را در مرزهای خود نگهدارد. زیرا با پشتیبانی تمام قد دولت ترکیه و خصوصا انتقال نیروهای مزدور تکفیری به جبهه اذربایجان به نظر میرسد تنها راه حل ایجاد یک موازنه در جبهه هاست که طرفین را مجبور به مصالحه و حل و فصل مو ضوع از طریق مذاکره نماید.

 آیا این بحران  در حال بازگشت است و اینکه  چه مکانیسمی برای حل نهایی بحران پیشنهاد می دهید؟
 شفیعی معتقد است:  بحران قره باغ به خاطر ریشه های دیرپای تاریخی بحرانی کشدار و پایه ای است. برای همین نمی توان با قطعیت از پایان بحران در قره باغ سخن گفت. از این رو قره باغ در وضعیت منازعه ممتد قرا ر دارد. البته با ابتکار عمل روسیه و حمایت های صلح آمیز جمهوری اسلامی ایران، بحران کنترل شد و به مرحله تصاعد بالا و گسترش بیشتر نرفت. بحران در همان مرحله پیدایش تقریبا متوقف شد. اما علائم و نشانه هایی وجود دارد که بحران دوباره اوج گیرد. هنوز خواسته طرفین مشخص نیست و اساسا معلوم نیست که طرفین به چه مدلی در خصوص حل نهایی بحران دست خواهند یافت. همه این ابهام ها زمینه ساز گسترش دوباره بحران را دارد.

زرگر نیز گفت: ویژگی های خاص و مستقل سرزمینی قره باغ که نمیتوان بطور قطع قضاوت کرد که امتداد سرزمینی هر یک از دو کشور درگیر باشد و حضور قومیت ها و مذاهب مختلف اعم از آذری، کرد و ارمنی، مسلمان  کار الحاق کامل این سر زمین به یکی از دو کشور طرف منازعه را  با مشکل روبرو کرده است. اکنون چند راه حل برای این مناقشه قابل تصور است. اولا همانگونه‌ که اکثریت مردم این منطقه خواهان ان هستند و یا از طریق آراء عمومی قره باغ به یک جمهوری خودمختار تبدیل شود و بتواند در صلح و امنیت از روابط صلح آمیز با همسایگان برخوردار باشد.
راه حل دیگر ان ست که بخشهایی از این سرزمین که دارای اکثریت آذری هستند به جمهوری آذربایجان و بخشهای با اکثریت ارامنه به ارمنستان واگذار گردد. یک منطقه حائل هم میان دو کشور جمهوری آدربایجان و ارمنستان ایجاد گردد. البته این راه حل ها نیازمند مذاکرات مداوم و مستمر باکو و ایروان و نقش آفرینی موثر و مثبت قدرت های منطقه ای نظیر ایران، ترکیه و روسیه است.


تاثیر بحران قره باغ را در تعاملات منطقه ای را چگونه می بینید و  آیا  تعامل ایران و روسیه چه میزان توانست در کاهش بحران قره باغ موثر واقع شود؟
نوذر شفیعی مهم ترین پیامد این بحران را فاصله گزینی بیشتر ترکیه با روسیه از یکسو و ترکیه با اسرائیل از طرف دیگر دانست و گفت:  با توجه به تلاش های ترکیه در منطقه و جمهوری آذربایجان، رژیم صهیونیستی نگران نفوذ فزاینده آنکاراست و این نفوذ را در راستای منافع خودشان نمی بینند. در خصوص رویکرد سران صهیونیستی باید گفت که بسیار تمایل به درگیر ساختن بیشتر ایران و ترکیه را در بحران ها دارند. درگیری این دو کشور را فضایی برای کنشگری بیشتر خودشان و باز شدن فضای عمل شان در منطقه می دانند.
پیامد دیگر این بحران از دست رفتن نفوذ واعتبار آمریکا در منطقه است. اساسا کنشگری از سوی آمریکا در قره باغ مشاهده نکردیم و این مهم ترین نشانه از بین رفتن اعتبار و قدرت آمریکا در این منطقه از جهان است.
اما مهم ترین پیامد بحران، افزایش نقش و موقعیت ایران به عنوان کشوری با اندیشه های صلح طلبانه در منطقه است. رویکرد جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدای بحران در قره باغ تاثیرگذاری کانونی بر کاهش منازعه داشت. تماس تلفنی رئیس جمهوری کشورمان با روسای دو کشور جمهوری آذربایجان و ارمنستان نشان داد که ایران چه میزان دغدغه صلح و ثبات منطقه ای را دارد. به عبارتی دیگر ایران برخلاف دیگر کشورها که آتش بیار معرکه بودند؛ آب بیار معرکه و صلح آفرین بود. این امر قدرت نرم ایران را در منطقه و جهان ارتقا می دهد.

