مسئولیت اجتماعی و سه پیش‌نیاز حل مساله کرونا

تهران- ایرنا- «سیدضیا هاشمی» عضو هیات علمی دانشگاه تهران در نشست مجازی «کرونا و امر اجتماعی» بیان داشت: حل مساله کرونا در گروی ایجاد یک هم‌افزایی از طریق ظرفیت بالای حکمرانی، سرمایه اجتماعی و به ویژه اعتماد اجتماعی بالا است.

دومین جلسه از سری نشست‌های تخصصی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات با موضوع «کرونا و امر اجتماعی» روز دوشنبه ساعت ۱۴ به صورت مجازی برگزار شد. در این جلسه «محمدحسین پناهی» استاد پیشین دانشگاه علامه طباطبایی با محوریت کرونا و کاهش شکاف افکار عمومی و کارشناسی و همچنین «سیدضیا هاشمی» عضو هیات علمی دانشگاه تهران با محوریت کرونا و مسوولیت پذیری اجتماعی به سخنرانی پرداختند.

بخش دوم این نشست را در ذیل می‌خوانیم:

کرونا و تجربیات جهانی

سیدضیا هاشمی در خصوص مساله کرونا و تجربیات جهانی گفت: کرونا اولین اپیدمی جهانی نیست. ما با مشکلاتی نظیر وبا در ایران در دوره‌های قبل و سارس در جهان و در دنیای معاصر مواجه بوده‌ایم. در مورد کرونا هم در واقع بیش از ۶ ماه است که بخش مهمی از دنیا با این مساله مواجه است و در چین حدود ۹ ماه است که این مواجهه صورت گرفته است. در کشورمان ایران رسما از اوایل اسفند ماه با این مساله مواجه شدیم و در حال حاضر وارد فاز دوم این بحران شده‌ایم و یک موج جدیدی از تلفات و بحران‌ها را مشاهده می‌کنیم. در بخشی از کشور شاهد تجربه موفقی از مدیریت بحران بودیم. در دوره اخیر هم با ناکامی‌هایی مواجه هستیم که تعداد تلفات ما بسرعت رشد کرد.

تجارب جهانی نشان می‌دهد کشوری مثل کره جنوبی که از اولین کشورهایی بود که زود با این مساله مواجه شد اما اکنون مرگ و میرش به یک نفر در روز رسیده است. در ژاپن هم با وضعیتی مشابه کره جنوبی رو به رو هستیم. گرچه از اولین کشورهایی بود که با مساله کرونا مواجه شد اما هم اینک  در رتبه ۴۹ قرار گرفته است و باز تعداد تلفات این کشور به طور میانگین روزانه به ۱ نفر رسیده است.

چیزی که باعث شد دولت و مدیریت ژاپن بتواند این موضوع را کنترل کند، در واقع جدیت دولت در شرایط اضطراری، پایبندی مردم، مشارکت و همراهی آنها بود. در کره هم همراهی مردم با سیاست‌های دولتی و حمایت‌های دولتی سبب شد، بتوانند این بحران را تا حدی کنترل کنند. بنابراین اگر بخواهیم مساله کرونا را تبیین کنیم حتما باید انضباط اجتماعی و همراهی با چارچوب‌ها و ضوابط را نیز مورد توجه قرار دهیم. البته در کشوری مثل چین ماهیت اقتدارگرایانه دولت باعث می‌شود که سیاست‌های اعلام شده، اعمال شود. یعنی در واقع بین سیاست‌های اعلامی و اعمالی تفاوت بسیاری وجود ندارد. در واقع در چین به دلیل اقتدار، دولت توانست مردم را در خانه‌ها نگهدارد  و در نهایت اجرای این سیاست‌ها را در سطح بالایی اعمال کند. در کشوری مثل ژاپن و کره گرچه اقتدار دولت وجود ندارد اما بین انضباط و همراهی رابطه وجود دارد و اعمال سیاست‌ها و هم افزایی موجود باعث می‌شود که ما با کنترل بحران مواجه شویم. در هر حال در کشوری مثل کشور ما کرونا به عنوان یک مساله اجتماعی است. به جهت شیوع گسترده آن به عنوان یک پدیده ناخوشایند و نامطلوب که همه جامعه را در بر گرفته است.

