کودکان و نوجوان خیر و شر را نقاشی کردند

تهران-ایرنا- مدرس نقاشی «سایکی تایپی» در تشریح نمایشگاه گروهی کودکان و نوجوان، گفت: تلاش ما به تصویر کشیدن انسانی بود که همواره در زندگی و در تمام دوران بین ۲ نیروی خیر و شر معلق است که به طور نمادین هنرجویان از یک حیوان یا یک سمبل بهره بردند که همزمان حامل یک مفهوم متضادِ مثبت و منفی است.

نمایشگاه گروهی ستیز هم‌زمان با روز جهانی کودک و نوجوان در گالری فرمانفرما افتتاح شد. در این نمایشگاه آثاری از هنرجویان کودک و نوجوان که زیر نظر بهار ربوشه تعلیم دیده‌اند، به نمایش گذاشته شده است.

در استیتمنت این نمایشگاه آمده است: انسان آوردگاه تاریکی و روشنی است، جولانگاه تباهی در نبود شکوفایی. پلی میان دیو و فرشته های همسان، دو رخ از یک چیز. سقوط می‌کند یا ایستادگی تا رستگاری، انتخاب پیوسته و همواره اوست. هنر تصویرگری این جدال تا همیشه است و بدون این مهم به خودی خود هیچ است.

در مجموع ۳۳ اثر از ۲۹ هنرمند کودک و نوجوان در نمایشگاه به نمایش درآمده است که ۱۹ تابلو آثار کودکان ۴ تا ۱۰ سال و ۱۴ عدد از تابلوها آثار نوجوانان است.

بهار ربوشه مدرس نقاشی سایکی تایپی (روان الگویی) کودک و نوجوان است، که روشی علمی و مدرن است و در آن علاوه بر آموزش تمامی تکنیک‌های آکادمیک نقاشی و طراحی، نمادشناسی روان الگویی و خلق آثار مفهومی و معنادار با استفاده از نمادها و اسطوره‌ها به کودکان و نوجوانان آموزش داده می‌شود.

هنرپروری روان الگویی، سبک پرورشی علمی و روانشناسانه است که با به‌کارگیری روش‌های هنری درست و اصولی، به خلق آثاری خیره‌کننده منجر شده است. به بهانه این نمایشگاه با بهار ربوشه به گفتگو نشستیم. 

ایرنا: درباره پیوند نقاشی با روانشناسی توضیح دهید که چه امکان هایی را این رویکرد هنری میتواند فراهم کند؟

من معتقد هستم که تمامی آموزش ها باید با روانشناسی پیوند داشته باشند و تمامی مربیان و آموزگاران مدارس در هر رشته ای باید آشنایی کامل با علم صحیح روانشناسی داشته باشند تا تمامی آموزش ها را با در نظر گرفتن شخصیت و مسائل روانی و زندگی هر کودکی پیش ببرند و با ارتباط صحیحی که برقرار میکنند موثرتر باشند و کودکان را به آموختن مشتاق کنند.

نقاشی هم هنری است که سراسر با نمادها و داستان ها و اسطوره ها سروکار دارد و ما با آموزش مفاهیم روانشناسی و انسان شناسی ذهن کودکان و نوجوانان را بارور می‌کنیم و با چنین آگاهی هایی می‌توانند آثار بسیار معنادار و نمادینی خلق کنند، مسئله ای که فکر می‌کنم نبودش در هنر امروز بسیار مشهود هست. شاهد آثار بسیاری با فرم و تکنیک خوب ولی عاری و تهی از پیام و معنا هستیم و خلاقیت به سطح تکنیک و فرم تنزل یافته است.

 در کنار هنری که به هنرجویان آموزش داده می شود، ذهن و کارکردهای مغزی آنها  بیدار می شود و به سبب روان الگوهای اصل پایه شخصیت، و بر روی استعدادها و توانایی های آنها و هم چنین هدف گذاری هایشان برای آینده متمرکز  می شود و موجب افزایش چشمگیر مهارت ها و توانایی های دست ورزی، تمرکز، یادگیری ، ارتباط اجتماعی در آن ها شده و بدین ترتیب اعتماد بنفس، انگیزه و شور و ذوق زندگی کردن در آنها بیشتر شود.

ایرنا: آیا از نظر شما این رویکرد تنها به هنر منتهی نمی شود و در زندگی کودکان هم موثر است؟

مسئله بسیار مهم این است که اصول درست زندگی، جهان بینی صحیح، تشخیص درست از غلط و مسیر زندگی صحیح را به کودکان و نوجوانانمی آموزیم تا در آینده دچار تناقض ها و  گرفتار بازی های انحرافی نشوند و بتوانند رسالت خود را به بهترین شکل ممکن انجام دهند.

