شیوع کرونا سرعت تحولات فناوری را برای آموزش و پرورش ما بیشتر کرد

تهران- ایرنا- افسانه سلیمی کارشناس آموزشی درباره تحولات اخیر آموزشی گفت: الان در بسیاری از کتاب‌های درسی فنی و حرفه‌ای، روش استفاده از ابزارها یا آزمایش‌های کتاب علوم در سایت‌های آموزش و پرورش به‌صورت فیلم بارگذاری شده و دانش‌آموزان می‌توانند استفاده کنند. این‌ها امکاناتی است که در سال‌های گذشته واقعاً باورپذیر نبود و شاید شیوع کرونا سرعت این تحولات را برای آموزش و پرورش ما بیشتر کرد.

رسالت آموزش و پرورش را در حالت کلی اگر به ۲ موضوع آموزش و پرورش تقسیم کنیم در وجه آموزش با اشتباه بنیادین و شناختی مواجه هستیم که این وجه را ناکارآمد کرده است و در امر پرورش با کمبود امکانات و موانع فرهنگی و ساختاری دست به گریبانیم که آن را غیرممکن می کند. اگر پرورش را به معنای آماده کردن کودکان برای ورود به زندگی اجتماعی، شخصیت سازی و مهارت های زندگی قلمداد کرد با مشکلات متعددی روبه رو هستیم که حل شدنی بنظر نمی رسند. این مشکلات را می توان به ۲ دسته مهم تقسیم کرد:

نخست امکانات آموزشی. بغیر از اینکه چنین چیزی نیاز به نیروهای متخصص در سطح کلان دارد و سیستم آموزشی ما از این نظر تاحد زیادی فقیر و دست بسته است اما مانع مهمتر،  زمان است. اصولا در نظام آموزشی ما زمان مناسبی برای پرداختن به پرورش وجود ندارد. از یک طرف تعداد مواد آموزشی ما نسبت به اروپا زیاد است و از طرف دیگر زمانی که دانش آموز در مدرسه سپری می کند، کمتر است. برای مثال در کشورهای اسکاندیناوی دانش آموزان زمان طولانی را در مدرسه هستند چرا که هر ۲ والدین شاغل هستند و مدرسه مسوولیت نگهداری از کودکان را هم برعهده دارد. در حقیقت در این سیستم ما فقط با مدرسه مواجه نیستیم بلکه با مهدمدرسه مواجه ایم. مهدکودک، مهد نوجوان و حتی مهد جوان. اما در ایران کودکان نصف روز مدرسه هستند و همین زمان برای آموزش محتوای درسی کتاب ها به سختی کفایت می کند در حدی که می بینیم از زمان دروسی مانند هنر،  ورزش به نفع آنها کاسته می شود. حتی برخی از  مدارس غیر انتفاعی که تا ساعت ۴ بعد از ظهر باز هستند، این زمان را به کلاس های فوق برنامه اختصاص داده اند.

پرورش از طریق یک کلاس خاص به نام کلاس پرورش یا شخصیت یا مهارت های زندگی حاصل نمی شود. پرورش نیاز به کارگاه های گروهی و تجربه های دست جمعی دارد. پرورش نوع دیگری از آموزش نیست بلکه کسب هدایت شده تجربه است که مهمترین ابزار آن بازی های جمعی است.

اما مشکل دوم این است که اصولا خانواده ها و سیستم آموزشی از پرورش و اهداف آن درک یکسانی ندارند و دغدغه ها یکی نیست. سیستم به شکلی ایدئولوژی محور، پرورش را تفسیر می کند و جامعه بیشتر مهارت محور است. این شکاف مانع از شکل گیری همدلی می شود و این عدم همدلی حتی اگر از نظر ساختار فیزیکی،  پرورش را ممکن می کرد آن را از کارایی می انداخت.