کرونا به عنوان یک مساله اجتماعی

هاشمی در خصوص کرونا و دلیل  تلقی آن به عنوان یک مساله اجتماعی بیان داشت: نتیجه تحقیقات در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات نشان می‌دهد که بالای ۹۰ درصد جامعه از این موضوع نگرانی دارند. درصد بالایی از جمعیت، با افرادی که درگیر این ویروس می‌شوند روبرویند و بنابراین الان بخش عمده مردم درگیر این مساله‌اند و به شکل مستقیم و غیر مستقیم عوارض آن را لمس کرده‌اند. بنابراین ما با یک مساله جدی رو به رو هستیم به نام همه گیری بیماری کووید ۱۹ و این برای جامعه ما یک مساله است. اگرچه این امر در ابتدا یک مساله بهداشتی ناظر بر سلامت بود اما در واقع  با سایر حوزه‌های اجتماعی ما مرتبط شد به جهت اینکه اشتغال و فعالیت های اجتماعی و علمی ما نیز تحت تاثیر شیوع این یروس قرار گرفت و ابعاد مختلف زندگی را تحت تاثیر قرار داد و ما امروزه نه تنها از آن با عنوان یک مساله اجتماعی بلکه با عنوان یک بحران اجتماعی می‌توانیم یاد کنیم.

ابعاد منفی کرونا

به گفته استاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، کرونا پیامدهایی از قبیل گسست اجتماعی داشته است. تعاملات اجتماعی حداقل در فضای فیزیکی کمتر شده، مهمانی ها کمتر شده و در نتیجه افراد کمی به خود متوجه شده‌اند و اهتمام آنها معطوف به مساله فردی و خانوادگی آنها شده است. پیوندهای اجتماعی کاهش یافته و از طرفی شکاف‌های اجتماعی را بیشتر می‌بینیم. در حالی که طبقاتی که توان اقتصادی لازم را دارند با بخش‌هایی که توان اقتصادی چندانی ندارند متفاوتند. طبقات پایین‌تر در مقابل این ویروس آسیب پذیرترند و قدرت، توانایی و آمادگی مقابله با آن را ندارند. وقتی مردم با بحث فاصله گیری اجتماعی حاضر به همکاری نیستند و با «کمپین در خانه بمانیم» کمتر همکاری می‌کنند یا نمی‌توانند در انزوا باشند و یا فاصله اجتماعی را رعایت کنند، مهمترین دلیل‌اش مشکلات اقتصادی و معیشتی آنها است. به این صورت که اگر در خانه بمانند از عهده تامین زندگی‌شان بر نمی‌آیند. بنابراین بخشی از اقشار به مراتب آسیب پذیرتر از بخش‌های دیگر هستند. اگرچه خطر ویروس فقیر و غنی نمی‌شناسد اما اغنیا از توانایی بیشتری برای مقابله با این ویروس برخوردارند.

وی ادامه داد: اگرچه تعاملات ارتباطی کاهش یافته اما ارتباطات مجازی افزایش یافته است و از این نظر می‌تواند نقطه قوت باشد. با این حال اختلافات خانوادگی و خشونت‌های خانوادگی افزایش یافته است . با توجه به اینکه هر انسانی با هر تعامل اجتماعی می‌تواند عاملی برای انتقال ویروس باشد نوعی بدگمانی برای ارتباطات و یا حتی نسبت به تعاملات با دیگران افزایش پیدا کرده است. ما با یک سری عوارض اجتماعی و روانی نیز مواجهیم. از قبیل استرس‌هایی که متوجه افراد است. همچنین گسترش اندوه جمعی و سوگی که مضاعف است نیز متوجه خانواده‌ها است. به گونه‌ای که وقتی ابراز همدردی‌ها دشوار می‌شود، مسائلی هم به جود می‌آید.

ابعاد مثبت کرونا

هاشمی در خصوص ابعاد مثبت کرونا اظهار داشت: ما ابعاد مثبتی را هم در ارتباط با این اپیدمی شاهدیم. مردم جامعه و شهروندان نسبت به مساله نظافت، سلامتی و بهداشت اهتمام بیشتری دارند. افراد در محیط خانواده تعاملاتشان بیشتر شده است. توجه به حوزه علم و مدیریت علمی و کنش علمی در این عرصه بیشتر شده است. واقعیات عینی به ما نشان داده که این یروس تعارف ندارد و حتما باید منطقی برای مقابله با این ویروس وجود داشته باشد. ما در اینجا می‌بینیم توجه به دعا در بین معتقدان به دعا بیشر شده ولی رفتارهای خرافی که در ابتدا مورد توجه بود، مردود شده است و مردم از روش‌های خرافی فاصله گرفتند. منظور از خرافات رفتارهایی هستند که منطبق با باور علم و دین نیست.

