آیت‌الله ابراهیم بن حسین خویی؛ عالم و متفکری ژرف اندیش

تهران- ایرنا- آیت الله ابراهیم بن حسین خویی مشهور به علامه خویی یکی از عالمان وارسته به شمار می‌رود که تمام دارایی خود را وقف ساخت امور خیریه کرد، وی همچنین به مدارج والایی در علم دست یافت و توانست آثار متعدد علمی در موضوعات مختلف فقه، اصول و حدیث از خود به یادگار بگذارد.

آیت الله ابراهیم بن حسین خویی مشهور به علامه خویی در ۱۲۱۱ خورشیدی در خوی دیده به جهان گشود. اجداد وی از طبقه اشراف شهر بودند. پدرش از رجال صاحب نام خوی و مدّتی والی خراسان بود. علامه خویی مقدمات علوم را در زادگاهش فرا گرفت و پس از طی مقدمات و سطوح به حوزه علمیه نجف اشرف رفت و در محضر فقیهان برجسته‌ای چون شیخ مرتضی انصاری و سیدحسین کوه کمره‌ای کسب علم کرد و توانست پس از پایان تحصیلات با اخذ درجه اجتهاد با دستی پر به زادگاه خود برگردد و به ارشاد، تحقیق و تدریس بپردازد. علامه خویی در خصوص  تحصیل و ورود خود به حوزه علمیه چنین می نویسد: اگر چه من اقل علما و عملا و اکثر خطا و زللاً هستم، ولی خواستم که خود را در جمله جمیله ایشان منظور بدارم؛ تا اسم من در ذکر اسامی شریفه جلیله، داخل بشود. فاقول؛ رفتم به معلم به سعی و التماس خودم و علوم ادیبه را در بلده خوی، خواندم و خود را در سلک مشتغلین و محصلین قرار دادم و حال آن که من از اهل این مراتب نبودم، الا این که وارد شده «من تشبه بقوم فو منهم»؛ هر کسی خود را به قومی تشبیه کند، پس از ایشان است.

اوژن اوبن سفیر فرانسه که در ۱۲۴۲ خورشیدی دیداری از خوی داشته است و درباره آیت الله میرزا ابراهیم دنبلی چنین می نویسد: مجتهد بزرگ شهر، حاجی میرزا ابراهیم آقا، از احترام فوق‌ العاده عموم مردم برخوردار است. خانه ‌اش کوچک است و تنها یکی از اطاق‌های آن که با فرش مفروش شده پنجره ‌اش به حیاط کوچکی باز می‌شود. در آستانه در، طبق رسمی قدیمی، محجر چوبی گذاشته ‌اند؛ یعنی در این جا باید کفش‌ها را از پا درآورد. مرد محترم کهنسال، نزدیک پنجره اطاق، در میان تعداد بیشماری کتاب، در موضوعات فقه اسلامی و پرونده ‌هایی که برای اتخاذ تصمیم و صدور رأی به حضور وی آورده ‌اند، نشسته است. بعد از ادامه تحصیل در نجف و کسب فیض از محضر استادان بزرگ به شهر خود بازگشته است، تا دین و عدالت را در میان همشهریان خود گسترش دهد.

خدمات و موقوفات

علامه خویی ثروت قابل توجهی داشت و از درآمدهای خود معمولا مقدار ناچیزی را به مصرف شخصی رسانده بقیه را صرف خیرات می کرد و تمام دارایی خود را وقف کرد. او موقوفات خود را به صورت کتابچه ای در ۲۸صفحه با یک مقدمه و سه باب و چند فصل تنظیم و به امضای علمای مشهور آن زمان و میرزا محمدعلی ولیعهد حکومت وقت رساند. در مقدمه وقفنامه، درباره بی ‌اعتباری دنیا و مصرف اموال در راه خدا چنین آورده است: بر ضمائر صافیه اولی‌الالباب و قلوب راکیه ارباب بصیرت، مخفی و مستور نیست که هر آفریده را اندیشه بقای جاودانی؛ محض خیال و بنی نوع انسان را در این سرای فانی، ثبات و قرار؛ فرض محال است. این عالم نیکوکار منزل مسکونی خود را به حسینیه تبدیل و آن را وقف کرد. همچنین وقف یک قطعه قبرستان، ساخت یک باب غسالخانه و سه پل بزرگ به نام‌های قره قشون، سید تاج‌ الدین و بولاماج و احداث قنات‌های آبی و حمام نیز از امور خیریه‌ ای است که به وسیله او صورت گرفتند.

همچنین اوژن اوبن سفیر فرانسه در این ارتباط می نویسد: به موجب وصیتش، بعد از درگذشت وی، همه دارایی ‌اش وقف امام سوم است. عده ‌ای که به دیدار و زیارت وی می ‌آیند، قابل شمارش نیست. او چندین بار به زیارت مکه نایل شده و با وجود کبر سن، حداقل در سال یکبار، به شهرهای کربلا و مشهد مشرف می‌شود. اهالی خوی، هنگامی که او را می ‌بینند، با چنین علو و مقام، چون یک فرد عادی، کفش‌ها زیر بغل، در مسجدی مشغول دعا خواندن است، سخت به هیجان می ‌آیند.

فعالیت های فرهنگی و علمی

این فقیه وارسته، آثار علمی بسیاری را در موضوعات مختلف فقهی، اصول و حدیث به رشته تحریر درآورده است که برای نمونه می توان به شرح نهج‌البلاغه موسوم به الدُّرَّةُ النّجفیه «الدرة النجفیه فی شرح نهج‌البلاغه الحیدریه»، شرح اربعین حدیث، ملخص المقال فی تحقیق احوال الرجال، الاربعون حدیثا و الدعوات که به دعاها و ذکرها پرداخته است، اشاره کرد.

علامه امینی در کتاب الغدیر در خصوص این اندیشمند می نویسد: او در طلیعه علمای ژرف بین و متبحر قرار داشت و از شخصیت‌هایی بود که در همه رشته‌ های علمی زبردست و ماهر بود، از فقه و اصول و حدیث گرفته تا عقیده ‌شناسی، فلسفه، عرفان و رجال. در اخلاق سرمشق و نمونه بود و مقتدا به شمار می رفت. در هر یک از علوم استادی بی ‌نظیر و پهلوانی دلیر بود.

شهادت

سرانجام این عالم در۲۳ شهریور ۱۲۸۶ خورشیدی در جریان حوادث مشروطیت در خوی به شهادت رسید. در حقیقت همزمان با نهضت مشروطیت، خوی از شهرهایی بود که دلبستگی شدیدی به نهضت داشت و در حمایت از نهضت دنباله ‌رو تبریز بود. آیت الله میرزا ابراهیم دنبلی که در میان مردم جایگاه مذهبی، سیاسی و مردمی ویژه ای داشت، رویه بی‌طرفی را در پیش گرفت و به کارگشایی امور شرعی ‌پرداخت. در این زمان فردی که از مجاهدین افراطی بود در ۲۳ شهریور ۱۲۸۶ خورشیدی در خوی، میرزا ابراهیم دنبلی را به همراه آقا ضیا، خواهرزاده وی به ضرب گلوله به شهادت رساند و با توجه به اوضاع آشفته آن روزگار، علامه خویی را ابتدا در حسینیه میرزا ابراهیم آقا که به وسیله خودش ساخته شده بود به خاک سپردند و بعد از گذشت چهار سال پیکر وی را به نجف انتقال دادند.

علامه امینی در کتاب الغدیر می نویسد: صبحدم ششم شعبان ۱۳۲۵ (۲۳ شهریور ۱۲۸۶)در حیاط خانه اش بود که ناگهان به سوی او تیر اندازی شد. او به راه خدا و راه دینداری و شرف و خدمات خردمندانه اش شهید راه حق گردید و از کشته شدن او مصیبت سهمگین به پیکر اسلام و مسلمین وارد شد که جگر خداپرستان را خون نمود و در دژ دین شکاف انداخت. علامه اردوباری در رثای این شهید قصیدۀ آتشین سرود و پس از شهادت پیکر خون آلود او به آرامگاه وی که در نجف اشرف تعیین شده بود، مدفون گردید.

در معرفی کامل علامه خویی در وقف نامه

کتاب وقف نامه اثر محمد الوانسازخویی که در ۱۳۸۸ خورشیدی به وسیله نشر طلوع شمس چاپ شد. این کتاب مروری بر زندگینامه و شخصیت علمی و معنوی آیت الله میرزا ابراهیم دنبلی خویی است، سپس برخی از موقوفات به جای مانده از وی اعم از حسینیه، کتابخانه و اموال منقول و غیرمنقول معرفی شده و متن وقف‌نامه مربوط به آنها درج شده است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 4 =