«دیار خواب‌گردی»؛ داستان موزامبیک، کشوری خسته از جنگ
نمایی از نسخه سینمایی «دیار خوابگردی»

تهران- ایرنا - مهدی غَبرایی، به‌تازگی، رمان «دیار خواب‌گردی»، نوشته میا کوتو، نویسنده سفیدپوستِ پرتغالی‌زبان اهل موزامبیک را در نشر افق به فارسی برگردانده است.

کمتر مترجم رمانی پیدا می‌شود که در آغاز کتابی که ترجمه کرده است، حرفی از مؤلف و موضوع رمان بیاورد اما مهدی غَبرایی که سال‌هاست ترجمه می‌کند و او را بیشتر با ترجمه آثار نویسنده ژاپنی، هاروکی موراکامی می‌شناسیم چنین کرده است.

این مترجمِ هفتادوپنج‌ساله لنگرودی، در یکی از تازه‌ترین ترجمه‌های خود که در همین ماه‌های اخیر منتشر شده، به سراغ Sleepwalking land رفته است که آن را به «دیار خواب‌گردی» برگردانده است. کتاب، نوشته میا کوتو (Mia Couto) است؛ نویسنده سفیدپوستِ پرتغالی‌زبانِ اهل موزامبیک.

میا کوتو

این نویسنده شصت‌وپنج ساله را باید یکی از نویسندگان برجسته زبان پرتغالی در قاره آفریقا و مهم‌ترین نویسنده موزامبیکی دانست. او که نام کاملش، آنتونتیو امیلیو  لیته کوتو است، اصالتی پرتغالی دارد و پدرش از آن دست مهاجرانی بود که از زادگاه خود به آفریفا کوچ کردند. او که فارغ‌التحصیل رشته پزشکی است، ازجمله کسانی بود که در دهه هفتاد میلادی برای براندازی حکومت دست‌نشانده پرتغال در کنار رهبر جنبش، فره لیمو ایستاد تا آنکه به مدیریت خبرگزاری تازه‌تأسیس موزامبیک گمارده شد.

او که روزنامه‌نگاری بخشی از زندگی‌اش شده بود، از سال ۱۹۸۶ با انتشار مجموعه داستان صداها شب را ساختند به وادی نویسندگی و رمان‌نویسی گام نهاد و تا سال ۲۰۱۵، هفت‌ رمان دیگر منتشر کرد. او در کنار مجموعه شعر، مجموعه داستان و داستان‌های کوتاهی نیز نوشته است. اما نخستین رمانش که بیست‌وهشت سال پیش نوشته شد، همین کتابِ دیار خواب‌گردی است که برخی آن‌را یکی از دوازده‌ کتاب برتر آفریقا در قرن بیستم می‌دانند.

آثار این نویسنده به بیست ‌زبان زنده دنیا ترجمه شده و جایزه هم در کارنامه‌اش کم ندارد؛ در سال ۲۰۰۷، جایزه ادبی اتحاد لاتین (Latin Union Prize)، در سال ۲۰۱۳، معتبرترین جایزه ادبی زبان پرتغالیِ کاموس (Camões Prize) به ارزش صدهزار یورو و در سال ۲۰۱۴، جایزه معتبر بین‌المللی نویشتات (Neustadt International Prize for Literature) به ارزش پنجاه‌هزار دلار.

غبرایی در معرفی نویسنده کتای نوشته است: «کوتو در بسیاری از متونش زبان پرتغالی را با اصطلاحات محلی و ساختارهای موزامبیکی درمی‌آمیزد و به این نحو نمونه جدیدی از روایت‌ آفریقایی را می‌سازد. نوشته‌هایش از لحاظ سبک تحت‌تأثیر رئالیسم جادویی، جنبش محبوب جدید ادبیات آمریکای لاتین است.» (ص ۸)

