۳۱ شهریور ۱۳۹۹،‏ ۸:۴۳
کد خبرنگار: 1159
کد خبر: 84047905
۰ نفر

برچسب‌ها

پروندهٔ خبری

تمام محاسبات غلط یک دیکتاتور

تهران- ایرنا- «صدام حسین» دیکتاتور معدوم عراق در آغاز جنگ تصور می‌کرد که می‌تواند در یک حمله برق‌آسا و با غافلگیری ایران به اهداف خود دست پیدا کند؛ اما با پاسخ‌های قاطعی که روز ۳۱ شهریورماه دریافت کرد، به سرعت دریافت که محاسبات او اشتباه بوده‌است.

زمانی که «صدام حسین» دیکتاتور عراق تصمیم گرفت جنگ تحمیلی را آغاز کند، تصور می‌کرد این جنگ به سرعت و ظرف چند روز به نفع حزب بعث به پایان خواهد رسید و او به اهداف تعیین شده خود دست خواهد یافت، اما به سرعت مشخص شد که تصورات او بطور کلی اشتباه بوده است، اما این تصورات چه بود و چرا صدام حسین حتی پس از هشت سال جنگ تحمیلی، باز هم نتوانست به نتایجی که می‌خواهد دست پیدا کند؟

مفروضاتی که از پایه غلط بود

صدام حسین هرچند دیکتاتور و خودرای بود؛ اما تصور می‌کرد با کمک مشاوران خود محاسبات درستی را طراحی کرده است. فارغ از اهدافی که صدام دنبال می‌کرد، ایده اصلی او یک حمله برق‌آسا (Blitzkrieg) به ایران بود. ایده حمله برق‌آسا تاریخی طولانی دارد؛ اما بیش از همه با ایده ارتش آلمان نازی در جنگ جهانی دوم شناخته می‌شود؛ ایده‌ای که از قضا بسیار هم موفق بود. طبق ایده حمله برق‌آسا، یک ارتش مهاجم بایستی ظرف مدتی کوتاه، با حداکثر قوا به سمت هدف بتازد و ضمن غافلگیری دشمن، با ضرباتی کاری، دست کم نیروی هوایی حریف را از کار بیاندازد و با پیشروی هماهنگ نیروی‌های زرهی و مکانیزه در حجمی وسیع، وارد خاک دشمن شده و متصرفاتی را به دست آورد. ارتش آلمان نازی با تکیه بر همین ایده، توانست ظرف مدت کوتاهی در سال ۱۹۳۹ لهستان را تصرف کند و سپس در سال‌های بعد، به صورتی برق‌آسا، هلند، بلژیک و فرانسه را به تصرف خود درآورد.

برای انجام یک حمله برق‌آسا، ابتدا باید تصویری دقیق از نیروهای نظامی حریف به دست آورد و تنها زمانی یک حمله برق‌آسا ممکن است که نیروهای مقابل کاملا «غافلگیر» شوند و نتوانند از پس ضربات مهلک وارد شده برآیند. صدام و تیم مشاوران او تصور می‌کردند ایران در شرایط مناسبی قرار ندارد. بخشی از مفروضات آن‌ها چندان خلاف واقع هم نبود. در کشور ایران تازه انقلاب اسلامی به پیروزی رسیده بود و برکناری برخی از فرماندهان ارتش و ماجرای کودتای نافرجام «نقاب» باعث برخی بی‌اعتمادی‌ها شده بود. اختلافات سیاسی در میان جناح‌های سیاسی بالا بود و در عین حال به نظر می‌رسید که استعداد و قوای نظامی ایران در شرایط مطلوبی قرار ندارد. صدام حسین چراغ سبز حمله به ایران را هم به صورت تلویحی از دولت‌های شوروی و آمریکا گرفته بود و برخی کشورهای مرتجع منطقه نیز بطور کامل از این اقدام او حمایت می‌کردند.

نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، با انجام عملیات کمان ۹۹ و با شرکت ۱۴۰ فروند هواپیما در روز اول مهر سال ۱۳۵۹ پاسخی غافگیر کننده و کاری به ارتش بعثی عراق داد

اما صدام چند نکته را در نظر نگرفته بود. نکاتی که در نهایت باعث ناکامی نقشه او شد. اول نکته آن بود که به رغم برکناری برخی از فرماندهان ارتش از مسئولیت، اما برخی از برجسته‌ترین و توانمندترین فرماندهان نظامی، مورد اعتماد رهبر انقلاب و ملت بودند و بر سر کار قرار داشتند. بسیاری از این فرماندهان توانمند و شجاع ارتش پس از گذراندن پیشرفته‌ترین دوره‌های آموزشی و شرکت در دهها مانور و عملیات در سال‌های پیش از جنگ، آمادگی کاملی برای حضور در پیچیده‌ترین عملیات‌های نظامی را داشتند و در عمل نشان دادند ارتش ایران، برخلاف تصور، ناآماده نبود.

ارتش بعث عراق متوجه این نکته نبود که نیروی دریایی و هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با آمادگی کامل و پیش‌بینی‌های لازم، آماده هرگونه اقدامی از سوی رژیم بعث است. برای اثبات این ادعا کافی است نگاهی به طرح عملیاتی ستاد ۴۲۱ نیروی دریایی بیاندازیم. طرحی عملیاتی که نشان می‌دهد نیروی دریایی با تمام توان انتظار حمله دشمن را می‌کشید.

