چالش‌های امنیتی قاره سبز در سایه‌ بحران‌های بین‌المللی

لندن – ایرنا– بالاگرفتن دامنه بحران‌ها در همسایگی اتحادیه اروپا از یک سو و تقویت اردوگاه طرفداران پوپولیسم و افراطی‌گری از سوی دیگر باعث تشدید نگرانی‌ها درباره آینده امنیتی قاره سبز شده است.

به گزارش روز دوشنبه ایرنا، چالش های امنیتی اروپا را معمولاً در چند سرفصل عمومی قرار می دهند که عبارت است از تهدید روسیه، تروریسم، جابجایی آوارگان و پناهندگان و به تازگی تهدیدهای سایبری.  

از تهدید تروریسم که اکنون دیگر یک تهدید بین المللی و فقط مختص اروپا نیست که بگذریم و به زمان حال و موقعیت فعلی دنیا در میانه بحران کووید۱۹ نگاه کنیم، خواهیم داد که اروپا چالش‌های امنیتی مختص به خود دارد. در این بین باید به تضعیف و حتی خطر فروپاشی ناتو اشاره کرد و همچنین به فروپاشی معاهدات کاهش و کنترل تسلیحات استراتژیک بین آمریکا و روسیه، برگزیت، درگیری داخلی بین کشورهای عضو ناتو و شدت یافتن رقابت بین چین و آمریکا.

فشار آمریکا تشدید مواضع ضدچینی

در مورد چین، اروپا بیشتر تمایل دارد بی‌طرف باشد. این برخلاف موضع اروپا در برابر روسیه است. چین رقیب یا دشمن طبیعی اتحادیه اروپا نیست و دلیلی ندارد که این اتحادیه برای خود دشمن جدیدی بتراشد. با این حال کشورهای اروپایی از سوی امریکا به شدت تحت فشار هستند تا در پیروی از آمریکا موضع ضد چین بگیرند.  

به عنوان مثال آمریکا تلاش دارد با استفاده از اعتراضات هنگ کنگ و پررنگ کردن وضعیت منطقه اویغورنشین شینگ چیانگ، اروپا را با خود همداستان کند. در این بین می‌توان به فشار آمریکا برای ممنوع یا محدود کردن استفاده از فناوری‌های چینی از جمله تکنولوژی اینترنت نسل۵ اشاره کرد. آمریکا اکنون نگران برتری چین در عرصه سایبری و هوش مصنوعی است و تلاش زیادی برای محدود کردن چین در این دو عرصه انجام می دهد.

برگزیت، چالش بالقوه امنیتی

برگزیت یا خروج انگلیس از اتحادیه اروپا نیز می تواند بالقوه یک چالش امنیتی برای اروپا باشد. برعکس، برخی مقامات اروپایی مدعی شده اند خروج انگلیس می تواند باعث سرعت گرفتن تشکیل ارتش مشترک اروپایی شود. اکنون اتحادیه اروپا فاقد یک نیروی نظامی است. از بین کشورهای عضو بیش از همه آلمان مایل است که به تدریج موجودیت سیاست دفاعی و امنیتی مشترک اتحادیه اروپا(CSDP) را به یک ارتش واقعی تبدیل کند.  

انتصاب «اورسولا فون در لاین» که پیشتر وزیر دفاع آلمان بود به عنوان رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا می تواند حامل چنین پیامی باشد. در هر حال انگلیس همواره مخالف ایده ارتش اتحادیه اروپا بوده و با کنار رفتن این کشور تشکیل این ارتش یک قدم به واقعیت نزدیکتر شده است.  

اما از سوی دیگر انگلیس یکی از سه کشور بزرگ اتحادیه اروپا، ‌ در شورای امنیت بود. اکنون با کنار رفتن این کشور، اتحادیه اروپا فقط یک عضو دائم در شورای امنیت  با توانایی اتمی دارد.  

فرانسه شاید از برجسته شدن نقش خود به عنوان تنها عضو اتحادیه اروپا در شورای امنیت خرسند بوده و از آن به عنوان وسیله‌ای برای تحکیم نقش رهبری خود بر این اتحادیه استفاده کند. اما این موضوع خوشایند آلمان و سایر کشورهای اروپایی مانند ایتالیا و لهستان نخواهد بود. وجود انگلیس می‌توانست تا حدی بین رقابت‌های آلمان و فرانسه توازن ایجاد کند که اکنون با خروج از اتحادیه اروپا این توازن بهم خورده است.  