او همچنین در مقدمه‌اش بر کتاب، درباره خودِ این اثر نوشته است: «دیار خوابگردی در جنگ داخلی موزامبیک می گذرد و زندگی مویدینگا، پسری دچار فراموشی، را در جست‌وجوی گذشته نشان می‌دهد.» (ص ۱۰) و همچنین فضای رمان را چنین ترسیم کرده است: «میا کوتو یک‌درمیان با تعریف هر رشته داستان تصویر هولناکی از کشوری به دست می‌دهد که جنگ، قحطی و قساوتِ بی‌معنا بدل به ویرانه‌اش کرده است. زندگی روزمره شخصیت‌هایش آکنده از نومیدی، جنون، بیم، توطئه‌های کوچک برای بقا، تجاوز و گسستگیِ روابط انسانی است.» (ص ۱۰) و دستِ آخر، تکلیف خواننده‌ای که رمانی را می‌خواند، روشن کرده است: «این رمانی است زیبا، هولناک، خشماگین و شاعرانه.» ( ص ۱۲) اینها همه در کشوری می‌گذرد که چیزی در حدود سیصدسال از تاریخش در استعمار گذشت و وقتی خواست طعم استقلال را بچشد، «در فاصله سال‌های ۱۹۷۷ تا ۱۹۹۲ درگیری‌های داخلی در این کشور سبب کشته شدن نزدیک به یک‌میلیون نفر از مردمش شد. در این مدت قحطی و بیماری نیز از گریبان مردم را گرفت. در نتیجه موزامبیک در آستانه انحطاط کامل قرار گرفت» (ص ۱۳) و اگرچه به‌مرور، «آرامش سیاسی پدید آمد، اما مردم هیچ‌گاه طعم رفاه و امنیت اجتماعی را نچشیدند.» (ص ۱۴)

مهدی غبرایی

دیار خوابگردی، درست در سالی نوشته و منتشر شد که جنگ‌های داخلی موزامبیک پایان یافت اما از آغاز و فصل یکم کتاب که «جاده ویران» نام دارد هم می‌توان فهمید چه روزهای تلخ و تاریکی بر این مردم گذشته است:

جنگ تمام جاده را ویرانه کرده بود. کفتارها در کوره‌راه‌ها ویلان بودند و در میان خاک و خاکستر بو می‌کشیدند. چشم‌انداز به اندوه  آمیخته بود، چنان‌که کسی تاکنون نظیر آن را ندیده بود. رنگ‌هایش به سق دهان می‌چسبیدند؛ رنگ‌هایی چرک، آن‌چنان کثیف و چرک که هر تازگی و طراوتی را از دست داده بودند و دیگر یارای آبی شدن نداشتند. اینجا آسمان تصورناپذیر شده بود و موجودات، حلقه‌به‌گوش و تسلیم مرگ، به زمین خو گرفته بودند. جاده‌ای که اکنون پیش چشم ما گسترده است به جاده دیگری برنمی‌خورد. فرسوده‌تر از قرن‌ها، یکه‌وتنها، بار همه مسافت‌ها بر دوش، دراز کشیده است. کنار جاده، اتومبیل‌های سوخته، بازمانده تاراج، در حال پوسیدن‌اند... پیرمرد و پسربچه‌ای در جاده به راه‌اند. سلانه‌سلانه گام برمی‌دارند، انگار از زمان تولد کارشان فقط سفر بوده است. مقصدشان نامعلوم است و بی‌سمت‌وسو، به انتظار آنچه پیش روست. از جنگ می‌گریزند؛ جنگی که همه کشور را آلوده کرده است... (ص ۱۸)

ترجمه انگلیسی «دیار خوابگردی»

این کتابِ یازده‌فصلی، در نسخه اصلی، ۲۲۴ صفحه و در ترجمه فارسی، ۲۷۲ صفحه دارد. ناشر پرتغالی‌ آن، Editorial Caminho و ناشر فارسی‌اش، افق است.

 وقتی انتشارات Serpent's Tail، ترجمه انگلیسی آن را در سال ۲۰۰۶ نشر داد، یک‌سال بعد، موزامبیک، پرتغال و آلمان، نسخه سینمایی آن را در ۱۰۳ دقیقه ساختند که Teresa Prata کارگردانی کرد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 12 =