پژوهشگر ایرنا همزمان با تغییرات الکترونیکی و تکنولوژیکی که به بهانه کرونا در سیستم آموزشی به وجود آمده با افسانه سلیمی روان شناس، مدرس مهارت های زندگی و بنیانگذار موسسه فرهنگی هنری کلام زنده، درباره فرآیند آموزش در کشور و تحولات اخیر این سیستم و راهکارهای ایشان برای بهبود این روند گفت وگو کرده است:

ایرنا: در حال حاضر مهمترین دستاوردهای آموزش و پرورش‌های کشور را در چه می‌دانید؟

سلیمی: مهمترین نکته در آموزش و پرورش ایران، تأکید بر آموزش و یاد دادن است. این ذهنیت به خانواده‌ها هم نفوذ کرده که مدرسه جایی برای آموختن و وظیفه‌ جدی معلم یاد دادن است. بر همین اساس، پیشرفت از نگاه خانواده افزایش معلومات و مهارت‌های علمی است و این روند، معیوب و ناکارآمد است.

در ابتدا باید پرسید: جامعه‌ ما به نسبت جمعیت به چه تعداد دانشمند و عالم و همچنین کاربر متخصص دانش نیاز دارد؟ حتی اگر بپذیریم تنها هدف یا مهم‌ترین هدف مدرسه و دانشگاه پرورش عالم و متخصص باشد که نباید باشد، این سیستم برای همین منظور نیز ناکارآمد است. امروزه در نظام‌های آموزشی پیشرفته این واقعیت به‌خوبی درک شده که نمی‌توان آموزش را به دیگری داد! یادگرفتن یک امر درونی است، اگر چه ماهیتی میان ذهنی دارد و انتقال اطلاعات از بیرون رخ می‌دهد اما تنها زمانی به مهارت و دانش تبدیل می‌گردد که به وسیله فرد درونی شوند.

از این لحاظ تلاش بر انتقال بیرونی اطلاعات در حالی که فرایند درونی‌سازی آن در شخص آغاز نشده است، بیهوده، عذاب‌آور و استرس‌زاست. برای مثال: شاید بچه‌های دهه‌ ۷۰ و ۸۰ خورشیدی به لحاظ آموزشی قوی باشند اما کارآمدتر نیستند و مسوولیت‌پذیری در آنها پرورش نیافته است. این در حالی است که آن‌ها مقصر نیستند و ایراد ندارند، فقط پرورش نیافته‌اند. کشاورزی که قصد پرورش گل دارد، باید علاوه بر دانش کامل گل‌کاری، مسوولیت پرورش را هم بر عهده بگیرد و اگر چنین نباشد، در پایان سال سهم او گلدان‌های خالی و فرصت‌های مالی سوخته است. این نتیجه‌ آموزش بدون پرورش است.

کشور عزیز ما، زمانی به قدرتی همه‌جانبه تبدیل خواهد شد که کودکانمان تا به ثمر رسیدن آموزش‌ها در عمل پرورش بیابند

کشور عزیز ما، زمانی به قدرتی همه‌جانبه تبدیل خواهد شد که کودکانمان تا به ثمر رسیدن آموزش‌ها در عمل پرورش بیابند. چراکه پرورش در مسایل تربیتی ضامن اخلاق جامعه خواهد بود که جای آن در مدارس کشورمان خالی است و طوفان آن گریبان‌گیر جامعه است و اگر بخواهیم آموزش و پرورش را یک مقوله‌ کلان‌تر ببینیم، همه‌ اقشار جامعه خصوصا خانواده ها باید به این موضوع اهتمام داشته و برای رشد فردی و اجتماعی فرزندانشان تلاش کنند.

ایرنا: لازمه‌ این درونی‌سازی که به آن اشاره کردید، چیست؟

سلیمی: درونی‌سازی زمانی آغاز می‌شود که دانش‌آموز به دریافت اطلاعات، توسعه و مهارت در بکارگیری آنها احساس علاقه کند. در واقع وظیفه اصلی یک سیستم آموزشی سازگار و پیشرفته کشف و ایجاد علاقه به یادگیری است نه یاد دادن! برای مثال، اگر هدف از آموزش ریاضی پرورش ریاضی‌دان است باید بدانیم تنها افرادی شانس ریاضی‌دان شدن دارند که از یادگیری و دریافت اطلاعات ریاضی لذت می‌برند.