در مذاکرات برگزیت، انگلیس همواره از «همکاری های امنیتی» به عنوان یک برگ برنده استفاده کرده و گاه و بیگاه اتحادیه اروپا را به قطع همکاری های امنیتی تهدید کرده است. رئیس سابق سازمان جاسوسی انگلیس «جان ساورس» و نخست وزیر انگلیس در سال ۲۰۱۹میلادی در خصوص قطع همکاری امنیتی با اتحادیه اروپا هشدار داده اند. جان ساورس پیش تر اروپا را «دفاع ما در عمق» نامیده بود.  

واقعیت این است که انگلیس مشوق اقتصادی چندانی برای اروپا در اختیار ندارد و آنچه در چنته دارد در همین «همکاری های امنیتی» و «به اشتراک گذاشتن» اطلاعات خلاصه می شود.  

در واقع انگلیس دارد قدرت اطلاعاتی و شبکه جاسوسی خود را به رخ اروپا می کشد تا به واسطه آن امتیازی بگیرد و در این میان گاه و بیگاه اشاره ای هم به تروریسم می کند. اما خود انگلیس از نظر امنیتی به طور کامل وابسته به آمریکا است.  

همکاری دفاعی و امنیتی انگلیس با آمریکا فراتر از ناتو بوده و این کشور با آمریکا توافق های دوجانبه امنیتی دیگری دارد. با توجه به عدم علاقه ترامپ به اتحادیه اروپا و ناتو، کشورهای اروپایی که آنها نیز از نظر مسائل دفاعی و امنیتی وابسته به آمریکا هستند، خود را در وضعیت ناخوشایندی می بینند. ترامپ چند بار تهدید به خروج از ناتو کرده است و از گفتن اینکه به اتحادیه اروپا علاقه ای ندارد شرم نداشته است. در عوض بارها از «رابطه ویژه» با انگلیس سخن گفته است.  

تضعیف معاهدات کنترل تسلیحات استراتژیک بین آمریکا و روسیه

نگرانی دیگر اتحادیه اروپا را می توان در محو شدن یا ضعیف شدن معاهدات کنترل تسلیحات استراتژیک بین آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی ملاحظه کرد. گاه فراموش می کنیم که تا پیش از تشکیل اتحادیه اروپا و در میانه جنگ سرد، خاک اروپا عرصه اصلی رقابت نظامی دو ابرقدرت بود و هر لحظه احتمال می رفت نبرد اتمی از خاک اروپا آغاز شود.  

فروپاشی شوروی و شکل‌گیری اتحادیه اروپا تا حدودی این خطر و نگرانی را برطرف کرد. اما با قدرت گرفتن دوباره روسیه و افزایش رقابت‌ها، این نگرانی ها افزایش یافته است. اروپا همواره از حمایت آمریکا از طریق ناتو مطمئن بود. اما ترامپ به این خوش خیالی پایان داد. او در اکتبر ۲۰۱۸(مهر ۱۳۹۷)از معاهده کنترل تسلیحات هسته ای میانبرد(INF) که در ۱۹۸۸ بین آمریکا و شوروی امضا شده بود خارج شد.  

نگران کننده تر از آن برای اروپایی ها انقضای معاهده استارت (START) است. این معاهده که هدفش محدود کردن تعداد سلاح های استراتژیک بین قاره ای، قابل پرتاب از زیردریایی و موشک های بالستیک است در سال ۲۰۱۰ در زمان اوباما و برای ۱۰ سال تمدید شد. معاهده استارت در فوریه ۲۰۲۱ منقضی می شود و به نظر نمی رسد ترامپ (در صورت برنده شدن در انتخابات ۲۰۲۰) علاقه ای به تمدید دوباره آن داشته باشد.  

طنین این نگرانی را می شود در نطق مکرون رئیس جمهور فرانسه در سازمان ملل مشاهده کرد. وی با ابراز ناخرسندی از اینکه اروپا از نظر امنیتی وابسته به آمریکا است خواستار شکل گیری سیستم دفاعی مستقل اروپایی شد. این خواسته قبلاً از سوی آنگلا مرکل نیز شنیده شده بود.  

وضعیت شرق مدیترانه

وضعیت پیچیده امنیتی و دفاعی اتحادیه اروپا در ماجرای شرق مدیترانه به خوبی قابل ملاحظه است. در اختلاف بین ترکیه از یک سو و یونان و قبرس از سوی دیگر بر سر منابع و قلمرو مورد اختلاف در دریای مدیترانه، اتحادیه اروپا ضعیف و خسته عمل کرده است.  

