نقش‌آفرینی صهیونیست‌ها و حکام عرب در روزهای بحرانی آمریکا

تهران- ایرنا- روند رقابت‌های جاری برای انتخابات ۳ نوامبر (۱۳ آبان) آمریکا و رادیکالیزه شدن فضای تبلیغاتی، احتمال بروز بحران اجتماعی جدیدی در آمریکا را افزایش داده است؛ جمعیتی که طی ماه های گذشته بر سر قتل یک سیاه پوست به دست پلیس سفید، خیابان های آمریکا را به صحنه های پرشباهت به جنگ‌های خیابانی تبدیل کرد، هنوز پا در کف خیابان دارد و واکنش‌های دو حزب بر سر نتایج انتخابات می‌تواند بار دیگر شعله های آتش را از زیر خاکستر خارج سازد.

 پیش بینی آشوب و حتی جنگ داخلی در آمریکا بعد از انتخابات ۱۳ آبان ماه، براساس شواهد و جریان تقابل دو حزب دمکرات و جمهوری‌خواه چندان دشوار نیست، اما سوال اینجاست که کدام بازیگران بین المللی و منطقه ای از بهم خوردن تعادل اجتماعی در آمریکا استقبال می کنند و بویژه لابی های قدرتمندی مانند لابی عربی و اسرائیلی چه نقشی در آن ایفا می کنند.

پیش نشانههای بن بست سیاسی

اولین بار دونالد ترامپ با تشکیک نسبت به تقلب احتمالی در انتخابات آینده، پیشاپیش به استقبال دبه کردن رفت و هیلاری کلینتون وزیرخارجه اسبق آمریکا از حزب دمکرات نیز با اعلام اینکه "جوبایدن نامزد دمکرات ها نباید شکست را بپذیرد"، زمینه ها برای یک تقابل جدی اجتماعی را فراهم کردند.

دونالد ترامپ درحالی که بحران کرونا وضعیت او را در نظر سنجی ها به شدت متزلزل ساخت و تا ۸ درصد موقعیتش را نسبت به بایدن تضعیف کرد، بازهم گفته که در انتخابات پیروز خواهد شد. ۲۹ تیر ماه بود که ترامپ تاکید کرد نظرسنجی‌ها را قبول ندارد و در انتخابات شکست نخواهد خورد.

ترامپ سال ۲۰۱۶ در انتخابات قبلی هم مدعی بود که نظر سنجی ها تقلبی بوده است و با استناد به همین مدعایش از احتمال تقلب در این دوره سخن گفته و معتقد است که دمکرات ها درحال صحنه سازی برای القای شکست او در انتخابات هستند.

ترامپ سوم شهریور ماه، در سخنرانی خود در مجمع عمومی حزب جمهوری‌خواه در ایالت کارولینای شمالی، درحالی که براساس نظرسنجی ها همچنان از بایدن عقب است، با جمله ای که عزم او را در عدم واگذاری کاخ سفید برغم شکست در انتخابات نشان می داد ، گفت که "تنها با تقلب امکان شکست من در انتخابات وجود دارد".

این تبادل آتش لفظی میان دو طرف، نشان می دهد که در فردای اعلام نتایج انتخابات، یک از طرفین دبه خواهد کرد و به تبع آن ستون کشی خیابانی طرف ها شکل خواهد گرفت.

زمینه های خشونت

بخش بزرگ از طرفداران ترامپ و پایگاه اجتماعی وی را جنوبی هایی تشکیل می دهند که بعد از سال ها لغو برده داری در آمریکا و جنبش های ضد نژاد پرستی، همچنان حامل نمادهای برده داری و نژاد پرستی هستند.

تازه ترین نکته ای که دو قطبی ایجاد شده در آمریکا را طی روزهای اخیر تشدید کرد، دفاع ترامپ از پرچم کنفدراسیون بود که پرچم ۱۱ ایالت جنوبی آمریکا در جنگ های داخلی این کشور بوده و نماد برده داری محسوب می شده است.

