درباره ناصر فرهنگ فر

تهران- ایرنا- ناصر فرهنگ‌فر از جمله برجسته‌ترین اساتید موسیقی سنتی به شمار می‌آید که بدلیل تبحر و تخصص فراوان در نوازندگی تنبک به «شاعر تنبک» شهرت داشت. وی که سابقه همکاری با بزرگانی چون محمدرضا شجریان، محمدرضا لطفی و پرویز مشکاتیان را در کارنامه خود دارد به دلیل روحیه خاص و منزوی خود کمتر در محافل هنری و موسیقیایی شناخته می‌شود.

این اواخر همه چیز را رها کرده بود و با نگاهی شگفت، همه دنیا را از فراز سر افراد دور و برش می نگریست. انگار دیگر در این دنیا نمی زیست. می گفتند که سالهاست دیگر دست به تنبکش نمی زند، خط نمی نویسد و از خواندن ابا می کند. می گفتند صدای ساز خودش را که از نوار کاست می شنود، فریاد برمی آورند که خاموش کنند و راحتش بگذارند. می گفتند حاصل تمام عمرش، خط های خودش، خط های یادگار استادانش، کتابخانه عالی و مجهزش و حتی ساز دستش را به خانه های دیگران فرستاده بود، برای همیشه. خوب شد که به دیدنش نرفتم. فکر می کنم، تصویری که از او دارم این طوری خیلی تابناک تر و درخشان تر است و یادم آمد از محمد درویشی عزیز که با شگفتی و اندوه می گفت که ناصر ۲ روز مانده به آخر عمرش به او تلفن کرده و برایش شعری خوانده بود، این بار نه از غم و اندوه کوه فرسایش، بلکه پر از شور و شادی و در ستایش زندگی و زیبایی. معجزه ناصر فرهنگ فر، سیمرغ موسیقی ما همین بود. رستگاری، نصیب او و خاک بر او خوش باد.

این سخنان شامل بخشی از خاطرات زنده یاد مهدی کمالیان موسیقیدان و سازنده سه تار است که درباره ناصر فرهنگ فر نوازندهٔ برجسته تنبک و مدرس موسیقی سنتی نگاشته است. ناصر فرهنگ فر در چهارم آبان ۱۳۲۶ خورشیدی در شهرری متولد شد. جد مادری او، میرزا مهدی خوشنویس، از خوشنویسان بنام دوره قاجار بود. پدرش کارمند شهربانی بود و تار می‌نواخت و عمویش تمبک، با این وجود پدر مخالف ساز زدن ناصر و گرایش او به سمت موسیقی به عنوان یک حرفه بود. اما فرهنگ‌فر ۷ ساله بود که نخستین بارقه‌های علاقه‌ به موسیقی و رفتن به طرف یادگیری ساز را در خود حس کرد.  وی با کوزه‌های گلی نخستین تمرینات خود را انجام می‌داد و بعدها با خرید تنبک عمویش که ساز نفیسی در دوران خود بود، شروع به فراگیری این ساز کرد، در همین دوران علاقه و ممارست وی در فراگیری تنبک پیشرفت خوبی به همراه داشت.

او طبع و قریحه خاصی در خوشنویسی و همچنین سرودن شعر و غزل داشت. در شعر متمایل به ایرج میرزا بود و اشعار طنز گونه ای از خود برجا گذاشت. او به ظرایف آوازی، گوشه ها و لحن های ردیف بسیار مسلط بود و در نواختن ضرب زورخانه، آواز به شیوه هایی چون «هنگامه خوانی» و «زورخانه خوانی» مهارت زیادی داشت.

وی نزد «حسین تهرانی» و استاد «محمد اسماعیل پیکره» آموزش تنبک را ادامه داد. او با مرکز «حفظ و اشاعه موسیقی»، رادیو و تلویزیون ملی همکاری داشت.