همچنین توجه به محیط زیست، ارزش محیط زیست و اهمیت محیط زیست بیش از گذشته شده است و در واقع مخاطراتی که در امور زیست محیطی وجود دارد بیش از گذشته مورد توجه است. وقتی به ابعاد مثبت و منفی توجه می کنیم متوجه می‌شویم که با یک مساله اجتماعی مواجه هستیم؛ مساله‌ای که درد مشترک جامعه و شهروندان است و اگر همه برنخیزند و بلند نشوند، این مساله حل نمی‌شود. در اینجا است که با مفهوم مسوولیت اجتماعی مواجه می‌شویم. یعنی اگر مشارکت اجتماعی مبتنی بر مسولیت پذیری اجتماعی وجود نداشته باشد، کماکان ما در این بحران باقی خواهیم ماند. وقتی می‌گوییم مسئولیت پذیری یعنی وظایفی که افراد نسبت به خود، دیگران و محیط شان دارند و بخشی هم ناظر بر مسوولیتی است که نسبت به دیگران دارند. در اینجا است که بحث مسولیت اجتماعی اهمیت می یابد.

عدم مشارکت مردم سبب تداوم بحران می‌شود

سیدضیا هاشمی در خصوص تداوم بحران کرونا و لزوم توجه بدان گفت: کرونا مساله‌ای است که با سلامت و سرنوشت همه سروکار دارد و به عینه همه می‌بینند که اگر نسبت به این موضوع توجه نکنند، مشارکت نکنند و مسئولیت خود را انجام ندهند جامعه با تداوم بحران منجر می‌شود. بنابراین اگر من نسبت به وظایفم در قبال کرونا توجه نداشته باشم فقط خودم نیستم که آسیب می‌بینم بلکه این آسیب را به دیگران هم منتقل می‌کنم. دولت و سازمان‌های مربوطه اگر کارآمد نباشند در واقع مردم تاوانش را می‌دهند. نهادهای سلامت اگر موفق باشند سودش به جیب مردم می‌رسد و اگر موفق نباشند دودش به چشم مردم می‌رود. بنابراین هم در سطح خرد و هم در سطح کلان با یک وضعیتی مواجهیم که به عینه می‌بینیم مسوولیت اجتماعی ناظر بر سرنوشت دیگران است و این سرنوشت اجتماعی است که برای دیگران مهم می‌شود و مشروعیت اجتماعی را ایجاد و آن را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

برای حل مساله کرونا چه باید کرد؟

هاشمی در خصوص راهکارهای موجود اظهار داشت: در ابتدا یک فرد به تنهایی نمی‌تواند گلیمش را از آب بیرون بکشد. موفقیت فرد مستلزم همراهی دیگر افراد و اقشار جامعه است. بنابراین ما باید بتوانیم شاهد کنش جمعی باشیم. باز یک فرد عادی به عنوان کنشگر اجتماعی نمی‌تواند دیگران را وادار به کنش کند، نخبگان اجتماعی در این حوزه توانایی بیشتری دارند. رسانه‌ها می‌توانند کمک بیشتری  به افراد و کنشگران اجتماعی کنند. در راس آنها دولت به عنوان قدرت فراگیر، توانایی اعمال سیاست‌ها و تصمیمات را دارد. بنابراین اینجاست که نقش دولت اهمیت می‌یابد و توجه مردم به دولت بیشتر می‌شود و فرصتی فراهم می‌شود که اعتماد به دولت افزایش یابد و منافع دولت- ملت به هم گره می‌خورد و مفهوم دولت و فلسفه اجتماعی دولت برای جامعه مشروع تر و پر رنگ‌تر می‌شود