مهمترین کارایی نظام آموزشی در اینجا ایجاد علاقه و شوق یادگیری است. علاقه‌ای که به لذت بردن از آموختن منتهی می شود. این فرایندی بسیار حساس و باحوصله است. موضوع چند هفته و چند ماه نیست. برای ایجاد علاقه پایدار باید برنامه‌ای چندساله داشت و نظام آموزشی برای چند سال نخست هیچ حساسیتی بر میزان مهارت و رشد تحصیلی نباید از خود نشان دهد.

باید باور کنیم که رسالت اصلی نظام آموزشی ما، آماده کردن کودکان برای ورود به اجتماع و زندگی شخصی است، نه آماده کردن کودکان برای ورود به دانشگاه.

در واقع معیار رشد باید تغییر کند. مثلاً معیار رشد ریاضی در یک کودک این خواهد بود که آیا این کودک نسبت به فراگیری ریاضی از چند ماه پیش مشتاق‌تر و علاقه‌مندتر شده است یا خیر. نه اینکه آیا او نسبت به چند ماه پیش، بیشتر ریاضی بلد است! این تغییر در نظام آموزشی بنیادین است و بدون همکاری خانواده‌ها ممکن نخواهد شد.

باید باور کنیم که رسالت اصلی نظام آموزشی ما، آماده کردن کودکان برای ورود به اجتماع و زندگی شخصی است، نه آماده کردن کودکان برای ورود به دانشگاه.

ایرنا: نقش آموزش و پرورش را در توسعه و پیشرفت کشور چگونه تحلیل می‌کنید؟

سلیمی: عامل موُثر و قدرتمندی که ارتباطی مستقیم با پیشرفت و توسعه‌ هر کشوری دارد از دل آموزش و پرورش و بطور مختص از مدرسه‌ها آغاز می‌شود. بارها شنیده‌ایم که بچه‌ها آینده‌سازان هر کشوری هستند اما این جمله یک کلیشه نیست، این تمام داستان است. جامعه از تک‌تک ما تشکیل شده و متاسفانه تعدادی محدود آن را عملی کرده‌اند، اگر توسعه و پیشرفت هدف یک کشور باشد، سکاندار اصلی آموزش و پرورش است. نوجوانان دیروز، سکانداران امروز ما هستند و سکاندارهای جامعه‌ فردا، کودکان امروز.

به طورکلی توانایی‌های انسان، تفاوت فاحشی با یکدیگر ندارند. تفاوت عمده در میزان باور هر فرد از توانایی‌های خویش است. بطور مثال، میزان شهامت در یکی کمتر و در دیگری بیشتر نیست. تفاوت در رفتارهای شهامت‌گونه در هر شخص است که تحت تاثیر باورهای فردی و بینش او برای ضرورت ورود به میان ترس‌ها است. در گام اول، آموزش و پرورش و سپس سطوح فرهنگی هر جامعه، جایی است برای شکل‌گیری این باورها.

سازندگی کشور باوری است که در جوانان یا شکل می‌گیرد و بارور می‌شود یا نه. این بینش ذاتی نیست، بلکه آموخته‌ها یا نیاموخته‌هایی در بازی‌های کوچک است.

ایرنا: شما در سخنرانی‌ها و سمینارهای خود بر اهمیت و لزوم توجه به بخش پرورش بسیار تأکید دارید و از  یکجانبه‌گرایی و آموزش بدون پرورش در این بخش انتقاد کردید، درباره نقش مهم پرورش و اهمال‌هایی که در این زمینه صورت گرفته توضیح دهید.

سلیمی: در نهایت تأسف، سیستم آموزشی کشور آنقدر مبتنی و متکی بر تکیه بر ارتقای کیفیت آموزش و نهایتاً موفقیت دانش‌آموزان در کنکور است که با محوریت ایجاد رقابت و تقویت انگیزش ارتقای علمی از پرورش غافل مانده و جامعه را به شدت آسیب‌پذیر کرده است.

توانمندی یک مدیر یا کادر آموزشی مدرسه را چگونه ارزیابی می‌کنیم؟ در کشور ما گسترش یک مدرسه بر ارتقای سطح علمی دانش‌آموزان تکیه دارد و ارزیابی کیفی مدارس، مبتنی بر آمار قبولی کنکور است. نفوذ این نگاه، بسیاری از خانواده‌های امروز را درگیر همتی یک جانبه جهت ارتقای کیفیت درسی در فرزندانشان کرده است و زمان چندانی را برای پرورش آنها صرف نمی‌کنند.