علی اصغر زرگر در پاسخ به این سوال گفت : روسیه با ترکیه در سوریه و شمال آفریقا چالش ها و تضاد منافع دارد، تا جایی که خطر برخورد نظامی هم در شمال سوریه بین آنها وجود داشت. اکنون که‌ سیاست نئو عثمانیگرایی اردوغان در خاورمیانه و قفقاز جنوبی عملا وارد فاز عملیاتی شده است، طبیعی است که منافع دو کشور ایران و روسیه برای جلوگیری از تبدیل مناقشه قره باغ به یک جنگ نیابتی قدرت های فرا منطقه ای در قره باغ بر هم منطبق است. روسیه دارای پایگاه و توافقنامه نظامی - امنیتی با ارمنستان است و برای حفظ اعتبار خود در جمهوریهای سابق شوروی در بزنگاه فروپاشی موازنه قدرت در منطقه از ارمنستان حمایت خواهد کرد. در اولین گام هماهنگ با ایران‌ و با توجه به نفوذ روسیه بر رهبران دو کشور درگیر در مناقشه، سعی کرد دو کشور را به آتش بس وادار کند. ولی در صورتیکه آذر بایجان به جنگ ادامه دهد، غیر مستقیم برای حفظ وضع موجود وارد مناقشه خواهد شد. ایران که امنیت مرزهای خود را بخاطر حضور تکفیری ها در مرزهایش ( که مدعی هستند بعد از این جنگ نوبت ایران است) لزوما با  ُسیاست روسیه در کاهش بحران و ترکیه به عقب نشینی از شعله ور نگه داشتن جنگ مجبور کنند. شاید بهترین استراتژی دو کشور روسیه و ایران انست که اکنون که طبق گزارشهای منشتر شده بخشی از نیروهای النصره و سایر جناح های مخالف دولت سوریه به جبهه جنگ آذربایجان  منتقل شده اند، با حمایت و تجهیز دولت سوریه جنگ تمام عیاری برای پاکسازی مقرهای فتنه  در سوریه دست زده و ریشه جریان های تروریستی مورد حمایت برخی قدرت های بیرونی در سوریه را پاکسازی کنند.


اهمیت منطقه قره باغ در کجاست و ریشه منازعات کنونی در کجاست؟
 زرگر معتقد است: قره باغ در یک منطقه بسیار مهم‌ و حساس استراتژیک قرار گرفته است. منطقه ای بین جمهوری آذربایجان ، ارمنستان و ایران که ایران که با هر سه آنها مرز مشترک دارد. جنگ‌فعلی در بخش شمال غربی و جنوب غربی منطقه قره باغ  نزدیک مرزهای ایران در جریان است. ارمنستان با ایران، ترکیه و گرجستان هم مرز است و دارای پیمان امنیتی و نظامی با روسیه است. خط لوله گاز باکو -جیحان از شمال منطقه و خاک   گرجستان به دریای سیاه میرسد. وجود مذاهب و قومیت های مختلف در این منطقه خطوط مرزی و تقسیمات سیاسی و سرزمینی را از دیرباز دچار پیچیدگی ها و مشکلات فراوانی کرده است. در داخل خاک خود ارمنستان جمهوری خودمختار نخجوان‌ وجود دارد که از نظر سیاسی و حکومتی دارای اختیارات ویژه خود می باشد. تا زمانیکه اتحاد جماهیر شوروی پا پر جا بود به علت همین تعدد قومیت و مذاهب سعی شد مناطقی که دارای چندگانگی قومیت ها و مذاهب بودند و نمیتوانست بخشی از جمهوریهای دیگر قرار داده شود ، بصورت جمهوری خودمختار اداره میشدند، و از انجمله جمهوری خودمختار قره باغ از چنین وضعیتی بر خوردار بود.
پس از فروپاشی شوروی و تشکیل جمهوریهای مستقل ارمنستان و آذربایجان ، سرنوشت منطقه قره باغ موجب اختلاف دو کشور و جنگ و مناقشه بر سر تصاحب ان در گرفت. سازمان ملل در آن دوره قره باغ را جزئی از خاک جمهوری آذربایجان اعلام و برای فیصله دادن اختلاف درخواست تخلیه منطقه از طرف جمهوری ارمنستان کرد. جنگ فعلی که با پشتیبانی لجستیکی و روانی دولت ترکیه و با گسیل نمودن نیروهای مخالف دولت سوریه و تحت نفوذ دولت ترکیه به منطقه، بصورت جنگ‌ نیابتی در امده است، در واقع توسل به زور از طرف جمهوری آذربایجان‌ برای اجرای عملی قطعنامه های شورای امنیت است. ولی غافل از اینکه میتوان جنگی را آغاز کرد ولی پایان در ید اغاز کننده نیست.
 

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 10 =