چگونه اعتماد افزایش می‌یابد؟

هاشمی در این خصوص که اعتماد اجتماعی چگونه افزایش می‌یابد، گفت: وقتی که مردم بدانند دولت و نهادهای رسمی در راستای منافع آنها اثر گذارند، بیش از پیش به آنها اعتماد می‌کنند. در اینجا است که سرمایه اجتماعی می‌تواند افزایش یابد. افزایش سرمایه اجتماعی هم منوط به دو اتفاق خوب است؛ نخست ظرفیت حکمرانی ارتقا پیدا کند. منظور از ظرفیت حکمرانی توانایی اعمال سیاست‌ها و اجرای آنها است. در این زمینه کارها باید با رویکرد علمی انجام شود کاری که در کره انجام شد. از تخصص‌ها چه در عرصه بهداشتی و چه در عرصه اجتماعی به شکل مناسب استفاده شود و مردم احساس کنند دولت در خدمت آنها است و به آنها کمک می‌کند،  در نتیجه اقبال مردم نیز به دولت و سازمان‌های عمومی افزایش می‌یابد. این یعنی اینکه سرمایه اجتماعی دولت افزایش می‌یابد.

این استاد دانشگاه افزود: در این شرایط است که اعتماد عمومی افزایش می‌یابد و این شرط دوم موفقیت است. یعنی ظرفیت بالای حکمرانی به اضافه سرمایه اجتماعی به ویژه اعتماد اجتماعی بالا می‌تواند هم افزایی را ایجاد کند و جامعه را در مسیر حل مساله قرار دهد. بنابراین اینکه چه قضاوتی در جامعه شکل می‌گیرد  بسیار حائز اهمیت است. این امکان وجود دارد که دولت و سازمان‌های عمومی عملکرد مناسبی داشته باشند اما افکار عمومی به این نتیجه نرسند. کما آنکه برعکس آن هم امکانپذیر است.

بنابراین ما در اینجا با سه عنصر مواجهیم. یک ظرفیت حکمرانی بالا، دوم اعتماد اجتماعی بالا و سوم حلقه اتصالی که بیشتر در رسانه‌های جمعی خود را نشان می‌دهد. یعنی دیده شدن و دیدن این خدمات و ظرفیت‌ها که بتواند جامعه را به سمتی بکشاند که هم افزایی بین کنشگران اجتماعی و کنشگران مدیریتی در سطح خرد و هم در سطح کلان شکل بگیرد.. در کشور ما نیز این انطباق می‌تواند شکل بگیرد اما به شرطها و شروطها.

هاشمی گفت: بنابراین ما نیاز به مشارکت مردم داریم و برای این کار باید افکار عمومی توجیه شود و برای توجیه افکار عمومی دولت باید در بحث سیاستگذاری با اقتدار و اعتبار عمل کند. اعتماد مردم باید با سیاستگذاری‌های درست ارتقا یابد و انعکاس درست این سیاست‌ها، ضعف‌ها و توفیقات آنها می‌تواند اعتماد مردم را به وجود آورد. آموزش و به ویژه استمرار آموزش می‌تواند بسیار موثر باشد و رسانه‌های جمعی در این زمینه می‌توانند نقش پر رنگی داشته باشند.

ما برای مدیریت کرونا نیاز به مشارکت مردم داریم. مشارکت مستلزم جلب اعتماد مردم و همراهی آنها است. اعمال این موارد مستلزم سیاست‌های دقیق، درست و عالمانه‌ای است که در مکان عمل بتواند اعتماد را جلب کند. بنابراین یک ضلع دیگر هم وجود دارد و آن جایگاه سیاستگذار به نام دولت است. دولت در صورتی می‌تواند همراهی مردم را داشته باشد که سیاست‌هایی مبتنی بر دانش و تخصص لازم و مورد پذیرش نهادهای تخصصی و جامعه نخبگان داشته باشد و از سوی دیگر این سیاست‌ها مورد قبول قرار بگیرند ودر عمل هم بتوان این سیاست‌های درست و موجه را  با مدیریت لازم اعمال کرد. بنابراین اگر نظام تخصصی و اقتدار مدیریتی باشد به اینکه اعتماد عمومی جلب شود، کمک می‌کند و جلب اعتماد عمومی منتج به مشارکت جمعی می‌شود و این هم افزایی در سطح کلان سبب می‌شود در خصوص موضوعی مثل کرونا مدیریت صورت بگیرد و مساله حل شود.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =