ﻧﮕﺎه زﯾﺒﺎﺷﻨﺎﺧﺘﯽ ﺑﻪ موسیقی در اشعار ﻣﺤﻤﺪرﺿﺎ ﺷفیعی کدکنی

تهران- ایرنا- محمدرضا شفیعی‌کدکنی، استاد، محقق و پژوهشگر برجسته ادب‌ فارسی و یکی از شـاخص‌ترین چـهره‌های شـعر معاصر ایران زمین به شمار می‌رود که تناسب موسیقایی واژه‌ها بر تمام اشعار او سایه افکنده و به آنها انسجام‌ و استحکام‌ بـخشیده است.

محمدرضا شفیعی کدکنی که بیش تر به عنوان پژوهشگر، منتقد و استاد زبان و ادبیات فارسی معروف است، یکی از چهره های مطرح شعر معاصر ایران به شمار می رود. شفیعی از دهه ۵۰ به جرگه شاعران پیوسته و تاکنون با انتشار ۱۲ دفتر شعر که در قالب ۲ مجموعه آیینه ای برای صداها و هزاره دوم آهوی کوهی به چاپ رسیده برگی از دفتر قطور شعر معاصر را به خود اختصاص داده است. او در اشعارش به گونه ای شایسته از اوزان متنوع عروضی، بدیع لفظی و ردیف و قافیه بهره جسته و با دیدی عالمانه و نبوغی شاعرانه، موسیقی اشعار خود را چندان غنا بخشیده که مطبوع طبع هر صاحب ذوقی است.(۱)

تحقیق، نقد و پژوهش در زمینه‌ شعر و ادب فارسی و عرفان ایرانی، تنها بخشی درخشان از زندگی شفیعی اسـت‌ کـه بـه همراه نیمه‌ درخشان دوم زندگی او، شاعری با چهره‌ای کم‌نظیر و نـامیرا سـاخته است. او در ۱۳۴۴‌ خورشیدی با انتشار ۲ دفتر شعر به نام‌های«زمزمه‌ها و شبخوانی»خود را به‌ عنوان‌ شاعری آینده‌دار معرفی کرد. زمزمه‌ها که زمـزمه‌های جـوانی او را تـشکیل می‌داد، حدود ۴۲ غزل بود به سبک‌ و سیاق‌ قدما که درون‌مایه‌ اغـلب آنها را عشق و عاشقی تشکیل می‌داد. گر چه این‌ دفتر مورد ستایش بسیاری از بزرگان قرار گرفته  امـا بـاید اذعـان کرد که‌ در بیشتر موارد، جز بازآفرینی مضامین قدما و بعضا نه در لبـاسی نـو، چیز خاصی در آن‌ دیده‌ نمی‌شود و به قول خودش روحیه‌ عاریتی و بیمارگونه‌ سبک هندی بر برخی غزل‌های آن حاکم اسـت‌. گـرچه حافظ شیرازی تأثیری شگرف برمنظومه فکری شفیعی گذاشته اما در هیچ یک از دفـترهای‌ شـعری وی تـا این حد اثر پذیری از حافظ به چشم نمی‌خورد. در دفتر بعدی‌ او شبخوانی، وام‌گیری از حافظ، جای خـود را بـه اثـر پذیری از مهدی اخوان ثالث داده است‌. اشعار این دفتر از مضامین عاشقانه فاصله گرفته و رنگ و بویی حماسی و اجـتماعی بـه خود گرفته‌ است‌. دفتر بعدی او «از زبـان بـرگ‌» اسـت‌ که‌ وجه غالب واژگانش از طبیعت به وام گرفته شده و از لحاظ سبکی از شبخوانی‌فاصله گرفته و بـه سـبک عراقی متمایل شده و نویدبخش شاعری آینده‌دار بود. این نوید در دفتر بعدی او یعنی‌ در کوچه‌ باغ‌های نـشابور، بـه ثـمر نشسته است.(۲)

