چرا جایزه نوبل به «پل میلگرام» و «رابرت ویلسون» رسید؟

تهران- ایرنا- روزنامه دنیای اقتصاد در گفت وگو با پل میلگرام برنده جایزه نوبل اقتصاد ۲۰۲۰ آورد: من تئوری حراج را برای جایزه گرفتن دنبال نکردم بلکه هدفم، همواره محقق کردن ایده‌های مرتبط با آن بوده است. اما یکی از مسائل بسیار خوب درباره جایزه نوبل این است که موجب توجه به موضوع موردنظر می‌شود و در نتیجه آن، احتمالا، باعث می‌شود که من بتوانم کاربردهای موفق بیشتری از تئوری حراج را در دنیای واقعی محقق کنم و از این جهت هیجان زده‌ام و این بهترین قسمت نوبل است.

 روزنامه دنیای اقتصاد ۲۲ مهر به گفت وگو با پل میلگرام برنده جایزه نوبل اقتصاد ۲۰۲۰ پرداخته است که در گزیده‌ای از آن می خوانیم: با افزایش روزافزون داده‌ها، آیا نسبت دادن یک قیمت و ارزش دقیق آسان‌تر نشده است؟ به‌طوری‌که بدانیم در چه زمانی از ارائه پیش‌بینی بالاتر خودداری کنیم؟ پل میلگرام پاسخ داد: نه حقیقتا. بسیاری از این کارها درباره نااطمینانی‌هایی است که هنوز حل نشده‌اند. مثلا اگر شما در یک حراج، بخواهید برای یک چاه نفتی پیشنهاد دهید و ندانید که چقدر نفت در آنجا وجود دارد، داده‌های موجود کمکی نخواهند کرد. یا اگر بخواهید برای امواج رادیویی پیشنهاد بدهید، ارزش آن وابسته به تقاضای آینده یا اینکه تکنولوژی چطور تغییر می‌کند، خواهد بود و باید آن را تخمین بزنید. و اگر تخمین شما غلط باشد، ممکن است نفرین برنده متوجه شما شود. خبرنگار پرسید  آیا این موارد در اقتصاد ورزش، مثل بیس‌بال، قراردادها، فوتبال و... نیز کاربرد دارد؟ پل پاسخ داد: قطعا. اگر بخواهید یک بازیکن را به خدمت بگیرید، شما درحال تخمین زدن این موضوع هستید که بازیکن مورد نظر، با چه احتمالی عملکرد خوبی خواهد داشت و آیا در طول فصل سالم می‌ماند؟ که البته این کار توسط افراد این حوزه انجام می‌شود و اگر تخمین شما خوش‌بینانه تر از سایرین باشد، محتمل است که حراج را ببرید.

توصیه اقتصاددان نوبلیست ۲۰۲۰ به ایران چه بود؟ این اقتصاددان نامی ۴ سال پیش یعنی در تابستان ۹۵ به ایران سفر کرده و علاوه بر برگزاری یک مدرسه تابستانی، از شهرهای تهران، کاشان، اصفهان و شیراز نیز دیدن کرده است. «تجارت فردا» در پرونده‌ای (در شماره‌های ۱۹۲ و ۱۹۵) این سفر را پوشش داده است. در این سفر که با همراهی محمد اکبرپور، اقتصاددان برجسته ایرانی بوده، به سوالاتی در مورد ایران نیز پاسخ داده شده است. گزارش پیش‌رو خلاصه‌ای از سفر او به ایران، نظرش در مورد رفتار مردم ایران و کارهای علمی است که این نوبلیست انجام داده است. علاوه براین، او ادامه راه خصوصی‌سازی و عبور از اقتصاد دولتی در ایران را نیز تشریح کرده است.

یکی از سوالاتی که از پل میلگرام پرسیده شده، دلیل سفر او به ایران بوده است. او دلیل اصلی سفر خود به ایران را دو شاگرد ایرانی خود محمد اکبرپور و سیدعلی مدنی‌زاده عنوان کرده و گفته: «همان‌طور که قبلا هم گفتم، همیشه از تو و سیدعلی (مدنی‌زاده) که دانشجوهای بسیار خوب من بودید و انسان‌های خوبی هستید احساس خوبی می‌گرفتم. همیشه مشتاق بودم که ببینم شما از چه سرزمینی آمده‌اید و حالا آمدم و اینجا هستم.» او در مورد کیفیت سفر خود به ایران نیز گفته است: «خیلی چیزها دیدم که هنوز تحلیلی درباره آن ندارم. تناقض‌هایی هم دیدم که باید بیشتر درباره آن مطالعه کنم. مثلا رفتاری که مردم با خودشان و دیگران دارند. اینکه بسیار خوش‌برخورد و مهربان هستند اما رفتارشان در رانندگی و در خیابان و ترافیک بسیار بد است. برای من جالب بود، آن شب که با تعدادی استاد دانشگاه قرار گذاشتیم و من و تو چند دقیقه زودتر در محل قرار حاضر شدیم اما اولین نفری که سر قرار حاضر شد، ۴۰ دقیقه تاخیر داشت. خب هنوز به این نتیجه نرسیده‌ام که اگر برای مردم در تهران، وقت این‌قدر بی‌اهمیت است، چطور در خیابان این‌قدر بد رانندگی می‌کنند و سر ثانیه‌ها با هم رقابت می‌کنند. راستش گیج شده‌ام و هنوز درباره آن جوابی پیدا نکرده‌ام. اما یک موضوع دیگر هم برای من خیلی خوشایند بود. احترامی که شما به بزرگ‌ترها می‌گذارید برای من خیلی دوست‌داشتنی است و حتی احترامی که مردم برای هم دارند فوق‌العاده است و البته مهم‌تر از همه، نوع روابط خانواده‌ها برایم جالب است. اینکه من را برای شام با خانواده‌ات آشنا کردی و دورهمی‌های خانوادگی خوبی را دیدم، بسیار عالی بود. خیلی خوش گذشت و تازه فهمیدم آنها که با من شام خوردند، فقط بخش کمی از اقوام تو بودند که معمولا دور هم جمع می‌شوند. آرزو دارم خانواده من هم در آمریکا چنین دورهمی‌های صمیمانه‌ای را تجربه کنند. راستش خیلی عالی بود.»

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 11 =