یادگیری مهارت‌های فردی، یادگیری حرفه‌وفن مورد علاقه دانش‌آموز، پرداختن به ورزش، فعالیت‌های هنری و امثال اینها به چندجانبه شدن رشد در فرزندان منجر می‌شود. کمبود اینها در سیستم کنونی به‌شدت احساس می‌شود. البته، مدت زمانی است که مدارسی با رویکردهای چندجانبه‌ آموزشی و پرورشی در حال رشد است که می‌تواند حرکتی بسیار مؤثر باشد. اما متأسفانه به دلیل محدود شدن این مدارس به مجموعه‌های غیرانتفاعی، بسیاری از اقشار متوسط جامعه که امکان ثبت نام در این مدارس را ندارند و از این فرصت محروم می شوند و مجبور به ورود به مدارس دولتی هستند که اصولا اهتمامی به این گونه موارد مهم ندارند، بنابراین می بایست،  آموزش و پرورش برای رفع این نواقص بزرگ گام‌های محکم و جدی بردارد.

ایرنا: موضوع شادی و نشاط و نحوه بروز و ظهور آن یکی از مواردی است که به بهانه های مختلف در مدارس کشور بسیار مورد توجه قرار گرفته است، درباره این اتفاق و واکنش‌ها به این ماجرا به عنوان یک متخصص و مشاور آموزشی چه نظری دارید؟

سلیمی: وجود فضاهایی برای شادی و طراوت در میان دانش آموزان از ملزومات اساسی سیستم آموزشی کشور است که می بایست حتما دست‌اندرکاران به این موضوع اهتمام ویژه داشته و به روش‌های مختلف برای تحقق آن میان بچه‌ها تلاش کنند اما اینکه برای نمونه همخوانی موسیقی خواننده‌های لس‌آنجلسی در مدارس گسترش پیدا کرده نشان از بلاتکلیفی و غیرهمگونی نگرش در فضای آموزشی کشور دارد. در حالی که ما می‌خواهیم در بخش پرورش روح بزرگ و حساس کودکان و نوجوانان را به طرف تعالی سوق دهیم، ناگهان اشعاری با مضامین  بی‌مایه را در مدارس برای ایجاد شادی و طراوت پخش می‌کنیم.

آیا این کار با رویکرد پرورش روح کودک سازگار است؟ آیا نمی‌توان با استفاده از مضامینی شادی‌آور و محتوایی غنی فرزندانمان را به خوب اندیشیدن، تحلیل کردن و معانی پر بار سوق دهیم؟ حتما می‌شود، اگر رسالتمان را از یاد نبریم.

ایرنا: از نظر شما چگونه می‌توان محیط آموزشی مدارس را برای دانش‌آموزان جذاب‌تر کرد و آمار کاهش ترک تحصیل و بی‌میلی به درس خواندن را از میان برد؟

سلیمی: به نظر من نخستین راهکار برای بالا بردن جذابیت مدارس، تبدیل محیط آموزش محور صرف به محیطی کارگاهی، آموزشی و تربیتی است. محیطی که کودک و نوجوان ما برای بودن در آن و ماندن در آن لحظه‌شماری کنند. محیطی که هم ارتقای علمی را در پی داشته باشد و هم سرگرمی و نشاط را به همراه داشته باشد تا کودک تمام نیازهای خود را در آن بیابد.

آنچه امروزه در برخی مدارس خاص به آن توجه می‌شود؛ هم تکیه بر بالابردن مهارت های فردی و هم مبتنی بر ارتقای آموزشی. هرچند که داشتن چنین انتظاری کمی با امکانات ما در نظام آموزشی همخوانی ندارد اما لازم است، هدفگذاری به این صورت انجام شود تا بتوانیم در سال‌های آتی به این امکانات دست پیدا کنیم. اگر ما بتوانیم به جز نیازهای آموزشی روی ارتقای مهارت های فردی و اعتماد به نفس دانش‌آموزان کار کنیم به طور مسلم محیط جذابتر شده و آمارهای ناخوشایند نیز پایین می‌آید.

ایرنا: درباره نقش و تأثیر مطالعه و رواج فرهنگ کتابخوانی در مدرسه‌ها و راهکارهای افزایش کتابخوانی برای دانش‌آموزان چه مواردی را پیشنهاد می‌کنید؟

دوستی درباره‌ یک معلم انشای قدیمی، خاطره‌ای نقل می‌کرد: آن معلم فرهیخته، به دانش‌آموزانش گفته بود که هر دانش آموزی که انشای خوبی بنویسد به او کارت ۵ امتیازی می‌دهد...، اما اگر این انشای خوب را با استفاده از کتاب خوبی نوشته باشد و آن کتاب را در انشایش معرفی کند، به او یک کارت ۱۰ امتیازی می دهد. سلیمی: موضوع کتابخوانی را ابتدا باید در خانواده ها ترویج کرد. کودک در ابتدای امر تابع رفتار پدر و مادر است (بیشتر از گفتار) و اگر ما بتوانیم والدین و افراد موثر بر تربیت فرزندان را به این جهت سوق دهیم،  کم کم کودک هم اینگونه می‌شود. پس از آن باید با شناسایی علایق و استعدادهای دانش آموز وی را برای حل ابهامات خود به سمت مراجعه به کتاب های غیردرسی سوق داد. آشنا کردن دانش‌آموز با آثار موضوعی که دارای جذابیت برای کودک و نوجوان است هم می‌تواند وی را به امر اصلی کتابخوانی سوق دهد.

به‌راستی ما در تکالیف مدرسه، یا کارهای تحقیقی، چقدر بچه‌ها را به استفاده از کتاب‌ها و منابعی غیر از کتاب های درسی تشویق می‌کنیم؟

ایرنا: این روزها به دلیل شیوع کرونا، بیشتر فعالیت‌های کلاسی به‌صورت مجازی برگزار می‌شود. این شرایط جدید و تاثیر آن برفرآیند آموزش را چگونه ارزیابی می کنید؟

سلیمی: شرایط جدید آموزش مجازی از طرفی یک فرصت است و از سوی دیگر تهدید. تهدید آن این است که همان اندک امکانی که وجود داشت، برای کار گروهی و تعاملات اجتماعی بچه‌ها، همان هم از میان رفته و حضور بچه‌هایی که بیشترشان تک‌فرزند هم هستند و شاید مدرسه برای آنها تنها فرصت برای مواجهه با چالش‌ها بین فردی بود، الان با آموزش مجازی با این تهدید مواجهیم که تجربه‌ اجتماعی‌شدن دانش‌آموزان از این هم محدودتر و ضعیف‌تر بشود.

اما از طرف دیگر شرایط کرونا، می‌تواند فرصت باشد؛ فرصت تغییر عادت‌های درس‌دادن و درس شنیدن. الان بچه‌ها زمان بیشتری را در خانه می‌گذرانند و عملاً برای رفت و آمد به مدرسه هم زمانی صرف نمی‌کنند. چقدر خوب است که معلمان فرصت‌های مطالعه‌ای تازه و فوق برنامه را برای بچه‌ها به وجود بیاورند.

شاید تا همین چند ماه پیش، خیلی از کودکان فرصت یا مهارت یک جستجوی ساده اینترنتی را هم نداشتند یا شاید نگرانی‌های مختلفی در این زمینه وجود داشت اما شرایط جدید آموزش مجازی خودبخود خانواده‌ها و مدرسه‌ها را به این جهت سوق داد که امکانات جدید را برای بچه‌ها فراهم کنند و چقدر خوب است که اجازه بدهیم، فضای اینترنت، دریچه‌های آموزشی فراتر از کتاب درسی هم برای بچه‌ها باز کند.

الان در بسیاری از کتاب‌های درسی فنی و حرفه‌ای، روش استفاده از ابزارها یا آزمایش‌های کتاب علوم در سایت‌های آموزش و پرورش به‌صورت فیلم بارگذاری شده و دانش‌آموزان می‌توانند استفاده کنند. این‌ها امکاناتی‌ است که در سال‌های گذشته واقعاً باورپذیر نبود و شاید شیوع کرونا سرعت این تحولات را برای آموزش و پرورش ما بیشتر کرد.

گفت و گو از محمد تقی زاده

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 5 =