این دفتر به پرفروش‌ترین دفتر شعری شفیعی تبدیل شده‌ اسـت‌. در دفترهای بعدی او مثل درخت در شب باران، از بودن‌ و سرودن‌، بوی جوی مولیان نیز این‌ روند کم و بیش ادامه یافته اسـت امـا این اشعار و دفترهای بعدی او توفیق دفتر «در کوچه‌باغ‌های نشابور» را نیافته‌اند. این هفت دفتر (زمـزمه‌ها، شـبخوانی‌، از زبان برگ، در کوچه‌باغ‌های نشابور، مثل درخـت‌ در شـب بـاران، از بودن و سرودن، بوی جوی مالیان) در مجموعه‌ای بـه نـام«آیینه‌ای برای صداها» که‌ برگرفته از شعری به همین نام‌ از دفتر بوی جوی‌ مولیان‌ اسـت‌، فـراهم آمده است. این‌ مجموعه شـعرهای قبل از انـقلاب شـفیعی را تـشکیل می‌دهد. اشعار بعد از انقلاب او شامل‌ ۵ دفـتر بـه نام‌های «مرثیه‌های سرو کاشمر، خطی‌ ز دل‌ تنگی، غزل‌ برای‌ گل آفتابگردان، ستاره‌ی‌ دنـباله‌دار و در سـتایش کبوترها» است که در مجموعه‌ای به نـام «هزاره‌  دوم آهوی کوهی» کـه بـرگرفته از دومین‌ شعر دفتر مرثیه‌های سـرو کـاشمر است، در ۱۳۷۶ خورشیدی انتشار یافته‌ است‌.

بـررسی دفترهای شعری شفیعی نشان می‌دهد که او شاعری درد آشنا، متعهد و اجتماعی است و با آگاهی و نبوغ‌ شاعرانه‌ای‌ کـه دارد، بـه شـیوه‌ای دست‌ یافته‌ که اینک یکی از بهترین گویندگان ایـرانی اسـت و بـه قـول اسـتاد زریـن‌کوب، توانسته به شعر جوهردار و شعر بی‌نقاب دست یابد.(۳)

جایگاه موسیقی در اشعار کدکنی

تمام تعاریفی که از دیرینه‌ترین ایام در مورد شعر گفته شده، به گونه‌ای موسیقی و آهنگ را نیز به همراه داشته است و شاید اگر مـوسیقی و آهـنگ را از شعر بگیریم به سختی بتوانیم تعریفی برای شعر پیدا کنیم که هم شامل‌ اشعار قدما و هم اشعار معاصران شود. پس موسیقی همواره جزو لاینفک هر شعری بوده است. به اعتقاد خود شفیعی  انسجام و استحکام هر شعری به میزان برخورداری آن شعر از موسیقی دارد و هر شعری که به مفهوم موسیقی نزدیک شود، از انسجام و استحکام بیشتری برخوردار خواهد بود. وزن در اشعار شفیعی جایگاه ویژه‌ای‌ دارد و جزو لاینفک اشعار اوست، به طوری که شعری از او نمی‌یابیم کـه بـی‌وزن بـاشد و در بحری‌ سروده نشده باشد. او وفاداری خودش را به وزن و قالب‌های شعر فـارسی‌ به خصوص در ۲ دفتر نخستین خود یعنی زمزمه‌ها و شبخوانی‌ ثابت‌ کرده است. شـفیعی که حتی به خواندن اشعار بی‌وزن نیز هیچ رغبتی‌ ندارد، در کتاب مـوسیقی شـعر می‌گوید: «بـی‌جا نخواهد بود اگر شعر بی‌وزن را مانند بسیاری از ناقدان ادب شعر ندانیم. چنان‌که آندره‌ موروا می‌گوید: مـن شـعر بـدون وزن‌ را جز نثر زشتی نمی‌بینم‌ که بیهوده‌ بریده بریده شده است‌.»