فرهنگ فر از ۱۳۵۱ خورشیدی در جشن هنر شیراز برنامه های متعددی به همراه معروف ترین و بهترین هنرمندان عصر خود چون محمدرضا شجریان، داریوش طلایی، داوود گنجه ای، پرویز مشکاتیان، حسین علیزاده، محمدرضا لطفی و … به اجرا درآورد. سپس در ۱۳۵۲ خورشیدی به بلژیک مهاجرت کرده و با گروه باله موریس بژار به همکاری پرداخته و در ۱۳۵۴ خورشیدی به نیویورک دعوت شد و با گروه تئاتر رابرت ویلسون به اجرای برنامه های زنده مشغول شد.

وی با تاسیس کانون هنرهای چاووش در ۱۳۵۶ تا ۱۳۶۳ خورشیدی به فعالیت خود در این مراکز ادامه داد. وی شیوه های متنوعی را در نواختن تنبک پیش گرفت و توانست سبک بسیار متمایز و بی نظیری را در نواختن این ساز پیش بگیرد. وی پس از آلبوم بسته نگار با تار محمدرضا لطفی گوشه نشینی را انتخاب کرد و دلیل خلوت گزیدن این استاد معروف و بسیار ارزشمند کشورمان دلایل شخصی خود را به دنبال داشت.

وی در سال های گذشته همه چیز را رها کرده و با نگاهی دیگر به افراد اطراف خود و دنیا می نگریست به گونه ای که در این دنیا حضور نداشت. ناصر فرهنگ فر توانست با خلق سبک بسیار جداگانه در نواختن تنبک سبکی به اسم فرهنگ فر را در جامعه و هنر موسیقی امروزی برجای بگذارد.

ناصر فرهنگ‌فر در ۲۳ مرداد ۱۳۷۶ خورشیدی در ۵۰ سالگی چشم از جهان فروبست. آرش فرهنگ فر متولد ۱۳۵۲، نوازنده تنبک فرزند وی است.

تاسیس مکتب فرهنگ فر به همت آرش فرهنگ فر

آرش فرهنگ فر در تداوم راه پدر و آشنایی علاقه مندان موسیقی با این هنر ریشه دار و پرمخاطب فعالیت های گسترده  و متنوعی انجام داده است. وی که نوازندگی و تدریس تنبک می کند در گفت و گویی با این توضیح که در ۱۳۸۱ خورشیدی جلد نخست کتاب “میزان الاعظم” را با همراهی حسین مهرانی نوشته می گوید: از پایه‌ها، ریتم‌ها و آثار پدرم در کتاب‌های زیادی استفاده شده اما تمامی آن‌ها به نوعی برداشت مولف از نوازندگی تنبک بوده نه همه کارهای او و ابعاد بسیار وسیعی از نوازندگی پدرم ناشناخته مانده است.

او با تاکید بر این که آشنا نبودن به مکتب ناصر فرهنگ‌فر و تکنیک‌های تنبک‌نوازی در آثار انتشار یافته مانند “شاعر تمبک” موجب شد، خودم درباره مکتب پدرم کتاب منتشر کنم، ادامه داد: سینا فرزامی‌راد پیشنهاد داد، بخش نوازندگی را از بخش آموزشی کارهای پدرم جدا کرده و مجزا منتشر کنیم. چون نمی‌خواهیم آثاری با عنوان ابتدایی، متوسطه، پیشرفته و یا فوق‌پیشرفته داشته باشیم، همه این‌ها یک زمانی دوباره ابتدایی می‌شوند به همین دلیل “دوره نوازندگی” و “دوره آموزشی” جداگانه به چاپ می‌رسند. در این راستا پنج کتاب را در بخش آموزشی “مکتب فرهنگ‌فر” با عناوین دفتر نخست “میزان ساده”، دفتر دوم “میزان ترکیبی”، دفتر سوم “میزان لنگ، دفتر چهارم “قطعاتی برای تنبک” و دفتر پنجم “گروه‌نوازی” که سبک آموزشی فرهنگ‌فر است در دست نگارش دارم تا علاقه‌مندان با سیستم آموزشی آشنا شوند و حساب شده جلو بروند. در زمینه نوازندگی نیز کارها زیاد است و فکر می‌کنم، تعداد کتاب‌ها بیشتر شود. به روز بودن به این معنا که از مکتب خارج شوم نیست. پدرم همیشه به من می‌گفت “باید در کار موسیقی خودت باشی” اما به جایی رسیدم که دیدم نمی‌توانم هم‌چون پدرم تغییر و تحول بنیادین ایجاد کنم و همه چیز را متحول کنم. ولی نخواستم مقلد صرف باشم و اگر نوآوری نمی‌کنم، دیدگاهم هنرمندانه باشد. ۴۰ سال کلیشه‌ای ساز نزنم و تکرار و مکررات نباشم. هیچ وقت در زندگی هنری، تکرار را دوست نداشتم.

