۳۱ مرداد ۱۳۹۹،‏ ۱۳:۲۵
کد خبرنگار: 1018
کد خبر: 83916567
۰ نفر

برچسب‌ها

نگاهی به اشعار ابوالفضل رشیدالدّین میبدی

یزد- ایرنا- در سراسر کتاب تفسیر بزرگ کشف‌الاسرار اثر ابوالفضل رشیدالدین میبدی، صدها بیت و ۸۵ رباعی صوفیانه به چشم می‌خورد که میبدی، نام سرایندۀ هیچ کدام از آن‌ها را ننوشته است .

تنها در چند شعر نام« جوانمرد » ، « پیر » ،« عزیز » ،« دوست » آمده که روشن گشته ، منظور ، سنایی غزنوی ( درگذشت ۵۲۵ یا ۵۴۵ ق ) است .

تاکنون پژوهش های چندانی از سوی محقّقان دربارۀ صاحبان اشعار کشف الاسرار انجام نشده است ، تا این اشعار شناسنامه دار شوند . برخی رباعیّات را چون در دیگر آثار خواجه عبدالله انصاری آمده و نیز می دانیم که کشف الاسرار برگرفته از تفسیر انصاری است میتوان به یقیین از او دانست.  

امّا با توجّه به نزدیکی زبان ، گفتار و ادبیّات انصاری و میبدی نمی توان برخی رباعیّات را به درستی از آن انصاری یا میبدی دانست . مثلاً رباعی زیررا که پرویز ناتل خانلری از آن میبدی دانسته است ، تاکنون به یازده شاعر دیگر هم نسبت داده اند :

چشمی دارم همه پر از صورت دوست       با دیده مرا خوش است تا دوست در اوست

از دیده و دوست فرق کردن نه نکوست   یا دوست به جای دیده یا دیده خود اوست

این رباعی تاکنون به نام افراد زیر آمده است : رشید و طواط ، اوحدّالدّین کرمانی ، خواجه عبدالله انصاری ، رشیدی سمرقندی ، بابا افضل کاشانی ، ابوسعید ابوالخیر ، عین القضات همدانی ، عمعق بخارایی ، مولوی ، ارشدی ماورالنهری و ظهیر فاریابی که به گفتۀ احمد بهشتی شیرازی ، این رباعی ، سرگردان ترین رباعی در تاریخ هزارسالۀ رباعی سرایی است . 

سیروس شمیسا معتقد است که خواجه شاید شعر فارسی ندانسته باشد . از این رو احتمال داده که برخی رباعیّات کشف الاسرار از شاعران قدیم تر از انصاری و میبدی باشد . مانند : این رباعی که خانلری به نام میبدی آورده ، امّا در کتاب سوانح اثر امام احمد غزالی ، بدون نام گوینده است :

یک تیر به نام من ز ترکش برکش      وآن گه به کمان عشقی سخت اندرکش

گرهیچ نشانه خواهی اینک دل و جان   از تو زدنی سخت و ز من آهی خوش

و چون نامی از میبدی و انصاری در کتاب نزهة المجالس که جنگی از رباعیّات مشهور فارسی تا سدۀ هفتم قمری است ، نیامده ، قضاوت در این باره را سخت کرده است ، از اینروست که برخی رباعیّات کشف الاسرار هم به نام میبدی و هم به نام انصاری آمده است . 

با این وجود ، نخستین بار پرویز ناتل خانلری ، رباعیّات میبدی و انصاری را از هم جدا نموده و در کتاب ترانه ها آورده است . از این رو و بنا بر نظر خانلری ، رباعیّات زیر از آن رشیدالدّین میبدی است :

بخت از درخان ما درآید روزی   خورشید نشاط ما برآید روزی

وز تو به سوی ما نظر آید روزی   و این انده ما هم به سر آید روزی

***

برشاخ طرب هزار دستان توایم    دل بسته بدان نغمه و دستان توایم

از دست مده که زیردستان توایم    بگذار گناه ما که مستان توایم

****

دل را تو به نار عاشقی بریان کن    وآن گاه نظر زدل به سوی جان کن

گر زان که به راه پیشت آید معشوق    این جمله به پیش پای او قربان کن

****

چشمی دارم همه پر از صورت دوست   با دیده مرا خوش است تا دوست دراوست

از دیده و دوست ، فرق کردن به نکوست  یا دوست به جای دیده یا دیده خود اوست

****

گل ها که من از باغ وصالت چیدم    دُرها که من از نوش لبت دزیدم

آن گل همه خار گشت در دیدۀ من    وان دُر همه از دیده فرو با ریدم

****

در هجر من همی بسازم از شرح خیال     در وصل همی بسوزم از بیم زوال

پروانۀ شمع را همین باشد حال          در هجر نسوزد و بسوزد به وصال 

****

با خود ز پی تو جنگ ها دارم من    صد گونه ز عشق رنگ ها دارم من

در عشق تو از ملامت بی خبران     برجان و جگر، خدنگ ها دارم من

****

یک تیر به نام ز ترکش ، برکش     و آن گه به کمان عشق ، سخت اندرکش

گر هیچ نشانه خواهی ، اینک دل و جان   از تو زدنی سخت و ز من آهی خوش

****

ای ماه برآمدی و تابان گشتی     گرد فلک خویش خرامان گشتی

چون دانستی برابر جان گشتی    ناگاه فروشدی و پنهان گشتی 

****

ز اوّل که مرا عشق نگارم نو بود   همسایه به شب ز نالۀ من نفنود

کم گشت کنون ناله که عشقم بفزود   آتش چو همه گرفت ، کم گردد دود

****

سیارۀ عشق را منازل ماییم    ز اشکال جهان، نقطۀ مشکل ماییم

چون قصّۀ عاشقان بیدل خوانند   سرقصّۀ عاشقان بیدل ماییم 

****

در کوی تو گر کشته شوم باکی نیست   کو دامن عشقی که برو چاکی نیست

یک عاشق آزاده نبینی به جهان    کز باد بلا بر سر او خاکی نیست 

ابوالفضل رشید الدین میبدی نویسنده و مفسر قرآن در نیمه اول قرن ششم است. مهمترین اثر وی تفسیر کشف الاسرار و عدة الابرار است. کشف الاسرار و عدةالابرار تفسیر بزرگ مشروحی است بر قرآن که تألیف آن در اوایل سال ۵۲۰ هجری آغاز شده است. این کتاب بر اساس تفسیر الهروی خواجه عبدالله انصاری (که هم اکنون در دست نیست) و در ده جلد نوشته شده‌است.

این کتاب به تفسیر خواجه عبدالله انصاری نیز معروف است و در گذشته به اشتباه آن را به خواجه عبدالله انصاری یا سعدالدین تفتازانی نسبت داده‌اند اما به مدد تحقیق علی‌اصغر حکمت نویسندهٔ اصلی آن معلوم شده است.

رشیدالدین میبدی در این کتاب ابتدا بخشی از آیات را بدون توضیح به فارسی روان ترجمه کرده (النوبة الاولی)، سپس عقاید مفسرین و تحقیقات اهل فن را دربارهٔ تفسیر همان قسمت شرح می‌دهد (النوبة الثانیة) و در بخش سوم به بیان نکات عرفانی خصوصاً به نقل از استاد خود خواجه عبدالله انصاری می‌پردازد (النوبة الثالثة) و عموماً در این بخش زیبایی نثر فارسی میبدی به چشم می‌آید.

"پژوهشگر و یزد شناس"

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 5 =