ترامپ در مقابل اعتراض ها به حمل این پرچم در جریان رقابت های اخیر گفت که این پرچم را نماد نژاد پرستی و برده داری نمی داند. او در مصاحبه جنجالی خود با  شبکه "فاکس‌نیوز" گفت، ما نمی‌توانیم همه تاریخ خودمان را خط بزنیم و فراموش کنیم که شمال و جنوب آمریکا زمانی علیه هم جنگیده‌اند. ما باید این بخش از تاریخ را به خاطر بسپاریم، چرا که در غیر این صورت، یک بار دیگر شاهد جنگ در کشور خواهیم بود.

همچنین برخورد ترامپ با بحران اجتماعی ناشی از قتل جرج فلوید سیاه پوست آمریکایی به دست پلیس سفید پوست این کشور که هفته ها شهرهای سراسر آمریکا را در آشوب فرو برد، بسترهای لازم را برای رادیکالیزه کردن آمریکا فراهم کرده است.

هنوز آتش این التهابات در آمریکا مهار و خاموش نشده و دامنه آن به رقابت های انتخاباتی کشیده شده است، به همین دلیل نتایج انتخابات هرچه باشد می تواند باردیگر این التهابات را شعله ور سازد.

نقش اسرائیل و لابی عربی

از جمله موضوعاتی که در بروز بحران های اجتماعی در فردای انتخابات می تواند دخیل باشد، مساله نفوذ و تاثیر گذاری لابی ها و سرمایه گذاری های کشورهای عرب ثروتمند و رژیم صهیونیستی است.

کشورهایی مانند عربستان و امارات و نیز اسرائیلی ها طی این سال ها برای پیشبرد اهداف منطقه ای خود تلاش زیادی کرده اند و حاضر نیستند باردیگر افکار اوبامایی بر کاخ سفید سیطره یابد. سابقه رفتار اعراب و اسرائیل با دولت دمکرات اوباما یادآوری می کند روزهایی را که سران عرب و نتانیاهو چگونه با کاخ سفید در جدال بودند.

شکاف میان آمریکا و این بازیگران منطقه غرب آسیا در دوران اوباما به اوج خود رسیده بود، تا جایی که سران سعودی حتی از برخوردهای تحقیر آمیز با فرستادگان واشنگتن به کشورهایشان ابا نمی کردند و اختلافات اوباما و نتانیاهو نیز هیچگاه پنهان نماند.

از همین رو این جریان منطقه ای با نفوذ در عرصه سیاسی آمریکا، سرمایه گذاری و تلاش قابل توجهی را برای جلوگیری از پیروزی هم حزبی اوباما بعمل آورد که اثرات آن بر نتیجه انتخابات ۲۰۱۶ و پیروزی ترامپ قابل انکار نیست.

حالا این نگرانی از سوی این جریان لابی قدرتمند در آمریکا فزونی یافته است و نگران از اینکه با شکست ترامپ، سرمایه گذاری های صورت گرفته سوخت کند.

در این خصوص توجه به میزان سرمایه گذاری کشورهای عرب و لابی های آنان در واشنگتن را نباید نادیده گرفت؛ موضوعی که می تواند مایه نگرانی  جدی آنان از تضعیف موقعیت منطقه ای شان باشد.

این نگرانی ها کاملا جدی هستند، چرا که رقیب ترامپ در صورت پیروزی در انتخابات اولین اولویتش اصلاح روابط خارجی بویژه در حوزه خاورمیانه خواهد بود. پاکسازی افتضاحات دوره ۲۰۱۶-۲۰۲۰ قطعا یکی از اصلی ترین ماموریت های جانشین ترامپ درکاخ سفید است تا لکه هایی را که از حمایت های واشنگتن از دیکتاتورها و خونریزان منطقه بر چهره آمریکا برجا مانده است، بزداید.

شاید پایان حمایت از سعودی ها در سرکوب بی رحمانه ملت یمن ، از اولین اقداماتی باشد که جانشین ترامپ در دستور کار قرار خواهد داد.