آرش فرهنگ فر؛ فرزند ناصر فرهنگ فر

خاطره نگاری درباره سبک تنبک نوازی ناصر فرهنگ فر

در کتاب  گفته ها و ناگفته ها  که برگرفته از خاطرات مهدی کمالیان و  گردآوری بهروز مبصّری است، چندین خاطره درباره نحوه وسیک تنبک نوازی ناصر فرهنگ فرآمده است در یکی از این روایت ها مهدی کمالیان درباره همکاری نورعلی برومند از اساتید برجسته موسیقی و ناصر فرهنگ فر می نویسد:آقای فرهنگ فر هنرمندی است که به تمام معنی از نظر اخلاقی پاک است. هنر خطاطی دارد. ضربش که معروف است. صدای گرم خیلی خوبی دارد. شعر شناس و شاعر است. ناصر فرهنگ فر هنرمندی باشعور و ادراک هنری است و کهرش تقویت اصالت ضرب است. یعنی کارهایش از اصالت ضرب خارج نشده. گاهی از اوقات یادم می آید، برومند که تار می زد، فرهنگ فر با ضرب همراهیش می کرد و گاهی ضدضرب می زد. آقای برومند می خندید و می گفت: آقای فرهنگ فر شیطانی نکن! یعنی (استاد برومند) کارش را پسندیده بود (که پذیرفته بود که فرهنگ فر با او تنبک بزند). صدای ضرب ایشان از نجابت ذاتی برخوردار است. شاید همه رنج هایی که برده است، نتیجه صفای باطن اوست.  فرهنگ فر حساس است و از نامردی ها رنج می برد. من شخصا ًبرای ایشان خیلی احترام قائل هستم. یک ضربی (تنبکی) آقای (حسن) مشحون از منزل درویش خان خریده بود. این ضرب را به آقای (داریوش) صفوت داده بود به قیمت هزار تومان بفروشند. من مطلع شدم و به آقای برومند گفتم : «ضرب را من می خواهم. آقای برومند ضرب را از آقای صفوت گرفت، بعد به من گفت : هفتصد تومان به آقای مشحون بدهید. ضرب را آوردم منزل، تلفن کردم به آقای فرهنگ فر، ایشان آن موقع در سید خندان منزل داشت. منزل من در خیابان سلطنت آباد یا پاسداران فعلی بود. گفتم : یک ضرب است که باید بیایید و ببینید. «ایشان آمد، قدری نواخت و گفت : آقا خیلی عالیه! چقدر بم و خوب می خونه! وقتی خواست برود، گفتم : آقای فرهنگ فر، این ضرب را من برای شما گرفتم.

خیلی خوشحال شد. حتی پس از سال ها که من به آمریکا رفته بودم، نامه داده بود و نوشته بود که ضرب التفاتی صحیح و سالم است. (۲) خیلی خوشحال هستم که چنین کاری را در زندگی ام انجام دادم. موسیقیدان، اگر ساز مورد علاقه اش در دستش باشد، بهتر می تواند بنوازد. همچنان که یک نوازنده تار، اگر تار یحیی داشته باشد، فکر می کنم مضرابش قوی تر و مسلط تر (می شود) و با عشق بیشتری می نوازد. این ضرب بعدها گویا در اثر حادثه ای می شکند و دوباره درست می شود.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 13 =