در بین اعضای اتحادیه فقط فرانسه موضع محکمی علیه ترکیه گرفته و خواستار تحریم این کشور شده است. ترکیه نیز تهدید کرده است در این‌صورت مرزهای خود را برای عبور میلیون‌ها آواره و پناهنده به سوی اروپا باز خواهد گذاشت.  

درگیری دو عضو ناتو یعنی ترکیه و یونان می تواند تبعات غیرقابل پیش‌بینی داشته باشد. نفرت دو طرفه اردوغان و مکرون از یکدیگر دیگر نیز برای همه شناخته شده است. در حالی‌که مکرون در نطق سازمان ملل خود در مورد مدیریت بحران شرق مدیترانه حرف می زد، آلمان تلاش داشت نقش میانجی را بازی کند که از دید ترکیه احتمالاً بیشتر به به معنی تفرقه در داخل اتحادیه اروپا دیده می شود.  

با توجه به اینکه آمریکا موضع سختی در برابر ترکیه نگرفته و فقط به «ابراز نگرانی عمیق» بسنده کرده است، بعید است هیاهوی فرانسه موجب عقب نشینی دائم ترکیه شود. ترکیه در سال ۲۰۱۵ اجازه عبور نزدیک به یک میلیون آواره از خاک خود به اتحادیه اروپا را داد که تا همین امروز نیز این اتحادیه درگیر عواقب آن از جمله نیرو گرفتن افکار نژادپرستانه و  احزاب راست افراطی است.  

وضعیت امنیتی اروپا

از سوی دیگر این اختلاف نشان دهنده وضعیت بغرنج امنیتی اروپا است. کشورهای اروپایی برای امنیت دفاعی خود بیشتر روی همکاری با آمریکا و و ناتو و همینطور پیمان های دوجانبه با آمریکا تکیه می کنند تا اتحادیه اروپا. اتحادیه اروپا ممکن است اهمیت اقتصادی داشته باشد اما از نظر دفاعی و امنیتی شریک مناسبی نیست. کشورهای حایل بین اروپا و روسیه، یعنی کشورهای مابین دریای بالتیک و مدیترانه (لتونی، استونی، لیتوانی، لهستان، اسلواکی، مجارستان، رومانی، بلغارستان و ترکیه) در دکترین دفاعی آمریکا نقش مهم تری دارند و از همین رو آمریکا با لهستان و رومانی به طور ویژه و مستقل از اتحادیه اروپا، همکاری های دفاعی دوجانبه برقرار کرده است.

در موضوع شبه جزیره کریمه اتحادیه اروپا نتوانست واکنش چندانی نشان دهد و اروپا تنها به تحریم روسیه بسنده و اقدام دیگری انجام نداد.  

خروج انگلیس از اتحادیه اروپا و سیاست یک جانبه گرا و اولویت دادن به آمریکا (America First) از طرف ترامپ، اروپایی ها را نگران و بدبین کرده است. در این وضع تقاضا برای تشکیل یک نیروی دفاعی اروپایی بیش از پیش منطقی به نظر می رسد. آلمان مدتها از طرفداران شکل گیری این نیرو بود.  

اکنون فرانسه نیز بیش از پیش به این نظر نزدیک شده است.   با خروج انگلیس به عنوان یکی از موانع شکل گیری ارتش اتحادیه اروپا، موجودیت یافتن این ارتش بسیار قابل انتظار است.  

با این حال با وجود پیمان‌های دفاعی دوجانبه بین آمریکا و برخی کشورهای اروپایی مانند لهستان و رومانی و با توجه به رقابت بین فرانسه و آلمان، نمی توان خیلی هم به همگرایی دفاعی اتحادیه اروپا خوش‌بین بود. از دید آمریکا، اتحادیه اروپا نقش خود به عنوان دوران انتقالی پس از جنگ سرد را به خوبی ایفا کرده و اکنون دیگر نیازی به آن نیست. این را در سخنان مکرون در نطق سازمان ملل نیز می توان دید. آن جایی وی از پایان نظم پس از جنگ سرد و «توافق واشنگتن»  (Washington Consensus) به عنوان سومین دوره جهانی سازی سخن گفت و نوید آغاز دوره چهارم را داد.  

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 4 =