 تاکنون سعودی ها هزاران زن و کودک و غیر نظامی را زیر بمباران های مستمر با سلاح های آمریکایی قرار داده اند، آن هم تحت حمایت ها و با تایید دولت ترامپ! دونالد حتی تلاش های صورت گرفته در کنگره برای قطع این کمک ها به رژیم سعودی را بارها نادیده گرفته است.

آمریکا اکنون متحد بی رحم ترین کشور در جهان است که یک خبرنگار منتقد خود را (جمال خاشقچی) به شکل غیر انسانی، آن هم در کشوری دیگر  قطعه قطعه کرده است و در برابر این جنایت پاسخگو هم نبوده است.

همچنین حمایت آشکارا از تروریسم در منطقه و حمایت از سرکوب فلسطینی ها به هر قیمت و نقض آشکارای قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل ، حاتم بخشی جولان به اسرائیلی ها و انتقال سفارت آمریکا از تل آویو به قدس نیز از دیگر موضوعاتی است که به چهره بزک شده از لیبرال دمکراسی آمریکا خش وارده کرده است و این هم از دیگر نتایج عملکرد دونالد ترامپ است.

به همین دلیل اعراب و اسرائیل نگران آن هستند که آمریکای پسا ترامپ در همه این موارد تجدید نظر کند؛ میدل ایست آی در مقاله ای در اواسط مرداد ماه به همین موضوع اشاره کرده و تحلیل کرده است؛

"آنها می توانند از طریق اصلاح دولت های شان بر پایه قوانین دموکراتیک و ایجاد صلح، اتحاد و توسعه در منطقه، امنیت کشورشان را افزایش دهند -امری که نیازمند توزیع رادیکال قدرت سیاسی و اقتصادی است- یا اینکه آشکارا اسراییل را در آغوش گرفته و تبدیل به دولت های دست نشانده آن شوند. در صورتی که اعراب، چه در امور داخلی و چه در سیاست های منطقه ای خود از انجام اصلاحات اساسی امتناع کنند، اسراییل که دایما خواستار حفظ ناآرامی در منطقه است شرایط را به همین صورت پیش خواهد برد. اما با وجود تلاش های فزاینده اسراییل به منظور عادی سازی روابط، آغوش باز آن خطرات قابل توجهی برای کشورهای حوزه خلیج فارس به همراه دارد، خصوصا که این رژیم روی اجرای طرح الحاق کرانه باختری اصرار دارد و همچنان به آپارتاید غیررسمی خود ادامه می دهد. کشورهای حوزه خلیج فارس که روی دولت ترامپ حساب ویژه ای می کردند بعید است پیش از پایان عمر ریاست جمهوری او به دستاورد خاصی برسند و جالب اینجاست که آنها اکنون در صورت شکست ترامپ در انتخابات، بزرگ ترین بازندگان این میدان خواهند بود."

بازیگران روزهای بحرانی آمریکا

بنابراین، این نیروهای اثر گذار منطقه خاورمیانه، تلاش خواهند کرد که برنده رقابت های آتی ریاست جمهوری آمریکا مجددا ترامپ باشد، چرا که اصلاح روابط خارجی و سیاست های آمریکا در منطقه از اولویت های دولت بعد از ترامپ خواهد بود، از همین رو این سوال مطرح می باشد، در صورتی که قرار باشد دمکرات ها کنترل کاخ سفید را به دست بگیرند، این نیروهای منطقه ای تحمل خواهند کرد؟ قطعنا  تحمل نخواهند کرد، بلکه برای جلوگیری از این اتفاق بر آتش بر افروخته اجتماعی حتما بنزین خواهند پاشید.

اسرائیلی ها از نظر سیاسی و اجتماعی قدرت چنین اثرگذاری در جامعه آمریکا را دارند، یعنی کمک به بسیج نیرو برای جانبداری از ترامپ و دولت های عرب ثروتمند منطقه هم با تجربه کافی از راه اندازی جنگ های نیابتی درکشورهای دیگر مانند سوریه، لیبی، عراق و یمن و ... این ظرفیت و آمادگی را دارند تا در آشوب های احتمالی آینده در آمریکا نقش آفرینی کنند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 15 =