مـوسیقی‌ اشعار شفیعی از لحاظ تنوع اوزان غنی اسـت و در مـیان شـاعران نیمایی، او یکی از تـواناترین شـاعران از لحاظ کاربرد متنوع اوزان است. تـسلط او بـر وزن در تمامی اشعارش به وضوح‌ دیده‌ می‌شود. وی‌ هیچ‌گاه در شعرهایش از وزنی به وزنی دیگر نرفته اسـت. بـه تعبیری همه را با یک رکن عروضی‌ شـروع کـرده و با آن نـیز بـه پایـان برده است و بدین سـان‌ به‌ عروض‌ شعر نیمایی وفادار مانده است.(۴)

موسیقی درونی

از عوامل غنای موسیقی درونی یک شعر، تکرار و تنوع است  که در اشـعار شفیعی‌ جلوه‌ خاصی‌ یافته است. این شگرد از مهم‌ترین عناصری است که در ساختمان‌ شعری وی به کار رفته و در آفرینش شعر و نیز القای افکار و عواطفش نقشی بسزا ایفا کرده است‌.

واج آرایی به اشعار شفیعی‌ برجستگی‌ خاصی بخشیده است. کم‌تر شعری را از او می‌توان یافت که از هم‌آوایی‌ صامت‌ها و مصوت‌ها در آن، خبری نباشد. در این گونه تکرارها، اغلب شعر با یک مصرع شروع می‌شود و با همان‌ مصرع نیز به پایان می‌رسد.

در بافت اشعار شفیعی به کرات به تکرارهایی بـرمی‌خوریم. این گـونه تـکرارها، بیش‌تر از یک کلمه هستند و گاهی یـک جـمله‌ مستقل یا یک عبارت را تشکیل می‌دهند که پشت سرهم به صورت کامل یـا بـا اندکی تغییر تکرار می‌شوند. چـنین تـکرارهایی افزون بر آن‌که موسیقی کلام را کـامل مـی‌کنند، عواطف‌ شاعر را نیز حـسی و مـلموس می‌سازند و در پیوند عاطفی مخاطب با متن مؤثر هستند.

تکرار یکی از ویژگی‌های مهم شعری شفیعی کدکنی است. یـکی دیـگر از تـکرارهایی که باعث‌ ایجاد توازن می‌شود، قافیه و ردیف است. قافیه در اشعار شفیعی نیز جایگاه ویژه‌ای دارد و به‌ اشعار او، استحکام و انسجام بخشیده است. چه در اشعاری که در قالب‌های سنتی سروده و چه در اشعار نیماییش‌، قافیه حضور پررنگ‌تری دارد. در دفتر زمـزمه‌ها، شاعر سعی کرده در تمام‌ غزلیات قافیه‌ را رعایت کند و به آن وفادار بماند. برخی قافیه‌هایی که شفیعی از آنها استفاده کرده، قـافیه‌های‌ صـوتی هستند. در ایـن نوع قافیه‌ها، هم آهنگی در صوت و وجود واج‌های مشترک باهم‌نوایی، باعث تأثیرگذاری بیش‌تر برخواننده می‌شود».(۵)

در هر صورت، شفیعی چه در عرصه عمل و چه در عرصه‌ نـظر بـه ارزش  قافیه سخت معتقد است‌. او هرگز مقهور قافیه نبوده و تسلیم آن نشده است. طبیعی به نظر می رسد که رهایی از الزام‌ قـافیه، آزادی عـمل او را در القـای عواطف و افکارش بالا برده است. بررسی قافیه در اشعار او نشان می دهد که این کـاربرد، افزون برجنبه‌های موسیقایی، به نوعی وزن شعر او را تکمیل‌ کرده و به اشعارش انسجام و استحکام بخشیده است.