در طی این سالها بسیار شاهد این اتفاق بودیم، چه بسیار نوجوانانی که بی هدف و بی انگیزه مراجعه کرده اند، ولی با همین آموزش ها و البته هدف گذاری صحیح با توجه به استعدادها و شخصیت هر فرد توانستیم وی را به سمت کار و تلاش بیشتر سوق دهیم و چنین رویدادی مانند برگزاری همین نمایشگاه میتواند کمک کند که آنها نتیجه ی تلاش ها و هدف گذاری های خود را ببینند.

ایرنا: آیا این مفاهیم و این آموزش ها در این سطح بالا را کودکان درک می کنند و قرار گرفتن در این فضا و درک چنین مفاهیم عمیقی کودکی را از آنها نمیگیرد؟

اتفاقا این سوال بسیاری از خانواده‌هاست و همیشه از من این پرسش را دارند که اصولا بچه ها درکی از این مفاهیم دارند و فراگیری این مطالب برایشان زود نیست؛ ما معتقد هستیم که این آگاهی ها باید از از بدو شکل گیری نطفه و از دوران بارداری به کودک منتقل شود در هر دوره زندگی و در هر سنی با روشی متفاوت و زبانی مخصوص همان سن به شکلی که برایشان قابل درک و فهم باشد،انجام شود. نبود همین آموزش ها با تصور اینکه بچه ها خودشان باهوش هستند و خودشان می‌دانند و خودشان ارتباط و انرژی قوی با روانشان دارد باعث شده که ارتباط خانواده‌ها در نوجوانی با فرزندانشان قطع شود و فضای فکری و نوع زندگی و جهان بینی کاملا متفاوت با والدین و در بسیاری موارد کاملا اشتباهی داشته باشند. دیدگاه اشتباه دیگر این است که در بزرگسالی، زمانش که برسد خودشان به دنبالش خواهند رفت و خواهند آموخت، امری که با استدلال درست و نیز به تجربه زندگی واقعی اشتباه بودنش اثبات می شود، زیرا در بزرگسالی که هیچ ذهنیتی از درست و غلط ندارد و حساس ترین دوران فراگیری را در رشد و نمو خود از دست دادند بسیار بعید و سخت اتفاق خواهد افتاد و هزینه و خسارت بسیار بالایی به بار خواهد آورد.

موضوع دیگر این است که یکی از روان الگوهایی که ما به شدت روی آن تمرکز می‌کنیم و تمرین ها و روش های خاصی برای فعال کردن و فعال ماندن آن اعمال می‌کنیم روان الگوی کودک است و اجازه ی خشک شدن زندگی و خاموش شدن کودک را به کودکان و نوجوانان نمی دهیم.

شناخت نمادها به کودکان چه امکان هایی می دهد؟ 

 در این شیوه آموزش هنر، هنرجوها به سمت بلوغ روانی هدایت می شوند، به سمت ایجاد توانایی تشخیص درست از غلط؛ و نمادها بهانه ای می‌شوند برای انتقال مفاهیم، برای اندیشیدن، و در نتیجه رشد کردن. از طریق شناختن نمادها و اسطوره ها هنرجویان می‌توانند درک درستی از آثار بزرگانمان داشته باشند تا از طریق درک و آگاهی و توانایی تحلیلی که کسب می نمایند، زندگیشان را ارتقا دهند و از این رو به بالندگی و موفقیت در مراحل و عرصه­های زندگی از جمله تحصیل، کار، ازدواج، روابط اجتماعی و... برسند .به طور کلی هدف درهنرپروری سایکی تایپی بیدار کردن ذهن و روان کودکان و نوجوانان و انتقال مفاهیم بسیار عمیق و البته کاربردی به آنها میباشد تا به امید خدا  بتوانند با آگاهی و آمادگی کامل وارد دنیای بزرگسالی شوند و مسیر زندگی خود را به صورت هدفمند و با کمک ابزارهای درست و درک و شناخت علمی از جهان پیرامون خود طی کنند.

ویژگی کار با کودکان را توضیح دهید؟

از نظر من کار با کودکان بسیار جذاب و ثمربخش و در عین حال بسیار پیچیده و حساس است. ذهن پذیرا و روح حقیقت جوی آنها انسان را به وجد می آورد و تاثیرات شگفت انگیزی که بعد از شنیدن مفاهیم اصیل و واقعی در تمام ابعاد زندگی آنها بروز پیدا می‌کند انگیزه و انرژی ادامه مسیر را دوچندان می کند. پیچیدگی کار با کودکان و نوجوانان از آن جهت است که ما باید هنگام آموزش این مفاهیم، شخصیت کودکان، شرایط زندگی آنها، توانایی،  استعداد، نقاط ضعف و قوت را در نظر بگیریم. بنابراین آموزش ها به هر کودک باید بطور جداگانه و با در نظر گرفتن تمام نکاتی که عرض کردم انجام شود تا تاثیر گذاری بیشتری داشته باشیم. از طرف دیگر نگاه کودکان و نوجوانان به امر آموزش کمی متفاوت نسبت به بزرگسالان است. آموزش ها و فضای ایجاد شده باید به صورتی باشد که آنها با شور و اشتیاق و انگیزه در کلاس ها حاضر شوند و اشتباهات کوچکی در مدیریت فضا و نحوه انتقال می‌تواند منجر به دلزدگی و در بعضی مواقع فراری شدن آن ها از آموزش شود. مسئله‌ای که در روش پرورش روان الگویی بسیار کم و به ندرت شاهد آن هستیم. تمام تلاش ما این است که نگاهشان را نسبت به آموزش و فضای آموزشی تغییر دهیم تا مسائل این چنینی در ذهن و روان آنها شکل نگیرد.

 آیا کودکی با ویژگی خاص در این نمایشگاه حضور دارد؟

کارهای همه بچه ها واقعا منحصر به فرد و فوق العاده هستند. تکنیک هایی که هرکدام از هنرجوها در کارهای خود استفاده کرده اند در سطح بسیار بالا و حرفه ای است که باعث شگفتی تمام بازدیدکنندگان شد و کسی باور نمی‌کرد که چنین آثاری با این مفاهیم عمیق و نمادین؛ هنر دست و ذهن کودکان و نوجوانان ۴  تا ۱۸ سال باشد و تمام این‌ها نتیجه آموزش صحیح و بیدار کردن روان الگوهای اصل و انتقال مفاهیم عمیق است.

درباره ایده شکل ­گیری این نمایشگاه توضیح دهید؟

تلاش ما در این نمایشگاه به تصویر کشیدن انسانی بود که همواره در زندگی و در تمام دوران بین ۲ نیروی خیر و شر معلق بوده و همیشه ناچار به انتخاب است اینکه انسان راه خیر را انتخاب کند او را تبدیل به ابرانسان کرده و به رستگاری می‌رساند و انتخاب شر چیزی جز تباهی برای انسان و بشریت نخواهد داشت. تمام هنرمندان در تابلوهای خود انسانی را ترسیم کردند بین این دو نیرو. به طور نمادین از یک حیوان یا یک سمبل استفاده کرده اند که همزمان دو معنی متضاد را در خود دارند یک جنبه مثبت و یک جنبه منفی.

هدف از برگزاری نمایشگاه چه بود؟

برگزاری یک نمایشگاه بهترین راه برای انتقال این آگاهی ها با زبانی نمادین به مخاطبین است. مسئله مهم دیگری که باعث شده برگزاری نمایشگاه را در برنامه هر ساله خود بگنجانیم این است که راه درست دیده شدن و مورد توجه قرار گرفتن را به کودکان و نوجوانان بیاموزیم تا به طور عینی درک کنند که فقط در صورتی میتوانند این میل بنیادین روان را سیراب کنند که مهارتی کسب کرده باشند، مهارتی که با صرف زمان و انرژی بدست آمده باشد. زمانی که کودکان و نوجوانان طعم این نوع مورد  توجه قرار گرفتن و دیده شدن را میچشند دیگر در آینده به سمت دیده شدن از هر راهی نرفته و با مهارت ها و توانایی های واقعی و عمیق، خودشان را به دنیا معرفی می کنند.

به طور کلی هدف من از تدریس نقاشی آموزش صرف تکنیک ها و اصول نقاشی و طراحی نیست بلکه آموزش مفاهیم روانشناسی، انسان شناسی و فلسفه به صورت کاربردی به کودکان و نوجوانان است. در این روش که برگرفته از هنرپروری روان الگویی و نقاشی سایکی تایپی یا همان نقاشی روان الگویی است، با استفاده ازهنر زیبا و اصیل نقاشی مفاهیم روان الگویی و نمادین آموزش داده می شود و هنرجو در کنار آموختن هنر نقاشی و تمام اصول تکنیکی آن، به تشخیص درست از غلط در زندگی و بلوغ روانی سوق داده می شود، البته این کار با استفاده از نمادها انجام شده و هنرجو همان نمادها را که به صورت کاربردی در زندگی درک کرده به تصویر می کشد.

در این نمایشگاه آثاری از آرشام باقرزاده، معین برجسته، بارانا جعفری ،سارینا جعفری ،هلما حاتمیان، رها حسن‌آبادی، باراد داوری، فاطمه داوری ، فرحناز داوری،  ویونا داوری،  امیرمهدی دهقان،  نازنین دهقان،  محمدصالح زندی،  نیوشا شیخ‌محمدی،  مهدیس شیرزادی،  پارمین صالحی،  پارسا صبوحی،  فاطمه طبایی،  حمیدرضا غریب،  ثنا کریم‌زاده،  زهرا کریم‌زاده،  کیارش مقصودی،  ریحانه موسوی،  علی موسوی‌زاده،  آنیسا میرزایی،  پرستش میرزایی،  مهراد نایبی،  نیما نصیری،  شنتیا وثوقی‌تبار برای بازدید عموم قرار گرفت.

این نمایشگاه تا ۲۵ مهر در گالری فرمانفرما به نشانی خیابان کریمخان زند، خیابان خردمند شمالی، کوچه اعرابی ۲، میزبان علاقه‌مندان است. 

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 4 =