۲ مهر ۱۳۹۹،‏ ۹:۳۳
کد خبرنگار: 1550
کد خبر: 84051030
۱۱ نفر

برچسب‌ها

"واگیر" داستان مواجهه یک پزشک با کرونا

رشت-ایرنا-"چه فرقی می کند آن هنگام که دیگر تو نباشی و چیزی حس نکنی . روایت خاکسپاری و سوگواری فقط داستان زندگان خواهد بود، زندگان هستند که غم های خود را زمزمه می کنند و شب ها را با خاطرات و کابوس های آن سپری می کنند . خاطرات از آن ها دست نمی کشد و همیشه با آن ها خواهد بود تا آن هنگام که دیگر خود چیزی حس نکنند و زندگان را ترک کنند. "

"واگیر " مجموعه داستانی از دکتر عبدالرضا دزفولی است متخصص بیماری های عفونی که در ایام کرونا مطبش را تعطیل کرد تا تمام وقت خود را  به  درمان بیماران مبتلا به کرونا در بیمارستان دولتی انزلی اختصاص دهد؛ تا آنجا که خود نیز به کرونا مبتلا شد و پس از چند روز دست و پنجه نرم کردن با این ویروس، بار دیگر به میدان مبارزه با این بیماری بازگشت.

بسیاری از داستان ها از رنج و درد آدمیان سخن می گوید . اما برخی موضوع اصلی شان حول محور یک بیماری و چگونگی مواجهه مردم با آن دور می زند، مثل " طاعون " از آلبرکامو.

همچنین پزشکانی بوده و هستند که داستان نویس شده اند که از شاخص ترین آنها می توان به چخوف اشاره کرد همچنین میخائیل بولگاکف، آرتور شنیتسلر، سامرست موام ،  اروین. د. یالوم ، آرتور کانت دو ویل و از ایرانی ها غلامحسین ساعدی ، تقی مدرسی  نیز پزشکانی هستند که نامشان در تاریخ ادبیات بعنوان نویسنده درج شده است.

اما خواندن داستان هایی با موضوع بیماری جهانگیری چون کرونا، آن هم به قلم یک پزشک اهل ادبیات بی شک جالب توجه است.

دکتر عبدالرضا دزفولی متولد ۱۳۳۸ آبادان و فارغ التحصیل تخصص پزشکی بیماری های عفونی از دانشگاه تهران در سال  ۱۳۸۰ است.

او تا سال ۱۳۵۹ را در خوزستان گذراند و سپس تا سال ۱۳۸۰ در تهران مشغول به تحصیل و زندگی بود و پس از آن به گیلان آمد تا تعهدات قانونی اش را سپری کند ولی علاقه اش به این سرزمین موجب شد همچنان در این دیار بماند.

به مناسبت انتشار کتاب "واگیر" که روایتگر رنج های آدمیان از بیماری     کرونا و داستانهای دیگر است مصاحبه ای داشتیم با دکتر عبدالرضا دزفولی نویسنده این کتاب که در پی می خوانید.

چه انگیزه ای موجب نگارش این کتاب شد؟

-از زمان آغاز بیماری کووید به علت روبه رو شدن با صحنه های رقت بار مرگ و یا ابتلای بیماران ، به پی گیری احساسات و واکنش های روحی آدم ها علاقمند شدم و چون این اپیدمی در نوع خود منحصر به فرد بود و سالهای زیادی بشر مواجهه ی این چنینی نداشت ، تصمیم به ثبت آن روزها گرفتم.

آیا داستان ها را در خلال روزهایی که درگیر درمان بودید نوشتید یا پس از فروکش کردن اوج بیماری ؟

- هنگام شروع موج اول بیماری، یاد داشت های پراکنده ای نوشتم ولی بعد از فروکش کردن موج اول نوشتن را شروع کردم .

آیا پیش از نوشتن این کتاب نیز تجربه داستان نویسی یا انتشار کتابی را داشتید ؟

-دهه ۶۰ و ۷۰ در حوزه داستان نویسی کار می کردم اما بعدا به علت اشتغال کاری،  قدری از نوشتن دور شدم و بیشتر مطالعه می کردم . اگر دقت کرده باشید دو داستان کوتاه در این کتاب مربوط به دهه ۷۰ است . داستان های دیگری هم در آن سالها نوشته ام که در فرصت مناسب پس از ویرایش احتمالا چاپ خواهد شد. البته سال ۱۳۷۹ نیز کتاب مفصل علمی در زمینه ایدز ترجمه کرده ام.

در نوشتن داستان ها بیشتر از واقعیت بهره گرفتید یا تخیل را هم چاشنی آن کردید؟

- داستان های نوشته شده از یک بستر واقعی ریشه گرفته اند ولی برای پردازش، عناصر خیال هم در آن دخالت داده شده است.

بعنوان یک نویسنده و پزشک اهل فرهنگ بیشتر به چه نویسندگانی علاقه دارید؟

- علاقه ی هرکسی به نویسندگان مختلف متاثر از سن،  تجربه اجتماعی و موقعیت های متفاوتی است که در آن زندگی می کند ولی در ادبیات خارجی آثار نویسندگان کلاسیکی مثل داستایوفسکی ، تولستوی و فلوبر و نویسندگان جدیدتر مثل وارگاس یوسا، مارکز ، فوئنتس و موراکامی  و در ادبیات ایرانی نویسندگان بزرگی همچون صادق هدایت، چوبک ، ساعدی، گلشیری از جمله نویسندگان مورد علاقه من هستند البته نویسندگان بزرگ دیگری نیز هستند که اگر بخواهیم نام ببریم موجب طولانی شدن پاسخ می شود.

نویسنده مجموعه داستان واگیر می گوید: شغل پزشکی به علت مواجهه ی مستقیم با مردم ، دردها، رنج ها و شادی هایشان همواره پر از خاطره است . نکته مهمی که در اینجا باید اشاره کنم تلاش طاقت فرسای پرستاران ماست که در کنار زحمات پزشکان و دیگر عناصر فعال در بیمارستان بسیار قابل توجه و احترام است . فقط لحظات سختی را تصور کنید که یک پرستار حداقل روزی هشت ساعت با گان و ماسک در شرایط گرما و یا در شرایطی مملو از استرس کار می کند و شاید زحمات او کمتر دیده شود . در اینجا فقط یک پتانسیل انسانی عمیق می تواند چنین فداکارانه کار کند.

این پزشک فرهیخته که حس مسئولیت و تعهد او نسبت به بیماران حتی در اثنای مصاحبه در مورد انتشار کتاب داستانش نیز رهایش نمی کند می افزاید: بیمارستان های دولتی اساسا با کمبود امکانات مواجه هستند و متاسفانه امر خصوصی سازی بهداشت و درمان که در این سالها موج شتابنده گرفته این مسئله را شدیدتر کرده است و امیدوارم روزی برسد که هیچکس اضطراب دریافت درمان مناسب شأن انسانی را نداشته باشد و در هنگام بیماری کرامت انسانی مخدوش نشود و نابرابری وجود نداشته باشد .

عبدالرضا دزفولی خاطرنشان می کند : اپیدمی کرونا جهان را به این تفکر واداشته که نمی توان با سلامتی بشر بازی کرد و داشتن امکانات دسترسی به خدمات بهداشت و درمان حق همه است.

ادبیات و داستان همواره محملی اثرگذار برای آموزش و ارتقای فرهنگ و همچنین روایت ماجراها و ماندگاری تاریخ و وقایع است .  

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 8 =