طرح‌های عملیاتی و آماده نیروی هوایی و زمینی ارتش نیز به سرعت اجرایی شدند. به محض حمله همه جانبه ارتش عراق، عملیات‌های پدافندی ارتش شروع شدند. نیروی دریایی تنها ظرف سه ماه توانست بخش اعظم نیروی دریایی عراق را منهدم کرده و مهمترین سکوهای نفتی عراق را از بین ببرد و ابتکار عمل در خلیج فارس را به صورت کامل به دست بگیرد. نیروی هوایی ارتش در همان زمان حمله نیروی هوایی عراق به سرعت حمله‌ای همه جانبه به عراق را آغاز کرد و با بمباران سنگین مواضع عراق، پاسخی دندان شکن به تهاجم عراق داد. عملیات‌ها پدافندی «قصر شیرین»، «خرمشهر»، «سوسنگرد و اهواز»، «شمال آبادان (ایستگاه حسینیه)» و «کرخه-شوش» همگی در روز ۳۱ شهریور و با ابتکار نیروی زمینی ارتش آغاز شدند.

صدام در عین حال تصور کرده بود که شهروندان ایرانی، واکنشی جدی به این تهاجمات نشان نخواهند داد. اما واقعیت برخلاف آن بود. نیروهای مردمی به سرعت و به صورت داوطلب با حضور در جبهه‌های جنگ و در قالب نیروهای رزمی سپاه و بسیج سازماندهی و به جبهه‌های جنگ منتقل شدند. اتفاقی که صدام به هیچ وجه پیش‌بینی آن را نکرده بود و تصور نمی‌کرد ایرانیان در این استعداد وارد میدان جنگ شوند.

حمله برق‌آسایی که ناکام ماند

برنامه ارتش عراق آن بود که در همان روز آغاز جنگ، نیروی هوایی و دریایی ایران را به صورت کامل منهدم کند و شهر خرمشهر را ظرف چند ساعت به تصرف خود درآورد. اما نقشه حمله برق‌آسای عراق به سرعت تبدیل به کابوس شد. نیروی هوایی عراق به دلایلی همچون بی‌تجربگی خلبانان آن، پراکندگی گسترده پایگاه‌های هوایی ایران در سراسر کشور، انتخاب نادرست مهماتی که در عمل نتوانستند آسیب چندانی به پایگاه‌های هوایی ایران بزنند و واکنش سریع و به موقع پدافند هوایی ایران، در عمل هیچ کاری از پیش نبرد و نتوانست نیروی هوایی ایران را با مشکل چندانی مواجه کند. نیروی دریایی عراق نیز حریف نیروی دریایی ایران نبود و ناوچه‌های عراقی نتوانستند به دلیل مواضع مناسبی که فرماندهان نیروی دریایی برای ناوهای جنگی ایران انتخاب کرده بودند، کاری از پیش ببرند. در مقابل نیروی دریایی ایران که از پیش احتمال یک همه جانبه را می‌داد، تکاوران آماده و جنگاور خود را به شهر خرمشهر منتقل کرد و مانع از سقوط این شهر شد.

نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران ضمن پیشدستی در طرح‌های عملیاتی خود، تنها سه ماه پس از جنگ، به صورت کامل و با انهدام شناورهای عراقی، ابتکار عمل در خلیج فارس را به دست گرفت.

نیروی زمینی ارتش ایران نیز با موفقیت هرچه تمام‌تر و با دلاوردی و پایمردی نیروهای پادگان دژ و یگان‌های مستقر در منطقه، در ابتدا مانع از پیشروی سریع ارتش عراق شد و سپس به سرعت و با اعزام واحدهای متعدد ارتش به منطقه، توانست چند طرح عملیاتی را اجرا و دشمن را متوقف کند. نیروهای بسیج مردمی و سپاه نیز دوشادوش نیروهای ارتش وارد معرکه شدند و ارتش عراق دچار سردرگمی و آشفتگی فراوانی شد. ارتش بعث عراق ظرف چند روز دریافت که قادر نیست به اهداف عملیاتی خود دست یابد و تنها با تصرف خرمشهر و محاصره آبادان، متوقف شد. تصرفاتی که چندان پایدار نماندند و در همان سال‌های آغاز جنگ، آزاد شدند.

پیش‌بینی‌هایی که غلط از آب درآمد

محاسبات صدام حسین برای حمله به ایران، از اساس بر محاسباتی اشتباه بنا شده بود. حمله برق‌آسای ارتش بعث، به هیچکدام از اهداف خود در هوا و دریا نرسید و بر روی زمین هم به سرعت زمینگیر شده و تنها برخی از اهداف اولیه و با صرف هزینه‌های نظامی و انسانی فراوانی که به این نیرو وارد آمد محقق شد. اما رژیم بعث ظرف حدود یک سال و نیم، بخش اعظم این متصرفات را از دست داد و در موقعیت پدافندی قرار گرفت. با این حال صدام هرگز حاضر نبود که بپذیرد اشتباهی تا این حد مهلک را مرتکب شده است. در نتیجه بارها و بارها تلاش خود را برای تغییر سرنوشت جنگ انجام داد.

آمادگی ارتش ایران، بسیج گسترده نیروهای مردمی و تلاش‌های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، فرماندهی هوشمندانه و سلحشورانه نیروهای نظامی جمهوری اسلامی ایران، همراهی و همکاری مردم انقلابی از جمله عوامل کلیدی بودند که باعث شدند رژیم بعث عراق در رسیدن به اهداف خود ناکام بماند و در نهایت هم صدام هرگز نتوانست رویاهای خیالپردازانه خود را محقق کند. رویاهایی که تصرف چند روزه تهران، تبدیل به توهمی شد که تنها چند روز کافی بود تا مشخص شود، تنها یک خیال واهی بود است. خیالی که جان هزاران مرد، زن و کودک بی‌گناه را گرفت و هزاران میلیارد دلار خسارت برای هر دو کشور به بار آورد. 

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 1 =