از میان‌ دفـترهای شـعری او، دفـتر زمزمه‌ها، از لحاظ کاربرد ردیـف‌ بیش‌ترین‌ بسامد را دارد و به جز سه‌ غزل‌ آن، سبوی شکسته، آیینه بخت در بقیه‌ آنها، ردیف‌ کاملا رعـایت شـده اسـت‌.

خود شفیعی، رمز موفقیت‌ غزلیات‌ خوب‌ را در نقش کلیدی ردیف می‌داند و در این باره می‌گوید: «به طور قطع می‌توان ادعا کرد کـه حـدود ۸۰ درصد غزلیات خوب زبان فارسی، همه دارای ردیف هستند و اصولا غزل بی‌ردیف به دشواری موفق می‌شود و اگر غزلی بدون ردیف زیبایی و لطفی داشته بـاشد،کـاملا جنبه‌ استثنایی دارد.»

در هرصورت، ردیف و قافیه در اشعار شفیعی، به گونه‌ای ماهرانه بـه کـار رفـته تا مانع خلاقیت هنری و تخیل او نشود. وی‌ در هرجایی‌ که نیاز دیده از ردیف و قافیه استفاده کرده و هرگز مقهور آن ۲ نبوده است. هـم‌آوایی ‌ ‌قـافیه‌ها و ردیف‌ها، موسیقی شعر او را غنی کرده و در القای افکار و اندیشه‌اش به مخاطب بسیار مؤثر بوده‌ اسـت.

بـررسی موسیقی اشعار شفیعی نشان می‌دهد که واژه‌ها و ترکیبات به گونه ای هم‌آهنگ‌ و ‌متناسب‌ باهم چـیده شده‌اند. تناسب موسیقایی واژه‌ها برتمام اشعار او سایه افکنده و به آنها انسجام‌ و استحکام‌ بـخشیده است. از لحاظ موسیقی بیرونی، اشـعار شـفیعی بسیار غنی است. اکثر وزن‌هایی که او از آنها استفاده کرده، وزن‌هایی هستند که بزرگان ادب فارسی آن‌ها را به کار برده‌اند و این حاکی علاقه و آشنایی او با شعر بزرگان ادب فارسی و تسلطش برعروض قدیم است. در هرصورت، تسلط شفیعی بـرموسیقی درونـی، بـیرونی و کناری، در بافت آوایی شعر او مؤثربوده‌ و باعث شده تا اشعارش از لحاظ ساختاری، استوار و محکم بـاشند. کدکنی همچنین به نوعی موسیقی کناری در شعر معتقد است که آن را موسیقی اصلی شعر تلقی کرده و قافیه را عنصر بنیادی آن می‌داند. او به نقل از مایاکوفسکی قافیه را چفت و بست شعر می‌داند. (۶)

شفیعی بر این باور است که قافیه آهنگ و موسیقی اصلی را به شعر می‌دهد. او می‌گوید اگر ۲ غزل با یک موضوع و یک وزن عروضی سروده شوند، اما ۲ قافیه متفاوت داشته باشند، تأثیراتی متفاوت در شنونده دارند.

مـنابع:

۱. حق‌شناس، علی‌ محمد، مقالات ادبی و زبان‌شماختی، تهران،انتشارات نیلوفر،۱۳۷۰.

۲. خلیلی جهان‌تیغ، مریم، سـیب بـاغ جـان‌، تهران‌،سخن‌،۱۳۸۰.

۳. شفیعی کدکنی، محمد رضا،آیینه‌ای برای صداها،تهران،سخن،۱۳۸۵.

۴. شفیعی کدکنی‌،محمد رضـا،مـوسیقی شـعر،تهران،آگاه،۱۳۸۵.

۵. شمیسا،سیروس،نگاهی تازه به بدیع،تهران،نشر میترا،۱۳۸۶‌.

۶. عابدی‌،کامیار،در روشنی بـاران‌ها،تـهران،کتاب نادر،۱۳۸۰.

سرخط اخبار پژوهش

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha